کد خبر: 4344458
تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
میراث فکری رهبر شهید/ ۱۲

استکبار، بار دیگر از بیداری اسلامی سیلی خواهد خورد

«در هر جایی که اسلام توانسته است بر دل و جان مردم مسلط بشود، استکبار سیلی خورده و ما جداً معتقدیم که استکبار، بار دیگر از بیداری اسلامی در این منطقه سیلی خواهد خورد».

رهبریبه گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.

اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره نهاد حیاتی و بنیادین «بیداری اسلامی» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.

تقابل تاریخی جبهه حق و جبهه باطل در دوران معاصر، با وقوع انقلاب اسلامی ایران وارد خوانش و مرحله کاملاً جدیدی شد؛ مرحله‌ای که معادلات مادی نظام بین‌الملل را به چالش کشید و نویدبخش طلوع عصری تازه برای ملت‌های  مستضعف aد. پدیده‌ای که در ادبیات سیاسی و راهبردی رهبر شهید با عنوان «بیداری اسلامی» صورت‌بندی و تبیین می‌شود، صرفاً یک تحول سیاسی مقطعی، هیجانات زودگذر خیابانی یا تغییر چند دولت در چند کشور عربی نبود، بلکه یک زلزله عمیق معرفتی، هویتی و تمدنی به شمار می‌رفت که هندسه قدرت جهانی را دستخوش تغییرات بنیادین کرد. رهبر شهید با نگاهی عمیق، قرآنی، جامعه‌شناختی و مسلط بر سنن الهی تاریخ، ریشه‌ها، دستاوردها، آسیب‌ها، تهدیدات و افق‌های پیش روی این پدیده شگرف را به جامع‌ترین شکل ممکن تبیین کرده‌اند.

قرن بیستم در حالی به پایان خود نزدیک می‌شد که سیطره بلامنازع گفتمان‌های مادی شرق و غرب، جهان اسلام را در نوعی انفعال، خودباختگی تاریخی و یأس مفرط فرو برده بود. استعمار نو با تکیه بر ابزارهای رسانه‌ای و قدرت نظامی، چنان القا کرده بود که دین افیون توده‌هاست و توانایی اداره جوامع را ندارد. در چنین فضای تاریک و ناامیدکننده‌ای، حرکت اعجازگونه امام خمینی(ره) همچون نفخ صور، کالبد بی‌جان و خموده امت اسلامی را بیدار کرد. این بیداری، معادلات نظام سلطه را که بر پایه انفعال مسلمانان بنا شده بود، ویران ساخت. رهبر شهید، این نقطه عطف تاریخی را سرآغاز تغییر موازنه قدرت به نفع جهان اسلام می‌دانند و بر این باورند که مسئله فلسطین که می‌رفت تا در بایگانی تاریخ بلوک شرق و غرب به فراموشی سپرده شود، با این خیزش الهی دوباره به قلب تپنده جهان اسلام بازگشت. ایشان در این باره می‌فرمایند:

«امام جریان بیداری اسلامی را به راه انداخت. دوره انفعال و بی‌تحرکی در دنیای اسلام، با حرکت امام، به سمت ضعف و نابودی حرکت کرد. امروز امت اسلامی نسبت به دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و دوران قبل از امام، پرتحرک‌تر، فعال‌تر، آماده‌تر، سرزنده‌تر است، اگرچه همچنان نیاز به بیشتر کار کردن در این زمینه محسوس است. مسئله فلسطین پس از آنکه به خیال صهیونیست‌ها و پشتیبانانشان یک مسئله تمام‌شده به حساب می‌آمد و دیگر بنا نبود فلسطینی مطرح بشود، با حرکت امام و تحول امام در سطح امت اسلامی، به مسئله اول جهان اسلام تبدیل شد. امروز مسئله فلسطین، مسئله اول جهان اسلام محسوب می‌شود».

رهبری

احیای هویت و افول ایسم‌های پر زرق و برق غربی

یکی از مهم‌ترین ارکان بیداری اسلامی در اندیشه رهبر شهید، بعد معرفتی، فرهنگی و هویتی آن است. از منظر ایشان، بیداری صرفاً در دست گرفتن سلاح یا سرنگونی یک دیکتاتور خلاصه نمی‌شود و ریشه در یک انقلاب درونی و بازگشت به «دارایی‌های معرفتی» دارد. ملت‌های  مسلمان پس از دهه‌ها تحقیر تحت هژمونی غرب، به این خودآگاهی رسیدند که گنجینه‌ای عظیم از معارف الهی در اختیار دارند که می‌تواند سعادت دنیا و آخرت آن‌ها را تضمین کند. در این رهگذر، رنگ باختن ایدئولوژی‌های وارداتی و پر زرق و برقی همچون لیبرالیسم و کمونیسم، از دستاوردهای قطعی این بیداری است. مکاتبی که روزگاری قبله آمال روشنفکران جوامع اسلامی بودند، امروز به بن‌بست رسیده‌اند. ایشان در تبیین این حقیقت کتمان‌ناپذیر می‌فرمایند:

«امروز بیداری اسلامی به معنی توجه نخبگان و جوانان مسلمان به دارایی‌های معرفتی و معنوی خود، یک حقیقت انکار نشدنی است. امروز لیبرالیسم و کمونیسم که در صد سال پیش و پنجاه سال پیش برجسته‌ترین ارمغان‌های تمدن غرب شمرده می‌شد، به کلی از جلوه افتاده و عیوب درمان‌ناپذیر آنها آشکار شده است؛ نظام مبتنی بر آن یک، فروپاشید و نظام مبتنی بر این دیگری هم درگیر بحران‌های عمیق و در شرف فروپاشی است».

ایشان در بیانی تفصیلی‌تر و با نگاهی آسیب‌شناسانه به سرگردانی فکری جهان غرب، جلوه‌گری مجدد اسلام را به عنوان تنها راه نجات بشریت این‌گونه توصیف می‌کنند:

«امروز نخبگان و بسیاری از توده‌های مردم در کشورهای اسلامی به ثروت عظیم معرفتی و معنوی خود توجه یافته و به اهمیت و ارزش آن پی برده‌اند. امروز دیگر لیبرالیسم و کمونیسم به عنوان مهم‌ترین ارمغان تمدن غرب، جلوه‌گری صد سال پیش و پنجاه سال پیش را ندارد. آبروی دموکراسی پول‌محور غربی با علامت سؤال‌های جدی روبه‌رو است و متفکران غربی اعتراف می‌کنند که به سرگردانی معرفتی و عملی دچارند. در دنیای اسلام، جوانان، اندیشمندان، مردان علم و دین با مشاهده این وضعیت، به دیدگاهی نو درباره ثروت معرفتی خود و نیز به خطوط سیاسی رایج در کشورهای خود دست می‌یابند … و این همان بیداری اسلامی است که همواره از آن یاد می‌کنیم».

دستگاه‌های پروپاگاندای غرب با صرف هزینه‌های نجومی در تلاشند تا با اسلام‌هراسی، چهره‌ای مخدوش از دین مبین اسلام ارائه دهند و مانع از گسترش این بیداری شوند؛ اما فطرت پاک جوانان، مسیر خود را می‌یابد. رهبر شهید با اشاره به این سانسور رسانه‌ای و شکست پروژه‌های اسلام‌هراسی غرب می‌فرمایند:

«خوشبختانه امروز در دنیای اسلام بیداری به وجود آمده است، اگرچه غربی‌ها سعی کردند این بیداری را انکار کنند. آنچه به وجود آمد، بیداری اسلامی بود در این منطقه غرب آسیا و در منطقه شمال آفریقا و در کشورهای عربی؛ این یک بیداری است، این بیداری در همه دنیای اسلام وجود دارد. جوان‌ها سؤال دارند، استفهام دارند و مایلند استفهام خودشان را در مواجهه با اسلام پاسخ بشنوند؛ از اسلام توقع دارند و به اسلام گرایش دارند. علی‌رغم این‌همه تبلیغاتی که غربی‌ها علیه اسلام و علیه زندگی اسلامی و زیست اسلامی کردند، گرایش به اسلام زیاد است؛ این گرایش، به ما نوید می‌دهد که ان‌شاءالله فردای دنیای اسلام از امروز بسیار بهتر خواهد بود».

رهبری

زایش نظم جدید منطقه‌ای

هنگامی که خودآگاهی معرفتی با اراده سیاسی پیوند می‌خورد، ثمره عملی آن در عرصه میدانی با نام مقدس و پرصلابت «مقاومت» شناخته می‌شود. مقاومت، تبلور عینی آیات قرآن در برابر هیمنه پوشالی استکبار و شبکه‌های صهیونیستی است. بیداری اسلامی بستری را فراهم کرد که در آن، جوان مسلمان به جای انفعال، گزینه ایستادگی فعال را انتخاب کند. رهبر شهید این پیوند ظریف و ناگسستنی میان بیداری، مقاومت و نصرت قطعی الهی را با استناد به آیات روح‌بخش سوره آل‌عمران چنین تشریح می‌کنند:

«ثانیاً این خودآگاهی اسلامی، پدیده‌ای شگرف و معجز‌آسا در قلب دنیای اسلام آفریده است که قدرت‌های استکباری در برابر آن به شدت دچار مشکلند. نام این پدیده «مقاومت» و حقیقت آن، بروز قدرت ایمان و جهاد و توکل است. این پدیده همان است که درباره نمونه‌ای از آن در صدر اسلام، این آیه شریفه نازل شد: اَلَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ انَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم ایمانًا وَ قالوا حَسبُنَا اللهُ وَ نعمَ الوَکیلُ* فَانقَلَبوا بنعمَةٍ منَ الله وَ فَضلٍ لَم یَمسَسهُم سوءٌ وَ اتَّبَعوا رضوانَ الله وَ اللهُ ذو فَضلٍ عَظیم. صحنه فلسطین یکی از جلوه‌گاه‌های این پدیده شگفت‌انگیز است که توانسته رژیم طغیانگر صهیونیست را از حالت تهاجمی و عربده‌کشی به وضعیت دفاع و انفعال بکشاند و مشکلات سیاسی و امنیتی و اقتصادی آشکار کنونی را بر آن تحمیل کند. نمونه‌های درخشان دیگر مقاومت را می‌توان در لبنان و عراق و یمن و برخی نقاط دیگر به وضوح مشاهده کرد».

این فرهنگ مقاومت که زاییده مستقیم بیداری اسلامی است، در دل ناگواری‌ها، جنگ‌های تحمیلی و تحریم‌های ظالمانه، جوانه‌های امید را در سراسر جبهه حق رویانده و ماشین جنگی غرب را زمین‌گیر کرده است:

«از سویی، ناگواری‌های دنیای اسلام، عقب‌ماندگی‌های علمی و وابستگی‌های سیاسی و نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی، ما را در برابر وظیفه‌ای بزرگ و مجاهدتی خستگی‌ناپذیر قرار می‌دهد؛ فلسطین مغصوب ما را به یاری می‌طلبد؛ یمن مظلوم و خون‌آلود دل‌ها را به درد می‌آورد؛ مصائب افغانستان همه را نگران می‌سازد؛ حوادث تلخ در عراق و سوریه و لبنان و برخی دیگر از کشورهای مسلمان که دست شرارت و دخالت آمریکا و یارانش در آن مشهود است، غیرت و همت جوانان را برمی‌انگیزد.

و از سوی دیگر، سر برافراشتن عناصر مقاومت در همه این خطه حساس، و بیداری ملت‌ها، و انگیزش نسل جوان و پرنشاط، دل‌ها را لبریز از امید می‌کند؛ فلسطین در همه بخش‌های خود «شمشیر قدس» را از نیام بیرون می‌کشد؛ قدس و غزه و کرانه و سرزمین‌های ۴۸ و اردوگاه‌ها همه برمی‌خیزند و در طی دوازده روز، بینی متجاوز را به خاک می‌مالند؛ یمن محصور و تنها، هفت سال جنگ و جنایت و مظلوم‌کُشی دشمن شرور و قسی‌القلب را تاب می‌آورد و با وجود قحط غذا و دارو و امکانات زیستی، تسلیم زورگویان نمی‌شود و آنان را با اقتدار و ابتکار خود سراسیمه می‌کند؛ در عراق، عناصر مقاومت با زبان رسا و صریح، آمریکای اشغالگر و داعش دست‌نشانده آن را به عقب می‌رانند و عزم راسخ خود بر مقابله با هر نوع دخالت و شرارت از سوی آمریکا و همراهانش را بی‌لَکنت ابراز می‌دارند».

رهبری

این ایستادگی مقتدرانه، جلوه‌ای بی‌بدیل از عزت ملی و فراملی است که مرزبندی با دشمن را شفاف کرده و دیپلماسی را از حالت التماسی به حالت اقتدارآمیز تغییر داده است. رهبر شهید در تبیین مظاهر این عزت در دیپلماسی مقاومت می‌فرمایند:

«عزت ملی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن: این هر سه، شاخه‌هایی از اصل «عزت، حکمت، و مصلحت» در روابط بین‌المللی‌اند. صحنه جهانی، امروز شاهد پدیده‌هایی است که تحقق یافته یا در آستانه ظهورند: تحرک جدید نهضت بیداری اسلامی براساس الگوی مقاومت در برابر سلطه آمریکا و صهیونیسم؛ شکست سیاست‌های آمریکا در منطقه غرب آسیا و زمین‌گیر شدن همکاران خائن آنها در منطقه؛ گسترش حضور قدرتمندانه سیاسی جمهوری اسلامی در غرب آسیا و بازتاب وسیع آن در سراسر جهان سلطه. اینها بخشی از مظاهر عزت جمهوری اسلامی است که جز با شجاعت و حکمت مدیران جهادی به دست نمی‌آمد».

دلیل اصلی حساسیت‌ها، لشکرکشی‌ها و پایگاه‌سازی‌های گسترده استکبار در منطقه غرب آسیا نیز ریشه در همین بیداری و هراس از فراگیری آن دارد. منطقه‌ای که قلب تپنده جهان اسلام است، امروز کانون اصلی رویارویی تمدنی است:

«این را نباید فراموش کرد که به توفیق الهی و به فضل الهی، جریان مقاومت در مقابل ظلم و زور، امروز در دنیا وجود دارد، متکی به نام خدا و به اسلام. منطقه ما یک نمونه از آن است. امروز در منطقه ما روحیه بیداری اسلامی بر بسیاری از ملت‌ها و کشورها حاکم است. اینکه شما ملاحظه می‌کنید قدرتمندان مستکبر دنیا، در رأس آنها آمریکای جنایت‌کار -شیطان بزرگ- نسبت به این منطقه حساس هستند، به‌خاطر این است که در این منطقه روحیه گرایش به اسلام و اقبال به اسلام و بیداری اسلامی به‌طور واضح به چشم می‌خورد؛ اینها با بیداری ملت‌های مسلمان مخالفند، اینها از بیداری ملت‌های مسلمان می‌ترسند. در هر جایی که اسلام توانسته است بر دل و جان مردم مسلط بشود، استکبار سیلی خورده و ما جداً معتقدیم که استکبار، بار دیگر از بیداری اسلامی در این منطقه سیلی خواهد خورد. عرض ما به برادران مسلمان، به ملت‌های  مسلمان، به روشنفکران دنیای اسلام، به علمای محترم دینی در کشورهای اسلامی همین است؛ این حرکت اسلامی را هرچه می‌توانید تقویت کنید؛ راه نجات این منطقه تقویت بیداری اسلامی است، تقویت حرکت مقاومت اسلامی است. این وظیفه متوجه عموم آحاد ملت‌های  مسلمان است؛ به خصوص علمای اسلام، به خصوص روشنفکران، نویسندگان، شعرا، دانشمندان، هنرمندان، نخبگان سیاسی؛ اینها موظفند، اینها مخاطبند به خطاب دعوت پیامبر اسلام و هدایت اسلامی. امروز این زمینه در دنیای اسلام پدید آمده است؛ به خصوص در این منطقه غرب آسیا زمینه بیداری اسلامی فراهم است؛ همه باید کمک کنند، این بیداری را به ثمر برسانند».

فقدان رهبری دینی و سم مهلک اعتماد به ظالم

با وجود امواج خروشان بیداری اسلامی در کشورهای عربی در سال‌های گذشته، شاهد بودیم که برخی از این نهضت‌ها در نیمه راه متوقف شدند، به انحراف کشیده شدند یا توسط ساختارهای استکباری مصادره گردیدند. رهبر شهید با دقت جراحی‌گونه‌ای و با استناد به تجربه‌های تاریخی و قرآنی، علت این ناکامی‌ها را در دو محور اصلی «اعتماد به طاغوت» و «فقدان استمرار حضور رهبری دینی» کالبدشکافی می‌کنند. انحراف از اصول اولیه و دل بستن به وعده‌های دروغین آمریکا و غرب، بزرگترین آفت این قیام‌ها بود. ایشان با استناد به سنت‌های قطعی الهی می‌فرمایند:

«این‌هایی که می‌بینید عربده می‌کشند در موضع ریاست جمهوری فلان کشور یا پادشاهی فلان کشور علیه ملت‌ها، علیه مردم، علیه صلح، علیه آرامش، علیه ثبات حکومت‌ها و کشورها، همان‌هایی هستند که قرآن بر سر آن‌ها داد کشیده؛ این را باید مردم بفهمند. اینکه قرآن به ما می‌گوید: «وَ لا تَرکَنوا الَی الَّذینَ ظَلَموا فَتَمَسَّکُمُ النّار»؛ اعتماد نکنید به ظالمین؛ این همان گرفتاری امروز مردم دنیاست. اعتماد می‌کنند، پدرشان درمی‌آید. دیدید در بعضی از این کشورهای عربی یک حرکت خوبی انجام گرفت، یک مبارزه خوبی به وجود آمد، یک غوغایی به پا شد، یک بیداری به وجود آمد، منتها مثل شعله‌ای که بیایند روی آن خاکستر بریزند و خاک بریزند، خاموش شد؛ چرا؟ چون «لا تَرکَنوا الَی الَّذینَ ظَلَموا» را عمل نکردند. رکون کردند به آمریکا، به رژیم صهیونیستی؛ نفهمیدند چه کار باید بکنند، [لذا] این‌جوری می‌شود».

رهبری

تفاوت سرنوشت افتخارآمیز انقلاب اسلامی ایران با سایر حرکت‌های منطقه، دقیقاً در عبور موفقیت‌آمیز از همین گذرگاه‌های خطرناک و طوفان‌های سهمگین پنهان است. ملتی که به خدا توکل کرد و به دشمن اعتماد ننمود، پاداش پایداری خود را گرفت:

«ملت ایران از هفت‌خوانی عبور کرد که ملت‌های  دیگر از یک خوانش هم نمی‌توانستند عبور کنند؛ مقایسه کنید. بیداری اسلامی یادتان هست؟ در کشورهایی حرکت‌هایی شروع شد، عظمت‌هایی [دیده شد]، ملت‌های ی ایستادند، حرکت کردند؛ سرنوشتش چه شد؟ به کجا رسید؟ چه کار توانستند بکنند؟ حرکت بیداری اسلامی در کشورهای عربی — در شمال آفریقا و در منطقه غرب آسیا — منتهی شد به جنگ داخلی، به فتنه داخلی، به برادرکُشی، به اختلافات مذهبی، به اختلافات قومی، و هنوز هم گرفتارند؛ این خوان اوّل بود. از خوان اوّل هم نتوانستند عبور کنند؛ [اما] ملت ایران با قدرت، با سربلندی از این مراحل عبور کرد».

علاوه بر خطای راهبردی در شناخت دشمن، ضعف ساختاری در سازماندهی نیروها نیز عامل مهمی بود. ایشان دلیل ساختاری این موفقیت نظام اسلامی و شکست سایرین را در نحوه اتصال نهاد دین با توده‌های مردم ارزیابی می‌کنند:

«در زلزله بیداری اسلامی هم، «دین»، مردم را به میدان کشاند اما چون دستگاه‌های دینی در آن کشورها متفرق هستند، این کار استمرار نیافت و بیداری به نتیجه لازم نرسید اما در جمهوری اسلامی، تداوم حضور علما و روحانیون و در نتیجه، حضور مردم در عرصه‌ها، استمرار حرکت انقلاب را ممکن کرده است».

ضدحمله همه‌جانبه استکبار

شکل‌گیری بیداری اسلامی و فروریختن دیکتاتورهای وابسته، زنگ خطر را برای اتاق‌های فکر غرب و تل‌آویو به صدا درآورد. استکبار جهانی که شریان‌های اقتصادی و ژئوپلیتیک خود را در منطقه در خطر می‌دید، دست روی دست نگذاشت و به یک «ضدحمله» پیچیده و همه‌جانبه دست زد. راهبرد اصلی در این ضدحمله، ایجاد تفرقه مذهبی، جنگ‌های نیابتی و استحاله درونی حرکت‌ها بود تا مسلمانان را به جان یکدیگر بیندازند. رهبر شهید بارها بر این سیاست شوم تأکید کرده و می‌فرمایند:

«از وقتی در این منطقه نشانه‌های بیداری اسلامی دیده شد، فعالیت‌های ایجاد تفرقه بیشتر شد».

ایشان در تبیین دقیق‌تر این توطئه سازمان‌یافته که هدفش سرکوب هرگونه اندیشه نوین استعمارستیزانه بود، می‌فرمایند:

«از زمانی که احساس شد در این منطقه حرف‌های نو، افکار اسلامی نو، ایستادگی ملت‌ها، زنده شدن و سرپا شدن ملت‌هادارد وجود پیدا می‌کند، حرکت تفرقه‌آمیز دشمنان بیشتر شد».

رهبری

این تقابل راهبردی، زمانی به اوج وحشت غرب تبدیل می‌شود که آن‌ها با پدیده‌ای به نام «اسلام دارای قدرت سیاسی و سخت» مواجه می‌شوند؛ مدلی کارآمد که جمهوری اسلامی آن را خلق و به جهان مخابره کرد. غرب متوجه شد که بیداری اسلامی اگر به الگوی ایران ختم شود، فاتحه هژمونی آن‌ها خوانده است:

«از وقتی در این منطقه نشانه‌های بیداری اسلامی دیده شد، فعالیت‌های ایجاد تفرقه بیشتر شد؛ این‌ها تفرقه را وسیله‌ای می‌دانستند برای اینکه بر ملت‌هامسلط شوند. از زمانی که احساس شد در این منطقه حرف‌های نو، افکار اسلامی نو، ایستادگی ملت‌ها، زنده شدن و سر پا شدن ملت‌هادارد وجود پیدا می‌کند، حرکت تفرقه‌آمیز دشمنان بیشتر شد. وقتی‌که نظام اسلامی در ایران سر پا آمد، که پرچم اسلام را برافراشته کرد، قرآن را سر دست گرفت و با افتخار گفت که ما به اسلام عمل می‌کنیم و قدرت و سیاست و امکانات و ارتش و نیروی مسلح و همه‌چیز را با خود همراه داشت و از آن‌ها استفاده کرد و روزبه‌روز آن‌ها را تقویت کرد، این حرکت تفرقه‌آمیز بیشتر شده است. این حرکت تفرقه‌آمیز را تشدید کردند برای مقابله با این قیام اسلامی و با این عزّت اسلامی. اسلام برای آن‌ها مایه خطر بود وقتی بیداری به ملت مسلمان داد؛ اما آن اسلامی که دولت ندارد، ارتش ندارد، دستگاه سیاسی ندارد، اموال ندارد، یک ملت بزرگ و مجاهد ندارد، فرق می‌کند با آن اسلامی که همه این‌ها را دارد. جمهوری اسلامی سرزمین وسیع، ملت مجاهد، مردم جوان، پرانگیزه، مؤمن، معادن سرشار، استعداد برتر از متوسط دنیا و حرکت به سمت علم و پیشرفت دارد. البته چنین ایرانی برای آن‌ها مایهٔ خطر است؛ [چون] الگو درست می‌شود در مقابل ملت‌های  مسلمان؛ با این دشمنند. اگر ادعای نرمش هم یک‌وقتی بکنند، دروغ است؛ باطن کارشان خشونت است. باید این‌ها را فهمید، باید این‌ها را شناخت؛ برای مواجهه با این دشمن — دشمنی که نه اخلاق دارد، نه دین دارد، نه انصاف دارد؛ ظاهر را آراسته می‌کند، [اما] در باطن، یک وحشی به‌تمام‌معناست — ملت‌هاباید آماده باشند.»

در همین راستا، سیاست‌های تفرقه‌افکنانه که از دیرباز حربه استعمار پیر بود، بار دیگر با فرمت‌های جدید رسانه‌ای و اطلاعاتی به ابزاری برای مهار آگاهی ملت‌هاتبدیل شد:

«دست‌های پلید سیاست‌های استعماری از دیرباز تفرقه‌افکنی را برای تأمین مقاصد شوم خود در دستور کار داشته‌اند، ولی امروز که به برکت بیداری اسلامی، ملت‌های  مسلمان دشمنی جبهه استکبار و صهیونیسم را بدرستی شناخته و در برابر آن موضع گرفته‌اند، سیاست تفرقه‌افکنی میان مسلمانان شدت بیشتری یافته است».

علت اصلی و موتور محرک این دشمنی ساختاری، نفوذ و سیطره شبکه‌های صهیونیسم بین‌الملل در ارکان قدرت غرب است. صهیونیسم به خوبی درک کرده بود که بیداری اسلامی و تقویت مقاومت، نقطه پایان موجودیت جعلی اوست:

«دشمنی مؤمنان راستین، دشمنی جمهوری اسلامی با صهیونیسم، از این حقایق ناشی می‌شود؛ ما با کسی پدرکشتگی نداریم. وقتی‌که رژیم صهیونیستی و شبکه وسیع سرمایه‌داران صهیونیست، بر دولت‌ها غلبه پیدا می‌کنند، بر دولتی مثل دولت ایالات متحده آمریکا غلبه پیدا می‌کنند -که پیشرفت هر کسی، به قدرت رسیدن هر حزبی و هر شخصی وابسته به حمایت آنها می‌شود- دنیا می‌شود اینکه امروز مشاهده می‌کنید. ریشه‌های حرکت عظیم ملت اسلام و ملت ایران و بیداری اسلامی در دنیا این‌ها است. آن‌وقت آنها علاج را در این می‌بینند که اسلام را بدنام کنند، ایران را بدنام کنند، شیعه را بدنام کنند».

غرب در خفا به خوبی می‌داند که مشکل اصلی او، پدیده‌های مبهمی چون تروریسم یا صرف مسلمان بودن شناسنامه‌ای افراد نیست، بلکه اراده معطوف به تمدن‌سازی اسلامی و استقلال‌طلبی است که منافع چپاولگرانه آن‌ها را قطع می‌کند:

«با یک سیاستمدار آمریکایی مصاحبه کردند؛ مصاحبه‌گر از او می‌پرسد که دشمن آمریکا کیست؟ او در جواب می‌گوید دشمن آمریکا تروریسم نیست، دشمن آمریکا مسلمان‌ها هم نیستند، دشمن آمریکا «اسلام‌گرایی» است؛ اسلام‌گرایی. یعنی مسلمان تا وقتی بی‌تفاوت راهش را بیاید و برود و انگیزه‌ای نسبت به اسلام نداشته باشد، احساس دشمنی با او نمی‌کنند؛ اما وقتی اسلام‌گرایی به میان آمد، پایبندی و تقید به اسلام و حاکمیت اسلام به میان آمد، پایه‌ریزی همان تمدن اسلامی وقتی به میان آمد، دشمنی‌ها شروع می‌شود؛ راست گفته، دشمن او اسلام‌گرایی است. لذا وقتی بیداری اسلامی در دنیای اسلام رخ می‌دهد، شما می‌بینید چقدر دستپاچه می‌شوند، تلاش می‌کنند، کار می‌کنند بلکه ضایعش کنند، بلکه نابودش کنند؛ یک جاهایی هم موفق می‌شوند. البته من به شما عرض بکنم که بیداری اسلامی نابودشدنی نیست؛ بیداری اسلامی ان‌شاءالله به فضل الهی، به حول‌وقوهٔ الهی به اهداف خود خواهد رسید.»

رهبری

رسوایی شعارهای غرب و عقلانیت مبارزه

ضدحمله خشن و بی‌رحمانه غرب در برابر بیداری اسلامی، پرده از چهره تزویر و استانداردهای دوگانه مدعیان حقوق بشر و دموکراسی برداشت. آمریکا که خود عامل اصلی ناامنی، کودتا و غارت در منطقه است، تلاش کرد تا با ژست‌های دیپلماتیک، کشورهای منطقه را برای سرکوب مقاومت با خود همراه سازد. رهبر شهید، این تضاد راهبردی و ماهوی میان سیاست‌های ثبات‌ساز ایران و سیاست‌های ویرانگر آمریکا را کاملاً غیرقابل جمع دانسته و می‌فرمایند:

«ما درباره مسائل منطقه‌ای با آمریکا مذاکره‌ای نمی‌کنیم؛ هدف‌های آمریکا در مسائل منطقه‌ای، درست نقطه مقابل هدف‌های ماست. ما در منطقه امنیت و آرامش می‌خواهیم، تسلط ملت‌هارا می‌خواهیم؛ سیاست آمریکا در منطقه، ایجاد ناامنی است. شما به مصر نگاه کنید، به لیبی نگاه کنید، به سوریه نگاه کنید! دستگاه‌های استکباری، و در رأس آن‌ها آمریکا، در مقابل بیداری اسلامی‌ای که به‌وسیله ملت‌هابه‌وجود آمد، یک ضدّ‌حمله را شروع کردند که هنوز ادامه دارد و ملت‌هارا در منطقه به‌تدریج بدبخت می‌کند؛ هدف آن‌ها این است؛ این درست نقطه مقابل هدف‌های ماست. ما نه در مسائل منطقه‌ای، نه در مسائل داخلی و نه در مسئلهٔ تسلیحات، با آمریکا مطلقاً صحبت و مذاکره‌ای نداریم؛ مذاکره، صرفاً در قضیه هسته‌ای است و این‌که ما در موضوع هسته‌ای با روش دیپلماسی چگونه می‌توانیم به نتیجه برسیم.»

تأکید مضاعف و هشداردهنده ایشان بر این ضدحمله ویرانگر، گویای عمق کینه‌ورزی غرب نسبت به استقلال و بیداری ملت‌هاست؛ آن‌ها تا منطقه را به خاکستر تبدیل نکنند، دست از سر ملل مسلمان برنمی‌دارند:

«دستگاه‌های استکباری و در رأس آنها آمریکا، درمقابل بیداری اسلامی‌ای که به‌وسیله ملت‌ها به‌وجود آمد، یک ضد حمله را شروع کردند که هنوز ادامه دارد و ملت‌ها را در منطقه دارد به تدریج بدبخت می‌کند؛ هدف آنها این است؛ این درست نقطه مقابل هدف‌های ما است».

از این رو، مبارزه با آمریکا و سر دادن شعارهای ضد استکباری در جغرافیای مقاومت، نه یک کنش احساسی، زودگذر یا ناشی از تعصبات کور، بلکه واکنشی کاملاً برخاسته از عقلانیت محاسبه‌گرانه، تجربه تاریخی و منطق دفاع از کیان هویتی در برابر خوی درنده‌خوی استکبار است:

«آنچه مهم است این است که ما تحلیل درستی از رفتار امروز غرب داشته باشیم. مواجهه آن‌ها با جمهوری اسلامی ایران و با انقلاب اسلامی و با حرکت اسلامی و بیداری اسلامی، یک بخشی از سیاست‌های کلان آن‌هاست. سیاست کلان نظام سلطه، عبارت است از بردگی ملت‌ها و تسلّط بر سرنوشت ملت‌ها بدون اینکه کمترین اعتنایی به مصالح ملت‌ها و خواسته آحاد ملت‌ها داشته باشند؛ این سیاست کلان استکبار است؛ به این باید توجّه داشت. شعارهای ضدآمریکایی، شعارهای ضدغربی، شعارهای ضدّاستکبار در کشور ما، ناظر به این حقیقت است. یک عده‌ای به‌مجرد اینکه شعار ضدغربی یا ضدآمریکایی می‌شنوند، فوراً تصورشان این نباشد که یک کار تعصّب‌آمیز یا بدون یک منطق فکری دارد انجام می‌گیرد؛ نه، این نگاه ضدغربی و ضدآمریکایی در انقلاب اسلامی، متّکی است به یک تجربه درست، به یک نگاه عقلانی درست، به یک محاسبه صحیح.»

رهبری

بیداری خاموش نمی‌شود

رهبر شهید، با وجود تمام فراز و نشیب‌ها، خیانت‌های داخلی، تحریم‌های فلج‌کننده، توطئه‌های امنیتی و ضدحمله‌های سنگین جبهه باطل، سرانجام مسیر بیداری اسلامی را پیروزی محتوم و قطعی می‌دانند. راز این اطمینان قلب و آرامش استراتژیک، اتصال به منبع لایزال قدرت الهی، شناخت دقیق سنن پروردگار و تکیه بر آگاهی عمیق امت است. ایشان راهبرد بنیادین عبور از محاصره همه‌جانبه دشمن را بازگشت به منطق قرآنی توکل معرفی می‌کنند:

«اینجا ما باید به توصیه و امر آیه شریفه قرآن، که تلاوت کردم، عمل کنیم: فَقُل حَسبیَ الله؛ اگر دیدی با تو مخالفت می‌کنند، اگر دیدی روگردانی می‌کنند، اگر دیدی با ابزارهای گوناگون از همه طرف تو را احاطه می‌کنند، فَقُل حَسبیَ اللهُ لآ الهَ الّا هُوَ عَلَیه تَوَکَّلتُ وَ هُوَ رَبُّ العَرش العَظیم. این توکل امام بزرگوار ما بود که راه را به ما نشان داد و ما را تا اینجا رساند و ملت ایران با همین توکل ان‌شاءالله راه را ادامه خواهد داد و امت اسلامی با بیداری اسلامی این حقایق را روزبه‌روز تجسم بیشتری خواهد بخشید».

در قاموس فکری و هندسه تحلیلی ایشان، سرکوب‌های ظاهری نظامی، کودتاهای سیاسی و خفقان‌های میدانی هرگز توان نابودی آگاهی و بصیرت تولیدشده در عمق جوامع اسلامی را ندارد. حقیقت بیداری در قلب‌ها ریشه دوانده است. این واقعیت مسلم بارها و با تأکیدی معنادار از سوی ایشان تکرار شده است:

«بیداری اسلامی را موقتاً سرکوب کردند لکن بیداری، سرکوب‌شدنی نیست؛ بصیرت، سرکوب‌شدنی نیست. ملت ایران بیدار است، بسیاری از ملت‌های  منطقه آگاه و بیدارند و امت اسلامی هم به حمدالله در حال بیداری است».

ایشان در تبیین تکمیلی این نوید صادق و با اشاره به جولان موقت جبهه باطل، رسالت خطیر امت اسلامی در حفظ این دستاورد عظیم را یادآور می‌شوند:

«باید توجه داشته باشیم رسالت امت اسلامی را فراموش نکنیم و نیروی امت اسلامی را نادیده نگیریم. خوشبختانه نیروی امت اسلامی نیروی بسیار زیادی است؛ دلیل واضحش هم این است که سال‌های متمادی است دارند سعی می‌کنند با همه قوا نیروی بیداری و مقاومت در منطقه را سرکوب کنند و نتوانسته‌اند».

این تکرارها در ادبیات راهبردی رهبر شهید، نه یک تاکید زبانی ساده، بلکه تثبیت یک دکترین محکم است؛ دکترین پیروزی نهایی جبهه حق بر باطل. بیداری اسلامی، جریانی است که اگرچه در برهه‌هایی با خاکستر فتنه، هجوم تکفیر، خیانت دولت‌های وابسته و دلارهای نفتی پوشانده شد، اما هرگز خاموش نشده است. امروز شعله‌های مقاومت برخاسته از این بیداری عظیم، پایه‌های نظم تحمیلی و ظالمانه غرب در منطقه و جهان را به لرزه درآورده و امت اسلامی را گام به گام به سوی ایجاد تمدن نوین اسلامی رهنمون می‌سازد.

انتهای پیام
خبرنگار:
فاطمه برزویی
captcha