کد خبر: 4343384
تاریخ انتشار : ۱۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۲
میراث فکری رهبر شهید/ ۱۰

فرهنگ، هویت یک ملت است

در منطق متعالی رهبر شهید، حیات یک جامعه به اصالت و هویت آن گره خورده است. ایشان با قاطعیت می‌فرمایند: «فرهنگ هویت یک ملت است. ارزش‌های فرهنگی روح و معنای حقیقی یک ملت است». این هویت، سرمایه اصلی ایستادگی و پیشرفت است، چرا که «هویت ملی با فرهنگ شکل می‌گیرد».

فرهنگ، هویت یک ملت استبه گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.

اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره نهاد حیاتی و بنیادین «فرهنگ» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.

فرهنگ، روح کالبد جامعه و بستر تمدن‌سازی

برای درک عمق نگاه و منظومه فکری این متفکر و رهبر شهید به مقوله فرهنگ، ابتدا باید زاویه دید ایشان به ذات، ماهیت و کارکرد این پدیده شگرف را به‌درستی واکاوی و بررسی کرد. در دورانی که مکاتب مادی تلاش می‌کنند انسان را در چنبره اقتصاد و سیاست محدود سازند و نیازهای متعالی او را به سطح معادلات سود و زیان مادی تقلیل دهند، ایشان با یک نگاه عمیق هستی‌شناسانه، تاریخی و تمدنی، نشان دادند که فرهنگ عالی‌ترین بستر برای تعالی حقیقت و ماندگاری اندیشه‌های یک ملت است. در اندیشه ایشان، این پدیده صرفاً یک امر حاشیه‌ای یا یک بخش در کنار سایر بخش‌های جامعه نیست و اساساً یک ضرورت حیاتی و زیربنایی است. ایشان در بیانی قاطع و راهبردی می‌فرمایند: «اولویت بسیار مهم کشور، فرهنگ است».

در حقیقت، دقت در تعابیر ایشان در فهم جایگاه فرهنگ در مکتب این متفکر بزرگ کمک شایانی می‌کند. ایشان معتقدند هیچ تحول بنیادین و هیچ توسعه پایداری بدون در نظر گرفتن زیرساخت‌های فرهنگی ممکن نیست. این یک سنت قطعی در تاریخ تحولات بشری است که بدون جهت‌گیری صحیح فرهنگی، هیچ جامعه‌ای به سرمنزل مقصود نمی‌رسد. بر همین اساس، ایشان جایگاه فرهنگ را نسبت به سایر ارکان جامعه تثبیت کرده و یادآور می‌شوند: «همه چیز مرتبط بر فرهنگ است. فرهنگ حاشیه و ذیل اقتصاد نیست، حاشیه و ذیل سیاست نیست، اقتصاد و سیاست حاشیه و ذیل بر فرهنگند» و در جای دیگر برای تکمیل این هندسه فکری می‌افزایند: «مسئله فرهنگ از مسائل اقتصادی مهم‌تر است، از مسائل سیاسی مهم‌تر است». این نگاه راهبردی نشان می‌دهد که برای نظامی که داعیه‌دار تمدن‌سازی نوین است، اصلاح و ارتقا این حوزه یک اولویت و ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. ایشان در یک کالبدشکافی دقیق و جامع از این مفهوم می‌فرمایند: «فرهنگ از ادبیات و هنر تا سبک زندگی، فرهنگ عمومی، اخلاق و رفتار اجتماعی، شامل همه اینهاست؛ ما در این زمینه‌ها تکلیف و مسئولیت داریم».

فرهنگ هویت یک ملت است!

فرهنگ یعنی باورهای مردم، ایمان مردم

یکی از هنرهای این رهبر شهید در تبیین مسائل بنیادین، قدرت ایشان در ریشه‌یابی و ملموس کردن مفاهیم انتزاعی برای جامعه است. ایشان با نگاهی عمیق به بطن زندگی بشر می‌فرمایند: «فرهنگ یعنی باورهای مردم، ایمان مردم، عادات مردم، آن چیزهایی که مردم در زندگی روزمره با آن سر و کار دائمی دارند و الهام‌بخش مردم در حرکات و اعمال آنهاست؛ فرهنگ این است؛ این پس خیلی اهمیت دارد». در این نگاه دقیق، فرهنگ یک امر عاریتی یا تشریفاتی در موزه‌ها و کتابخانه‌ها نیست و جاری در متن زندگی است. ایشان با ذکر مصادیقی روشن این مسئله را بسط داده و می‌فرمایند: «مثلاً در حوزه اجتماعی، قانون‌گرایی که مردم به قانون احترام بگذارند یک فرهنگ است؛ تعاون اجتماعی یک فرهنگ است؛ تشکیل خانواده و ازدواج یک فرهنگ است؛ تعداد فرزندان یک فرهنگ است؛ اگر در این چیزها بینش مردم و جهت‌گیری مردم جهت‌گیری درستی باشد، زندگی در جامعه جوری خواهد شد؛ اگر خدای‌ناکرده جهت‌گیری غلط باشد، زندگی جوری دیگری خواهد شد».

ایشان با هشداری عالمانه به سرنوشت جوامع غربی اشاره کرده و نتیجه چنین انحطاطی را تباهی می‌دانند: «خدای‌ناکرده به همان بلایی مبتلا خواهیم شد که امروز کشورهایی که خانواده را و بنیان خانواده را ویران کردند و شهوات را به راه انداختند به آن سرنوشت دچار شدند».

این رهبر متفکر، در تبیین چیستی فرهنگ، آن را نیروی محرکه اعمال انسان دانسته و می‌فرمایند: «فرهنگ چیه؟ فرهنگ عبارت است از آن درک، برداشت، فهم، معتقد و باور انسان‌ها و روحیات و خلقیات آنها در زندگی؛ آنهائی است که انسان را به کار وادار می‌کند. فرهنگ حاکم بر یک کشور مثلاً اگر چنانچه فرهنگ مسئولیت‌پذیری بود، این عمل مردم را هدایت می‌کند». نقطه مقابل این امر، رخوت و بی‌تفاوتی است: «نقطه مقابل، حالت بی‌مسئولیتی است که انسان نسبت به حوادث، نسبت به قضایا، نسبت به آینده، نسبت به دشمن، نسبت به دوست، احساس مسئولیت نکند. مسئولیت‌پذیری، تزریق مسئولیت‌پذیری و هدیه کردن او به ارواح مردم، به افکار مردم و روحیات مردم، این تقویت فرهنگ است».

دامنه این مصادیق در اندیشه ایشان بسیار وسیع است: «ایثارگری، وجدان کاری، انضباط، تعاون اجتماعی، سازگاری اجتماعی، پرهیز از اسراف، اصلاح الگوی مصرف، روحیه قناعت، استحکام در آنچه که تولید می‌کنیم؛ اینها فرهنگ است. اینها را باید در مردم تقویت کرد. درست‌کاری، زنده نگه داشتن اندیشه‌های امام و انقلاب، روحیه انسجام و اتحاد اسلامی، آن چیزی که قرآن هم ما را به او امر می‌کند… با برادران مسلمان، با هم‌میهنان، حالت اتحاد و انسجام داشتن، تعصب متقابل مثبت نسبت به یکدیگر داشتن… اینها فرهنگ است. یکی از آنها هم البته فرهنگ عفاف و فرهنگ ساده‌زیستی است». حتی در عرصه‌های کلان اقتصادی نیز راهکار را در بستر فرهنگ جستجو کرده و می‌فرمایند: «اگر بخواهیم مصرف تولیدات داخلی به معنای واقعی کلمه تحقق پیدا کند، باید فرهنگ مصرف تولید داخلی در ذهن مردم جا بیفتد؛ اگر بخواهیم مردم اسراف نکنند، بایستی این باور مردم بشود؛ این یعنی فرهنگ».

فرهنگ هویت یک ملت است

در منطق متعالی ایشان، حیات یک جامعه به اصالت و هویت آن گره خورده است. ایشان با قاطعیت می‌فرمایند: «فرهنگ هویت یک ملت است. ارزش‌های فرهنگی روح و معنای حقیقی یک ملت است». این هویت، سرمایه اصلی ایستادگی و پیشرفت است، چراکه «هویت ملی با فرهنگ شکل می‌گیرد» و بر همین اساس هشدار می‌دهند که: «هویت هر ملتی، فرهنگ اوست؛ این را نبایستی زخمی و جریحه‌دار کرد».

ایشان با تشبیهی بی‌نظیر و ماندگار، حیاتی بودن این مقوله را به تصویر کشیده و می‌فرمایند: «عزیزان من! فرهنگ از اقتصاد هم مهم‌تر است چرا؟ چون فرهنگ، به معنای هوایی است که ما تنفس می‌کنیم؛ شما ناچار هوا را تنفس می‌کنید، چه بخواهید، چه نخواهید؛ اگر این هوا تمیز باشد، آثاری دارد در بدن شما؛ اگر این هوا کثیف باشد، آثار دیگری دارد». این هوا اگر مسموم شود، کالبد جامعه از حرکت باز می‌ایستد، زیرا «فرهنگ، اساس کار ماست. در واقع، فرهنگ با همه شعب آن، یعنی علم و ادبیات و غیره، روح کالبد هر جامعه است». روح است که جهت حرکت را تعیین می‌کند: «بدون شک، فرهنگ مثل روح است. بلاشک فرهنگ است که جامعه را به اصل کار یا بیکاری، به کار تند یا کند و به جهت‌گیری خاص یا به ضد آن جهت‌گیری وادار می‌کند».

ثمره چنین روحی، پیشرفت همه‌جانبه است. ایشان تأکید دارند که «فرهنگ یک ملت است که می‌تواند آن ملت را پیشرفته، عزیز، توانا، عالم، فناور، نوآور و دارای آبروی جهانی کند» و «فرهنگ هر کشور، بستر اصلی حرکت عمومی آن کشور است». از سوی دیگر، زوال این روح، مرگ حقیقی یک تمدن را رقم می‌زند: «اگر فرهنگ در کشوری دچار انحطاط شد و یک کشور هویت فرهنگی خودش را از دست داد، حتی پیشرفت‌هایی که دیگران به آن کشور تزریق کنند، نخواهد توانست آن کشور را از جایگاه شایسته‌ای در مجموعه بشریت برخوردار کند و منافع آن ملت را حفظ کند». به همین دلیل است که ایشان می‌فرمایند: «فرهنگ مایه اصلی هویت ملت‌هاست».

فرهنگ هویت یک ملت است!

حضور دشمن در پشت پرده فرهنگ و سیاست را جدی بگیرید

این رهبر شهید همواره با نگاهی بصیرت‌افزا، تحرکات جبهه باطل را رصد می‌کردند. در منظومه فکری ایشان، تقابل تاریخی حق و باطل اکنون در میدان فرهنگ تجلی یافته است. ایشان با اشراف کامل به جنگ نرم دشمن هشدار می‌دهند: «حضور دشمن در پشت پرده فرهنگ و سیاست را جدی بگیرید». دلیل این تمرکز دشمن نیز کاملا روشن است: «تمرکز دشمنان بر روی فرهنگ بیشتر از همه جا است. چرا؟ به‌خاطر همین تأثیر زیادی که فرهنگ دارد. هدف و آماج تحرک دشمنان در زمینه فرهنگ، عبارت است از ایمان مردم و باورهای مردم».

دشمن به خوبی دریافته است که تصرف سرزمین‌ها بدون تصرف قلب‌ها و ذهن‌ها دوامی ندارد. ایشان این راهبرد استکبار را چنین افشا می‌کنند: «اگر نظام سلطه جهانی بر کشوری تسلط فرهنگی پیدا کند، خاطرش آسوده است، همان چیزی که او می‌خواهد، به‌طور خودکار و با اندک تلاشی انجام می‌گیرد». در واقع، اتاق‌فکرهای استکبار به این نتیجه رسیده‌اند که «دشمنان می‌دانند اگر در تلاش‌های فرهنگی علیه انقلاب موفق و پیروز شوند، بقیه کارها برای آنها آسان خواهد شد؛ لذا روی این متمرکزند».

در برابر این شبیخون همه‌جانبه، ایستادگی و آرایش دفاعی و تهاجمی مناسب ضروری است. ایشان راهبرد مقاومت را چنین تبیین می‌کنند: «آنچه امروز وظیفه اصلی ماست، این است که در بخش‌های سه‌گانه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پایه‌ها را مستحکم کنیم». البته ایشان ارتباط متقابل این حوزه‌ها را نیز نادیده نگرفته و می‌افزایند: «مسئله اقتصادی در امنیت و فرهنگ و عزت و برجستگی حرف سیاسی در کشور و در حضور جهانی تأثیرگذار است». اما در نهایت، سنگر اصلی همان باورهای قلبی است: «اگر پایه‌های فرهنگی بخواهد مستحکم شود، شرط اصلی این است که ایمان مردم به دین و مواریث فرهنگی خودشان روزبه‌روز استحکام پیدا کند و تضعیف نشود». لذا در این میدان نابرابر، وظیفه متولیان بسیار خطیر است و «در زمینه فرهنگی، باید به تقویت روحیه ایمان توجه شود».

فرهنگ هویت یک ملت است!

ایجاد فرهنگ و اندیشه صحیح در جامعه جهاد است

با توجه به وسعت و اهمیت این میدان، مسئولیت‌گریزی در این عرصه معنایی ندارد. رهبر شهید با صراحت تکلیف دستگاه‌های حاکمیتی را روشن کرده و می‌فرمایند: «نمی‌شود مسئولین کشور مسئولیتی احساس نکنند در زمینه هدایت فرهنگی جامعه». ایشان شبهات روشنفکرنمایانه مبنی بر عدم دخالت دولت در فرهنگ و دین مردم را با منطقی محکم پاسخ داده و می‌گویند: «دولت دینی با دین دولتی هیچ فرقی ندارد. دولت جزو مردم است؛ دین دولتی یعنی دین مردمی؛ همان دینی که مردم دارند، دولت هم همان دین را دارد. دولت، وظیفه برای ترویج بیشتر دین دارد».

برای انجام این وظیفه خطیر، نیازمند تدبیر و ظرافت هستیم. ایشان تأکید دارند که «باید به مسئله فرهنگ نگاه مدبرانه داشت». جنس کار فرهنگی با کار امنیتی و سیاسی متفاوت است. ایشان با آسیب‌شناسی برخی رویکردهای غلط هشدار می‌دهند: «با شیوه‌های سیاسی و شیوه‌های سیاستگران و سیاستمداران نمی‌شود در عالم فرهنگ حرکت کرد، این خلاف شأن فرهنگ است». این عرصه نیازمند مجاهدت مخلصانه است، تا جایی که ایشان می‌فرمایند: «ایجاد فرهنگ و اندیشه صحیح در جامعه جهاد است».

محیط‌های علمی و دانشگاهی یکی از کانون‌های اصلی این جهاد مقدس هستند. ایشان پیشرفت علمی منهای اخلاق را مردود دانسته: «در کنار علم؛ فرهنگ، تزکیه، اخلاق و معنویت هم لازم است؛ در این شبهه نکنید». اگر این رویکرد فرهنگی در مراکز علمی حاکم شود، ثمرات شگرفی خواهد داشت: «اگر چنانچه ما به مسئله فرهنگی در دانشگاه توجه کنیم، آن وقت هم دانشجو عاشق و راغب به علم می‌شود و دنبال علم و تحقیق می‌رود و هم استاد از حالت ادای تکلیف در کلاس درس خارج می‌شود».

در نهایت، غایت این مجاهدت عظیم فرهنگی، تثبیت الگویی جدید برای بشریت سرگشته امروز است. این متفکر و رهبر شهید، با نگاهی پرامید به ثمرات انقلاب اسلامی و ظرفیت‌های ملت ایران، افق نهایی این مسیر را چنین با افتخار ترسیم می‌کنند: «مسئله این است که ملت ایران با انقلاب خودش، سقف فلک فرهنگ و سیاست را در دنیا شکافته و طرح نویی در انداخته است». راهی که ایشان با بصیرت تمام گشودند و بر ضرورت حفظ آن تأکید ورزیدند، اکنون نقشه راهی است روشن برای استمرار حیات پاک و بالنده جامعه‌ای که مصمم است در برابر طوفان‌های تهاجم بیگانگان، هویت، ایمان و ارزش‌های خود را حفظ کرده و قله‌های تمدن نوین اسلامی را فتح کند.

انتهای پیام
خبرنگار:
فاطمه برزویی
captcha