در شرایط بحرانی جنگ، آموزش و تربیت با چالشها و ضرورتهای فراوانی مواجه است. در این فضا، نظام آموزشی نه تنها باید به انتقال علم و دانش ادامه دهد، بلکه ناگزیر است، مفاهیمی چون تابآوری، همبستگی اجتماعی، مدیریت بحران و حفظ امید را در اولویت قرار دهد. تجربههای سالهای گذشته نشان میدهد که آموزش در شرایط غیرمعمول میتواند به عاملی حیاتی برای حفظ روان دانشآموزان و حتی معلمان، تداوم هویت فرهنگی و آمادهسازی نسلها برای بازسازی آینده تبدیل شود. در موضوع آموزش و تربیت در فضای جنگ و عدم قطعیت و غیراطمینان، باید گفت که در چنین شرایطی، لازم است صحبتهای خود را ذیل راهبرد «الهامبخشی» جمعبندی کنیم. همه ما از مدیران مدرسه، معلمان، مربیان تربیتی و مشاوران باید در این دوران نقش الهامبخشی خود را فراموش نکنیم و حتی با وجود شرایط جنگی با مسائل و مشکلات جنگ، با اعتماد به نفس و انگیزه بالا، وانمود کنیم که اتفاق خاصی نیفتاده تا بتوانیم به فرزندان و دانشآموزان انگیزه بخشیده و آنها را از آسیبهای روحی و روانی دور نگه داریم.
اتفاقی که اخیراً در آموزش و پرورش رخ داد، به ویژه حادثه بمباران و تخریب مدرسه دختران عزیز «شجره طیبه» در میناب و شهادت بیش از 160 نفر از دانشآموزان تأثر عمیقی در سطح ملی و جهانی ایجاد کرد. این رخداد، نگرانی و التهاب را به کل خانوادهها منتقل کرد و باعث شد آموزش و پرورش نتواند در هیچ نقطهای از کشور، مدارس را باز نگه دارد؛ در حالی که در بسیاری از مناطق کشور تاکنون صدای هواپیما یا بمباران شنیده نشده و امکان برگزاری کلاسها وجود دارد. همچنین بسیاری از دانشآموزانی که به مناطق دیگر مهاجرت کردهاند، میتوانستند در مدارس حاضر شوند. هر چند در مناطق پرخطر موضوع متفاوت است، اما این جنایت و بیاعتمادی که دشمن صهیونیستی-آمریکایی ایجاد کرده، سبب تعطیلی مدارس در سراسر کشور شد. همین تعطیلی بهخودیخود موجب ناامنی، دلهره و دشواری کار آموزش و پرورش شده است.
اکنون شبکه شاد به ساعات مختلف تقسیم شده و دانشآموزان هر مقطع حداکثر دو ساعت آموزش میبینند؛ زیرا ترافیک شبکه سنگین است و امکان پوشش کامل همزمان وجود ندارد. این وضعیت، کار معلم، دانشآموز و خانواده را دشوار کرده است. در این فضا، پیشنهاد میکنم مدیران و معلمان بیش از آنکه صرفاً بر آموزش متمرکز شوند، به مسائل روحی - روانی، تربیتی و انگیزشی دانشآموزان توجه کنند و در مدت ارتباط با آنها، نقش الهامبخشی ایفا کنند. تقویت هویت ملی و خودداری از ورود سریع به آموزش مستقیم کلاسیک، میتواند تأثیرگذار باشد.
همچنین مدارس و معلمان نباید به همان یک تا دو ساعت آموزش در شبکه شاد بسنده کنند؛ بلکه میتوانند با تشکیل گروههایی در پیامرسانهایی مانند ایتا، بله و... با دانشآموزان در ارتباط باشند، از آنها بخواهند با هم گفتوگو کنند، مطالب بنویسند، عکس و فیلم به اشتراک بگذارند و با مناظر طبیعی و مثبت، فضایی دور از جنگ برای دانشآموزان ایجاد کنند.
نکته دیگر اینکه معلمان باید آگاه باشند آموزش مجازی و غیرحضوری با آموزش حضوری کاملاً متفاوت است؛ هم فضا، هم روش تدریس، نوع بیان و ارتباطگیری فرق میکند و معلمان باید طوری صحبت و نقشآفرینی کنند که دانشآموزان خود را در کلاس درس حاضر ببینند و با فضای درس بیگانه نباشند.
این کار، بدونشک دشوار است و مهم این است که خلاف جهت آب شنا کنیم؛ چراکه شنا در جهت جریان آب از ماهی مرده هم برمیآید؛ از این رو باید بپذیریم که کار سختی در پیش داریم و اکنون زمان آن است که مانند رزمندگان در میدان جنگ، ما نیز در میدان تعلیم و تربیت نقشآفرینی کرده و از خود مایه بگذاریم. دانشآموزان به ویژه در مناطق جنگی، تأثیرپذیری زیادی از معلمان دارند و گاه حرف معلم را بیش از والدین میپذیرند. معلمان میتوانند با دانشآموزان مضطرب و نگران ارتباط برقرار کرده و بدون سرزنش و قضاوت، به آنها شهامت و امید بدهند.
انتهای پیام