آیتالله خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، شخصیتی بود که در طول سالها فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود، تأثیر عمیقی بر تاریخ معاصر ایران گذاشته است. سوابق مدیریتی ایشان، شامل مسئولیتهای کلیدی از جمله ریاست جمهوری و حضور مستمر در جنگ تحمیلی هشت ساله، نشاندهنده تجربه و کارآمدی ایشان در مدیریت بحرانها و چالشهای مختلف کشور بود. شهید آیتالله خامنهای با درک عمیق از مسائل داخلی و بینالمللی، به عنوان یک نظریهپرداز و روشنفکر، همواره در پی ایجاد گفتمانهای جدید و راهبردهای مؤثر برای پیشرفت ایران بود.
سیره و سلوک فردی ایشان نیز به عنوان یک الگو برای جامعه مطرح است. با ویژگیهایی چون سادهزیستی، قناعت و عدالتطلبی، شهید آیتالله خامنهای نه تنها به عنوان یک رهبر سیاسی، بلکه به عنوان یک مصلح اجتماعی شناخته میشود. ایشان با تأکید بر وحدت مسلمانان و مبارزه با افراطگرایی، همواره در تلاش بودهاند تا فضایی از همدلی و همافزایی را در میان مردم ایجاد کنند. این ویژگیها و رویکردهای ایشان، باعث شد که رهبری ایشان در تاریخ معاصر ایران به عنوان یک دوره مهم و تأثیرگذار شناخته شود.
در این راستا ایکنا با حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند، عضو هیئت علمى دانشگاه عالی دفاع ملی، گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ حکمرانی رهبر شهید دربردارنده چه ویژگیهای سیاسی بود؟
یکی از ابعاد رهبری رهبر شهید، حکمرانی سیاسی ایشان بود و نظریه پایه ایشان در حکمرانی سیاسی «مردمسالاری دینی» است. به عبارت دیگر، مجموعه ویژگیهای حکمرانی سیاسی ایشان را حداقل در بعد داخلی میتوانیم در همین یک کلمه خلاصه کنیم.
«مردمسالاری دینی» واژهای بود که خود ایشان بیشتر مبدع آن بودند و روی آن کار کردند. این در حالی است که بعد از طرح این واژه، عدهای تصورشان بر این بود که اساساً یک واژه درون متناقض است؛ یعنی اگر قرار باشد دین محوریت داشته باشد، مردم محوریت نخواهند داشت و اگر مردم محوریت داشته باشند، دیگر دین محوریت نخواهد داشت. به عبارتی در نظام سیاسی، دوپایگی بین دین و مردم امکانپذیر نیست.
اما از نظر رهبر شهید، این واژه ترکیبی است که به عبارتی رقیب واژه «مردمسالاری» در نظام دموکراسی غربی وضع شده بود. تلاش ایشان بر این بود که نشان دهند پیوند واقعی بین دین و مردم در این الگوی مردمسالاری دینی اتفاق افتاده است. علت اینکه این دو میتوانستند و میتوانند با همدیگر پیوند بخورند و دوگانگی مورد ادعا، دوگانگی قابل قبولی نبود و نیست و نوآوری این نظریه هم از همین زاویه است، این است که دینی که از آن سخن میگوییم، دینی است که اساساً برای سعادت مردم آمده، نه برای محدود کردن مردم و فشار بر مردم. چه اینکه روایت شریف از پیامبر(ص) هست که شریعت اسلام، شریعت سمحه و سهله (آسانگیرنده بر مردم) است و فلسفه فراگیر احکام شریعت هم این است که مردم به سعادت و کمال دنیوی و اخروی دست پیدا کنند.
ایکنا _ چگونه میتوان میان محوریت دین و خواست مردم جمع کرد؟
اگر از جانب دین نگاه کنیم، دستورات و تعالیم دین علیرغم القائات منفی که ضد دینها مطرح میکنند، برای افزایش اختیار انسانها، افزایش تأثیر انسانها، برای آرامش معنوی و بهاصطلاح زندگی سعادتمندانهتر در دنیا وضع شده است. لذا دین نه تنها منافاتی با منافع مردم ندارد، بلکه بر اساس مصلحت مردم عرضه شده است.
اگر از جانب مردم هم به دین نگاه کنیم، فرض بر این است که قاطبه مردم در نظام سیاسی اسلام، دیندار هستند. بنابراین دینمدار رفتار کردن را نه تنها معارض با نفع خودشان نمیبینند، بلکه آن را مطالبه میکنند. مهمترین مطالبه مردم از حاکم دینی این است که شرایط مساعد برای ارتقای دینداری مردم را فراهم کند.
البته تأکید میکنم که شرایط مساعد برای ارتقای دینداری، منافاتی با رفاه عمومی، حل مشکلات معیشتی مردم و امثال اینها ندارد، چه اینکه بخش مهمی از دستورات دین مربوط به تنظیم امور اقتصادی و معیشتی مردم است.
این تفکر دقیقاً در رقابت با نظام دموکراسی غرب که ادعای مردمسالاری میکند، وضع شده است. علاوه بر این، از نظر مبانی فلسفه علوم سیاسی، غربیها به بنبست رسیدند و نتوانستند توجیه مناسبی برای حضور و مشارکت مردم پیدا کنند. به دلیل اینکه اگر قرار باشد حضور مردم بر اساس منافع باشد، طبیعتاً دعوا بر سر منافع پایانناپذیر است. نزاع ذاتی نظام دموکراسی این است که دین از میان آن برداشته شده و صرفاً منافع ذینفعان قرار است تعیینکننده باشد.
از نظر عملی نیز غربیها به بنبست رسیدهاند؛ به دلیل تجربه ناموفقی که در عمل به نمایش گذاشتهاند.
ایکنا ـ به بنبست عملی دموکراسی غربی اشاره کردید. این بنبست چگونه خود را نشان میدهد؟
علاوه بر اینکه مشارکت مردم در انتخاباتهایی که دارند، معمولاً مشارکت پایینی است، نکته مهمتر این است: به همان مقداری هم که مشارکت میکنند، ظاهر این است که اکثریت تعیینکننده است، ولی واقعیت این است که اقلیت صاحبان زر و زور، رأیسازی میکنند. به عبارتی، شناختسازی میکنند، تصمیمسازی میکنند و عموم و توده مردم را به سمت منافع آن اقلیت سوق میدهند.
ایکنا _ انقلاب اسلامی چه الگویی در برابر این نظام ارائه داد؟
انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی(ره) و در امتداد آن، همچنین رهبری رهبر شهید، توانست یک الگوی رقیب در حکمرانی سیاسی در قبال الگوی تمدن غرب پایهگذاری کند. این الگو توانست پیوند بین دین و حکمرانی را به نمایش بگذارد و بر تعارض منافع پایانناپذیری که در نظامهای دموکراسی وجود دارد، خط بطلان بکشد.
ایکنا _ با توجه به تأکید مقام معظم رهبری بر نقش مردم از یک سو و ضرورت دشمنشناسی از سوی دیگر، میخواستم در خصوص نقش مردم و ضرورت دشمنشناسی در اندیشه سیاسی رهبری بیشتر توضیح دهید.
نکته واضح در اندیشه سیاسی رهبری این است که همواره یک نظام سیاسی رقیب، در مقابل تحقق ارزشهای اسلامی و تمدن نوین اسلامی قرار دارد. این نظام رقیب که میخواهد پرچم تمدن مادی را برافراشته نگه دارد، همواره جامعه اسلامی و حکمرانی سیاسی اسلامی را در رقابت و حتی در تعارض با خود قلمداد میکند.
این نگاه رقابتی و تعارضی، ضرورت دشمنشناسی را برای ما روشن میکند. از سوی دیگر، نقش مردم در این معادله حیاتی است، زیرا همانطور که اشاره شد، در مردمسالاری دینی، حضور و مشارکت آگاهانه مردم هم مایه قوام نظام است و هم عامل خنثیکننده توطئههای دشمنان.
ایکنا ـ نقش مردم و ضرورت دشمنشناسی، چه نسبتی با یکدیگر در اندیشه سیاسی و الگوی حکمرانی رهبر شهید انقلاب دارد؟
برای اینکه پاسخ سؤال شما را بهتر بدهیم، باید کلانتر نگاه کنیم. رهبر شهید پرچمدار حرکت نه فقط جامعه ایران، بلکه امت اسلام، به سمت تمدن نوین اسلامی بودند. این حرکت امکانپذیر نبود و در آینده هم نخواهد بود، مگر اینکه تمدن مادی بساطش محدود شود و تا حد امکان جمع شود.
به همین خاطر همواره ایشان تحلیلهای واقعبینانه و مستندی را از رو به افول بودن تمدن مادی غرب بیان میکردند. بر اساس این نگاه کلان، مواجهه سیاسی با این جبهه معارض انقلاب اسلامی، موضوع دشمنشناسی را برای ایشان بسیار مهم میکرد.
ایکنا _ این دشمنشناسی چه جایگاهی در بحث جهاد تبیین دارد؟
یک بعد مهم جهاد تبیین که ایشان مطرح میکردند، همین دشمنشناسی بود. ایشان تصریح میکردند که بعضی از جریانها حتی جریانهای داخلی که خودشان را مدافع مردم میدانند، اظهار میکنند که نباید اینقدر نسبت به آمریکا، اروپا و کشورهای بلوک نظام سلطه بدبین بود اما ایشان در پاسخ فرمودند: «من دارم میبینم که آنها چگونه دارند توطئه میکنند، چگونه دارند پول خرج میکنند، چگونه دارند شبکهسازی میکنند برای اینکه ممانعت کنند از حرکت پیشرونده ما.»
این جریانات داخلی گاهی به ایشان نسبت میدادند که دچار توهم توطئه هستند یا توهم توطئه را به جامعه القا میکنند. در حالی که اصرار ایشان بر این بود که من دارم شواهد و قرائن توطئهگری دشمن و به عبارتی سیاستبازی به معنای منفی آن را میبینم. ایشان جامعه را دعوت میکردند که شما هم ببینید.
این نگاه واقعبینانه به دشمن و توطئههای او، نه از سر توهم، بلکه بر اساس مشاهده شواهد عینی و مستند است. ایشان همواره تأکید داشتند که دشمنشناسی، شرط اساسی برای حرکت در مسیر تمدنسازی اسلامی است.
ایکنا _ به نظر میرسد تأکید رهبری شهید بر دشمنشناسی، فراتر از یک رویکرد تاکتیکی است و ریشه در مبانی دینی دارد. در این باره توضیح میفرمایید؟
ایشان شناخت دسیسههای دشمن و توطئههایی را که به صورت پنهان در حال انجام است، یکی از ارکان رفتار و حکمرانی سیاسی میدانستند و در مقابل چشمبستن بر این توطئهها و خوشبینی به دشمن را عامل آسیبپذیری جامعه میدانستند.
ایشان به همین دلیل در جلوههای مختلف، چه مسئله هستهای و مذاکرات، چه شبکه ارتباط سیاسی با کشورهای آمریکا و اروپا، و چه ترفندهای فرهنگی و رسانهای آنها برای به دام انداختن جوانان در جنگ شناختی، همواره هشدار میدادند که مراقب باشید در تله شناختی دشمن گرفتار نشوید و فریب عوامفریبی آنها را برای دفاع از حقوق مردم نخورید.
ایکنا ـ این نگاه چه ریشهای در تعالیم قرآنی دارد؟
این مسئله و این نوع دشمنشناسی طبیعتاً ریشه در تعالیم قرآنی دارد. خدای متعال در قرآن در وصف مؤمنان میفرماید: «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» (در برابر کفار سرسخت و در میان خود مهربانند). این الگو در حکمرانی رهبری شهید بسیار جدی بود.
از این طرف، هم نسبت به مردم خودمان و هم حتی فراتر از مردم خودمان، مستضعفین عالم را با نگاه عطوفت و رحمت مورد توجه قرار میدادند و اینکه چگونه میشود از منافع آنها در برابر نظام سلطه دفاع کرد. به ویژه دنیای اسلام که مورد ظلم واقع شده و عدهای منافع کشورهای اسلامی را در اختیار نظام سلطه قرار دادهاند.
ایکنا_ امروز شاهدیم که نظام سلطه چگونه کشورهای اسلامی را مقابل هم قرار داده است. تحلیل شما چیست؟
در این جنگ اخیر ملاحظه میکنیم که چگونه نظام سلطه، کشورهای اسلامی را فریب داده و به بهانه اینکه «من میخواهم از شما مراقبت کنم»، مسلمانها را مقابل هم قرار میدهد. این همه به نفع منافع خودشان است.
تلاش رهبری شهید بر این بود که این روشنگری در مقیاس جهانی هم اتفاق بیفتد و این عدم اعتماد به دشمن در کشورهای اسلامی هم تزریق شود و آنها را روشن کند. متأسفانه کشورهای اسلامی به آن مقداری که باید آگاهی پیدا نکردند و باید حوادث تلخ و سختی مثل آنچه الان با آن مواجه هستیم اتفاق بیفتد تا آنها هم بیدار شوند.
این بیداری تدریجی امت اسلامی، هرچند با تأخیر و با هزینههای سنگین همراه است، اما نهایتاً به درک عمیقتر از ماهیت نظام سلطه و ضرورت وحدت جهان اسلام منجر خواهد شد.
ایکنا _ انتخاب رهبر جدید چه پیامی به دشمن مخابره کرد و چقدر نشان داد که مسیر جمهوری اسلامی ایران با شهادت رهبرانش تغییر نمیکند؟
این موضوع یک جنبه حقوقی و قانونی دارد و یک جنبه مردمی و اجتماعی که در هر دو جنبه، الحمدلله با استقبال روشنی روبرو بودیم. از نظر حقوقی، در قانون اساسی پیشبینی شده که اگر به هر دلیلی اتفاقی برای رهبری بیفتد، باید چه مسیری طی شود تا انتخاب جایگزین رهبری اتفاق بیفتد. الحمدلله آن مسیر قانونی با وجود شرایط ناهموار و تهدیدات امنیتی جنگ، به بهترین شکل پیموده شد و فرد شایسته، فرزند خلف مقام معظم رهبری، این مسئولیت بسیار دشوار و عظیم را به عهده گرفتند که آرزوی توفیق برایشان داریم.
از جنبه مردمی مشاهده کردیم چگونه خدای متعال قلوب را به سمت ایشان هدایت کرد و انشاءالله بیش از پیش هدایت خواهد کرد. این خیزش عمومی برای حمایت از ایشان، یک خیزش صرفاً حقوقی نیست، بلکه یک جنبه معنوی دارد که خدای متعال در حقیقت هدایت کرده و هدایت میکند. این خودش نشاندهنده حقانیت جمهوری اسلامی است.
ایکنا ـ این استمرار مسیر چه پیامی برای آینده دارد؟
این نوع ضایعهها که ضایعههای بسیار سنگین و تکاندهنده هستند، نتوانسته کشور را متوقف کند و متوقف نخواهد کرد. باید توجه داشت که منصب ولایت فقیه، منصبی است که باید آن را پاس داشت. صرفنظر از اینکه هر کسی که این منصب را طبق فرآیند قانونی بر عهده بگیرد، همان میزان اختیارات را دارد و همه مردم باید همان میزان تبعیت را نسبت به او داشته باشند.
ایکنا ـ برخی نسبت به تحلیلهای رهبری شهید، ابراز تردید میکردند. این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
عدهای بودند که نسبت به تحلیلهای رهبری شهید، خصوصاً در سیاست خارجی و افقگشاییها برای آینده، ابراز تردید میکردند و به برآوردها نسبت به ظرفیت و توانمندی درونی جامعه برای حرکت به سمت پیشرفت و عدالت شک داشتند و این ابراز تردید باعث میشد که قدمهایشان در حرکت سست بشود و احیاناً قدمهای دیگری را هم به طمع خودشان سست کنند.
امیدواریم که در آینده، همان جمع اقلیت هم به قاطبه مردم بپیوندند و آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای با حمایت عملی عموم مردم بتوانند با اقتدار کشور را به پیش ببرند.
انتهای پیام