کد خبر: 4349474
تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۲
حجت‌الاسلام لک‌زایی در نشست علمی مطرح کرد

ریشه اختلال در حکمرانی، غفلت از بنیادهای فلسفی قانون اساسی است

رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در نشست علمی مجمع عالی حکمت اسلامی با استناد به کتاب عقل و سکون در حکمرانی اثر شهید لاریجانی، به کالبدشکافی چالش‌های مدیریتی و ساختاری ایران پرداخت. وی با تبیین نگاه مسئله‌محور این شهید، فقدان نظریه جامع پیشرفت و ابهام در تعریف عدالت را ریشه تناقضات اقتصادی دهه‌های اخیر دانست.

ارسال خانم آرام/ مهمترین مشکل جمهوری اسلامی و راه حل آن از منظر شهید لاریجانیبه گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین نجف لک‌زایی؛ رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 9 اردیبهشت‌ماه در نشست علمی «حکمرانی از منظر شهید لاریجانی؛ براساس کتاب«عقل و سکون در حکمرانی» که از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد، با استناد به منابع پژوهشی خود اظهار کرد: منبع اصلی نکاتی که عرض می‌کنم، کتاب عقل و سکون در حکمرانی نوشته شهید لاریجانی است که توسط انتشارات دانشگاه تهران در سال ۱۴۰۳ به چاپ رسیده است.

لک‌زایی افزود: بسیار مایه خرسندی است که برخی از مدیران نظام در تراز علمی و معرفتی بالایی قرار دارند که می‌توان درباره افکار و اندیشه‌های آنان نشست‌های تخصصی برگزار کرد. این دست از مدیران به حدی از معرفت نسبت به حقایق دست یافته‌اند که می‌توانند علم را به مرحله عمل تبدیل کنند؛ این همان الگوی مطلوب در حکمت اسلامی برای دستیابی به سعادت و تحقق مدینه فاضله است که بر پیوند ناگسستنی علم و عمل تأکید دارد.

این پژوهشگر با بیان اینکه از منظر شهید لاریجانی، حکمرانی جدی‌ترین چالش پیش روی جمهوری اسلامی است، تصریح کرد: «ایشان به تبعیت از اندیشه‌های رهبر شهید، معتقد بودند اگر اختلال در حکمرانی حل نشود، رسیدن به اهداف غایی انقلاب اسلامی ناممکن خواهد بود. به همین سبب، یکی از القاب ایشان مردِ حل مسئله بود؛ چرا که نگاه ویژه‌ای به کشف مسائل بنیادین جامعه و ارائه راهکار برای آن‌ها داشتند. از نظر ایشان، هدف نهایی این مسیر، دستیابی به پیشرفت توأم با عدالت است.

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه تحلیل خود خاطرنشان کرد: از منظر شهید لاریجانی، جمهوری اسلامی فاقد یک نظریه جامع پیشرفت است؛ به همین سبب در عرصه عمل نیز توفیق چندانی در تحقق افق‌های مدنظر رهبری کسب نشده است. ایشان برای تبیین این مسئله به تناقض در رویکردهای اقتصادی دهه‌های اخیر اشاره کرده‌اند؛ برای نمونه، در دهه ۶۰ به سمت دولتی کردن کارخانجات و امور رفتیم، در دهه ۷۰ رویکرد سرمایه‌داری پیش گرفته شد و در ادامه به سمت توزیع یارانه‌ها حرکت کردیم. از نظر وی، این رویکردهای ناهمسو با یکدیگر قابل جمع نیستند و همین تضادها منجر به بروز اختلال در نظام حکمرانی شده است.

رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به مداخلات نهادی به‌عنوان یکی دیگر از عوامل ناکارآمدی افزود: شهید لاریجانی ورود برخی نهادها به حیطه وظایف یکدیگر را از موانع اصلی حکمرانی می‌دانستند. ایشان به‌طور مشخص به مداخله در امور بانک مرکزی و نقش آن در ایجاد تورم اشاره داشتند. همچنین نبود سازمان توسعه ملی را از خلاهای ساختاری پیشرفت قلمداد کرده و معتقد بودند سازمان برنامه و بودجه نیز عملاً برنامه‌ریزی را رها کرده و تنها بر امور بودجه‌ای متمرکز شده است. به اعتقاد ایشان، ما هنوز در حوزه‌های بنیادینی چون عدالت، دولت، احزاب، مدل اقتصادی، انتخابات و حکمرانی، فاقد نظریه‌های مدون و روشن هستیم.

وی به نقد ساختارهای قانونی و اجرایی از دیدگاه این شهید پرداخت و گفت: ایشان وجود برخی خلأها در قانون اساسی را می‌پذیرفتند و به‌طور نمونه به موازی‌کاری شورای عالی انقلاب فرهنگی با مجلس شورای اسلامی اشاره داشتند. همچنین معتقد بودند ضعف مدیران اجرایی در پیاده‌سازی سند چشم‌انداز، پیامدهای ناگواری همچون ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی، تشدید آلودگی هوا، تورم مزمن و کسری بودجه را به دنبال داشته است.

غفلت از بنیادهای فلسفه

استاد دانشگاه باقرالعلوم (ع) در ادامه تصریح کرد: شهید لاریجانی بر این باور بود که علی‌رغم تأکیدات مکرر رهبری بر مسائل راهبردی همچون توسعه فناوری، هنوز توجه شایسته و بایسته‌ای به این حوزه‌ها صورت نگرفته است. از منظر ایشان، ریشه تمامی این معضلات و ناکارآمدی‌ها در غفلت از بنیادهای فلسفی قانون اساسی و ضعف در نظریه‌پردازی فلسفی متناسب با زیست‌بوم ایران نهفته است؛ لذا ایشان به تبعیت از رهبری شهید، همواره بر ضرورت تحقق امتداد اجتماعی و سیاسیِ فلسفه تأکید داشتند.

لک‌زایی با اشاره به دیدگاه‌های مختلف در ریشه‌یابی چالش‌های کنونی اظهار کرد: در این میان، تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد؛ برخی معتقدند مشکلات ما ناشی از ناتوانی در بخشیدن امتداد سیاسی و اجتماعی به الهیات است. گروهی دیگر، چالش‌های فقهی و حقوقی و عدم توانمندی فقه در پاسخگویی به نیازهای معاصر را منشأ این گرفتاری‌ها می‌دانند و برخی نیز بر این باورند که ضعف بنیادین در حوزه علوم انسانی، عامل اصلی بروز این اختلالات در نظام حکمرانی است.

عدالت و پیشرفت؛ دو هدف مهم انقلاب

لک‌زایی در ادامه تبیین اندیشه‌های این شهید اظهار کرد: از دیدگاه شهید لاریجانی، دو هدف بنیادین یعنی پیشرفت و عدالت، حیاتی‌ترین اهداف برای کشور محسوب می‌شوند. ایشان معتقد بودند که متأسفانه نظام حکمرانی در ایران از یک مبنای فلسفی استوار و منسجم نشئت نگرفته و همین امر ما را دچار نوعی التقاط کرده است. برای نمونه، هرچند در قانون اساسی بر مقوله عدالت تأکید فراوانی شده، اما جایگاه و تعریف دقیق و عملیاتی آن همچنان روشن نیست.

وی با اشاره به پیامدهای این ابهام نظری افزود: این تعریف از عدالت به قدری مبهم بوده است که در دهه‌های مختلف، رویکردهای کاملاً متناقضی را به نام عدالت اجرا کرده‌ایم؛ گاهی تصور شده که با دولتی کردن امور به عدالت نزدیک می‌شویم، گاهی با تکیه بر رقابت‌های اقتصادی و رویه‌های سرمایه‌داری و گاهی نیز با توزیع یارانه؛ در حالی که این مسیرها ۱۸۰ درجه با یکدیگر در تنافی هستند و این تشتت آراء، مانع از شکل‌گیری یک رویه واحد شده است.

رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پایان اظهار کرد: شهید لاریجانی با نقد دیدگاه‌های بین‌المللی نیز معتقد بودند که نهادهایی همچون بانک جهانی و امثال آن، جایگاه لازم را برای عدالت واقعی در نظر نگرفته‌اند. ایشان در نهایت نتیجه‌گیری می‌کنند که تمامی چالش‌های موجود نشان‌دهنده آن است که نظریه حکمرانی در ابعاد مختلف، بر یک مبنای فلسفی مستقر نشده است. از این رو، ایشان تأکید داشتند که مهم‌ترین مسئله امروز جمهوری اسلامی، اختلال در حکمرانی است و راه حل آن، تدوین یک نظریه روشن و منسجم در قانون اساسی و اسناد بالادستی و بهره‌گیری از مدیرانی است که از یک منظومه فکری منسجم برخوردار باشند.

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha