
انسان به عنوان اشرف مخلوقات، در کنار تمامی آفریدههای خداوند در این جهان اثری؛ قدرت تکلم و از همه مهمتر، «تعقل» اوست که وی را با دیگر جانداران متمایز کرده است.
به حقیقت؛ همین قدرت «اندیشه» انسان است که او را به تفکر درباره چیستی و ماهیت جهان، صنع پروردگار و در نهایت دینمداری و پذیرش فرمانروایی مطلق خداوند بر زمین و آسمان واداشته و انسان را به معبودی با هدف رستگاری و رسیدن به قرب الهی تعریف کرده است.
این درست همان مؤلفهای است که وقتی فرد یا افرادی از آن بهرهای نمیبرند یا با وجود اذعان تمام جهانیان به این مهم؛ به اصطلاح خلاف مسیر حرکت را بَرمیگزینند؛ نتیجهای جز شکست، تحقیر و به سُخره گرفتن از سوی تمامی مردمان برای آنها عایدی ندارد!
طی 48 ساعت گذشته، انتشار تصویر «دونالد ترامپ» در شبکه اجتماعی خود (تروث سوشال) که خود را به جای پیامبر الهی، حضرت مسیح(ع) تصویر کرد و عقبه تکرارهای فراوان رهبر کاتولیکهای جهان (پاپ لئو چهاردهم) مبنی بر آنکه «خداوند به افراد جنگطلب، آنها که سلاح در دست میگیرند و بر سر بیگناهان بمب میریزند لطف و مرحمتی نخواهد داشت و با آنها همراه نخواهد شد»؛ سبب شد تا این بار نه فقط کلیسای کاتولیک جهان که حتی بسیاری از مردم، همپیمانان و نزدیکان خود «ترامپ» از افراد ایالات متحده آمریکا تا دیگر مردمان آزادیخواه و حقطلب؛ این حد از جنون به اصطلاح رئیسجمهور آمریکا در خودستایی و خودبینی را تحقیر کرده و به سُخره گیرند.

کار تا جایی بالا گرفت که با وجود حذف این تصویر از شبکه اجتماعی توسط «ترامپ»؛ واکنشهای مختلف، متعدد و پاسخهای محکم «پاپ لئو چهاردهم» (رهبر کاتولیکهای جهان) و بسیاری دیگر از مردم دینمدار و حقباور در کنار نامههای بهجا، شایسته و اشارات بزرگان دین کشورمان از «آیتالله اعرافی» و «آیتالله العظمی نوری همدانی» تا تا دینپژوهان شناسا و اندیشمندانی چون «آیتالله مصطفی محققداماد» و یا اهل سیاستی چون «محمدباقر قالیباف»؛ رئیس مجلس شورای اسلامی، «مسعود پزشکیان»؛ رئیسجمهور کشورمان و «سیدعباس عراقچی»؛ وزیر امور خارجه ایران مبنی بر لزوم احترام به فرستاده و رسول خدا؛ حضرت عیسی مسیح(ع) که پیامآور صلح؛ مؤدت و دوستی بود، سبب شد تا این بار فارغ از دیپلماسی سیاسی؛ «دیپلماسی دینی» ایران نیز برگی دیگر از برگهای زرینش را با خود به همراه آورد.
همه اینها در کنار واکنش مسیحیان جهان در برابر ظاهرفریبی کسی مانند «دونالد ترامپ» که خود را یک کاتولیک متعصب و مذهبی میداند؛ سبب شد تا دست او، بیش از پیش رو و کوسِ رسواییاش در تمام جهان عیان و طنینانداز شود.
ایکنا در همین ساحت و بر بلندای این مهم، به گفتوگو با شکرخدا گودرزی، نمایشنامهنویس، کارگردان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه تاریخ ادیان و تاریخ هنر بنشنید و با او درباره این مسئله و آنچه طی 46 روز شورِ همدلی، همبستگی، غیرت، امنیت، صلابت و قدرت مردمان ایرانزمین در میدان و همبستگی و همافزایی مسئولان و دولتمردان همسو با خواست مردمان بود به گفتوگو بنشیند. حاصل این گفت و شنید تفصیلی در ادامه از خاطرتان میگذرد.
شکرخدا گودرزی در گفتوگو با ایکنا با بیان آنکه درباره ایجاد شکاف میان کلیسای کاتولیک و محوریت آن «پاپ لئو» در مواجهه با اظهارات توهینآمیز «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا اگر بخواهم رویکرد خود را بیان کنم باید آنرا به چند محور تبیینی تقسیم کنم و نخست به مسئله تصمیمهای اشتباه آن هم از سوی فردی که خود را رئیسجمهور یک کشور خطاب میکند اشاره میکنم، گفت: ساختارگراها به این مسئله معتقدند که کلمات یکدیگر را تکمیل میکنند یعنی وقتی که شما کلمهای را بیان میکنید؛ کلمه بعد از آن، تابعی از آن کلمه پایه و ابتدایی خواهد بود و همینطور پایه به پایه اضافه میشود تا در نهایت، جمیع کلمات به جمله یا پاراگرافی در یک متن بدل شود.
این مدرس دانشگاه با تأکید بر آنکه آنچه که امروز نه تنها ما، بلکه تمام جهان در مواجهه با گفتههای «دونالد ترامپ» شاهد هستیم، شمایل انسانی است که در گفتار و کردار دچار نابِخردی و عدم بهره بردن از تعقل است، اظهار کرد: «ترامپ» به عنوان رئیسجمهور یک کشور و حتی در مقام یک انسان، مانند فردی که در حال غرق شدن است، دست خود را به این سو و آن سو دراز میکند تا تخته پارهای را برای جلوگیری از غرق شدن خود پیدا کند! اما وقتی میبیند که آن تخته پاره نیز توان وزن او را ندارد و باعث فرو رفتن بیشترش میشود، ناگزیر باز هم شروع به تقلا کردن میکند و در نهایت؛ نتیجه همه این تقلاها غرق شدن بیش از پیش او در این نابِخردی و عدم بهره از حس تعقل است.

بازیگر نقش امام خمینی(ره) در سریال «معمای شاه» با اشاره به تصمیمهای اخیری که رئیسجمهور آمریکا بعد از برقراری آتشبس در پس تعدی و تجاوز ائتلاف صهیونی و ارتش تروریستی آمریکا نسبت به خاک وطنِ ما، ایرانِ جان گرفته است اظهار کرد: همین آدم نابِخرد (ترامپ) به تازگی ادعا کرده که ما جلوی کشتیهایی که از «تنگه هرمز» عبور میکنند را خواهیم گرفت و دلیلمان آن است که چرا این کشتیها به ایران عوارض پرداخت کردهاند یا برای حرکتشان از ایران روادید و جواز گرفتهاند.
وی تصریح کرد: همین هذیانها به وضوح نشان میدهد که این آدم به هیچ وجه درک درستی از قضایایی که اطراف او به وقوع میپیوندد ندارد و تنها خود را مالکی میداند که حتی برای اداره این ملک نیز تدبیر و اندیشهای ندارد.
این پژوهشگر حوزه تاریخ هنر با اشاره به آنکه ترامپ احساس میکند که این زمین که در حال بازی در آن است، زمین اوست؛ در حالی که به هیچ وجه این زمین به او تعلق ندارد، تأکید کرد: اگر حتی ما به خود قوانین ایالات متحده آمریکا در حوزه آبراهها و یا از آن فراتر به قوانین جهانی در حوزه آبرههای بینالمللی نگاه کنیم، درمییابیم که در برخی از موارد به 200 مایل دریایی و در تمامی موارد به 21 مایل دریایی به عنوان حقابهای برای پرداخت عوارض به ویژه این مؤلفه 21 مایل دریایی تأکید دارند و آن 200 مایل دریایی نیز مربوط به حق مالکیت سرزمینها و کشورهایی است که در کنار آبهای آزاد قرار دارند و کسی حق ندارد بدون اجازه وارد آن شود.

گودرزی با اشاره به سخنان نابِخردانه «دونالد ترامپ» و مغایرت آن صحبتها با قوانین جهانی با تأکید بر آنکه چنین ادعاهایی از سوی شخصی به عنوان رئیسجمهور آمریکا باعث شده که تمام جهان او را به سخره بگیرند تصریح کرد: امروز اگر بخواهم مهمترین دلقک معاصر جهان را معرفی کنم یا کسی از من بپرسد که مهمترین دلقک معاصر جهان کیست؟ باید بگویم که «ترامپ»، امروز نقش این دلقک معاصر را بازی میکند.
وی تأکید کرد: این تنها حرف من نیست بلکه وجود و حرفهای این فرد (ترامپ) با شوخی، خنده و کاریکاتورهای قاطبه هنرمندان جهانی، مسئولان و حتی سیاستمداران جهانی مواجه شده است؛ حرفها و رفتاری که باعث شده همگان صحبتهای «ترامپ» را به سُخره و خنده گیرند.
گودرزی در فصل دیگری از سخنان خود به واکنش «دونالد ترامپ» در شبکه اجتماعی «ایکس» و انتشار تصویری از خود در مقام حضرت عیسی مسیح(ع) اشاره کرد که همین حرکت سبب مجادله بیش از پیش او با «پاپ لئو چهاردهم» (رهبر کاتولیکهای جهان) شده است و ادامه داد: حتی پیش از انتشار این تصویر و از آغاز تعدی و تجاوز ارتش تروریستی ایالات متحده در قالب ائتلاف با رژیم صهیونی به کشور عزیزمان این زاویه بین «ترامپ» و «پاپ» آغاز شده بود.
وی با اشاره به آنکه فارغ از آنکه میدانیم «پاپ لئو چهاردهم» طی چند روز آینده به قاره آفریقا سفری خواهد داشت بیان کرد: رهبر کاتولیکهای جهان پیش از این نیز در سخنان مختلف و متعدد به ویژه بعد از تعدی و تجاوز این ائتلاف صهیونی-آمریکایی به ایرانزمین شاهد بودیم که او بارها به این نکته اشاره کرده که با جنگ و خونریزی مخالف است. چرا؟ چون یک پیرو واقعی عیسی مسیح(ع) به عنوان پیامبری فرستاده از سوی خداوند است که طرفدار صلح است.
گودرزی با اشاره به آنکه «پیت هگست»، وزیر جنگ ایالات متحده آمریکا؛ نگاه و تعبیرش نسبت به تعدی و تجاوز به خاک کشورمان در قالب همپیمانی با رژیم غاصب صهیونی برداشتی از «جنگ صلیبی» -یعنی جنگ میان مسیحیان و مسلمانان- به تعبیر گذشته و تاریخی آن است یادآور شد: «هگست» از تمام مسیحیان جهان و به ویژه «پاپ» درخواست کرده بود که برای پیروزی مسیحیان دعا کنند؛ اما «پاپ لئو چهاردهم» با تأکید بر آنکه «من برای سلطهگران و کسانی که سر بیگناهان بمب میریزند دعا نمیکنم!» پاسخ درشتگویی و اضافه گویی وزیر جنگ آمریکا را به شکل قطعی با روایت آموزههای دین مسیح(ع) داد.

گودرزی در ادامه این گفتوگو با تأکید بر آنکه این جمله «پاپ لئو چهاردهم» مبنی بر آنکه «خداوند طرف گناهکاران را نمیگیرد و ادعاهای آنها را نمیپذیرد» جملهای بسیار مهم و در حقیقت اولین قدم در مخالفت آشکار «پاپ» به عنوان رهبر کاتولیکها و مسیحیان کاتولیک جهان در برابر رئیسجمهوری که خود را یک کاتولیک متعصب و مذهبی میداند به شمار میرود یادآور شد: دومین گام مهم پاپ در منکوب کردن حمله فردی نابخرد چون «دونالد ترامپ» در قالب ائتلافی با رژیم غاصب صهیونی به سرزمینمان ایران؛ به این مؤلفه بازمیگشت که «پاپ» تأکید کرد که این جنگ نباید ادامه پیدا کند، آتش بس باید مستمر باشد و جهان به سمت صلح و ثبات حرکت کند که این جمله دوم در نهایت همان رئیسجمهور نابخرد (دونالد ترامپ) را وادار به واکنش و حذف آن تصویر مجعول که خود را در شمایل حضرت مسیح(ع) تصویر کرده بود ساخت و در نهایت گفت که من «لوئیس» برادر «لئو» (رهبر کاتولیکهای جهان) را بیشتر دوست دارم و در ادامه تاکید کرد: که «لوئیس برای من ارزشمندتر است» و جمله نهایی او که واکنشهای بسیار منفی را با خود به همراه داشت به این مسئله بازمیگشت که ترامپ تأکید کرد «اگر من نبودم اصلا این فرد (لئو چهاردهم) پاپ نبود!
وی با اشاره به آنکه این جمله «ترامپ» که «اگر من نبودم این فرد (لئو چهاردهم) رهبر کاتولیکهای جهان اصلا «پاپ» نبود» به چند نکته اشاره دارد ادامه داد: مهمترین مؤلفه این است که گویا کسی مانند «ترامپ» یا رئیسجمهور آمریکا شخصی است که در انتخاب «پاپ» نقش دارد و یا حمایت کاخ سفید برای انتخاب یک «پاپ» دارای اهمیت است. البته من بیشتر از این نمیخواهم روی این مسئله تأکید بیشتری داشته باشم؛ چراکه آنقدر مؤلفه آشناست که به ذهن هر مخاطبی، تحلیلی که از آن برمیآید متبادر میشود.
این کارگردان تئاتر با اشاره به آنکه میخواهم به شکاف ایجاد شده میان رئیسجمهور آمریکا با نماد مسیحیت یعنی رهبر کاتولیکهای جهان به شکل خاص اشاره کنم یادآور شد: امروز فردی مانند «ترامپ» که خود را یک کاتولیک مؤمن میداند، باعث شده تا شکاف کلیسای کاتولیک بین او به عنوان رهبر کشوری چون آمریکا با خیل کثیری از مسیحیان کاتولیک در این کشور با محور و قطب دین مسیحیت (رهبر کاتولیکهای جهان) ایجاد شود.
وی با تأکید بر آنکه این مؤلفهای نیست که تکتک افراد آمریکا حتی برخی از نزدیکان ترامپ بتوانند به سادگی از کنار آن رد شوند تصریح کرد: شاهد بودیم که به فاصله کوتاهی سختترین انتقادها حتی از سوی نزدیکترین افراد به «ترامپ» فارغ از عموم مردم که نسبت به او واکنشهای منفی نشان دادند؛ بازتاب جهانی در رسانههای بین المللی پیدا کرد.

گودرزی با تأکید بر آنکه این شکاف ایجاد شده میان کلیسای کاتولیک و رهبر آن (پاپ لئو چهاردهم) با رئیسجمهور آمریکا که خود را یک کاتولیک متعصب و مذهبی نشان میدهد مهمترین نتیجه و برآمده دیپلماسی مذهبی کشور ما ایران به شمار میرود تصریح کرد: نامههایی که در ابتدای «جنگ رمضان» از سوی «آیتالله اعرافی» یا آقای «مصطفی محققداماد» و در ادامه دیگر شخصیتهای شناخته شده سیاسی کشورمان برای «پاپ» نوشته شد مهمترین تجلی گفتوگوی مذهبی و یا به اصطلاح زبان سیاسی، «دیپلماسی مذهبی» است که میان دولتمردان کشورمان با رهبر کاتولیکهای جهان صورت گرفته و این یکی از اصلیترین برگهای برنده دیپلماسی کشورمان در این منازعه و جنگ به شمار میرود.
این محقق و پژوهشگر تاریخ ادیان و هنر در ادامه با تأکید بر آنکه امروز، همزمان با اثرگذاری و تحقق «دیپلماسی مذهبی» باید دیپلماسیهای دیگر را در قالب گفتوگوی بین ادیان و استمرار روند «دیپلماسی مذهبی» که مهمترین مسئله گفتوگو میان ادیان الهی است را مد نظر داشته باشیم تأکید کرد: خداوند راضی به هیچ جنگی نیست. خداوند راضی به هیچ خونریزی نیست و خداوند راضی به هیچ شری نیست؛ چراکه خداوند به هیچ وجه سمت شَر قرار ندارد.
به گفته گودرزی؛ از بنیان و اساس شَر از شیطان میآید. یعنی جبههای که معلوم است که خداوند در نقطه مقابل آن قرار دارد. خداوند زمانی وعدههایی به مومنان در رابطه با پیروزی برابر شیطان و شَر میدهد که نیروی شَر در حد نهایت شرارت خود قرار دارد؛ یعنی این نیرو حاضر نیست به هیچ دلیل و بهانهای این شرارت را خاموش کند. این دقیقا همان نقطه و زمانی است که خداوند نسبت به مؤمنان این وعده را میدهد که شما پیروزید و اصلا نباید درباره پیروزی خود برابر شَر و شیطان نگران باشید. این مهمترین مؤلفهای است که علاوه بر بیان آن در قرآن به عنوان کتاب مسلمانان و کاملترین دین الهی، در دیگر کتب دینی از «تورات» گرفته تا «انجیل» و بقیه کتابهای پیامبران مبعوث شده از سوی خداوند وجود دارد که خدا بندگان مومن خود را به این مهم تأکید داشته که در نهایت طرف حق بر باطل پیروز خواهد شد و این همان گفتوگوی ادیان الهی و «دیپلماسی دینی» کشورمان است که ترجیع بند آن یعنی «پیروزی در برابر شَر» در تمام کتابهای آسمانی از سوی خداوند به مومنان وعده داده شده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادامه داد: اما آنچه که امروز خود را به شکل بارزی نشان داده به این مسئله باز میگردد که شَر فراتر از حد تصور خود به شکل افسارگسیختهای در حال حرکت این بار در زبان، اعمال و افکار ائتلاف ارتش تروریستی آمریکا و رژیم غاصب صهیونی است و این شرارت افسارگسیخته خود را در کشتار انسانهای بیگناه در خوی قدرتطلبانه و در خوی استیلاجویانه بشری چون «دونالد ترامپ» بازتاب داده است.
این مترجم محقق و پژوهشگر حوزه تاریخ هنر و هنرهای دراماتیک با اشاره به کتاب گرانسنگ «مسئولیت داوری» به قلم «هانا آرنت» یادآور شد: این نویسنده و متفکر بزرگ جملهای درخشان در کتاب «مسئولیت داوری» دارد که میگوید «شَر در نگاه بنیادین به دو بخش «شَر ریشهدار» و «شَر بیریشه» تقسیم بندی میشود.» این دو گونه شَر تفاوت ماهیتی با یکدیگر دارند.
وی ادامه داد: «شَر ریشهدار» در نهایت به خود مراجعه میکند و از خود میپرسد که دلیل شرارتش چیست؟ پس در جایی متوقف میشود و حتی به سوی توبه حرکت میکند! اما «شَر بیریشه» به هیچوجه، هیچ محدودهای برای خود نمیشناسد. تمام محدودهها را درهم میشکند. این «شَر بیریشه» شَری است که همه اصلها را تنها برای خود تعریف و بازخوانی میکند؛ برای تاختوتاز خود هر اصل ومنطقی را گنار میگذارد میکند و هیچ مؤلفهای برای او تفاوتی ایجاد نمیکند.
گودرزی در تشریح «شَر بیریشه» با ذکر مثالها و مصداقهایی تاکید کرد: «شَر بیریشه» که عنان از همگسیخته و هیچ نقطه ارجاعی نداردف در بیان و ابراز شرارتش و حمله به دیگران به این مسئله توجه نمیکند که در قالب جنگ به یک رهبر سیاسی حمله میکند یا بچههای مدرسه را به قتل میرساند. یک کارخانه نظامی را مورد هدف قرار میدهد یا یک واحد درمانی را که در تمامی قوانین جهانی حمله به آن ممنوع است را مورد سوءقصد قرار میدهد در حقیقت چنین دست از مثالهایی است که اثبات میکند «شَر بیریشه» هیچ ملاک و محدودهای برای توسعه امیال، اهداف، هوا و هوسِ بانی و فاعل خود قائل نیست و هر جا که بخواهد تاخت و تاز میکند.

گودرزی با طرح این پرسش که چرا این «شَر بیریشه» هیچ گفتوگویی با خود نمیکند و به جای گفتوگو با خود، مدام دست به فرافکنی میزند؟ گفت: به وضوح نماد این گونه شَر را باید رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و همتای صهیونی آن دانست. چنین دست از انسانهایی مدام آن عنصر شَر درونی خود را در مواجهه با افرادی که دارای تحلیل سیاسی هستند عریان میکنند.
وی با بیان آنکه در این میان تحلیلگران سیاسی چند مؤلفه را به عنوان مولفههای پیش رو به تحلیل مینشیند اظهار کرد: عدهای بر این مسئله استوارند که این آتشبس باید به همین شکل ادامه پیدا کند تا به گامهای بعدی برسد. عدهای به دلایلی نامعلوم برای چرایی از سرگیری دوباره مذاکرات دست به پرسشگری میزنند و نگاهشان آن است که چنین ائتلافی تنها قصد اتلاف وقت دارند و دوباره میخواهند حمله کنند. بخشی دیگر از تحلیلگران میگویند که بهترین راه این است که این مذاکرات به شیوههای دیگر ادامه پیدا کند و در نهایت به سمت و سوی آرامی از تنشهای نظامی حرکت کنیم.
این محقق تاریخ ادیان و هنر افزود: برای کنترل شَر جز از راه نیک و راه خیر نمیشود وارد شد و تنها راه نیک و راه خیر است که میتواند شر را کنترل کند.
گورزی در تشریح و تبیین دلیل این نگاه خود اظهار کرد: هیچ فردی در تاریکی نمیتواند شمشیر بردارد و بجنگد؛ چراکه تاریکی، تاریکی است و در این ظلمات نمیدانی که با چه کسی در حال مخاصمه و جنگ هستی! ابتدا باید در تاریکی، چراغی روشن کنید. یعنی نیروی خیر باید چراغی روشن کند تا مشخص شود که نیروی شَر چیست و کجاست.
وی ادامه داد: طی همین یکی دو روز اخیر خبرهای خوبی مبنی بر آنکه کشوری مانند اسپانیا یا آذربایجان سفارتهای خود را در کشور باز کردند و یا کشورهای دیگری مانند ژاپن؛ فرانسه و انگلیس به این مسئله تاکید کردند که ما در محاصره مد نظر نیروی شَری چون «ترامپ» شرکت نمیکنیم و نقشی در باز کردن یا بستن تنگه هرمز ایفا نخواهیم کرد. همه این مؤلفهها نشان میدهد که هر چقدر با روشنگری وارد میدان شویم پیروزی ما قدرتمندتر و عیانشدنیتر است. در این میان شورای عالی امنیت ملی (شعام) لازم است تا حرکت خود را به سمت روشنگری آنچنان که تا به امروز بر مدار آن بوده، استوارتر ادامه دهد.
گودرزی با تأکید بر آنکه چند نکته و مؤلفه به عنوان خوانش غلط ائتلاف ارتش تروریستی آمریکا و صهیونی در مواجهه با تعدی به کشورمان بوده که به هیچ وجه محقق نشده و این نه تنها حرف من که بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان ارشد مسائل سیاسی و حتی دولتمردان در سراسر جهان در کنار بزرگان سیاست و اهل دولت در کشورمان بر آن اتفاق نظر دارند تصریح کرد: یکی از آن اهداف باطل و محقق نشده به این مسئله باز میگردد که هدف رژیم صهیونی این بود که در ایران تغییر رژیمی صورت گیرد که به هیچ وجه این اتفاق نیفتاد و اسرائیل و آمریکا به اهداف خود نرسیدند.
وی با اشاره به آنکه نکته مهمتر آنکه نه تنها این هدف محقق نشد که «وحدت ملی» به بهترین وجه میان تکتک آحاد مردم شکل گرفت، اظهار کرد: از سوی دیگر نشان دادیم که قدرت دفاعی ما نه تنها قدرت کمی نیست که بسیار بالاست. چنین دست از مؤلفههایی برای ما به عنوان عناصر تعیین کننده چه در قالب گفتوگو چه در مواجهه و مقابله با این ائتلاف «شَر بیریشه» رخ نمایی میکند و ما این دست از مؤلفههای قهرمانانه و مبتنی بر پیروزی را در دست داریم.
گودرزی با بیان آنکه حتی امروز شاهدیم تعدادی از آدمها متوجه اشتباه خود شده اند و به قول معروف به سوی «توبه» گام برداشتند افزود: افرادی که ممکن بود زاویهای به سبب و دلایل مختلف از ناکارآمدی برخی از مدیران تا مسئله معیشت و اقتصاد آنها را دچار دلزدگی کرده باشد، امروز به واسطه همین مولفهها که به آنها اشاره کردم بیش از پیش با دولت، مردم ونظام همراهو همدل و همقسم شدهاند. همه آنها و تقویت همدلی و همبستگی عمومی مردم از اثرات مثبت «جنگ رمضان»؛ همت، قدرت، غیرت و اتحاد ملی شکل گرفته است. «جنگ رمضان» سبب شده که این آدمها به خود بیایند و دریابند که اشتباه کردهاند.
عضو هیئت علمی دانشگاه با اشاره آنکه این جمله را بارها از زبان بزرگان دین، اندیشمندان و صاحب نظران بزرگ کشورمان شنیدهایم که توبه به نوعی بازگشت به خویشتن است. یعنی انسان را وادار به گفتوگو با خود میکند و انسانهایی که امروز به گفتوگو با خود نشستهاند و به اشتباهات خود اذعان کردهاند؛ معترفند و میگویند ما را ببخشید و نمیدانستیم که چه کاری انجام دادهایم، تصریح کرد: از همین روی است که معتقدم فارغ از همه نگرشهای تندروانه، باید چه در میدان؛ چه در صف و چه میان مسئولان آنچنان که تا به امروز شاهد بودیم، این اتحاد، همدلی و اعتماد بیش از پیش به تمام مردمان ایران با همافزایی و همبستگی بیشتر در مسیر بازتاب پیروزیهای نظام جمهوری اسلامی ایران رُخنما شود.
بخش پایانی صحبتهای گودرزی به تحلیل و تجمیع سخنان خود در این گفتوگو بازمیگشت و با اشاره به آنکه با اتکا به تمام اتفاقهایی که در حال وقوع است و در این وسع زمانی و بازه گفتوگو به آنها اشاره کردم، معتقدم که امروز مهمترین مسئله برای راهبرد و استراتژی کشورمان در حوزه دیپلماسی سیاسی باید تأکید به مسئله پیشبرد مذاکره و رسیدن به توافق حداکثری به نفع مصالح عامه باشد، اظهار کرد: درهای دیپلماسی نباید بسته شود و این همان مؤلفهای است که در سخنان آقای قالیباف بعد از برگزاری نخستین نشست مشترک دو هیئت ایرانی و آمریکایی به روشنی معلوم بود. در ادامه اخبار خوب درخشانی که از سوی وزیر امور خارجه؛ جناب عراقچی در قالب گفتوگو با وزرای خارجه عربستان، قطر، روسیه، مصر و ترکیه دیدیم و خواندیم؛ همه نشان میدهد که این دیپلماسی و مسئله گفتوگو برای بازتاب درخشش پیروزی و حقانیت کشورمان دری است که نباید بسته شود.
وی با تأکید بر آنکه تردیدی در این مسئله وجود ندارد که همواره افراط و تندرویهایی ممکن است در این نگرش صورت بگیرد و عدهای بر این مسئله تاکید داشته باشند که ما تنها باید بزنیم، نابود کنیم، به سمت رویارویی نظامی و جنگ سخت حرکت کنیم تصریح کرد: مسئله این است که ما در این جنگ پیروزیم و این نه تنها ادعای من یا ایرانیان و دولتمردان ما؛ که بسیاری از تحلیلگران، کارشناسان، دولتمردان جهانی و رسانههای بینالمللی بر آن اذعان داشتند که امروز قدرت دست ایران است و اگر قدرت دست کشور ما نبود قطعاً در «مذاکرات اسلامآباد» با چنان شکوه و قدرتی ظاهر نمیشدیم. 21 ساعت گفتوگوی لاینقطع نشان دهنده توان چانهزنی سیاسی ایران پیروز است که اگر آن قدرت و پیروزی را نداشتیم محقق نمیشد!
گودرزی با اشاره به آنکه این مسئله طبیعی است که اختلاف، شکاف و فاصلهای که طی این 47 سال در پس بی اعتمادی کشورمان، نظام جمهوری اسلامی ایران و دولتمردان با ایالات متحده به وجود آمده؛ یک روزه قابل حل نیست و نیاز به تحقق دیپلماسی بیشتر چه در حوزه مباحث دیپلماسی دینی و چه دیپلماسی مبتنی بر سیاست دست بالای ایران و پیروزی کشورمان خواهد داشت در تشریح این مولفه به ذکر مثالهایی پرداخت و افزود: وقتی شما یک تصادف ساده میکنید، چند وقت درگیر این مسئله هستید تا از طرف مقابل رضایت بگیرید؟! یا اگر درگیر قتل غیرعمد یا خدای نکرده قتل عمد شوید، چقدر زمان برای گرفتن رضایت یا پشت سر گذاشتن مراتب حقوقی و قضایی صرف میکنید؟!
وی افزود: جریان دیپلماسی امروز کشور ما نیز همین است؛ یعنی امید و خودباوری به پیروزی و در ادامه به یُمن برخوردهای درست، سنجیده و آنچه که در جامعه میان تمامی مردمان کشورمان به شکلی همدلانه با رویکرد اتحاد و همبستگی میان مردم؛ دولت؛ نظام و اهل سیاست ایجاد شده باید استمرار داشته باشد.
این پژوهشگر حوزه مباحث تاریخ هنر و معادلات تاریخ جهان با تاکید بر آنکه شکل گفتوگو، مذاکرات و رسیدن به نتیجه باید قاطع و مبتنی بر پیروزی کشورمان نه آنکه مانند وضعیتی چون «شمشیر داموکلس» بالای سر ما باشد که هر لحظه امکان فروافتادنش بر سر مردمان و کشور عزیزمان ایران باشد تصریح کرد: مولفه اصلی تاکید بر پیروزی دست بالای ایران به عنوان یک ابرقدرت در جهان و به ویژه منطقه غرب آسیاست. در نهایت گذار از این شرایط آتشبس به سمت صلح پایدار و این همان مهمی است که جز با تحقق همراهی؛ همدلی و هم افزایی اضلاعی که به آن اشاره کردم، یعنی مردم در میدان؛ مسئولان در صف؛ دولتمردان و نظام تصمیمگیر کشورمان در عرصه بینالملل در قالب یک بسته همافزا و همدلانه مبتنی بر آنچه که طی این 46 روز شاهد اتحاد، همدلی و همراهی مردم بودیم؛ محقق نخواهد شد.
انتهای پیام