کد خبر: 4349305
تاریخ انتشار : ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۰
یادداشت

ضرورت بازخوانی منطقِ کنشِ رضوی برای انسان معاصر

خوانش اجتهادی از سیره امام رضا(ع) و رفع چالش‌های انسان معاصر

به قلم، حجت الاسلام علی راد، استاد دانشگاه تهران

بحث درباره ظرفیت‌های سیره امام رضا(ع) برای پاسخ‌گویی به مسائل انسان معاصر، مستلزم بازاندیشی در شیوه‌های رایج سیره‌پژوهی است. در سنت حدیثی و تاریخی شیعه، کوشش‌های گسترده‌ای برای ثبت، گردآوری و دسته‌بندی روایات رضوی صورت گرفته است و آثار مهمی همچون «عیون اخبار الرضا(ع)» و مجموعه‌های روایی بعدی، میراث ارزشمندی را در اختیار پژوهشگران قرار داده‌اند. با این‌حال، این آثار عمدتاً مبتنی بر منطق روایت‌محور و توصیفی‌اند؛ یعنی می‌کوشند گزارش کنند امام(ع) در موقعیت‌های تاریخی چه رفتاری داشته‌اند.

 این رویکرد برای پژوهش تاریخی ضروری است، اما برای مواجهه با پرسش‌ها و بحران‌های انسان امروز کفایت ندارد؛ زیرا انسان مدرن ـ چه دیندار و چه سکولار ـ از دین و متون دینی انتظار «حل مسئله» دارد و صرفاً به دنبال دانستن تاریخ کنش‌های یک امام نیست، بلکه به دنبال «منطقِ درونی آن کنش‌ها» است.

برای این منظور ایده «سیره‌پژوهی اجتهادی» مورد تأکید است؛ رویکردی که می‌کوشد از سطح گزارش‌ها و روایات فراتر رود و به الگوی کلان، منطق رفتاری و ساختار اندیشه‌‌ورزی امام(ع) دست یابد. سیره‌پژوهی اجتهادی برخلاف نگاه روایی-توصیفی، سیره را مجموعه‌ای از داده‌های پراکنده نمی‌بیند، بلکه آن را منظومه‌ای معنادار از کنش‌های سنجیده تلقی می‌کند که قابل استخراج، تحلیل و مدل‌سازی است. در این نگرش، سیره نه یک «تاریخ» بلکه یک «نظام معنایی» و «روش حیات» است که قابلیت کاربست در شرایط امروز را دارد. 

تحقق چنین رویکردی نیازمند دو پیش‌شرط است: نخست، تسلط بر علوم نقلی و اصول اجتهاد برای اعتبارسنجی و فهم روایات؛ و دوم، شناخت دقیق از مسائل انسان معاصر، اعم از بحران‌های اخلاقی، هویتی، وجودی، اجتماعی و سیاسی. تنها پژوهشگری که این دو حوزه را یکجا در اختیار دارد، توانایی استخراج آموزه‌های راهبردی از سیره رضوی را خواهد داشت.

یکی از موانعی که در مسیر بهره‌گیری از سیره برای انسان امروز وجود دارد، محدود کردن سیره به سطح درون‌مذهبی است. در حالی‌که امامت امام رضا(ع)، به دلیل قرار داشتن در امتداد نبوت پیامبر اکرم(ص)، واجد ویژگی «فراتاریخی بودن» و «جهان‌شمولی» است. پیام امام(ع) به انسان معاصر، صرفاً خطاب به شیعیان نیست؛ بلکه هر انسانی که با بحران‌های معنا، کرامت انسانی، هویت، اخلاق، امنیت روانی یا فروپاشی روابط اجتماعی مواجه است، می‌تواند مخاطب این سیره باشد. نگاه جهان‌شمول به سیره، ظرفیت آن را برای حضور در فضای گفت‌وگوی تمدنی، بین‌الادیانی و حتی زیست سکولار افزایش می‌دهد و مانع از آن می‌شود که این میراث بزرگ در حصار تنگ مخاطب مذهبی باقی بماند.

از منظر تاریخی نیز دوره امامت امام رضا(ع) یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین مقاطع تاریخ اسلام است. مأمون عباسی، با هوشمندی سیاسی، از یک‌سو در پی حذف رهبران برجسته شیعه بود و از سوی دیگر تلاش داشت قرائتی «عباسی‌شده» از تشیع ارائه دهد؛ قرائتی که جوهر امامت را تهی و کارکرد سیاسی- اجتماعی آن را وابسته به خلافت کند. در چنین بستری، ولایتعهدی امام رضا(ع) به یکی از مهم‌ترین میدان‌های کنش امامت تبدیل شد. تحلیل سیره امام(ع) در این دوره نشان می‌دهد که ایشان چگونه توانستند در میانه سیاست‌گذاری‌های پیچیده خلافت، از اصالت تشیع محافظت کنند، منطق امامت را در فضای عمومی نشر دهند و هویت شیعی را از خطر استحاله یا حذف نجات دهند. این تجربه تاریخی خود می‌تواند الگویی برای فهم نقش دین در مواجهه با بحران‌های قدرت، بحران مشروعیت و بحران هویت در جهان معاصر باشد.

از سوی دیگر، در سیره امام رضا(ع) عناصر مهمی دیده می‌شود که می‌تواند برای انسان امروز آموزنده باشد. یکی از این عناصر، «کرامت‌محوری» است. گزارش‌های متعددی از این دوره نشان می‌دهد که امام(ع) در اوج قدرت سیاسی ـ یعنی در جایگاهی که عملاً شخص دوم امپراتوری اسلامی محسوب می‌شدند ـ نسبت به رفتارهای تبعیض‌آمیز حساسیت ویژه داشتند. واکنش ایشان به برخورد تحقیرآمیز با بردگان، سیاهان و موالی، نمونه‌ای روشن از منطق کرامت‌انسانی در سیره رضوی است. امام(ع) نه‌تنها این رفتارها را نکوهش می‌کردند، بلکه عملاً با نشاندن آنان بر سر سفره خود، مرزهای طبقاتی، نژادی و فرهنگی را می‌شکستند. این منطق، در جهان امروز که گرفتار انواع تبعیض‌ها، نژادپرستی‌ها و بی‌عدالتی‌های ساختاری است، ظرفیت تبدیل شدن به یک چارچوب هنجاری برای بازسازی اخلاق اجتماعی دارد.

انتهای پیام
دبیر:
سلما آرام
captcha