کد خبر: 4345190
تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۳
میراث فکری رهبر شهید/ ۱۳

مسئله‌ شهید و ایثارگرى، موتور حرکت جامعه است

رهبر شهید با یک جمله جامع، تمام هندسه فکری خود را درباره شهادت چنین خلاصه می‌کنند: «مسئله‌ شهید و ایثارگرى، موتور حرکت جامعه است». موتوری که هرگز از کار نمی‌افتد و نیروی محرکه تمدن‌سازی نوین اسلامی تا رسیدن به قله‌های نهایی کمال بشری خواهد بود.

مساله‌ شهید و ایثارگرى، موتور حرکت جامعه استبه گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.

اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره نهاد حیاتی و بنیادین «شهادت» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.

این مرگ تاجرانه است، این مرگ پُرسود است

برای درک عمق نگاه و منظومه فکری رهبر شهید به مقوله شهادت و فداکاری، ابتدا باید زاویه دید ایشان به ذات، ماهیت و کارکرد این پدیده شگرف را بررسی کرد. در دورانی که مکاتب مادی و نگرش‌های سکولار تلاش می‌کنند مفهوم مرگ را صرفاً به معنای پایان قطعی حیات بیولوژیک و نیست‌انگاری محض تقلیل داده و انسان را در دایره تنگ روزمرگی و بقای فیزیکی محصور سازند، ایشان با یک نگاه عمیق هستی‌شناختی، تاریخی، توحیدی و جامعه‌شناختی، نشان دادند که شهادت عالی‌ترین بستر برای تجلی کمال انسانی و ماندگاری اندیشه‌های حق است. در اندیشه این رهبر شهید، این پدیده شگرف یک اتفاق تصادفی یا پایانی تراژیک نیست و اساساً یک ضرورت تمدنی و یک انتخاب آگاهانه است.

مفهوم مرگ در گفتمان‌های رایج بشری همواره با ترس، نیستی و پایان گره خورده است، اما رهبر شهید با طرح یک صورت‌بندی جدید، نشان می‌دهند که مرگ برای همه انسان‌ها یک سرنوشت محتوم است، اما شیوه مواجهه با آن است که عیار انسان‌ها را مشخص می‌کند. ایشان در تبیین این حقیقت بنیادین و با زبانی ساده اما عمیق و بیدار کننده می‌فرمایند: «مرگ برای همه است. همه ما می‌میریم. بعضی‌ها در تصادف می‌میرند، بعضی‌ها در چاقوکشی می‌میرند، بعضی‌ها با بیماری‌های گوناگون می‌میرند. همه می‌میرند، جوان و پیر هم ندارد. جوان‌هایی هستند که می‌میرند؛ ما پیرها نگاه می‌کنیم می‌بینیم خیلی از جوان‌ها قبل از اینکه ما بمیریم، آن‌ها مردند و رفتند. مرگ برای همه است امّا یکی هم این‌جوری می‌میرد این مرگ تاجرانه است، این مرگ پُرسود است». در حقیقت، دقت در همین تعبیر «مرگ تاجرانه» کلیدواژه فهم این مکتب است. در نگاه ایشان، انسانی که جان خود را در راه خدا می‌دهد، بازنده نیست، بلکه زیرکانه‌ترین انتخاب را انجام داده است. از همین روست که با قاطعیت و صراحتی بی‌نظیر می‌فرمایند: «شهادت، مرگ تاجرانه و مرگ آدم‌های زرنگ است».

این تجارت پرسود، ریشه در یک درک وسیع از هستی دارد. ایشان در تعریف دقیق و جامع این مفهوم بنیادین یادآور می‌شوند: «شهادت بدین معنا است که یک انسان برترین و محبوب‌ترین سرمایه دنیوی خویش را نثار آرمانی سازد که معتقد است زنده ماندن و بارور شدن آن، به سود بشریت است». اینجاست که جان انسان، که عزیزترین دارایی اوست، به عنوان سرمایه‌ای برای تعالی یک آرمان بزرگ‌تر هزینه می‌شود. ثمره این گذشت، جاودانگی است، چرا که «خاصیت کشته شدن در راه خدا این است که انسانى جان خود را صرف می‌کند براى یک هدف و مقصد الهى و خداى متعال هم در پاسخ به این ایثار و گذشت بزرگ، حضور او را در ملّت او تداوم می‌بخشد و یاد، فکر و آرمان او زنده می‌ماند».

مساله‌ شهید و ایثارگرى، موتور حرکت جامعه است

شهادت جزو معارف مشترک همه ادیان الهی است

یکی از هنرهای این رهبر شهید در تبیین مسائل بنیادین فرهنگی و اعتقادی، قدرت ایشان در ریشه‌یابی قرآنی و انسان‌شناختی پدیده‌هاست. ایشان برای تبیین جایگاه شهید، به سراغ عالی‌ترین منبع معرفتی یعنی قرآن کریم می‌روند و با شگفتی از عظمت این معامله یاد می‌کنند. ایشان می‌فرمایند: «درباره شهیدان، سخنان پُرمغز و گهربار زیادی از ائمّه هدی(علیهم‌السّلام)، بعد هم از بزرگان، بزرگان ‌انقلاب، امام بزرگوار و دیگران گفته شده در رأس همه، فرمایش قرآن کریم و پروردگار متعال درباره ‌شهدا است که قابل مقایسه با هیچ بیان دیگری نیست. اینکه می‌فرماید «انَّ اللَّهَ اشتَرى منَ المُؤمنینَ ‌اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم باَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقاتلونَ فی سَبیل اللَّه فَیَقتُلونَ وَ یُقتَلون»، «انَّ اللَّهَ اشتَرى» [یعنی] خدا ‌معامله می‌کند بنده کجا، خدا کجا! آن‌وقت، خدا معامله می‌کند! جان ما را با بزرگ‌ترین هدیه‌ای که می‌تواند به که انسان داده بشود، یعنی بهشت ــ بهشت رضای الهی ــ عوض می‌کند».

این معامله بی‌نظیر، حقیقتی است که قدمتی به بلندای تاریخ ادیان الهی دارد. رهبر شهید با اشاره به امتداد این مفهوم در طول تاریخ و در تمام مکاتب آسمانی، می‌افزایند: «بعد هم این‌جور تصریح می‌کند که ‌‌«یُقاتلونَ فی سَبیل اللَّه»، بروند در راه خدا مبارزه کنند، بجنگند، «فَیَقتُلونَ وَ یُقتَلون». مخصوص دوران ‌اسلام هم نیست: وَعدًا عَلَیه حَقًّا فی التَّوراة وَ الانجیل وَ القُرآن؛ در تورات هم همین‌جور است، در انجیل ‌هم همین‌جور است. این آیه‌ [نشان می‌دهد که] این قضیّه ‌مال همه انبیا است». در جای دیگری برای تأکید بیشتر بر این اشتراک ادیانی می‌فرمایند: «یعنی این جزو معارف مشترک همه ادیان الهی است، مخصوص اسلام نیست. در همه ادیان الهی، ‌فداکاری در راه خدا، جان دادن در راه خدا، این ارزش والا را دارد».

در این منطق، جان آدمی گوهری نیست که بتوان آن را به بهایی اندک فروخت. ایشان با ارجاع به روایات اهل‌بیت (ع) در این خصوص یادآور می‌شوند: «آن‌طور که یادم هست، از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) و از امام سجّاد (علیه‌السّلام) نقل شده که قیمت جان شما خیلی بالا است، آن را نفروشید مگر به بهشت. این جان خیلی قیمت دارد؛ قیمت وجود شما خیلی بالا است؛ این را فقط به بهشت بفروشید؛ به هیچ چیزی کمتر از بهشت [نفروشید] که خدای متعال هم خریدارش است؛ جان مال خدا است، خدا هم خریدارش است. انَّ اللَهَ اشتَرى منَ المُؤمنینَ اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم باَنَّ لَهُمُ الجَنَّة». نتیجه این معامله آن است که «شهید جان را فروخت و در مقابل آن، بهشت و رضاى الهى را گرفت که بالاترین دستاوردها است».

بنابراین، وقتی از شهادت سخن می‌گوییم، از یک حقیقت دو وجهی صحبت می‌کنیم که هم بُعد ملکوتی دارد و هم بُعد مُلکی و زمینی. رهبر شهید در تبیین این دوگان زیبا می‌فرمایند: «شهادت از یک طرف معامله با خدا است؛ آن صدقی که [در شهید] هست، معامله با خدا است پس از یک طرف معامله با خدا است. از یک طرف تأمین‌کننده مصالح ملّی است؛ همان تقویت هویّت که گفتیم. شهادت فی‌سبیل‌الله مصالح ملّی را و منافع ملّت را تأمین می‌کند». این نگرش نشان می‌دهد که فداکاری شهید، هم سعادت اخروی او را تضمین می‌کند و هم امنیت و هویت دنیوی جامعه‌اش را می‌سازد. به همین دلیل است که ایشان تأکید می‌کنند: «درباره مسئله شهادت، خب واقعاً زبان ما قاصر است از اینکه بخواهیم درباره رتبه شهادت و مرتبه شهیدان ‌عرضی بکنیم یُقاتلونَ فی‌ سَبیل الله فَیَقتُلونَ وَ یُقتَلون‌؛ هر دو ــ هم نابود کردن دشمن، هم کشته شدن ‌در این راه ــ ارزش است شهید جان خودش را داده است و رضای الهی را که بالاترین ‌ارزش‌های عالم وجود، رضای الهی است کسب کرده».

مساله‌ شهید و ایثارگرى، موتور حرکت جامعه است

شهیدان مرده نیستند، زنده‌اند

یکی از شگفت‌انگیزترین ابعاد شهادت در اندیشه رهبر شهید، مقوله «حیات» و زنده بودن شهداست. در جهانی که چشم سر تنها اجساد به خون خفته را می‌بیند، چشم دل و بصیرت قرآنی، حیاتی پرشور و بی‌بدیل را مشاهده می‌کند. ایشان با تاکید بر نص صریح قرآن مجید در این زمینه می‌فرمایند: «درباره شهیدان، در دو جای قرآن تصریح شده که شهیدان مرده نیستند، زنده‌اند؛ این دیگر با صراحت است. یکی در سوره بقره است: وَ لا تَقولوا لمَن یُقتَلُ فی سَبیل اللَّه اَمواتٌ بَل اَحیاء؛ به این‌هایی که در راه خدا کشته می‌شوند مرده نگویید، این‌ها زنده‌اند. دیگر از این واضح‌تر، روشن‌تر؟ یکی هم در سوره آل‌عمران: وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتلوا فی سَبیل اللَّه اَمواتًا بَل اَحیاء؛ تصریح شده».

اما این زنده بودن به چه معناست؟ آیا مراد از آن، صرفاً زنده ماندن نام و یاد آن‌ها در کتاب‌ها و خاطره‌هاست؟ رهبر شهید به شدت با این نگاه تقلیل‌گرایانه مقابله کرده و حیات شهدا را یک حیات حقیقی، تکوینی و ماورایی می‌دانند. ایشان در کالبدشکافی این حیات شگرف می‌گویند: «نوع زندگی این‌ها را خدای متعال برای ما شرح نداده که چگونه است لکن [می‌فرماید:] «اَحیاءٌ عندَ رَبّهم»؛ در حریم ربوبیّت‌اند، ‌در حریم الوهیّت قرار دارند. این بالاتر از این حرف‌هایی است که ما در باب زنده بودن به عقلمان می‌رسد؛ یک چیزی فراتر و ‌بالاتر از این حرف‌ها است. هم مقام این‌ها را نشان می‌دهد که «بَل اَحیاءٌ عندَ رَبّهم یُرزَقون»‌؛ رزق الهی به این‌ها می‌رسد».

این رزق نیز از جنس رزق‌های بهشتی معمول نیست. ایشان با ظرافت استنباطی خود می‌افزایند: «این ‌رزق الهی چیست؟ خب برای مؤمنین ارزاقی در بهشت وجود دارد و این در قرآن هست [لکن] این «یُرزَقون» غیر از آن‌ها ‌است؛ انسان این‌جور می‌فهمد؛ یک رزق دیگری است، یک رزق بالاتری است». در جای دیگری در تشریح این حریم اختصاصی می‌فرمایند: «شهادت، یعنی وارد شدن در حریم خلوت الهی و میهمان شدن بر سر سفره ضیافت الهی؛ این خیلی باعظمت است».

مساله‌ شهید و ایثارگرى، موتور حرکت جامعه است

دفاع از مرزهای عقیده، مرزهای اخلاق، مرزهای دین و ...

در منظومه فکری رهبر شهید، یکی از ضروری‌ترین گام‌ها برای درک جایگاه شهدا، تفکیک میان «کشته شدن در راه وطن» و «شهادت در راه خدا» است. ایشان با احترام به تمام کسانی که برای دفاع از خاک خود می‌جنگند، مرز مفهومی دقیقی را رسم کرده و می‌فرمایند: «مفهوم شهادت را بایستی ما درست درک کنیم. درباره مفهوم شهادت [باید درک کرد که] شهادت فقط قربانی جنگ شدن ‌نیست؛ خب در دنیا کسان زیادی هستند که در جنگ‌های کشورهایشان شرکت می‌کنند و کشته می‌شوند؛ بسیاری از آن‌ها هم مثلاً ‌برای دفاع از مرزهای جغرافیایی کشورشان، به‌ عنوان یک انسان میهن‌دوست و میهن‌پرست این کار را می‌کنند -البتّه بعضی ‌مزدورند امّا عدّه‌ای هم به این عنوان [کشته می‌شوند]- شهید ما این‌جوری نیست».

تفاوت بنیادین در کجاست؟ در انگیزه و گستره دید. رزمنده مسلمانی که به مقام شهادت نائل می‌شود، تنها یک نقشه جغرافیایی را روی دیوار نمی‌بیند، بلکه او پاسدار حریم انسانیت و ارزش‌های الهی است. ایشان در توصیف این مجاهدان می‌افزایند: «مسئله رزمنده ما که وارد میدان جنگ ‌می‌شود و حالا یا [کارش] به شهادت یا به جانبازی منتهی می‌شود یا نمی‌شود، فقط دفاع از مرز جغرافیایی نیست؛ او در دفاع از ‌مرزهای عقیده، مرزهای اخلاق، مرزهای دین، مرزهای فرهنگ، مرزهای هویّت، در دفاع از این مرزهای مهمّ معنوی وارد می‌شود؛ ‌البتّه دفاع از مرزهای جغرافیایی کشور هم چیز باارزشی است و ارزش محسوب می‌شود؛ امّا آن کجا و توأم شدن آن معنا با این ‌معانی مهم و والای دیگر کجا! [مسئله] شهدای ما این است‌».

بر اساس همین وسعت دید است که ایشان فرهنگ شهادت را یک پروژه جهانی و تمدنی می‌دانند و می‌فرمایند: «فرهنگ شهادت یعنی فرهنگ تلاش کردن با سرمایه‌گذاری از خود برای اهداف بلندمدّت مشترک بین همه مردم؛ که البتّه در مورد ما آن اهداف، مخصوص ملّت ایران هم نیست، برای دنیای اسلام بلکه برای جهان بشریت است». در این بستر، آن چیزی که به عنوان دستاورد انقلاب اسلامی باید به آن بالید، احیای همین تفکر ناب است: «آن چیزى که ما باید به آن افتخار بکنیم این است که رسم شهادت و سنّت الهى قتل فی‌سبیل‌ا‌لله‌، با نظام اسلامى زنده شد».

مساله‌ شهید و ایثارگرى، موتور حرکت جامعه است

شهادت قلّه است و قلّه بدون دامنه معنا ندارد

شهادت یک اتفاق یا یک حادثه کور نیست که به صورت تصادفی گریبان کسی را بگیرد. در نگاه رهبر شهید، شهادت یک «انتخاب دوطرفه» است. انسان راه را انتخاب می‌کند و خدا او را برمی‌گزیند. ایشان می‌فرمایند: «شهیدان برگزیدگان‌اند؛ برگزیدگان خدای متعال‌اند. شهیدان راه درست را انتخاب کرده‌اند، خدا هم آن‌ها را برای رسیدن به مقصد ‌انتخاب کرد. ارزش شهیدان با محاسبات مادّی ما ارزش غیر قابل محاسبه‌ای است. شهیدان در برترین تجارت عالم برنده شده‌اند».

اما چگونه می‌توان به این نقطه رسید؟ رهبر شهید در اینجا از یک تمثیل بی‌نظیر و ماندگار استفاده می‌کنند: تمثیل قله و دامنه. ایشان با ترسیم یک نقشه راه عملیاتی برای مشتاقان این مسیر می‌فرمایند: «یک نکته‌ای در اینجا وجود دارد که آن نکته باید مورد توجّه همه ما باشد و آن، ‌این است که شهادت قلّه است و قلّه بدون دامنه معنا ندارد. هر قلّه‌ای یک دامنه‌ای دارد؛ بسیاری از ماها آرزوی رسیدن به آن قلّه ‌را داریم؛ [خب،] باید از دامنه عبور کنیم، بایستی مسیر را در دامنه آن قلّه پیدا کنیم و از آن مسیر برویم تا به قلّه برسیم وَالّا ‌رسیدن به قلّه بدون عبور از دامنه ممکن نیست».

مختصات این دامنه چیست؟ آیا تنها در دست گرفتن سلاح است؟ خیر. ایشان سبک زندگی شهیدانه را مقدمه شهادت می‌دانند و در تشریح آن می‌گویند: «این دامنه و این مسیر چیست؟ اخلاص است، ایثار است، صدق است، معنویّت ‌است، مجاهدت است، گذشت است، توجّه به خدا است، کار برای مردم است، تلاش برای عدالت است، تلاش برای استقرار حاکمیّت ‌دین است؛ این‌ها است که مسیر را معیّن می‌کند و اگر شما از این مسیر رفتید، ممکن است به قلّه برسید. آن کسی که به قلّه ‌می‌رسد، از اینجا باید برود و از این مسیرها حرکت کند. معنویّت را نباید فراموش کرد‌». در واقع، نقطه عزیمت و گام اول در این دامنه، عبور از خودخواهی است، چرا که «ایثار، یعنی ندیدن و به حساب نیاوردن خود. این، اوّلین موضع‌گیرى شهید است».

به همین دلیل است که ایشان تأکید می‌کنند این مقام، مفت و مجانی به کسی داده نمی‌شود: «شهدا این هدیه الهی را آسان و رایگان به‌دست نیاوردند؛ به قیمت مجاهدت به‌دست آوردند؛ در راه خدا جهاد کردند، از خودشان گذشتند و خدا این هدیه را به آن‌ها داد».

مساله‌ شهید و ایثارگرى، موتور حرکت جامعه است

افتخار دنیای اسلام و دنیای تشیّع

یکی از فرازهای مهم اندیشه رهبر شهید، تطبیق این مفاهیم والا با حوادث روز و مجاهدت‌های جوانان در دوران معاصر، به ویژه در دفاع از حرم اهل‌بیت (ع) در عراق و سوریه است. ایشان در برابر کسانی که تلاش می‌کردند این جهاد فرامرزی را تخطئه کنند، با صلابت ایستاده و ارزش این فداکاری را در سطح بالایی تبیین می‌کنند. ایشان خطاب به خانواده‌های این شهدا می‌فرمایند: «این جوان شما که از اینجا بلند می‌شود می‌رود در خان‌طومان، در زینبیّه، در حلب می‌جنگد و به شهادت می‌رسد، او جلوی چشم ‌آمریکا است، او جلوی چشم رژیم صهیونیستی است، این را می‌بینند؛ این انگیزه را، این شجاعت را، این نیروی عظیم را مشاهده ‌می‌کنند، حساب می‌کنند، از ملّت ایران حساب می‌بَرند. خدمت بزرگی که جوان‌های شما و خانواده‌های شهیدان و خود شهیدان به ‌انقلاب و به کشور ایران می‌کنند این است که برای انقلاب و برای ملّت ایران آبرو درست می‌کنند‌».

این حضور قدرتمندانه، نه تنها جلوی تخریب مقدسات را گرفت، بلکه اثبات کرد که چشمه انسان‌سازی مکتب اسلام همچنان جوشان است. ایشان با افتخار به این دستاورد بزرگ اشاره کرده و می‌گویند: «جوان‌های شما که برای انجام وظیفه، برای دفاع از حرم اهل‌بیت، جان خودشان را کف دست گرفتند و آماده فداکاری شدند و به ‌شهادت رسیدند، نه‌فقط افتخار خانواده‌‌های خودشان بلکه افتخار دنیای اسلام و دنیای تشیّع‌اند. هر مکتبی که بتواند انسان‌هایی را ‌تربیت کند که در هنگام احساس نیاز و احساس ضرورت، حاضر باشند جانشان را در راه خدا، در راه هدف فدا کنند، آن مکتب، ‌مکتب موفّقی است. این جوان‌ها و این شهدا با فداکاری خود نشان دادند و اثبات کردند که مکتبشان یعنی اسلام و تشیّع یک ‌مکتب انسان‌ساز و باعظمت و موفّق است و پیش خواهد رفت؛ حقّ این‌ها این‌قدر بزرگ و عظیم است‌».

ارزش این شهدا تا حدی است که مکان جغرافیایی شهادتشان تفاوتی در مقامشان ایجاد نمی‌کند. رهبر شهید در تسلای دل خانواده‌ها و تبیین منزلت این جوانان می‌فرمایند: «این را بدانید که هرکدام از جوان‌های شما در هر جای سوریه و در هر جای عراق که به شهادت رسیدند، در مقام دفاع از حرم ‌اهل‌بیت به شهادت رسیدند فرق نمی‌کند کجای عراق و کجای سوریه باشد، چون جوان‌های شما در مقابل کسانی ایستادند که اگر ‌آن‌ها مسلّط می‌شدند می‌خواستند اثری از آثار اهل‌بیت را باقی نگذارند. چه کسی مانع شد؟ همین جوان‌های فداکار ایستادند و شربت شهادت نوشیدند هر جا بچّه‌های شما ‌شهید شدند، کأنّه پای ضریح امام حسین یا پای ضریح امیرالمؤمنین یا پای ضریح حضرت زینب شهید شدند مثل اینکه دم در حرم امام حسین ‌در مقام دفاع شهید شده باشند».

مساله‌ شهید و ایثارگرى، موتور حرکت جامعه است

شهید در کل جامعه نورانیت ایجاد می‌کند

خون شهید تنها در رگ‌های خود او نمی‌جوشد، بلکه به کالبد جامعه تزریق می‌شود. رهبر شهید این اثرگذاری شگرف را با تعبیر «نورانیت» بیان می‌کنند: «شهید وقتی که به شهادت می‌رسد به معنای واقعی کلمه نورانیّتی ایجاد می‌کند؛ در کلّ جامعه هم نورانیّت ایجاد می‌کند، [البتّه] در ‌خانواده هم نورانیّت ایجاد می‌کند، در اشخاص هم نورانیّت ایجاد می‌کند، آن‌هایی که بفهمند. وجود شهیدی مثل شهید شما، خود ک عیدی است به خانواده و در درجه بعد به همه ملّت ایران. واقعاً وجود این‌ها یک عیدی است، یک هدیه الهی است که به ‌این ملّت داده شده؛ این چیز کمی نیست».

درک عظمت این گذشت، نیازمند تأمل است. اینکه انسانی از تمام دلبستگی‌هایش بگذرد، کاری کارستان است: «یک نفر با داشتن همسر، ‌مادر، فرزند، زندگی راحت، بلند شود برود جانش را کف دستش بگیرد و برای احساس تکلیف و وظیفه جانش را بدهد؛ خیلی کار ‌بزرگی است. ماها حرفش را می‌زنیم، این‌ها عملش را انجام دادند. کارشان خیلی باارزش است».

در این میان، صبوری و استقامت خانواده‌ها نقشی هم‌طراز با شهادت ایفا می‌کند. ایشان با تکریم شأن بازماندگان می‌فرمایند: «این شهدای عزیز پیش خدای متعال مقرّب‌اند، درجاتشان عالی است، لکن این فضیلت فقط مخصوص شهدا نیست؛ پدرهای شهدا، مادرهای شهدا، همسران شهدا، فرزندان شهدا و وابستگان شهدا، همه در این فضیلت و در این افتخار شریک هستند. پدری که صبر می‌کند، مادری که صبر می‌کند، همسری که صبر می‌کند،‌ فرزندانی که دوری پدر را تحمّل می‌کنند، این‌ها همه رنج است، رنج‌هایی است در راه خدا. خدای متعال این رنج‌ها را بی‌اجر و بی‌ثواب نمی‌گذارد؛ فضیلت آن بسیار زیاد است».

مساله‌ شهید و ایثارگرى، موتور حرکت جامعه است

گاهی رنج و زحمت زنده نگه‌داشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست

پایان‌بخش این منظومه فکری، رسالت سنگینی است که بر دوش بازماندگان و جامعه قرار دارد. اگرچه خون شهید ذاتاً ماندگار است، اما غفلت جامعه می‌تواند این اثرگذاری را به تأخیر بیندازد. ایشان با اشاره به یک سنت تاریخی هشدار می‌دهند: «نام شهدا اقتضای بقا و حیات دارد؛ یعنی خاصیّت فداکاری در راه خدا این است که در دنیا می‌ماند: فَاَمَّا الزَّبَدُ فَیَذهَبُ جُفاءً وَ اَمّا ما یَنفَعُ النّاسَ فَیَمکُثُ فی الاَرض لکن معنایش این نیست که اگر عوامل معارض وارد میدان بشوند، تأثیر نمی‌گذارند این طول تاریخ را شما نگاه کنید؛ انبیا، اولیا و برجستگان بزرگی بودند که باطل بر این‌ها غلبه پیدا کرد به خاطر اینکه اهل حق کاری را که بر عهده‌شان بود انجام ندادند. معنایش این است که شهدا به طور طبیعی ماندگارند و اقتضای ماندگاری در شهدا هست، لکن ما هم وظیفه داریم؛‌ ما باید نام شهدا را زنده بداریم».

زنده نگه داشتن این یاد، صرفاً یک اقدام تشریفاتی یا نوستالژیک نیست، بلکه نیاز مبرم جامعه امروز است: «ما باید از مفهوم شهادت، از پیام شهیدان برای آراستن درست زندگی استفاده کنیم؛ ما احتیاج به سامان‌بخشی زندگی جمعی داریم، در جامعه خودمان و در جامعه جهانی؛ به کمک شهیدان و آثار شهیدان می‌شود این کار را انجام داد». از این روست که ایشان مکرراً توصیه می‌کنند: «یاد، افتخارات، عزت شهدا را همه باید نصب‌العین خودشان قرار بدهند؛ نگذارید فراموش بشود».

ارزش این یادآوری و پاسداشت به حدی است که گاه با خود اصل شهادت برابری می‌کند. ایشان در جمله‌ای کلیدی و راهبردی می‌فرمایند: «گاهی رنج و زحمت زنده نگه‌داشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست». چرا که همین خون‌ها و یادهاست که بقای نظام حق را تضمین می‌کند: «اگر این شهادت‌ها نبود، اگر این فداکاری‌ها نبود، این نظام باقی نمی‌ماند؛ این نهال نظام، مورد تهاجم طوفان‌های سخت بود». در نهایت، رهبر شهید با یک جمله جامع، تمام هندسه فکری خود را درباره این مقوله چنین خلاصه می‌کنند: «مساله‌ شهید و ایثارگرى، موتور حرکت جامعه است». موتوری که هرگز از کار نمی‌افتد و نیروی محرکه تمدن‌سازی نوین اسلامی تا رسیدن به قله‌های نهایی کمال بشری خواهد بود. راهی که ایشان با بصیرت تمام گشودند، اکنون نقشه راهی است روشن برای استمرار حیات جامعه‌ای که احساس هویت و وجود می‌کند و مصمم است مسیر حق را تا انتها بپیماید.

 

انتهای پیام
خبرنگار:
فاطمه برزویی
captcha