کد خبر: 4341290
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۵
چهارشنبه‌سوری در سایه جنگ

«سور» امسال ما در آسمان تل‌آویو و حیفا

امسال اگر دلتان برای بوی دود و صدای ترقه لک زده است، کافی است به آسمان نگاه کنید؛ جایی که آتش‌بازی بزرگ‌تری در دل شب‌های تل‌آویو و حیفا برپا می‌شود و «سور» ایرانی معنایی تازه می‌یابد.

«سور» امسال ما در آسمان تل‌آویو و حیفابه گزارش ایکنا، امشب اگر بهانه آتش دارید، اگر دلتان برای بوی دود و صدای ترقه لک زده است، هیزم‌های خشک حیاط و کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر را رها کنید؛ چشم به آسمان بدوزید و قاب گوشی‌ها و صفحه تلویزیون‌ها را تماشا کنید؛ جایی که آتش‌بازی خیره‌کننده، در دل تاریکی شب‌های تل‌آویو و حیفا برپا می‌شود.

قرن‌هاست که واژه «سور» در ترکیب «چهارشنبه‌سوری»، میان زبان‌شناسان و تاریخ‌پژوهان محل بحثی شیرین و بی‌پایان است. عده‌ای آن را به معنای مطلق «جشن»، «مهمانی» و شادمانی جمعی می‌خوانند؛ آیینی که قرار است زنگار زمستان را از آئینه دل پاک کند. گروهی دیگر اما، ریشه‌های آن را در واژگان باستانی می‌جویند و «سور» را هم‌خانواده و هم‌معنی «سُرخ» می‌دانند؛ درست مانند «گل سوری» که همان گل سرخ خرامان در باغچه‌های ایرانی است. برای این گروه، سور نمادی است از سرخی زبانه‌های آتش، طراوت و خون‌دویدگی در زیر پوست انسان و نشانه‌ای از سلامتی و سوزاندن تمام پلیدی‌ها و زردی‌ها.

از هزاران سال پیش تا همین زمستان گذشته، این آیین کهن در غروب آخرین سه‌شنبه سال خورشیدی، با برافروختن بوته‌های خار و هیزم، پریدن از روی شعله‌ها، قاشق‌زنی دختران و پسران در کوچه‌های کاهگلی و بعدتر در خیابان‌های آسفالت، خوردن آجیل مشکل‌گشا و دورهمی‌های گرم و پرهیاهوی خانوادگی، ریسمانی نامرئی اما مستحکم میان سنت‌های اصیل نیاکان ما و زندگی پرشتاب مدرن بوده است. با هیاهوی شادی و صدای خنده‌هایمان، به تاریکی و انجماد زمستان بدرود می‌گفتیم و به استقبال نور و زایش بهار می‌رفتیم.

اما حکایت اسفند ۱۴۰۴، قصه‌ای شگرف، متفاوت و به غایت تاریخی است. در سالی که ایران عزیز ما شرایطی کاملاً استثنایی را تجربه می‌کند و زیر سایه شوم و بمباران ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی و آمریکای کینه‌توز قرار دارد، دیگر نمی‌شود این آیین باستانی را در همان قالب کلمات نوستالژیک، جملات آهنگین و آتش‌افروزی‌های مرسوم محله‌ای قاب گرفت. امسال، ترقه‌های کوچک، فشفشه‌های رنگی و هیزم‌های خشک جمع‌شده در وسط بلوارها، جای خود را به غرش سهمگین موشک‌های بالستیک و نقطه‌زنی داده‌اند که مقرهای کفر و ظلم دشمن را در کشورهای همسایه و عمق سرزمین‌های اشغالی به آتش می‌کشند.

تماشای فیلم موشک‌هایی که یکی پس از دیگری سینه آسمان شب را می‌شکافند و مانند شهاب‌سنگ‌هایی از جنس اراده، خشم و غیرت بر اهداف خود در تل‌آویو و حیفا فرود می‌آیند، کیفی وصف‌ناپذیر و غروری حماسی در رگ‌های هر ایرانی بیدار می‌دواند. امسال، سور خود را نه در حیاط خانه‌ها و سر چهارراه‌ها، که با سوزاندن ریشه دشمنان ایران و اسلام در حیفا جشن می‌گیریم، تا سرخی این آتش مقدس، نویدبخش فردای روشن پیروزی باشد.

شهری که با هر دود و انفجار، نگران می‌شود

با انتقال این آتش‌بازی عظیم و غرورآفرین به قلب سرزمین‌های اشغالی، رسم‌های ظاهری و هیاهوی خیابانی در شهرهای خودمان به شکلی محسوس رنگ باخته است. اما اشتباه نکنید؛ این سکوت کوچه‌ها در شب چهارشنبه‌سوری، نه از سر ترس و نه به معنای فراموشی سنت‌هاست. این سکوت، برخاسته از یک بلوغ عظیم، شعور جمعی و فداکاری اجتماعی مردمی است که می‌دانند در روزهای جنگ، معنای همبستگی چیست.

روان جامعه در این روزهای پرالتهاب و پراسترس، حساس و آسیب‌پذیر شده است. تصور کنید در شهری که هر لحظه ممکن است صدای بلند و خطرناکی در آن بلند شود، هر دودی که از گوشه و کنار یک محله، از پشت‌بام یک مجتمع مسکونی یا از حیاط همسایه‌ای به آسمان به چشم بیاید، دیگر تداعی‌گر آتش‌بازی شادمانه نوجوانان محل نیست و نمادی زنده از دلهره و اضطراب است.

«سور» امسال ما در آسمان تل‌آویو و حیفا

 اگر در این شب‌های پرحادثه، صدای انفجار ترقه‌ای هرچند کوچک به گوش برسد، یا دودی غلیظ در کوچه‌ای بپیچد، ده‌ها نفر از اهالی محل از مادرانی که چشم‌انتظار فرزندان سربازشان هستند گرفته تا سالمندان، بیماران قلبی و کودکانی که با مفهوم جنگ تازه آشنا شده‌اند، با قلب‌هایی نگران و نفس‌هایی به شماره افتاده به سمت پنجره‌ها می‌دوند. ترس از اینکه نکند در همین نزدیکی موشکی اصابت کرده باشد، می‌تواند جان عزیزی را به خطر بیندازد و او را تا مرز یک سکته تلخ پیش ببرد.

به همین خاطر است که امسال، یک کمپین خودجوش و برخاسته از بطن مردم در کنار هشدارهای رسمی شکل گرفته است. سخت‌گیری‌های دلسوزانه در میان خانواده‌ها و در فضای مجازی به حدی پیش رفته که از هر تریبونی، چه رسمی و چه دوستانه، یک پیام واحد با لحنی ملتمسانه و قاطع مخابره می‌شود: «لطفا، تو را به خدا، امسال ترقه‌بازی نکنید. امسال آتش به پا نکنید».

این پرهیز و این گذشتن از یک شادی زودگذر خیابانی، در واقع بزرگ‌ترین نماد احترام به آرامش روانی مردمی است که به اندازه کافی تحت فشارهای سنگین این نبرد نابرابر قرار دارند. مردم ایران امسال بار دیگر ثابت خواهند کرد که زردی وجودشان را نه با پریدن از روی آتش، که با پریدن از روی خودخواهی‌ها و تمرین دگرخواهی و ایثار پاک می‌کنند.

بغضی که می‌سوزاند و فتنه‌ای که در نطفه کور می‌شود

در کنار این غرور حماسی ناشی از اصابت موشک‌ها و آن گذشت اجتماعی، سینه‌های ما امسال در این روزهای پایانی اسفند، مالامال از دردی عمیق و بغضی سنگین و گلوگیر است. چهارشنبه‌سوری سال ۱۴۰۴، تنها شبی برای مرور حماسه‌ها نیست؛ شبی برای مرور داغ‌های مقدس نیز هست.

امسال کینه‌ای مقدس و شعله‌ور در دل داریم؛ بغضی جوشان و توفنده نسبت به دشمن ددمنشی که رهبر عزیزمان را ناجوانمردانه به شهادت رساند و کشور صلح‌طلب ما را با توطئه‌های شوم خود وارد یک جنگ ناخواسته کرد. دشمنی که با قساوت تمام و با زیر پا گذاشتن تمام خطوط قرمز انسانی، دسته دسته جوانان رعنا، نخبگان و دسته‌گل‌های این مملکت را که هر کدام امید و آرزوی یک خانواده، یک شهر و یک ملت بودند به خاک و خون کشید. چگونه می‌توان در شبی که بوی خون تازه جوانانمان هنوز در مشام جان می‌پیچد، بی‌خیال در خیابان قهقهه زد و صدای ترقه درآورد؟

به احترام خون پاک این شهیدان گلگون‌کفن، به احترام مادرانی که با چشمانی خیس اما قامتی استوار در سوگ فرزندانشان نشسته‌اند و به یاد پدرانی که در خلوت خود برای از دست دادن پاره‌های تنشان گریه می‌کنند، آتش‌بازی‌ها و ترقه‌درکردن‌های اسفند را با افتخار و با تمام وجود کنار می‌گذاریم. این عزاداری ما، عزاداری انفعال نیست؛ عزاداری بیداری است.

اما در پس این پرهیز، یک دلیل مهم، حیاتی و به‌شدت عقلانی نیز پنهان است: آگاهی و بصیرت در برابر فتنه‌های داخلی. در شرایطی که کشور درگیر یک نبرد تمام‌عیار خارجی است و تمام توان نظامی و امنیتی ما در مرزها و در تقابل با استکبار جهانی متمرکز شده است، ایجاد هرگونه شلوغی، تجمع کنترل‌نشده و هرج‌ومرج‌های خیابانی تحت لوای «جشن چهارشنبه‌سوری»، بازی کردن در زمین دشمن است.

«سور» امسال ما در آسمان تل‌آویو و حیفا

مبادا با دستان خود، آتویی به دست منافقین کوردل و ستون پنجم دشمن بدهیم. همان‌هایی که در سایه نشسته‌اند و مترصد کوچک‌ترین فرصتی هستند تا با سوءاستفاده از شلوغی‌های خیابانی، به میان جوانان رخنه کرده، اموال عمومی را به آتش بکشند، امنیت داخلی را مخدوش کنند و خدای‌ناکرده کشور را به سمت درگیری‌های داخلی و آشوب خیابانی بکشانند.

ما امسال با هوشیاری، بصیرت و تیزبینی تمام از کشور خود دفاع می‌کنیم. در خانه‌هایمان می‌مانیم تا اجازه ندهیم تمرکز نیروهای جان‌برکف مدافع امنیت ما، از رصد موشک‌های دشمن خارجی، به سمت کنترل حاشیه‌های بی‌ارزش داخلی منحرف شود. خاموش نگه‌داشتن آتش در خیابان‌های تهران و شیراز و تبریز، تیز کردن نوک پیکان موشک‌هایی است که قرار است در حیفا فرود بیایند.

 رسم جدید همسایگی

امسال اما، قرار نیست کوچه‌ها و محله‌های ما در شب آخرین چهارشنبه سال کاملاً بی‌صدا و مرده باشند. ایرانیان، مردمی خلاق و سنت‌سازند. وقتی راهی بسته می‌شود، راهی نو و باشکوه‌تر باز می‌کنند. امسال رسم جدیدی را برای چهارشنبه‌سوری بنا کرده‌ایم؛ رسمی که شاید تا سال‌های سال در حافظه تاریخی این سرزمین به یادگار بماند.

امسال در خیابان‌ها، روی پشت‌بام‌ها، در بالکن‌ها و در کنار پنجره‌های خانه‌هایمان، رأس ساعت همیشگی، یعنی دقیقا ساعت ۲۰، دور هم جمع می‌شویم. اما این بار به جای صدای ناهنجار ترقه و نارنجک دستی، واژه پرشکوه و لرزاننده «الله اکبر» را در آسمان تاریک شهرها و روستاهایمان بلند فریاد خواهیم کرد. این تکبیرهای دسته‌جمعی، این فریادهای از عمق جان برآمده، همان دعای کهن عبور از زردی‌ها و رسیدن به سرخی‌هاست؛ دعایی است برای دفع شرارت‌های دشمن، طلب نصرت الهی برای رزمندگانمان و نشان دادن یکپارچگی ملتی که زیر موشک‌باران نیز خدا را از یاد نمی‌برد.

در کنار این شکوه حماسی در پشت‌بام‌ها، یک تقارن بسیار زیبا و معنادار دیگر نیز در امسال رقم خورده است؛ گره خوردن روزهای پایانی سال و آیین چهارشنبه‌سوری با مفهوم اصیل «تکریم همسایگان».

در روزگاری که سایه سنگین جنگ بر سر شهر افتاده، مفهوم همبستگی اجتماعی، نوع‌دوستی و همسایه‌داری بیشتر از هر زمان دیگری در طول تاریخ معاصر ما معنا پیدا کرده است. این روزها، دیوارهای خانه‌ها دیگر حائل میان قلب‌ها نیستند. به خوبی می‌دانیم که در این شرایط بحرانی، اگر دوستی، آشنایی یا همسایه‌ای در اثر حملات اخیر آسیبی دیده، شیشه‌های خانه‌اش شکسته، کسب‌وکارش مختل شده یا عزیزی را از دست داده است، کمترین و ابتدایی‌ترین وظیفه انسانی و شرعی ما این است که به یاری‌اش برویم.

«سور» امسال ما در آسمان تل‌آویو و حیفا

 

آجیل مشکل‌گشای امسال ما، دستانی است که برای کمک به همسایه دراز می‌شود. حتی اگر همسایه‌ای آسیب فیزیکی ندیده باشد، اما می‌دانیم که در این شرایط ناپایدار تنهاست و کسی را ندارد که به او دلگرمی بدهد، کمترین وظیفه ما این است که باعث آزار او نشویم. ایجاد صدای ناهنجار در این شرایط، بازی با روح و روان کسانی است که به اندازه کافی در معرض استرس هستند.

باید هوای یکدیگر را داشته باشیم. اگر می‌بینیم پیرزنی در همسایگی‌مان از صدای آژیر می‌ترسد، در خانه‌اش را بزنیم، با یک سینی چای یا یک کاسه آش به دیدارش برویم و به او اطمینان دهیم که تنها نیست. اگر پدر خانواده‌ای جزو مدافعان امنیت است، هوای فرزندانش را داشته باشیم. این همان «سور» و شادمانی واقعی است؛ گرم کردن دل‌هایی که از سرمای جنگ لرزیده‌اند.

پیش‌به‌سوی صبح صادق پیروزی

چهارشنبه‌سوری سال ۱۴۰۴ در تاریخ این سرزمین با خطی از طلا ثبت خواهد شد؛ نه به‌عنوان شبی که در آن آتش در کوچه‌ها روشن شد که به‌عنوان شبی که آتش عشق به وطن در دل‌های مردم شعله‌ور بود و آتش خشم و انتقام ایران، مقرهای دشمن را به خاکستر تبدیل خواهد کرد. امسال معنای واقعی عبور از زمستان را در ایستادگی، مقاومت و همدلی با همسایگان خواهیم یافت.

 دندان روی جگر می‌گذاریم، مقاومت می‌کنیم و دست در دست هم، از این گردنه سخت تاریخی عبور می‌کنیم. تا باشد که بعد از تمام این سختی‌ها، بمباران‌ها و دلشوره‌های شبانه، در روزگاری نه‌چندان دور، جشن بزرگ پیروزی را با همین همسایگان، با همین مردم داغ‌دیده اما سرافراز برگزار کنیم. آن روز، آتش شوق در چشم‌هایمان می‌درخشد و تقویم‌ها دوباره بوی بهار واقعی را خواهند داد. آن روز به یکدیگر نگاه می‌کنیم و با لبخندی از جنس فتح خواهیم گفت: زردی تمام رنج‌هایمان، در آتش خشم ما سوخت و سرخی این پیروزی جاودان، تا ابد از آن ما شد.

انتهای پیام
خبرنگار:
فاطمه برزویی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴۰۴/۱۲/۲۶ - ۱۹:۰۲
0
0
عالی بود عالی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴۰۴/۱۲/۲۶ - ۱۹:۰۴
0
0
دم ایکنایی ها گرم.. دریچه نگاهتون عالیه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴۰۴/۱۲/۲۷ - ۰۰:۵۶
0
0
به خاک و خون بکشیدشون صهیونیست رو
captcha