
شبهای قدر و آیینهای احیا در فرهنگ دینی مسلمانان همواره با مفاهیمی عمیق و انسانساز همچون امید، بازگشت، بخشایش و گشوده شدن درهای رحمت الهی همراه بوده است. در این شبها انسان فرصت مییابد تا در خلوتی معنوی به بازنگری در مسیر زندگی خود بپردازد و با قلبی آکنده از امید و تواضع، بار دیگر به سوی خالق مهربان بازگردد. همین مضامین بلند و روحنواز سبب شده است که شبهای احیا در طول تاریخ الهامبخش بسیاری از آثار ادبی، عرفانی و هنری باشد و اندیشمندان و هنرمندان کوشیدهاند با زبان هنر، تجربههای معنوی این لحظات را برای دیگران روایت کنند.
در سنت فکری و فرهنگی ایران اسلامی، مفهوم توبه و بازگشت به خداوند جایگاهی ویژه دارد. این مفهوم نه تنها در متون دینی و روایی بلکه در ادبیات عرفانی، شعر فارسی و حکمت ایرانی نیز حضوری پررنگ دارد و بسیاری از شاعران و عارفان بزرگ این سرزمین با زبان لطیف شعر، رابطه عاشقانه میان انسان و خداوند را به تصویر کشیدهاند. چنین میراثی نشان میدهد که معنویت در فرهنگ ایرانی همواره با زیباییشناسی هنری و بیان شاعرانه پیوند خورده و همین پیوند میتواند زمینهای مناسب برای بازآفرینی مفاهیم دینی در هنر معاصر فراهم آورد.
از سوی دیگر در دنیای امروز که رسانهها و ابزارهای هنری نقش گستردهای در شکلدهی به افکار و احساسات مخاطبان دارند، بهرهگیری از ظرفیتهای هنر برای بیان مفاهیم معنوی و اخلاقی بیش از گذشته اهمیت یافته است.
ایکنا، پیرامون این موضوع با حجتالاسلام والمسلمین سیدحسن اصلنژاد، مدیرکل سازمان تبلیغات اسلامی آذربایجان شرقی، رئیس قرارگاه مبلغین استان آذربایجان شرقی و استاد حوزه علمیه گفتوگویی انجام داده است که در ادامه میخوانیم:
ایکنا - شبهای احیا در فرهنگ دینی ما همواره با مفاهیمی مانند امید، بازگشت، آمرزش و گشودگی درهای رحمت الهی همراه بوده است. این مفاهیم عمیق انسانی و معنوی، چه ظرفیتهایی برای روایت در حوزه هنر و ادبیات دارند و چگونه میتوان آنها را به زبان هنری برای مخاطبان امروز بازآفرینی کرد؟
آنچه در این موضوع بیش از هر چیز اهمیت دارد این است که ما مسئله بازگشت انسان به سوی خداوند را صرفاً از زاویه حرکت بنده به سمت پروردگار نبینیم؛ بلکه حقیقتی عمیقتر در این میان نهفته است و آن بازگشت و روی آوری خداوند به سوی بندگان خویش است. در
ادبیات دینی ما خداوند «توّاب» معرفی شده است؛ یعنی خدایی که بیش از آنکه بندگان به سوی او بازگردند، خود او به سوی بندگانش بازمیگردد و راه بازگشت را برای آنان هموار میکند. این معنا در حقیقت یکی از زیباترین مفاهیمی است که میتواند دستمایه هنر و ادبیات قرار گیرد.
وقتی هنرمند با چنین نگاهی به موضوع بنگرد، رابطه میان انسان و خدا را همچون رابطه عاشق و معشوق تصویر میکند؛ رابطهای که در آن خداوند همواره منتظر بنده خویش است و کوچکترین نشانهای از بازگشت را با لطف و محبت پاسخ میدهد. شبهای احیا در حقیقت بهانهای بزرگ و ارزشمند برای این ملاقات عاشقانه میان انسان و خالق است و هنر میتواند این لحظههای ناب امید و اشتیاق را با زبانی لطیف و تأثیرگذار برای جامعه روایت کند.
ایکنا - در روایتهای دینی و اخلاقی، داستان انسانهایی که پس از خطا و لغزش دوباره به مسیر الهی بازمیگردند، همواره برای مخاطبان جذاب بوده است. بسیاری از آثار ادبی، فیلمها و روایتهای تاریخی نیز بر همین محور شکل گرفتهاند. به نظر شما چرا داستان بازگشت انسانها چنین جذابیتی برای مخاطب دارد و چگونه میتواند به الگویی الهامبخش برای دیگران تبدیل شود؟
اگر اجازه بدهید در پاسخ به این پرسش به نکتهای بسیار لطیف در معارف دینی اشاره کنم. در روایات آمده است هنگامی که بندهای گناهکار با قلبی شکسته و پشیمان به سوی خداوند بازمیگردد و حتی دو رکعت نماز با توجه و حضور قلب میخواند، پروردگار متعال به فرشتگان خویش مباهات میکند و میفرماید: بنگرید به بنده من که چگونه به سوی من بازگشته است. اگر این بنده در حال دعا اشک بریزد، خداوند بار دیگر به ملائکه میفرماید که به احترام این اشکها گناهان او را ببخشید و از پروندهاش محو کنید. این تصویر در حقیقت یکی از زیباترین جلوههای محبت الهی است. حتی در برخی روایات آمده است که اگر بندهای توبهای واقعی و صادقانه داشته باشد، خداوند آنقدر لطف خود را شامل حال کسانی که از او حقی دارند میکند تا آنان نیز از حق خود بگذرند.
این موارد نشان میدهد که دین اسلام اساساً دینی سرشار از محبت و مهربانی است. ما در فرهنگ عمومی از محبت مادر به عنوان بالاترین نمونه عشق یاد میکنیم، اما در حقیقت محبت الهی نسبت به بندگانش از آن نیز فراتر است. وقتی چنین مفاهیمی در قالب روایت یا داستان مطرح میشود، طبیعی است که مخاطب با آن ارتباط عاطفی برقرار میکند، زیرا انسان ذاتاً به امید، بخشش و فرصت دوباره نیاز دارد و داستان بازگشت، این امید را در دلها زنده میکند.
ایکنا - با توجه به مفاهیمی که درباره رحمت الهی، توبه و بازگشت انسان بیان کردید، این پرسش مطرح میشود که هنر تا چه اندازه میتواند در انتقال این مفاهیم نقش داشته باشد. در جامعه امروز که مخاطبان بیش از هر زمان دیگری با رسانهها و محصولات فرهنگی سر و کار دارند، جایگاه هنر در تبیین مفاهیم دینی مانند توبه و امید به رحمت الهی را چگونه ارزیابی میکنید؟
یکی از مهمترین اقداماتی که در نظام فرهنگی و دینی ما باید مورد توجه قرار گیرد، پیوند عمیق میان دین و هنر است. متأسفانه در برخی دورهها ما کمتر به این مسئله پرداختهایم، در حالی که اگر به تعالیم دینی توجه کنیم، درمییابیم اساس دین بر محبت و اخلاق استوار است. خداوند متعال در حقیقت دین را برای رشد اخلاقی انسانها فرستاده و بهترین ابزاری که میتواند اخلاق و محبت را در دل انسانها نفوذ دهد، هنر است. هنر زبان دلهاست؛ زبانی که بدون تحمیل و اجبار، حقیقت را به جان مخاطب منتقل میکند. اگر ما بتوانیم مفاهیم دینی را در قالبهای هنری مانند سینما، ادبیات، شعر، موسیقیهای فاخر و هنرهای تجسمی ارائه کنیم، آنگاه این مفاهیم به صورت طبیعی در دل جامعه نفوذ خواهند کرد. در فضای رسانهای امروز حتی اگر صد پیام فرهنگی داشته باشیم، باید بخش عمده آن در قالب هنر ارائه شود تا بتواند اثر واقعی خود را بر مخاطب بگذارد.

ایکنا - یکی از انتقادهایی که گاه به برخی آثار دینی وارد میشود، شعارزدگی و فاصله گرفتن از واقعیتهای زندگی انسانهاست. به نظر شما هنرمندانی که قصد دارند درباره موضوعاتی مانند توبه، بازگشت به خدا و معنویت آثار هنری تولید کنند، باید به چه ظرافتهای روایی و اخلاقی توجه داشته باشند تا آثارشان تأثیرگذار و باورپذیر باشد؟
یکی از مشکلاتی که گاه در برخی آثار هنری مشاهده میشود این است که شخصیتهای دینی تنها با نمادهای ظاهری معرفی میشوند، در حالی که حقیقت شخصیتهای بزرگ دینی در رفتار و اخلاق آنان نهفته است. برای مثال در برخی نقاشیها یا تصاویر، وقتی میخواهند چهرهای از امیرالمؤمنین علی(ع) ترسیم کنند، تنها شمشیر و زره و کلاهخود را به تصویر میکشند و تصور میکنند با این کار شخصیت آن حضرت معرفی شده است. در حالی که اگر بخواهیم حقیقت حضرت علی(ع) را نشان دهیم، باید او را در کنار یتیمان و محرومان به تصویر بکشیم؛ همان امامی که شبها با کیسههای آرد و خرما بر دوش خود به خانه نیازمندان میرفت. حتی در تاریخ نقل شده است که رد طناب این بارهای کمکرسانی بر شانههای آن حضرت باقی مانده بود. هنر زمانی اثرگذار میشود که چنین حقیقتهایی را به تصویر بکشد، زیرا مخاطب در این صورت با روح و پیام واقعی شخصیتهای دینی ارتباط برقرار میکند، نه صرفاً با ظواهر تاریخی آنان.
ایکنا - در ادبیات عرفانی و دینی ایران، به ویژه در شعر فارسی، مفهوم بازگشت، توبه و طلب بخشش از خداوند جایگاهی بسیار برجسته دارد. شاعرانی مانند حافظ، مولوی، سعدی و بسیاری از بزرگان ادب فارسی بارها از این مفاهیم سخن گفتهاند. از نگاه شما این میراث عظیم ادبی چه ظرفیتهایی برای الهامبخشی به هنر معاصر دارد؟
فرهنگ ایران زمین فرهنگی بسیار کهن و ریشهدار است و در طول قرنها با شعر و ادبیات عرفانی پیوندی عمیق داشته است. اگر به تاریخ این سرزمین نگاه کنیم، میبینیم که مردم ایران همواره با اشعار شاعران بزرگ زندگی کردهاند و بسیاری از مفاهیم اخلاقی و معنوی را از طریق همین اشعار آموختهاند. حتی یافتههای باستانشناسی نشان میدهد که تمدن و فرهنگ در این سرزمین سابقهای چند هزار ساله دارد و این پیشینه فرهنگی سبب شده است که مردم ما با زبان هنر و شعر انس ویژهای داشته باشند. به همین دلیل شعر عرفانی در قلب و جان مردم ایران نفوذی عمیق دارد. اگر هنرمندان معاصر بتوانند از این گنجینه بزرگ الهام گیرند و مفاهیم آن را با زبان امروز بازآفرینی کنند، آثار بسیار تأثیرگذاری خلق خواهد شد. در واقع شعر فارسی میتواند پلی میان معارف عمیق دینی و زبان هنری معاصر باشد و پیامهای معنوی را به شکلی زیبا و ماندگار به مخاطبان منتقل کند.
ایکنا – به عنوان پرسش پایانی، با توجه به اینکه جوانان امروز بخش بزرگی از جامعه را تشکیل میدهند و در عین حال با چالشهای فکری و فرهنگی متعددی روبهرو هستند، مفهوم توبه و بازگشت به خدا چگونه میتواند برای نسل جوان جذاب و قابل فهم ارائه شود. به بیان دیگر، چه رویکردی در معرفی این مفاهیم میتواند جوانان را به سوی معنویت و امید سوق دهد؟
جوان امروز بیش از هر چیز نیازمند درک محبت و مهربانی دین است. اگر بتوانیم به درستی به او نشان دهیم که خداوند عاشق بندگان خویش است و همواره در انتظار بازگشت آنان است، بسیاری از فاصلهها از میان خواهد رفت. متأسفانه گاهی در بیان مفاهیم دینی بیش از اندازه بر ترس و مجازات تأکید میشود و واژههایی به کار میرود که برای جوانان ناآشنا یا حتی دافعهبرانگیز است. در حالی که اگر حقیقت
دین یعنی محبت الهی و رابطه عاشقانه میان انسان و خداوند به درستی معرفی شود، جوان به طور طبیعی به آن جذب خواهد شد. جوان در درون خود عطشی برای کشف حقیقت و محبت دارد و به دنبال تکیهگاهی مطمئن میشود. وقتی او درک کند که خداوند بهترین تکیهگاه است. در قرآن کریم آمده است «حسبنا الله و نعم الوکیل»، آنگاه احساس امنیت و آرامش خواهد کرد. وظیفه ما این است که این حقیقت را با زبانی زیبا، هنرمندانه و صادقانه برای نسل جوان بیان کنیم تا او دریابد که راه کمال و رشد حقیقی در همین ارتباط عاشقانه با خداوند قرار دارد.
انتهای پیام