کد خبر: 4340020
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۸:۲۵
تشییع پیکر فرماندهان شهید

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

مردم بازهم ثابت کردند که بمباران و تهدید هوایی، کوچکترین خللی در اراده‌شان ایجاد نمی‌کند. پرچم‌های ایران در اهتزاز بود و فریاد «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا» لرزه بر اندام هر بدخواهی می‌انداخت. این مردم، لشکری از یتیمان نیستند؛ این‌ها وارثان حیدر کرارند.

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سربه گزارش ایکنا، شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان بود؛ شبی که آسمان تهران نه فقط با ندای «سبحانک یا لا اله الا انت» مومنان، که با صدای موشک‌های کینه‌توزانه دشمن و انفجارهای مهیبی که حوالی محافل عزاداری اتفاق می‌افتاد شکافته شد. دشمن، بزدلانه و با تمام توان سخت‌افزاری و رسانه‌ای خود به میدان آمده بود تا با ایجاد رعب و وحشت، خیابان‌ها را از جمعیت خالی کند. صدای انفجارها در میان روضه‌های شهادت امیرالمؤمنین (ع) می‌پیچید، اما پاسخ مردم، نه عقب‌نشینی بود و نه سکوت. هر موشکی که فرود می‌آمد، فریاد «الله‌اکبر» از میان میدان‌ها و صحن مساجد بلندتر می‌شد. صهیونیست‌ها و ایادی‌شان فکر کرده بودند با ناامن کردن پایتخت در شب قدر، می‌توانند مانع از حضور مردم در مراسم تشییع پیکر سردارانشان شوند، اما آنها یک حقیقت بزرگ را فراموش کرده بودند که این ملت، شهیددوست‌تر از آن است که با بوی باروت، میدان را خالی کند.

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

امروز ظهر، میدان انقلاب تهران، دیگر یک نقطه جغرافیایی نبود و قلب تپنده تهران محسوب می‌شد. جمعیتی که از اول صبح چهارشنبه به سمت مرکز شهر سرازیر شد، واژه‌ها را برای توصیف ناتوان کرده. اقیانوسی از غیرت و سوگ، سراسر میدان انقلاب و خیابان‌های اطرافش را در بر گرفته است. مردم آمده بودند تا با فرماندهانی وداع کنند که امنیت این مرز و بوم، امضای خون آنها را پای خود داشت.

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

در میان تابوت‌هایی که بر روی دست‌های لرزان اما استوار مردم تشییع می‌شد، نام‌هایی به چشم می‌خورد که لرزه بر اندام استکبار انداخته بودند. پیکر مطهر سپهبد شهید محمد پاکپور، آن دلاور خستگی‌ناپذیر سپاه اسلام و امیر عبدالرحیم موسوی، فرمانده شجاع ارتش جمهوری اسلامی ایران، در میان سیل خروشان جمعیت می‌درخشید. مردمی که هم خشمگین بودند از ترور و هم سوگوار از دست دادن لنگرهای امنیت کشور، با هر قدمی که برمی‌داشتند، به جای اشک، سلام نظامی نثار پیکرها می‌کردند.

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

در کنار این نام‌های بزرگ، تابوتی کوچک، دل‌ها را بیشتر به آتش می‌کشید؛ شهید ۱۰ ساله، «آوین امیرکاشانی». آوین، کودکی که بلوغش را زودتر از سنش با شهادت جشن گرفته بود یک روز قبل از آن حادثه جانسوز، در دست‌نوشته‌ای کوتاه که حالا دست‌به‌دست می‌چرخید، برای رهبر شهیدش نوشته بود: «خدایا رهبر ما شهید شده، پیش خودت سالم نگه دار. رهبر جونم، من هم دوست دارم مثل شما شهید شم» و چه زود دعای این طفل معصوم مستجاب شد تا در کنار بزرگان ارتش و سپاه، در بهشت برین همنشین شود.

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

امروز تهران مانند هر 12 روز اخیر جنگ شاهد شکوه وحدت بود. وقتی پیکر شهدا از میان جمعیت عبور می‌کرد پیر و جوان فریاد می‌زدند که آرمان‌های این فرماندهان شهید در رگ‌های نیروهای مسلح جاری است. پاسخ این ترورها، نه در بیانیه‌ها، که در غرش موشک‌های «وعده صادق ۴» تجلی یافته است؛ عملیاتی که  نیروهای سپاه و ارتش با تکیه بر میراث این شهیدان، خواب را از چشم دشمن صهیونیستی هر شب می‌رباید.

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

سرداران خط مقدم و لاله‌های پرپر در گهواره

در میان تابوت‌هایی که بر امواج دست‌های مردم بی‌قرار به پیش می‌رفت، نام دریاسالار علی شمخانی به چشم می‌خورد؛ مردی که مدال افتخار جانبازی در «جنگ ۱۲ روزه» را بر سینه داشت و در قامت مشاور فرمانده معظم کل قوا و دبیر شورای دفاع، تا آخرین نفس پای معماری امنیت این مرز و بوم ایستاد. دوشادوش او، پیکر مطهر سرلشکر شهید عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح بود. حضور تابوت این استوانه‌های اقتدار نظامی کشور، در کنار پیکر شهید محمد شیرازی، رئیس دفتر نظامی فرمانده معظم کل قوا و دیگر همرزمانشان، گواهی روشن بر یک حقیقت محض در جمهوری اسلامی بود: در خیمه این انقلاب، فرماندهان و مسئولان عالی‌رتبه نه در اتاق‌های خوابشان که همواره در خط مقدم نبرد و ایثار می‌جنگند.

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

اما آنچه در این میدان حماسه و سوگ، جگرها را می‌سوزاند و چنگ بر چهره‌ آسمان غبارآلود تهران می‌کشید، تنها وداع با ژنرال‌ها و سرداران نام‌آور نبود. بغض سنگین پایتخت، آنجا در گلو شکست که چشم‌ها به تابوت‌های کوچکی افتاد که در میان سیل جمعیت، چون قایق‌هایی سبک‌بال روان بودند. در کنار قامت سرو فرماندهان، لاله‌های نازک و پرپری تشییع می‌شدند که سند قطعی توحش و استیصال دشمن بزدل بودند.

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

چشم‌های اشک‌بار مردم، قنداق خونین «زینب‌سادات» دو ماهه را طواف می‌کرد که پیش از زبان باز کردن، به معراج رفت. کمی آن‌طرف‌تر، پیکر کوچک «زهرا خزایی» هفت ساله تشییع می‌شد؛ دختری که دفتر مشق و آرزوهای کودکی‌اش زیر خروارها کینه‌ موشک‌های دشمن ناتمام ماند. داغ «نور جباری» پنج ساله که نامش روشنای این بدرقه‌ باشکوه شده بود، در کنار «عباس جباری» ده‌ساله، سینه‌ها را می‌سوراند؛ عباسی که در همان عالم پاک کودکی، عباس‌وار جان فدا کرد.

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

برای تجدید قوا آمدیم

آنچه در فضای میدان انقلاب بیش از هر چیز جلب توجه می‌کرد، پوسترهایی بود که ترکیبی از چهره سید شهید (حضرت آیت‌الله خامنه‌ای) و رهبر جدید، آقا سید مجتبی خامنه‌ای را در کنار هم داشت. مردم با در دست داشتن عکس رهبر جدیدشان، پیامی روشن به جهان مخابره کردند: خیمه انقلاب هرگز بدون ستون نمی‌ماند.

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

جوانانی که با پیشانی‌بندهای «یا علی» و پرچم‌هایی با عبارت «تا انقلاب مهدی (عج)» در میدان حضور داشتند، نشان دادند که عهد آنها با ولایت، عهدی ناگسستنی است. آنها آمده بودند تا بگویند اگرچه از شهادت رهبرشان داغدارند، اما تحت فرمان علمدار جدید، برای خون‌خواهی و ادامه مسیر تا ظهور منجی، آماده‌تر از همیشه‌اند.

یک جوانی که پلاکاردی با تصویر شهید موسوی در دست داشت، می‌گوید: «امروز ما برای تشییع نیامده‌ایم، برای تجدید قوا آمده‌ایم. امنیت قیمت دارد و ما این قیمت را با خون عزیزترین مردانمان می‌پردازیم. دشمن بداند که وعده صادق ۴ تازه آغاز ماجراست. بچه‌های سپاه و ارتش امروز از همیشه متحدترند و پشت سر رهبر جدید، تا نابودی کامل اسرائیل پیش خواهند رفت.»

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

خونی که زمین را بارور کرد

مردم بازهم ثابت کردند که بمباران و تهدید هوایی، کوچکترین خللی در اراده‌شان ایجاد نمی‌کند. پرچم‌های ایران در اهتزاز بود و فریاد «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا» لرزه بر اندام هر بدخواهی می‌انداخت. این مردم، لشکری از یتیمان نیستند؛ این‌ها وارثان حیدر کرارند. آنها در سوگ شهیدشان سینه می‌زدند، اما لرزش دست‌هایشان نه از ترس، که از شدت خشم انقلابی است. 

گزارش امروز از میدان انقلاب، گزارش یک وداع ساده نیست؛ گزارش تولد دوباره یک ملت در میان آتش و خون است. اینجا در قلب تهران، ثابت شد که امنیت ما مدیون مردانی است که نامشان در تاریخ می‌ماند و راهشان توسط نسلی ادامه می‌یابد که حتی در سن ۱۰ سالگی، آرزوی شهادت در سر دارد.

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

تهران امروز، زیر سایه دعای خیر رهبر شهیدش و با هدایت هوشمندانه علمدار جوانش، محکم‌تر از همیشه ایستاده است. دشمن ممکن است بتواند چند ساختمان را تخریب کند یا چند تن از بهترین فرزندان این مرز و بوم را به شهادت برساند، اما هرگز نخواهد توانست شعله ایمان را در قلوب این مردم خاموش کند. ما بر آن عهد که بستیم، هستیم تا انقلاب مهدی (عج).

سلام نظامی مردم به سرداران بی‌سر

انتهای پیام
خبرنگار:
فاطمه برزویی
captcha