پس از وقایع اخیر و نقشآفرینی ایران در تنگه هرمز، این آبراه راهبردی بیش از پیش در کانون توجهات قرار گرفته است. افکار عمومی با اتکا به دستاوردهای محدودسازی عبور کشتیها، انتظار دارند تا جمهوری اسلامی ایران با درک عمیقتر از ظرفیتهای این تنگه، در راستای افزایش درآمدزایی و تقویت توان بازدارندگی گام بردارد. 
به گزارش ایکنا از هرمزگان، جلال الدین حسانی، دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی،در یادداشتی آورده است: تنگه هرمز، شریان حیاتی خلیج فارس و یکی از مهمترین گلوگاههای آبی جهان، همواره نقشی استراتژیک در معادلات منطقهای و بینالمللی ایفا کرده است. در ادبیات علمی، مفهوم حکمرانی مطلوب به عنوان معیاری برای سنجش کارآمدی حاکمیتها در انجام وظایفشان شناخته میشود و یکی از عرصههای مهم آزمون این حکمرانی، در دوران جنگ و بحران بروز مییابد. ایستادگی ایران در برابر تجاوزات احتمالی به این آبراه، بهانهای شد تا بار دیگر ظرفیتهای این تنگه راهبردی و چگونگی بهرهبرداری از آن در کانون توجه قرار گیرد.
جمهوری اسلامی ایران، به عنوان دارنده بیشترین سواحل در حاشیه تنگه هرمز، همواره بر پایبندی خود به حقوق بینالملل عمومی در خصوص نظام بهرهبرداری از تنگهها و آبراههای بینالمللی تأکید داشته است. با این حال، تجربیات اخیر نشان داده که این تنگه میتواند به عنوان ابزاری قدرتمند در دست حاکمیت برای تأمین منافع ملی و افزایش توان بازدارندگی عمل کند.
انتظار افکار عمومی از نظام جمهوری اسلامی ایران، فراتر از رویکردهای صرفاً دفاعی است. اکنون که دستاوردهای محدودسازی گذار از تنگه هرمز به وضوح نمایان شده، جامعه انتظار دارد تا حاکمیت با نگاهی بلندمدت و آیندهنگرانه، به بررسی و پیادهسازی راهکارهایی برای حداکثرسازی بهرهوری از این ظرفیت بپردازد. دو محور کلیدی در این میان خودنمایی میکند:
۱. درآمدزایی: با توجه به موقعیت منحصربهفرد ایران در این تنگه، فرصتهای قابل توجهی برای توسعه زیرساختهای بندری، لجستیکی و خدمات دریایی وجود دارد که میتواند به افزایش چشمگیر درآمدهای ارزی کشور منجر شود.
۲. افزایش توان بازدارندگی: کنترل و مدیریت جریان عبور و مرور در تنگه هرمز، به طور مستقیم بر توان بازدارندگی ایران در برابر هرگونه تهدید خارجی میافزاید و جایگاه منطقهای و بینالمللی کشور را ارتقا میبخشد.
موفقیت در پیادهسازی "حکمرانی مطلوب" در تنگه هرمز، نه تنها به تأمین منافع اقتصادی و امنیتی کشور کمک میکند، بلکه آرمانهای عمیقتری را نیز تحقق میبخشد. صیانت از هویت ایرانی خلیج فارس و تثبیت حاکمیت انکارناپذیر ایران بر جزایر سه گانه بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، از جمله این آرمانهاست که با اقتدار در تنگه هرمز، شتاب و قوت بیشتری خواهند یافت.
در نهایت، تنگه هرمز صرفاً یک آبراه نیست، بلکه نمادی از اقتدار و ظرفیتهای بالقوه جمهوری اسلامی ایران است. با اتکا به حکمرانی مطلوب و بهرهگیری هوشمندانه از این فرصت راهبردی، ایران میتواند جایگاه شایستهتری را در عرصه رقابتهای بینالمللی، چه در غرب آسیا و چه فراتر از آن، به دست آورد.
انتهای پیام