
به گزارش ایکنا؛ سخنرانان این نشست امیدعلی مسعودی، استاد ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه سوره، مرتضی موسویان، رئیس هیئت مدیره انجمن سواد رسانهای ایران و عضو هیئت علمی دانشگاه صداوسیما بودند. حسین حسنی؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات دبیر نشست بود.
هدف این نشست تحلیل نحوه اطلاعرسانی و پوشش اخبار جنگ رمضان در تلویزیون با ملاحظه نحوه عملکرد صداوسیما از منظر اطلاعرسانی بحران بود. اینکه اطلاعرسانی جنگ رمضان در مقایسه با رویدادهای گذشته چه نویدهایی و تحولاتی را نشان میدهد، چه چالشهایی از منظر اطلاعرسانی و بازنمایی رویداد جنگ همچنان در تلویزیون مشاهده میشود و چه پیشنهادهایی را میتوان از منظر سیاستگذاری برای ارتقا ارائه کرد سه محور اساسی این نشست بوده است.
در ابتدای این نشست دکتر حسین حسنی، با ارائه بحث مقدماتی و تسلیت شهادت تعدادی از مقامات عالیه نظام، فرماندهان و نیروهای نظامی و نیز اقشار گوناگون از جمله کودکان و زنان گفت، یکی از ویژگیهای این این رویداد این است که بلافاصله با شروع جنگ، شبکه جهانی اینترنت مسدود شد. این مسدودشدن برای دسته وسیعی از افراد امکان کسب اطلاع از تحولات مرتبط با جنگ رمضان را گرفت و درواقع آنها امکان تولید محتوا و اشتراکگذاری اخبار مرتبط با جنگ را از دست دادند. در این فضا که دسته قابل توجهی از مردم به شبکههای ماهوارهای نیز دسترسی ندارند، صداوسیما و به طور خاص تلویزیون به منبع اصلی کسب اخبار برای دسته گستردهای از مردم تبدیل شد. بهویژه شبکه خبر به عنوان پوششدهنده اصلی تحولات جنگ رمضان در قالب انواع برنامهها و ژانرها از خبر و تحلیل و برنامههای گفتگومحور و گزارشهای زنده و نیز گزارش تجمعات مردم و بازنمایی جنگ در رسانههای خبری جهان مورد توجه قرار گرفت. هرچند نباید فراموش کرد که در تلویزیون برخی کاناهای خبری پیامرسانهای ایرانی در دسترس همانند ایتا و بله نیز به پوشش لحظهای اخبار پرداختند.
موسویان افزود: ما با یک جنگ گسترده ترکیبی مواجه هستیم. موسویان گفت که بحث خود را در سه بخش ارائه خواهد کرد که اول ملاحظه نظریات مرتبط رسانه است. بخش دوم توجه به ضعف و قوتها و دیپلماسی رسانه و سوم نیز ارائه برخی پیشنهادها است.
به گفته وی، ملاحظه پوشش اخبار جنگ در تلویزیون نشان میدهد که این رسانه توفیقات زیادی داشته است و توانسته تا حد زیادی مخاطبان خود را به موقع در جریان رویدادهای مختلف قرار دهد.
موسویان افزود: برای اینکه ما بحث را از منظر علمی نیز پیش ببریم میتوانیم از منظر نظریههای گوناگون ارتباطات نیز نحوه بازنمایی اخبار جنگ تلویزیون را ارزیابی کنیم.
به گفته وی تحلیل اخبار تلویزیون را میتوان مبتنی بر نظریه برجستهسازی تحلیل کرد. نظریه برجستهسازی نظریهای در مورد قدرت رسانههای خبری برای ساختاردهی به اهمیت مسائل مهم سیاسی در ذهن همگان است. براساس نظریه برجستهسازی، رسانههای خبری از طریق دروازهبانی، افراد، رویدادها و مسائل معین را انتخاب و برجسته میکنند. از طریق تکرار و هماهنگی میان رسانهها، مردم کم کم اولویت رسانههای خبری را اقتباس و باور میکنند.
موسویان با اشاره به آنکه ملاحظه افکار عمومی و جامعه نشان میدهد که تلویزیون به خوبی توانسته است هرآنچه را در میدان و خیابان میگذرد در اذهان مخاطبان برجسته کند و آنها را در جریان این وقایع قرار دهد یادآور شد: نظریه دیگر نظریه چارچوببندی است. وظیفه رسانههای خبری تنها برجسته کردن نیست، بلکه براساس این نظریه چگونه ارائه اخبار نیز درباره نحوه تفکر مردم در مورد مسائل، رویدادها و اشخاص تأثیرگذار است. چارچوببندی شامل انتخاب و تأکید است. از این منظر برخی جنبههای واقعیت برجستهتر میشوند تا نگرش ویژهای به مخاطبان منتقل شود. اگر به برنامههای تلویزیون نگاه کنیم، رسانه ملی توانسته است با انتخاب برخی زوایان و واژگان واقعیت میدان را نمایش دهد. ازجمله این رسانه توانسته است بحث ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنان را به عنوان چارچوب در اذهان مخاطبان جایگیر کند. رویکرد دیگر نظریه بسیج منابع باشد. بر این اساس میتوان گفت تلویزیون تهییج و کنش جمعی موفقیتآمیز افراد و منابع برای دفاع از کشور را موجب شده است. نظریه دیگر، استفاده و رضامندی است. تحلیل کلی نشان میدهد که عموم مخاطبان از عملکرد صداوسیما در این زمینه رضایت دارند.
موسویان در گریزی کلی به دیپلماسی رسانهای اعلام کرد در کنار رسانههای خبری جریان اصلی، بحث رسانههای دیگر و استفاده از دپیلماسی رسانهای اهمیت ویژهای دارد. وی ازجمله به نمایندگیهای فرهنگی ایران در سایر کشورها اشاره کرد که با وجود حضور در جامعه غربی و آگاهی از زمینه اجتماعی سایر کشورها نتوانستهاند تأثیر مطلوب برجای بگذارند. آنها نه در اطلاعرسانی جنگ موفق بودهاند و نه نتوانستهاند اطلاعات مطلوب و مورد نیاز را در اختیار رسانههای ایرانی قرار دهند.

در ادامه این بحث، مسعودی به طور کلی یکی از نقاط قوت تلویزیون را به اصطلاح برخط بودن اعلام کرد. به این معنا که از همان ابتدای وقوع جنگ به خوبی توانست این رویداد را پوشش دهد.
با وجود این نگاه وی به عملکرد تلویزیون چندان مطلوب نبوده است. به گفته ضعف اصلی تلویزیون در پوشش جنگ رمضان را باید در نحوه عملکرد مدیریت و کارکنان آن جستجو کرد. نحوه بازنمایی جنگ نشان میدهد که بسیاری از ضعفها همچنان پابرجا است. کارکنان تلویزیون نیازمند بازآموزی و آموزش ضمن خدمت هستند تا به دانش روز مجهز شوند. هرچند نمیتوان انکار کرد که برخی برنامههای تلویزیون در این ایام مثبت بودهاند اما حتماً لازم است تا از اساتید خبره برای آموزش روزنامهنگاران و خبرنگاران بهره گرفته شود.
از نظر وی هرنوع نقد باید شامل توجه به مدیریت، محتوا و اجزا باشد. به گفته وی امروزه همگرایی رسانهای یک اصل است و رسانههای عمده از محتواهای تولید شده در فضای میکروبلاگها همانند توئیتر به خوبی بهره میبرند اما تلویزیون جز در یک مورد در استفاده از مطالب منتشر شده در فضای مجازی استفاده درستی نکرده است. موضوع دیگر اعتماد است.
موسویان به اشاره به نتایج چندان تحقیق اعلام کرد که میزان اعتماد به تلویزیون در سالیان اخیر همواره در سطح مناسبی نبوده است. این عدم اعتماد باید بازسازی شود و هر نوع مطلوبیت آن مسلتزم برگرداندن اعتماد عمومی به رسانه است. موضوع دیگر عدم تعامل با مخاطب است. بررسی برنامههای تلویزیون نشان میدهد که مخاطبان در برنامههای تلویزیون هیچ جایگاهی ندارند و محتواهای تولیدی آنها در تلویزیون به نمایش درنمیآید. تلویزیون نباید صرفاً مختص یک قشر خاص باشد، زیر لزوماً همه مردم برنامههای آن را تماشا نمیکنند. بحث دیگر غنای رسانهای است.
به نظر مسعودی؛ محتوایی که به تلویزیون میدهیم باید به شکل حرفهای تولید شده باشد، مبتنی بر زمان و مکان مناسب انتخاب شده باشد، تنوع برنامههای تلویزیون یک اصل مهم است. موضوع دیگر تکثر است. حتماً باید در برنامهسازی به تکثر توجه داشته باشیم. همچنین باید توجه داشت که مخاطب وفادار ممکن است دیدگاههای ما را بپذیرد اما مخاطبان میانه که از قشر خاکستری جامعه است، حتماً اقناع اهمیت ویژهای دارد.
در ادامه موسویان با تأکید بر آنکه از منظر دیپلماسی رسانهای اعلام کرد که امروزه جریان اخبار در اختیار پنج کشور است، تصریح کرد: ما در این روند جایگاه خاصی نداریم، باید تلاش کنیم جایگاه خود را ارتقاء دهیم وگرنه از منظر روایتگری دچار ضعف میشود. امروزه توئیتها نقش دیپلماسی رسانهای را برعهده دارند. ما در این موضوع دچار ضعف هستیم و از فضای توئیتری کمتر استفاده سودمند میکنیم. ما در استفاده از سلبریتیها دچار ضعف هستیم و نمیتوانیم از آنه به عنوان رهبران فکری در جهت خواست خود استفاده کنیم. برخی چهرهها و سخنان آنها میتواند درجهت منابع ما باشد که نمونه آن مصاحبه وزیرامور خارجه شاه به عنوان یک امر مثبت است.
وی افزود: امروزه بسیاری از روزنامهنگاران و خبرنگاران تبدیل به چهره و برند شدهاند و درجهت منافع جمهوری اسلامی عمل میکنند. روزنامهنگاران و خبرنگاران صداوسیما در این زمینه موفق نبودهاند. یک موضوع دیگر ضعف در تعامل با کشورهای منطقه است. باید تلاش شود تا خبرنگاران و روزنامهنگارانی از کشورهای منطقه جذب شوند تا درمواقع ضروری بتوان از آنها استفاده کرد. امروزه تولید محتوا باید همهسپاری شود. برخلاف گذشته تنها سازمانهای رسانهای تولیدکننده محتوا نیستند باید تلاش شود از این ظرفیت فراگیر استفاده شود. امروزه بخش عمده اخبار از طریق رسانههای اجتماعی دریافت میشود. صداوسیما رقابت شدیدی با این رسانهها دارد. موضوع دیگر لزوم توجه به محتواهای چندرسانهای است. انتشار محتواهای ساده و متنمحور چندان دیگر برای مخاطبان مطلوب نیست.
این مدرس دانشگاه در حوزه رسانه خاطرنشان کرد: یکی دیگر از نقاط ضعف کلیشهای شدن پیام است. تکرار باعث کلیشهای شدن میشود و ریزش مخاطبان را در پی خواهد داشت. در این حالت افراد فقط به سرخط توجه میکنند و محتوای اخبار را دنبال نمیکنند. موضوع مهم دیگر شخصیسازی پیام است. تولید پیامهای هدفمند به افزایش اثرگذاری منجر میشود. شخصیسازی یک روند فراگیر است که حتماً باید به آن توجه شود. وی در پایان اعلام کرد که چالش اعتماد صرفاً مختص ایران نیست و در کشورهای دیگر نیز شاهد هستیم که اعتماد کلی به رسانهها کاهش پیدا کرده است.
وی درنهایت اعلام کرد که باید به ظرفیت انسان-رسانهها توجه کرد، باید به نحو مطلوب از رسانههای اجتماعی استفاده شود.
مسعودی در ادامه بحث به موضوع ایجاد توازن میان سانسور، نظارت اجتماعی و کنترل اجتماعی به عنوان یک سیاست خبری اشاره کرد که به نظر میرسد صداوسیما نتوانسته است در این خصوص تعادل لازم را ایجاد کند.
به گفته وی امروزه سانسور یا عدم انتشار در شرایط کنونی بیهوده است، چون عموم افراد از طریق اینترنت به همه اطلاعات دسترسی دارند. به نظر وی، کنترل راهحل میانه بین سانسور و نظارت اجتماعی است.
وی همچنین به بحث ملیشدن اینترنت نیز ورود و از آن انتقاد کرد. وی اعلام کرد صداوسیما به معنای واقعی کلمه ملی نیست. تلویزیون باید به گسترش افق دید خود بپردازد و نگاه جامعی به مخاطبان در داخل و خارج از کشور داشته باشد. همچنین ضرورت دارد به ادیان و مذاهب مختلف کشور نیز توجه شود. لازم است به ذائقههای مختلف مخاطبان نیز توجه شود.
موسویان در خاتمه بحثهای خود برخی پیشنهاد را مطرح کرد و افزود: لازم است در رسانه ژورنالیسممحوری جای کارمندمحوری را بگیرد. ضرورت دارد تا بین دستگاههای مختلف که در انتشار خبر دخیلند ارتباط دقیقی ایجاد شود. همچنین ضرورت دارد تا نمایندگان فرهنگی ایران در سایر کشور از مسئولیت خود در این زمینه آگاه شوند. امروزه جریانسازی و روایتسازی اهمیت ویژهای دارد. ضرورت دارد تا دوباره انتشار برنامه برای مخاطبان خارج از کشور مورد تأکید ویژه قرار گیرد. رسانههایی مانند پرستیوی و هیسپان تیوی در همکاری با رسانههای دیگر باید برد خود را افزایش دهند.
به گفته وی توسعه تعاملات و ارتباطات بینالمللی در دنیای امروز یک اصل اساسی است و متناسب با تحولات جامعه شبکهای و متناسب با سلایق گوناگون باید تحول برنامهسازی در دستور کار قرار گیرد.
موسویان در پایان یادآور شد: درمجموع، حرفهایگرایی، توجه به مخاطبان فعال، داشتن نگاه بینالمللی و توج به ظرفیتهای منطقهای، تدوین سیاست خبری و ایجاد تعادل بین سانسور، نظارت و کنترل، همگرایی و استفاده از ظرفیت رسانههای اجتماعی، فعال کردن نمایندگیهای فرهنگی ایران در سایر کشورها، توسعه رسانههای برونمرزی از مهمترین پیشنهادهایی است که میتواند به بهبود عملکرد صداوسیما در اطلاعرسانی بحران ازجمله جنگ کمک کند.
انتهای پیام