به قلم حجتالاسلام قاسم ترخان؛ عضو هیئت علمی گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه

شناخت ویژگیهای شخصیتی رهبر شهیدمان نیاز به گذشت زمان دارد. ما مانند کسانی هستیم که در دامنه قله ایستادهاند و عظمت آن را درک نمیکنند؛ یا مانند ماهی که در درون آب زندگی میکند و از ارزش آن آگاهی ندارد.
ویژگی ممتاز رهبری چه بود که او را از دیگر رهبران جهان متمایز میکرد؟ پاسخ این پرسش را با استفاده از بیان شهید مطهری و رهبر شهیدمان نسبت به امام خمینی ره و تطبیق آن بر سیدالشهداء انقلاب اسلامی خواهیم داد.
امام خمینی(ره) و ایمانهای چهارگانه
شهید مطهری که قریب به دوازده سال در خدمت امام خمینی تحصیل کرده بود، در سفری به پاریس به ملاقات ایشان رفت. او میگوید: «چیزهایی از روحیه ایشان درک کردم که نه تنها بر حیرت من، بلکه بر ایمانم نیز افزود. چهار «امَن» دیدم.
۱. امَنَ بِهَدَفِه: به هدفش ایمان دارد. دنیا اگر جمع شود نمیتواند او را از هدفش منصرف کند.
۲. امَنَ بِسَبیلِه: به راهی که انتخاب کرده ایمان دارد. امکان ندارد بتوان او را از این راه منصرف کرد.
۳. امَنَ بِقَولِه: به مردم ایمان دارد. به او نصیحت میکنند که مردم سرد میشوند، میگوید: نه، من مردم را بهتر میشناسم.
۴. امَنَ بِرَبِّه: در جلسه خصوصی به من گفت: «این ما نیستیم که چنین میکنیم، من دست خدا را به وضوح حس میکنم.»
وی در ادامه میگوید: آدمی که دست خدا و عنایت خدا را حس میکند و در راه خدا قدم برمیدارد خدا هم به مصداق «اِنْ تَنْصُرُواالله ینْصُرْکمْ» بر نصرت او اضافه میکند.
یا آنچنان که در داستان اصحاب کهف مطرح میشود، قرآن میگوید آنها جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و به او اعتماد و تکیه کردند، خدا هم بر ایمانشان افزود؛ آنها برای خدا قیام کردند و خدا هم دلهای آنها را محکم کرد. اینچنین هدایت و تأییدی را من به وضوح در این مرد میبینم.
او برای خدا قیام کرده و خدای متعال هم قلبی قوی به او عنایت کرده است که اصلاً تزلزل و ترس در آن راه ندارد (آینده انقلاب اسلامی ایران، صص ۲۱ الی ۲۳).
رهبر شهیدمان درباره این سخن شهید مطهری، توضیحات زیبایی را دارند: شهید مطهّری (رضوان الله تعالی علیه) در پاریس یک ملاقاتی با امام کرده بود ــ خود شهید مطهّری کوه ایمان بود؛ او در مقابل ایمانِ امام اظهار حیرت و شگفتی میکرد ــ ایشان بعد از بازگشت گفت که من چهار ایمان در امام مشاهده کردم:
یکی ایمان به هدف؛ هدف یعنی اسلام؛ هدف امام اسلام بود؛ یکی ایمان به راه؛ راهی که در پیش گرفته بود؛ راه امام راه مبارزه بود.
یکی ایمان به مردم، به مؤمنین؛ یعنی همان چیزی که خداوند متعال درباره پیغمبر میفرماید: یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمنین (وَمِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِيَّ وَيَقولونَ هُوَ أُذُنٌ قُل أُذُنُ خَيرٍ لَكُم يُؤمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ وَرَحمَةٌ لِلَّذينَ آمَنوا مِنكُم وَالَّذينَ يُؤذونَ رَسولَ اللَّهِ لَهُم عَذابٌ أَليمٌ؛ از آنها کسانی هستند که پیامبر را آزار میدهند و میگویند: «او آدم خوشباوری است!» بگو: «خوشباور بودن او به نفع شماست! (ولی بدانید) او به خدا ایمان دارد؛ و (تنها) مؤمنان را تصدیق میکند؛ و رحمت است برای کسانی از شما که ایمان آوردهاند!» و آنها که رسول خدا را آزار میدهند، عذاب دردناکی دارند! توبه: ۶۱)… معنای درست «یُؤمِنُ لِلمُؤمِنین» همان «یؤمن بالمؤمنین» است.
«ایمان»، در استعمالات قرآن کریم، با لام متعدّی شده؛ مثلاً «فَآمَنَ لَهُ لوط».(فَآمَنَ لَهُ لوطٌ وَقالَ إِنّي مُهاجِرٌ إِلىٰ رَبّي إِنَّهُ هُوَ العَزيزُ الحَكيمُ؛ و لوط به او [= ابراهیم] ایمان آورد، و (ابراهیم) گفت: «من بسوی پروردگارم هجرت میکنم که او صاحب قدرت و حکیم است!» عنكبوت: ۲۶) «یُؤمِنُ لِلمُؤمِنین» یعنی اعتماد به مردم، اعتقاد به مردم.
و چهارم، از همه بالاتر، ایمان به رب، ایمان به خدا، اعتماد به خدا… (بیانات در مراسم سیوچهارمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمهالله)۱۴۰۲/۰۳/۱۴ )
تبلور چهار آمن در اندیشه و باور رهبر شهیدمان
اندیشه و زندگی رهبر عزیزمان شهادت میدهد که وی از این چهار ایمان برخوردار بود: ایمان به هدف (اسلام)، ایمان به راه (مبارزه)، ایمان به مردم و مؤمنین و ایمان به خدا بود.
ایمان به مردم و جایگاه امامت امت
رهبر شهیدمان برخوردار از چهار ایمان بود. دراین یادداشت به موضوع سوم (باور راسخ به مردم) و چهارم (باور به خدا و سنتهای الهی) اشاراتی خواهیم داشت
امام خمینی(ره) پس از اعلام روز دوازدهم فروردین به عنوان روز جمهوری اسلامی، در آغاز بیانیه خود با آیه شریفه: «وَنُريد أَن نُمنَّ عَلَى الَّذينَ استُضعِفوا فِي الأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةً» (قصص: ۵)، فرمودند: «در این روز، خداوند رژیم استکبار را با دست توانای خود در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملتهای مستضعف نمود.»
تعبیر «امامتِ امت» به این معناست که مردم به مقام امامت رسیدهاند. این موضوع با سنت «جعل امامت» در قرآن پیوند دارد. امام یعنی کسی که جلو قرار می گیرد و راه را به دیگران نشان میدهد.
نائل شدن به مقام امامت در گرو عواملی است که از جمله آن است: ایمان، صبر و شناخت. این مطلب را در قالب چند نکته مختصرا توضیح میدهم:
نکته اول: حضرت ابراهیم وقتی امام شد که در ابتلائات صبوری کرد: «وَإِذِ ابتَلَىٰ إِبراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِمامًا» (بقره: ۱۲۴)
نکته دوم: ما وقتی بهترین امت و الگو و امام دیگر جوامع میشویم که امر به معروف کنیم و ایمان به خدا داشته باشیم:«كُنتُم خَيرَ أُمَّةٍ أُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَتَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ وَتُؤمِنونَ بِاللَّهِ» (آلعمران: ۱۱۰)
ایمان به خدا و امر به معروف و نهی از منکر (مواجهه با ظالمان و استکبار جهانی) هزینه دارد و اینجاست که سنت ابتلا جاری میشود و پس از این است که شما خیر امة میشوید.
برای رسیدن به چنین جایگاهی، شناخت و بصیرت از جایگاه بالایی برخوردار است: «وَجَعَلنا مِنهُم أَئِمَّةً يَهدونَ بِأَمرِنا لَمّا صَبَروا وَكانوا بِآياتِنا يُوقِنونَ» (سجده: ۲۴).
نکته سوم: قرآن میفرماید: «وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُۥ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَآ أَصَابَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا ٱسۡتَكَانُواْۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّـٰبِرِينَ» (آلعمران: ۱۴۶). ربیون کسانی هستند که سستی نورزیدند، ناتوان نشدند و تسلیم نشدند و در واقع حلقه واسط بین مردم عادی و امام و رهبر جامعه هستند.
باور رهبر شهیدمان به مردم و سنتهای الهی
وی ولایت را دارای سه بُعد حفظ پیوندهای داخلی، قطع پیوند با قطبهای متضاد خارجی و حفظ ارتباط با قلب امت اسلامی میدانست که در این میان نقش مردم برجسته است؛ یعنی حفظ انسجام مردم و مؤمنین و ضدیت آنان با استکبار و همچنین پیوند این مردم با ولی جامعه.
رهبر شهید انقلاب در آخرین فرمایشاتشان فرمودند که اگر حادثهای برای انقلاب و ایران رخ دهد مردم مبعوث خواهند شد و کار را تمام میکنند.
در تعابیر رهبری معظم فعلی حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای با برداشت لطیف از آیه ( ما ننسخ من آية أو ننسها نأت بخير منها او مثلها…) قیام و نقش عظیم مردم را در خلأ رهبری تعیین کننده و نعمتی بهتر یا مانند رهبر شهیدمان دانستند.
این توئیت زیبا به درستی میتواند بعثت مردم را توضیح دهد: موسای آنها چهل روز به کوه طور رفت امتش گوسالهپرست شدند! موسای ما چهل روز است عروج کرده امتش مبعوث شدند!.
در جریان داستان حضرت موسی (ع)، قرآن میفرماید: فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَىٰ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ (شعراء: ۶۱ و ۶۲).
این آیه، از تفاوت دیگر اصحاب موسی با اصحاب رهبر شهیدمان حکایت میکند. آنان گفتند: (نه راه پس داریم و نه راه پیش و در واقع به بنبست خوردهایم؛ اما اصحاب رهبر شهید نگفتند راه بسته است.
همانگونه که رهبر شهیدمان به خدا و یاری او باور داشت، مردمی را نیز تربیت کرد تا به یاری خدا باور داشته باشند: «وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَ يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ» (آلعمران: ۱۲۰) «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُواْ» (بقره: ۲۵۱)
این سنت الهی است که هرگاه طاغوتی بخواهد بنیاد جبهه توحیدی را برکند، خدا بنیانش را واژگون میکند. ویژگی مهم رهبر شهیدمان و اصحاب او این است که به این سنتهای الهی باور دارند.
انتهای پیام