به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجتپور؛ مفسر قرآن کریم، 29 فروردین ماه در ادامه سلسله جلسات تفسیر قرآن به تفسیر بخش پایانی آیه «مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ؛ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ» از سوره مبارکه بقره پرداخت.
مشروح سخنان او را در ذیل میخوانیم:
در تعبیر «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ» باید گفت؛ اگر بخشی از مردم جامعه کاری به مسائل اجتماعی نداشته باشند و هر اتفاقی بیفتد بگویند به من چه؟ مثلا جنگ شده است یا ستم اجتماعی به فرد و گروهی شده است بگوید به من چه؟ اینها مصداق صم بکم عمی هستند، یعنی در جامعه حضور دارند اما نقشی ایفا نمیکنند، درست مانند یک لیوان که هیچ احساسی ندارند.
برخی در جامعه هستند اما نقش منفی دارند که هیچ، نقش ایجابی و مثبت هم به هیچ وجه ندارند اما برخی تلاش میکنند که اصلاحی انجام دهند و نقش مثبتی ایفا کنند و البته موضع بدی هم میگیرند و رفتار بدی هم دارند. قرآن در مورد گروه اول میفرماید این افراد سه بیماری دارند که اجازه نمیدهد نقش فعالی ایفا کنند.
این افراد چشمشان از دیدن حقایق کور است، لذا هدایتناپذیر هستند. هدایت برای کسی است که براساس علائم در خیابان رانندگی میکند اما اگر کسی نابینا باشد و رانندگی کند تابلویی را نمیبیند که بخواهد هدایت شود، لذا هیچگاه فرمان اداره کشور نباید به دست آنان باشد.
خداوند فرموده است: وَ مَا أَنْتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلَالَتِهِمْ ۖ إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ؛ و تو هدایتکننده کوردلان از گمراهیشان نیستی و نمیتوانی [دعوتت را] جز به آنان که به آیات ما ایمان میآورند و تسلیم [فرمانها و احکام] خدا هستند، بشنوانی. فرد کور در مسیر ضلالت است و تو نمیتوانی او را هدایت کنی.
خداوند در سوره یونس هم فرموده است: وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ؛ و گروهی از آنان تو را مینگرند[ولی گویا از درک معجزاتت، فهم آیات قرآن، سلامت اخلاق و کردارت با چشم دل ناتوانند]. آیا تو میتوانی نابینایان را گرچه از روی بصیرت و بینش نبینند، هدایت کنی؟ آیا فرد کور را میتوانی هدایت کنی در حالی که او اصلا نمیخواهد ببیند. آیه قصد دارد بگوید افراد جامعه باید اثرگذار باشند و نقش مثبت ایفا کنند اما بیماردلانی که کر و کور و لال هستند هیچ نقشی نمیتوانند داشته باشند، ما وقتی با این آیه مواجه میشویم تصور میکنیم اینها بیینده و شنونده حقایق الهی نیستند اما چرا از تعبیر لال استفاده میشود؟ به نظر بنده آیه یک پله جلوتر میرود و میفرماید اینها در جامعه عناصر مثبت نیستند و نقش مثبتی هم ندارند، لذا شنوای مطلب نیستند.
«به من ربطی ندارد» نشانه بیماردلی است
مثلا در حال حاضر وظیفه این است که جامعه نترسد و اتحاد و انسجام خود را به دشمن نشان دهد و روح حماسی در جامعه وجود داشته باشد اما اینها خودشان را کنار میکشند. عنصر مثبت در جامعه اسلامی نباید کر باشد و بگوید به من چه ربطی دارد و من میخواهم زندگی کنم. این افراد دوست دارند از امکانات کشور و سرمایه آن استفاده کنند اما نمیخواهند عوارض بپردازند.
هزینه پرداختن در جامعه اسلامی وقتی است که فرد شنوا باشد، فرد، بُکم هم نباید باشد مثلا میبیند کار خیری بر زمین مانده است و او وظیفه روشنگری دارد و باید این کار را انجام دهد اما انجام نمیدهد؛ یا باید با انحرافات اجتماعی مبارزه و برای تحقق عدالت در جامعه تبیین کند اما قدمی برندارد.
اساسا زبان برای ایفای نقش مثبت است. در برابر خدماتی که اکنون دریافت میکنیم، زبان چه وظیفهای دارد آیا نباید حقایق را بگوید و نباید از خدمات نظام قدردانی کند و شبهات را برای مردم تبیین کند؟ برخی لال هستند و گویی اصلا اوضاع جامعه به آنان ربطی ندارد. برخی کور هستند یعنی هرقدر راه را به آنان نشان دهیم و مثلا بگوییم این استکبار است و این مقاصد را دارد و نشانههای آن ر ا هم بیان کنیم باز برای آنان مهم نیست. کسانی که این روحیه را دارند بیماردلانی هستند که این سه بیماری را دارند.
نقش جامعهسازی سوره بقره
بهبنابراین در مثال اول فرمود که این افراد در جامعه آتش به پا میکنند و در مثال دوم اشاره کرد که این افراد نقش مثبتی هم ندارند. معمولا توجه به این موضوع نشده است که سوره بقره چه نقشی در جامعهسازی دارد در حالی که این سوره بر این موضوع تأکید دارد که جامعهسازی توسط متقین صورت میگیرد و میفرماید بیماردلان مانع تحقق جامعهسازی اسلامی هستند.
برای اینکه بفهمیم چه کسی بیماردل است این سوره شاخص معرفی میکند ولو اینکه خود این افراد بگویند ما به خدا و قیامت و قرآن و ائمه(ع) ایمان داریم. ما باید این افراد را از نقش اجتماعیشان بشناسیم و ببینیم آیا در جامعه نقش مثبت دارند یا خیر؟ یا نقش آنها حداقل خنثی است نه لزوما منفی. خدا نقش خنثی را در اینجا سرزنش کرده است. در انتهای آیه فرموده است: فهم لا یرجعون. این تعبیر فرع بر مطالب گذشته است یعنی این افراد هرگز از مسیر خنثی بودنشان برنمیگردند. هرقدر شما تلاش کنید از مسیر آتش به پا کردن(مثلهم کمثل الذی استوقد نارا ...) دست برنمیدارند. اینها بیماردل هستند و با قصد این کارها را میکنند و به آسانی نمیتوان امید داشت که به مسیر صحیح بازگردند.
قرآن کریم در آیه 19 مثال دومی نیز بیان کرد و فرموده است: أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ ۚ وَاللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ؛ یا [سرگذشت آنان] سرگذشتِ[دچار شدگان به] رگباری شدید از آسمان است که در آن تاریکیها و رعد و برقی است، [آنان] انگشتانشان را از[صدایِ هولناکِ] صاعقهها به خاطر بیم مرگ در گوشهایشان میگذارند[در حالی که راه گریزی از مرگ برای آنان نیست] و خدا به کافرانْ احاطه [همه جانبه] دارد.
انتهای پیام