کد خبر: 4364632
تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۴
محمود گبرلو:

سینما بدون اندیشه به تجارتی مخرب تبدیل می‌شود

یک منتقد و کارشناس سینما و تلویزیون، با بیان اینکه هویت سینما بر پایه اندیشه و تأثیرگذاری فرهنگی شکل می‌گیرد، گفت: اثری که صرفاً با هدف کسب درآمد تولید شود، نمی‌تواند رسالت فرهنگی و اجتماعی سینما را محقق کند.

سینما بدون اندیشه به یک تجارت مخرب تبدیل می‌شودمحمود گبرلو، منتقد و کارشناس سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با ایکنا با بیان اینکه سینمای ایران در شرایط کنونی با یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ خود مواجه است، اظهار کرد: اگر بخواهیم وضعیت امروز سینمای کشور را بدون تعارف و با نگاهی واقع‌بینانه بررسی کنیم، باید بپذیریم که فاصله قابل توجهی میان سینمای ایران و جریان پرشتاب سینمای جهان ایجاد شده است. این فاصله تنها به حوزه فناوری یا امکانات تولید محدود نمی‌شود، بلکه در نوع نگاه، شیوه روایت، ارتباط با مخاطب و حتی درک تحولات فرهنگی و اجتماعی نیز مشاهده می‌شود. امروز مخاطب ایرانی همانند دیگر مخاطبان جهان به واسطه گسترش فضای مجازی و سکوهای نمایش آنلاین به تولیدات متنوع و باکیفیت جهانی دسترسی دارد و طبیعی است که آثار داخلی را نیز با همان معیارها ارزیابی کند. اگر سینمای ایران نتواند خود را با این شرایط هماهنگ کند، به تدریج جایگاه خود را در میان مخاطبان از دست خواهد داد و ممکن است روزی تنها در آرشیوها از آن یاد شود. این سخن به معنای ناامیدی نیست، بلکه هشداری است که باید آن را جدی گرفت، زیرا سرعت تحولات فرهنگی و رسانه‌ای به اندازه‌ای افزایش یافته که فرصت آزمون و خطا بسیار محدود شده است و هرگونه تعلل می‌تواند خسارت‌های جبران‌ناپذیری برای سینمای کشور به همراه داشته باشد.

وی ادامه داد: یکی از مهم‌ترین مشکلات امروز آن است که بسیاری از فعالان سینما هنوز اهمیت تغییر ذائقه مخاطب را به طور کامل درک نکرده‌اند. مخاطب امروز تنها برای گذراندن اوقات فراغت به سالن سینما نمی‌رود، بلکه انتظار دارد اثری را تماشا کند که علاوه بر جذابیت‌های بصری و داستانی، او را به اندیشیدن وادارد و تجربه‌ای متفاوت برایش رقم بزند. سینما در ذات خود هنری اندیشه‌محور است و اگر این ویژگی را از دست بدهد، به کالایی صرفا تجاری تبدیل خواهد شد. البته اقتصاد سینما اهمیت فراوانی دارد و هیچ اثری بدون بازگشت سرمایه نمی‌تواند استمرار پیدا کند، اما زمانی که سودآوری به تنها معیار تولید تبدیل شود، کیفیت آثار نیز به تدریج کاهش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی تهیه‌کنندگان، کارگردانان و سیاست‌گذاران باید در کنار یکدیگر قرار گیرند و برنامه‌ای جامع برای بازگرداندن اعتماد مخاطبان تدوین کنند. این برنامه باید به گونه‌ای باشد که تماشاگر نه تنها برای حضور در سالن سینما انگیزه پیدا کند، بلکه پس از پایان فیلم نیز درباره موضوع آن بیندیشد و بتواند بخشی از تجربه خود را به زندگی روزمره منتقل کند. اگر چنین ارتباطی میان فیلم و مخاطب شکل نگیرد، سینما به تدریج جایگاه فرهنگی خود را از دست خواهد داد.

گبرلو با اشاره به غلبه نگاه تجاری بر بخشی از تولیدات سینمایی گفت: متاسفانه در سال‌های اخیر شاهد آن هستیم که برخی جریان‌های تولید فیلم بیش از آنکه دغدغه ارتقای کیفیت هنری و محتوایی داشته باشند، صرفاً به دنبال فروش بیشتر و بازگشت سریع سرمایه هستند. این رویکرد اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت موفقیت اقتصادی ایجاد کند، اما در بلندمدت به زیان سینمای ایران خواهد بود، زیرا مخاطب به سرعت تفاوت میان اثر اصیل و محصول صرفا تجاری را تشخیص می‌دهد. از سوی دیگر، هنگامی که سیاست‌گذاری فرهنگی نیز از آثار خلاق، دغدغه‌مند و تاثیرگذار حمایت نکند، میدان برای گسترش تولیدات خنثی و بی‌دغدغه فراهم می‌شود. نتیجه چنین وضعیتی آن است که مخاطب ایرانی برای پاسخ دادن به نیازهای فرهنگی و هنری خود به سراغ آثار خارجی می‌رود و این موضوع نه تنها بازار داخلی را تضعیف می‌کند، بلکه موجب کاهش نفوذ فرهنگی سینمای ملی نیز می‌شود. به اعتقاد من، سکوت در برابر این روند، به معنای پذیرش تدریجی افول سینمای ایران است و لازم است مدیران فرهنگی با شجاعت بیشتری به اصلاح ساختارها و حمایت از تولیدات اندیشه‌محور بپردازند.

یکی از مهم‌ترین مشکلات امروز آن است که بسیاری از فعالان سینما هنوز اهمیت تغییر ذائقه مخاطب را به طور کامل درک نکرده‌اند

وی درباره نسبت میان سینما، دین و قوانین فرهنگی نیز اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین چالش‌های موجود در سینمای ایران، چگونگی برقراری تعادل میان احکام شرعی، قوانین فرهنگی و مقتضیات سینمای معاصر است. قوانین حاکم بر عرصه سینما بر مبانی دینی و مذهبی استوار شده‌اند و این موضوع در جای خود قابل احترام است، اما پرسش اساسی آن است که آیا این قوانین توانسته‌اند همگام با تحولات سریع رسانه‌ای و فناوری‌های نوین حرکت کنند یا خیر. امروز تصویر به قدرتمندترین ابزار انتقال پیام تبدیل شده و نمی‌توان نقش آن را در شکل‌دهی افکار عمومی نادیده گرفت. اگر سیاست‌های فرهنگی نتوانند پاسخگوی این واقعیت باشند، به تدریج میدان برای گسترش اندیشه‌هایی فراهم می‌شود که با اهداف فرهنگی جامعه همخوانی ندارند. در چنین شرایطی نه تنها مخاطبان داخلی از سینمای ملی فاصله می‌گیرند، بلکه فرصت تأثیرگذاری فرهنگی نیز از دست خواهد رفت. به همین دلیل معتقدم باید با بهره‌گیری از ظرفیت فقه پویا و گفت‌وگوی مستمر میان اندیشمندان دینی و هنرمندان، زمینه‌ای فراهم شود تا سینما بتواند ضمن حفظ ارزش‌های فرهنگی، پاسخگوی نیازهای مخاطب امروز نیز باشد.

این منتقد سینما در ادامه با تاکید بر ظرفیت‌های فراوان سینما برای انتقال مفاهیم اخلاقی و دینی گفت: نباید تصور کنیم که سینمای دینی تنها در بازسازی رویدادهای تاریخی یا زندگی شخصیت‌های بزرگ مذهبی خلاصه می‌شود. بدون تردید پرداختن به این موضوعات ارزشمند و ضروری است، اما آموزه‌های دینی می‌توانند در دل روایت‌های معاصر و مسائل روز جامعه نیز حضوری پررنگ داشته باشند. هنگامی که فیلمی درباره خانواده، مسئولیت‌پذیری، صداقت، عدالت، ایثار یا امید ساخته می‌شود، در حقیقت بخشی از ارزش‌های دینی را نیز بازتاب می‌دهد، حتی اگر داستان آن در زمان حاضر اتفاق بیفتد. نمونه‌هایی از آثار موفق سینمای ایران نشان داده‌اند که می‌توان میان روایت جذاب، ساختار حرفه‌ای و انتقال مفاهیم اخلاقی تعادل برقرار کرد. مخاطب امروز بیش از هر چیز به دنبال داستانی باورپذیر و شخصیت‌هایی واقعی است که بتواند خود را در آیینه آنان ببیند. هرچه این پیوند میان زندگی واقعی مردم و روایت‌های سینمایی عمیق‌تر شود، تاثیرگذاری فرهنگی سینما نیز افزایش خواهد یافت و این همان مسیری است که می‌تواند آینده سینمای ایران را تضمین کند.

وی درباره فاصله گرفتن بخشی از مخاطبان از سینمای ایران اظهار کرد: این انتقاد سال‌هاست که از سوی کارشناسان، منتقدان و حتی خود مخاطبان مطرح می‌شود که بسیاری از فیلم‌های ایرانی دیگر بازتاب‌دهنده زندگی واقعی مردم نیستند. تماشاگر زمانی با یک اثر ارتباط عمیق برقرار می‌کند که بتواند دغدغه‌ها، آرزوها، نگرانی‌ها و فراز و فرودهای زندگی خود را در آن مشاهده کند. اگر مخاطب احساس کند شخصیت‌های روی پرده با جهان واقعی او بیگانه هستند یا مسائل مطرح شده هیچ نسبتی با تجربه زیسته او ندارند، طبیعی است که انگیزه خود را برای حضور در سالن سینما از دست بدهد. بخش مهمی از مسئولیت این وضعیت متوجه نظام سیاست‌گذاری فرهنگی است، زیرا اگر فضای مناسب برای پرداختن به مسائل واقعی جامعه فراهم شود، بسیاری از فیلمسازان دغدغه‌مند با انگیزه بیشتری وارد میدان خواهند شد. متاسفانه در برخی مقاطع، اختلاف نظرها درباره مصادیق، محدودیت‌های غیرضروری و برداشت‌های متفاوت از قوانین باعث شده است که بخشی از ظرفیت خلاقانه سینمای ایران بلااستفاده بماند. در حالی که اگر زمینه گفت‌وگو و تعامل میان مدیران، کارشناسان دینی و سینماگران فراهم شود، می‌توان به راه‌حل‌هایی دست یافت که هم ارزش‌های فرهنگی حفظ شوند و هم سینما بتواند تصویر صادقانه‌تری از جامعه ارائه دهد. این موضوع نه تنها به افزایش اعتماد مخاطبان کمک می‌کند، بلکه زمینه حضور پررنگ‌تر سینمای ایران در عرصه‌های بین‌المللی را نیز فراهم خواهد ساخت.

این مؤلف سینمایی در ادامه با اشاره به نقش فیلمسازان در ارتقای کیفیت آثار سینمایی بیان کرد: فیلمساز پیش از هر چیز مسئول اندیشه‌ای است که از طریق اثر خود به جامعه منتقل می‌کند. سینما تنها مجموعه‌ای از تصاویر متحرک نیست، بلکه رسانه‌ای تاثیرگذار برای شکل دادن به نگرش‌ها، تقویت امید، افزایش آگاهی و گسترش فرهنگ عمومی است. از این رو هر فیلمسازی که وارد این عرصه می‌شود باید نسبت به مسئولیت اجتماعی خود آگاه باشد. به ویژه فیلمسازان جوان که آینده سینمای ایران را رقم خواهند زد، باید بیش از هر چیز به دنبال خلق آثاری باشند که علاوه بر جذابیت‌های هنری، حامل پیام‌های انسانی، اخلاقی و فرهنگی باشند. اگر هدف اصلی تولید فیلم تنها دستیابی به فروش بیشتر یا شهرت زودگذر باشد، بخش مهمی از رسالت سینما نادیده گرفته خواهد شد. البته موفقیت اقتصادی امری ضروری است، اما این موفقیت زمانی ارزشمند خواهد بود که در کنار آن کیفیت هنری و محتوایی نیز حفظ شود. تجربه سینمای جهان نشان داده است که بسیاری از آثار ماندگار، علاوه بر موفقیت تجاری، توانسته‌اند بر فرهنگ و اندیشه نسل‌های مختلف نیز تاثیر بگذارند و همین ویژگی آنها را به آثار ماندگار تبدیل کرده است.

این منتقد سینما با تأکید بر اینکه تقسیم‌بندی‌هایی مانند سینمای هنری، اجتماعی، تجاری، کودک یا دینی نباید موجب غفلت از ماهیت اصلی سینما شود، افزود: آنچه به یک فیلم ارزش می‌بخشد، اندیشه و کیفیت اجرای آن است، نه صرفا عنوان یا ژانری که در آن قرار می‌گیرد. یک فیلم اجتماعی زمانی موفق است که بتواند مخاطب را با مسائل جامعه درگیر کند و راهی برای اندیشیدن پیش روی او بگذارد. یک اثر دینی نیز زمانی تاثیرگذار خواهد بود که ارزش‌های اخلاقی را در قالب داستانی جذاب و باورپذیر روایت کند، نه اینکه صرفا به بیان مستقیم مفاهیم بسنده کند. حتی آثار سرگرم‌کننده نیز می‌توانند در کنار ایجاد لحظاتی خوش برای مخاطب، حامل پیام‌های ارزشمند انسانی باشند. بنابراین اصل اساسی آن است که فیلم از کیفیت لازم در فیلمنامه، کارگردانی، بازیگری، تدوین، موسیقی و سایر عناصر هنری برخوردار باشد. مخاطب امروز آگاه‌تر از گذشته است و به راحتی می‌تواند تفاوت میان اثری که با عشق، دانش و تعهد ساخته شده با اثری که تنها با هدف کسب درآمد تولید شده است را تشخیص دهد. به همین دلیل اعتقاد دارم که آینده سینمای ایران بیش از هر چیز به میزان توجه به کیفیت، نوآوری و احترام به شعور مخاطب وابسته است.

اگر هدف اصلی تولید فیلم تنها دستیابی به فروش بیشتر یا شهرت زودگذر باشد، بخش مهمی از رسالت سینما نادیده گرفته خواهد شد

وی در پاسخ به این پرسش که برای بازگرداندن جایگاه سینمای ایران چه اقداماتی ضروری به نظر می‌رسد، اظهار کرد: نخستین گام، ایجاد همدلی میان همه ارکان سینماست. سیاست‌گذاران، مدیران فرهنگی، فیلمسازان، تهیه‌کنندگان، نویسندگان، منتقدان و حتی دانشگاه‌ها باید در یک مسیر مشترک حرکت کنند. بدون وجود برنامه‌ای جامع و آینده‌نگر، نمی‌توان انتظار داشت که مشکلات انباشته شده طی سال‌های گذشته به سرعت برطرف شوند. حمایت از فیلمنامه‌های خلاق، اعتماد به نسل جوان، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، توجه به آموزش تخصصی، اصلاح برخی ساختارهای مدیریتی و فراهم کردن فضای گفت‌وگوی کارشناسی از جمله اقداماتی است که می‌تواند زمینه تحول را فراهم کند. همچنین باید به مخاطب احترام گذاشت و نیازها و سلیقه او را به رسمیت شناخت، زیرا بقای سینما بدون حضور تماشاگر امکان‌پذیر نیست. هر اندازه ارتباط میان سینما و زندگی واقعی مردم عمیق‌تر شود، استقبال عمومی نیز افزایش خواهد یافت. در کنار این موضوع، توسعه دیپلماسی فرهنگی و حضور فعال در بازارهای جهانی نیز اهمیت فراوانی دارد، زیرا سینمای ایران از ظرفیت‌های هنری ارزشمندی برخوردار است که در صورت برنامه‌ریزی صحیح می‌تواند بیش از گذشته در عرصه بین‌المللی تاثیرگذار باشد.

گبرلو در پایان تصریح کرد: همچنان نسبت به آینده سینمای ایران امیدوارم؛ زیرا سرمایه اصلی این سینما، نیروی انسانی خلاق، فیلمسازان مستعد و مخاطبان فرهنگ‌دوست هستند. با این حال، امید زمانی معنا پیدا می‌کند که همراه با برنامه‌ریزی، شجاعت در تصمیم‌گیری و پذیرش ضرورت تغییر باشد. اگر تصور کنیم که با شیوه‌های گذشته می‌توان پاسخگوی نیازهای نسل جدید بود، بدون تردید با چالش‌های بیشتری روبه‌رو خواهیم شد. سینما هنری زنده و پویاست و همواره باید خود را با تحولات اجتماعی، فرهنگی و فناوری هماهنگ کند. در عین حال نباید اجازه داد که نگاه صرفا اقتصادی یا سودجویانه بر هویت فرهنگی آن غلبه کند، زیرا در این صورت سینما از جایگاه تمدن‌ساز خود فاصله خواهد گرفت. همان‌گونه که در همه حرفه‌ها ممکن است افراد سودجو حضور داشته باشند، در سینما نیز نباید عملکرد معدودی را به کل جامعه سینمایی تعمیم داد، اما لازم است با تقویت اخلاق حرفه‌ای، حمایت از آثار اندیشه‌ورز و ایجاد فضای رقابتی سالم، زمینه رشد سینمای اصیل فراهم شود. اگر چنین رویکردی در دستور کار قرار گیرد، می‌توان امیدوار بود که سینمای ایران بار دیگر به جایگاه شایسته خود در میان مخاطبان داخلی و جهانی دست یابد و نقش موثری در ارتقای فرهنگ، اخلاق و هویت جامعه ایفا کند.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
captcha