به قلم سیدمیلاد اوصیا، پژوهشگر حوزه روانشناسی:
آنچه روانشناسان بحران، سالهاست تکرار میکنند، این حقیقت ساده است: «ترس» معمولاً از «چیزی که از آن میترسیم» جانسختتر و آسیبزنندهتر است.
از منظر یک جامعه مؤمن، نخستین و محکمترین پناهگاه، توکل به خداست. توکل به معنای دست روی دست گذاشتن و منفعل بودن نیست بلکه توکل همراه با درایت و خونسردی. در فرهنگ قرآن، بارها تکرار شده که اندوه و سستی، سپر بلای دشمن نیست. مؤمن کسی است که تهدید را میبیند، اما اجازه نمیدهد تهدید، قوه عاقله و تدبیرش را از کار بیندازد.
با نگاهی گذرا به تاریخ ایران مشاهده میشود که در ۶۰ سال اخیر، از جنگ تحمیلی و بمباران شهرها گرفته تا ترور دانشمندان و تحریمهای فلجکننده، ایران همیشه پای یک امتحان سخت ایستاده است.
هر بار دشمن مطمئن بود این ضربه آخر است، اما دید که این سرزمین نهتنها از جا تکان نخورد، بلکه ققنوسوار از دل همان ضربهها قویتر بیرون آمد. این حافظه تاریخی، بهترین تکیهگاه برای اجتناب از هراس تهدیدات دشمن است.
بزرگترین هراس ما از «فاجعه»، خودِ تصویر فاجعه است، نه اتفاق آن. در علم مدیریت بحران، اصطلاحی هست به نام «پیشبینی فاجعهبار» که اغلب مخربتر از خود حادثه عمل میکند. جامعهای که هزاران سال توانسته قحطی، زلزله و جنگ را تاب بیاورد، برای چند روز اختلال زیرساختی از هم فرو نمیریزد.
نمونه این تابآوری و مقاومت را در زندگی خودمان نیز زیاد دیدهایم. همه ما قطعیهای طولانی برق، آب، گاز و ... در اثر ناترازیهای اخیر را تجربه کردیم. این لحظات بر ما سخت گذشت ولی زندگی از حرکت نایستاد و بعد از مدت کوتاهی زندگی به روال عادی برگشت.
تجربه نشان داده که در لحظات بحرانی، ما گاهی فاجعه را بزرگتر از آنچه هست تصور میکنیم. ترس، یک مکانیسم دفاعی است، اما وقتی از حد بگذرد، تبدیل به یک عامل فلجکننده میشود. دشمن هم دقیقاً روی همین نقطه حساب باز کرده: میخواهد ما آنقدر بترسیم که پیش از هر ضربهای، خودمان را ببازیم.
وظیفه رسانهها در این میان نه پنهانکاری و نه بزرگنمایی است؛ بلکه نشان دادن تصویری واقعی از تابآوری است تا جامعه بفهمد که «آسیبپذیری داریم، اما شکننده نیستیم». زیرساخت را میشود تعمیر کرد، جاده را دوباره آسفالت زد، برق را وصل کرد؛ اما اگر روحیه جمعی ترک بردارد، تعمیر آن شاید یک نسل طول بکشد.
انتهای پیام