
به قلم حسینعلی بای؛ عضو هیئت علمی گروه فقه و حقوق اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
سیاست دفاعی جمهوری اسلامی ایران بر بنیان «اعتدال» و «نفی تجاوز» استوار است؛ رویکردی اصیل که ریشه در آموزههای آیه ۱۹۰ سوره بقره دارد و هرگونه افراط در نبرد را ممنوع میشمارد.
در این مکتب، حتی اقداماتی نظیر آلودهسازی منابع حیاتی در جنگ، بهدلیل پیامدهای ناگوار انسانی، ممنوعیتی قطعی دارد تا حریمِ زندگیِ غیرنظامیان در میانه کارزار همواره مصون بماند.
در راستای تعالیم نورانی اسلام و اصولِ بنیادینِ بشردوستانه و طبق ماده ۳۵ پروتکل الحاقی اول، سلاحهای کشتار جمعی در هیچ زمانی، جایگاهی در دکترین نظامی ایران نداشته است.
گواه این مدعا، ایستادگی اخلاقی ایران در دوران دفاع مقدس است؛ آنجا که علیرغم حملات گسترده شیمیاییِ دشمن، ما با پایبندی به مروتِ نظامی و تقوای دفاعی، هرگز به سمت تسلیحات نامتعارف و غیرانسانی نرفتیم.
تسلیحات موشکی ایران، برخلاف بمبهای خوشهای کور، در واقع «سامانههای چندکلاهکه بارشی و جداشونده» هستند که با تکیه بر فناوری بومی «نقطهزنی» هدایت میشوند.
این جنگافزارها صرفاً مراکز وسیع نظامی را که دارای ماهیت آشکارِ جنگی هستند، هدف قرار میدهند. ویژگی هدایتپذیری و نقطهزنی، این تسلیحات را در زمره سلاحهای «متعارف و مجاز» قرار میدهد که متوجه اهداف غیرنظامی نیست.
براساس فتوای تاریخی و راهبردی رهبر شهید انقلاب مبنی بر «حرمت شرعی تولید و بهکارگیریِ سلاحهایِ کشتار جمعی»، تمامیِ ظرفیتهای دفاعی ما تنها علیه «اهداف سخت نظامی» بسیج شدهاند.
تکنولوژی پیشرفته بهکار رفته در این سامانهها، «اصل تفکیک» میان نظامیان و غیرنظامیان را بهطور کامل محقق ساخته است. در این دکترین، جانِ انسانهایِ بیگناه، «خط قرمز تخطیناپذیر» است.
این رویکرد اصیل انسانی ، در تقابلی بنیادین با دکترینهایِ غیرانسانیِ مبتنی بر «پاکسازی نژادی» دشمنان کودککش قرار دارد که عطش سفاکی آنها را جز خون بیگناهان سیراب نمیسازد.
انتهای پیام