شبهای اخیر ایران، صحنهای بیسابقه از برانگیختگی الهی، خلاقیت جمعی و حماسهآفرینی مردمی بوده است؛ جریان خروشانی که در آن پیر و جوان، زن و مرد، هنرمند و غیرهنرمند، همصدا و همقدم، تاریخی تازه رقم زدند. این خیزش خودجوش که رهبر شهید انقلاب از آن به «بعثت الهی مردم» تعبیر میکرد، تمام محاسبات دشمنان را بر هم ریخت و ثابت کرد که سرمایه عظیم ایمان، هویت و غیرت ملی، هرگز در جامعه ایرانی تحلیل نرفته است. در چنین شرایطی، پرسشهای اساسی درباره وظیفه هنرمندان متعهد، چگونگی تبدیل این ذخیره عظیم حماسی به آثاری ماندگار و پرهیز از شعارزدگی و روایتهای ناقص، بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد.
ایکنا در همین راستا به گفتوگو با حجتالاسلام علی سرلک پرداخته است. وی که علاوه بر سالها حضور مؤثر در عرصههای علمی و فرهنگی، به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه هنر، اندیشهورزی توانمند در نسبت دین و زیباییشناسی و نویسنده کتابهای ارزشمند «بندگی کن» و «غزل غربت» شناخته میشود، تجربه دبیری نخستین و دومین دوره جشنواره «روحانی در قاب سینما» را نیز در کارنامه خود دارد. مشروح این گفتوگو که در آن بر ضرورت پرهیز از شعارزدگی، لزوم تواضع هنرمند در برابر حقیقت و همچنین جایگاه رهبر شهید به عنوان نظریهپردازی جامعالاطراف در عرصه هنر تأکید شده، در ادامه از نظر شما میگذرد.
ایکنا - درباره برانگیختگی الهی مردم در این شبهای اخیر که خیابانها صحنه بروز استعدادها و خلاقیتهای بینظیر شده است، توضیح دهید.
در حقیقت، تعبیر وحیگون رهبر شهید ما این است که خداوند گاه مردم را مبعوث میکند و این بعثت، یک برانگیختگی الهی است که پشت آن قدرتی مطلق قرار دارد. این برانگیختگی به معنای شکوفایی تمام استعدادها و توانمندیهایی است که به دلیل سوءتفاهمات، فضاسازیهای رسانهای سنگین و پروپاگانداهای گسترده دشمن که تلاش میکردند بر سر ما آوار شوند، تا پیش از این شکوفا نشده بودند. در این شبها که خیابانها صحنه بروز استعداد، خلاقیت و جوانمردی مردم ایران بزرگ شده است. شاهد هستیم که مردم نه تنها حماسه خلق کردند، بلکه خود تاریخ را نیز آفریدند و این نقطه عطفی در سرزمینی با تمدن هفت هزار ساله محسوب میشود. این شبها، با آن بیرقها و پرچمهایی که در دست پیرمرد و پیرزن، کوچک و بزرگ، خردسال و حتی کودکان دیده میشود، نشان میدهد که شاهد یک برساخت عمیق هستیم که ریشه در واقعیترین و عمیقترین لایههای هویتی ایران بزرگ دارد. گویی خود رستم از دل اسطورهها به میدان آمده است. حقیقتاً این پنجاه شب گذشته، ویترین تمام فضیلتهای کشور بزرگ ایران بوده و هست و نشان میدهد تصورات دشمن از تغییرات در جامعه ما کاملاً اشتباه بوده است. مردم ما ثابت کردند که همسو با نیروهای نظامی، بدون هیچ خستگی در دفاع از کشور برمیخیزند. وقتی میگوییم حماسه خلق کردن و تاریخ ساختن، به این معناست که صد سال و دویست سال بعد، انسانها به این شبها برمیگردند و سرافرازانه گردن میکشند و به ایرانی افتخار میکنند که در این شبها چهرهای درخشان از خود به نمایش گذاشت. این مردم تمام هیمنه ظاهری جنایتکاران و آدمخوارانی را که اوج پستی آنان در جزیره اپستین تجلی پیدا کرد، به چالش کشیدند.
ایکنا - شما از سرمایه عظیم خبرگی، کارآزمودگی و عقلانیت حیرتانگیز مردم در این شبها سخن گفتید. این سرمایه ضامن ماندگاری ملک و مملکت است، اما سوال اصلی این است که برای جلوگیری از تولیدات فرمایشی و سطحی، چگونه میتوان از این سرمایه شگفتانگیز برای خلق آثار هنری ماندگار و عمیق استفاده کرد؟
تجربه هشت سال دفاع مقدس به ما نشان داد که هر کجا استعدادها شکوفا شوند و با احساسات واقعی درآمیخته شوند، یک ذخیره و آلیاژ گرانبها پدید میآید که هنرمندان با حوصله میتوانند آن را به شعر، نمایش، فیلم، گرافیک، عکس و نقاشی تبدیل کنند. دفاع مقدس یک ذخیره بیپایانی بود که باعث شد شاهد تولید هزاران کتاب و خلق یک ادبیات دفاعی بینظیر باشیم، به این دلیل ساده که در آنجا یک ذخیره فراوان از حماسه، عرفان و مظلومیت وجود داشت. این سه ضلع، وقتی به یک انباشت، سرشاری و چگالی بالا برسند، یعنی هنرمند دیگر سوژهای کاملاً در اختیار دارد و میتواند به راحتی سوژهپردازی کند و از این شمش طلایی، گوشواره، النگو، انگشتر و گردنبند بسازد.
امروز دیگر هیچ بهانهای برای هنرمند باقی نمانده است، همانطور که در همین پنجاه روز آثار درخشانی از هنرمندان در حوزههای گوناگون دیده شد. هنرمندانی که مردمی، اصیل و باورمند به تاریخ و وطن خود هستند، به لطف خدا در میدان حاضر شدند. در مقابل برخی که تنها عنوان هنرمند را یدک میکشند اما با تردید پا پس کشیدن خود نشان دادند که چندان هنرمند نیستند، مصداق کلام امیرالمومنین هستند که «فرزند زمانه خویش نیستند». این عده در یک ناسیونالیسم تاریخی جا مانده، کهنه شدهاند و حرفهای تکراری و بیمحتوا میزنند که فقط برای محافل خودشان خوشایند است، محافلی که بیش از آنکه به حقیقت نزدیک باشند، به اشباح خانه میمانند. استاد شهریار را مثال میزنم؛ از او پرسیدند بهترین شعری که شنیدی چیست؟ گریه کرد و گفت: «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، خمینی را نگه دار» آن شخص با تعجب گفت این که شعر نیست، اما شهریار که چشمش باز بود، میدانست هنر آنگاه فاخر و فرخنده میشود که با دل مردم همراه باشد.
تجربه هشت سال دفاع مقدس به ما نشان داد که هر کجا استعدادها شکوفا شوند و با احساسات واقعی درآمیخته شوند، یک ذخیره و آلیاژ گرانبها پدید میآید
این رزمایش بزرگ (حضور مردم در میدان) و این حماسهآفرینی بینظیر که در این سرزمین در حال رخ دادن است، باید همه ما را از خواب غفلت بیدار کند و ما را به تکلیف تاریخیمان آگاه سازد. انشاءالله به تعبیر رهبر شهید و عزیزمان، همه ما بتوانیم در سمت درست تاریخ بایستیم. آنهایی که امروز پا و پس میکشند، باید بدانند که اگر در این آزمون بزرگ سربلند بیرون نیایند، تاریخ از آنها نخواهد گذشت و نسلهای آینده خواهند پرسید که در آن شبهای تاریخی، هنرمند مدعی در کجا بود و چرا سکوت کرد.
ایکنا - با توجه به اینکه آثار هنری تولید شده در این زمینه، مخاطبان داخلی و خارجی متفاوتی دارند، لطفاً بفرمایید که اولویت و درجه اول اهمیت با کدام مخاطب است و برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی جهان که تحت سلطه رسانههای غربی قرار دارد، چه ویژگیهایی باید در این آثار هنری وجود داشته باشد تا بتوانند در عرصه بینالمللی موفق عمل کنند؟
مهمترین نکته این است که اثری که تولید میشود، در درجه اول باید ریشه در حقیقت داشته باشد، نه اینکه صرفاً مبتنی بر انتزاعات ذهنی هنرمند باشد. هنرمند باید خود را به سوژه و به واقعیت نزدیک کند، یک امر حقیقی و واقعی را گزارش دهد و به اصطلاح، یک امر رئال را به تصویر بکشد. اما از آنجا که ما در سرزمین جغرافیایی خود مورد ترور قرار گرفتهایم و بدتر از آن، در سرزمین افکار عمومی نیز به شدت ترور و هجوم رسانهای شدهایم و از آنجا که خاستگاه اصلی فضای رسانهای جهان غرب است، طبیعتاً بخش عمدهای از آثار هنری هنرمندان چیرهدست باید مخاطب جهانی داشته باشد. گاهی اوقات یک کاریکاتور میتواند کار یک موشک سجیل را انجام دهد و یک فیلم کوتاه میتواند کار یک موشک خرمشهر چهار را کند و این آثار قطعاً باید مخاطب جهانی داشته باشند.
خوشبختانه امروز زبان مخاطب جهانی، زبان اعتراض به ظلم است و این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد. در این روزها، بسیاری از مخاطبان جهانی ما دچار یک بیداری و انقلاب تاریخی شدهاند و متوجه میشوند که آن تبلیغات شوم بر علیه کشور ما ریشه در استکبار جهانی دارد. به همین دلیل، شاهد هستیم بسیاری از هنرمندان سرشناس جهان در هالیوود نیز ابراز همراهی کرده و تنفر خود را نسبت به جنگافروزی ترامپ و نتانیاهو ابراز داشتهاند. بنابراین، اکنون فرصت بسیار مغتنمی است که هنرمندان ما بتوانند آثاری تولید کنند که براساس آنها، افکار عمومی جهان و به ویژه افکار نخبگانی در معرض داوریهای واقعی و راستین قرار بگیرند.
ایکنا - شما هشدار دادید که برخی آثار هنری ممکن است دچار شعارزدگی یا روایت ناقص شوند و از واقعیت فاصله گیرند. رمز رهایی از این آفت بزرگ که میتواند تاثیرگذاری یک اثر را از بین ببرد چیست و چگونه هنرمند میتواند بدون نگاه از بالا و با تواضع و فروتنی، خود را قطرهای در اقیانوس مواج حقیقت ببیند تا روایتش صادقانه و ماندگار از باشد؟
هنرمند باید در درجه اول بر سوژه و تمام ابعاد آن مسلط شود، چون
هنر یک ابزار بیان و ابراز وجود است. اگر هنرمند به لحاظ ابژه و عینیت، درک روشنی از پدیدهای که در حال شکل گرفتن است نداشته باشد، کارش به ورطه شعارزدگی یا حتی ناخواسته به ورطه دروغگویی کشیده میشود، یعنی غیرواقعیت را بیان میکند. متاسفانه برخی برنامهها را میبینیم که به هر دلیلی از واقعیت فاصله میگیرند و این امر در نهایت به ضرر روایت تمام میشود، در حالی که تمام عناصر یک روایت مؤثر باید بر پایه صداقت باشد. کلید اصلی رهایی از شعارزدگی، تسلط بر واقعیت و نزدیک شدن به آن است.
هنرمند باید خود را قطرهای در اقیانوس مواج حقیقت بداند، نه اینکه از بالا به پایین نگاه کند. او باید دوشادوش مردم حرکت کند، وسط خرابهها، وسط خیابانها، در کنار خانوادههایی که کودک، همسر یا فرزندشان شهید شده است حاضر شود و جان خود را در معرض تابش آن انوار واقعی قرار دهد. هنرمند باید آئینه شود و سپس همان حقیقت را متناسب با ظرفیت و هنر خود منعکس کند. اگر بخواهیم از شعارزدگی یا روایت ناتمام نجات پیدا کنیم، چارهای جز نزدیک شدن به سوژهها و حقیقت نداریم، و این کار تواضع میخواهد، فروتنی میخواهد، از بالا نگاه نکردن میخواهد و دوشادوش مردم و حقیقت حرکت کردن، میخواهد. شهید مرتضی آوینی، در مستندسازی و روایتگری از هشت سال دفاع مقدس کار بزرگی کرد. او میگفت هنرمند باید دوربین را در پیکر خودش هضم کند، آنچنان که دوربین بخشی از دست و چشمش شود و آنقدر این ابزار در وجود تصویربردار حل و حذف شود که تصاویر، واقعی از آب دربیایند. هنرمند باید خودش بخشی از صحنه شود تا بتواند صحنه را درست ببیند و درست روایت کند و ابعادی را ببیند که به چشم دیگران نمیآید. همانطور که حافظ میگوید: «تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی / گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش» خلاصه اینکه باید محرم شد و آشنا گشت، تا آنگاه رمزها برای ما شکوفا شوند و در موسیقی، فیلم، عکس، گرافیک و آثار عمیقتر، همه این حقایق بازنمایی و روایت درست شوند.
ایکنا - یکی از رسالتهای بزرگی که بر دوش هنرمندان پس از شهادت رهبر حکیم و شهیدمان قرار گرفته، پرداختن به ابعاد هنری شخصیت ایشان است. چگونه هنرمندان میتوانند جامعالاطراف بودن و نظریهپردازیهای ایشان در موسیقی، شعر، معماری، خط و حتی سینما را برای جامعه تبیین و بازشناسی کنند؟
متأسفانه تا پیش از این، فضایی ایجاد شده بود که اگر کسی به رهبر شهید نزدیک میشد، متهم به چاپلوسی، حکومتی بودن و مسائلی از این دست میشد! اما امروز که ایشان در قید حیات نیستند، یک ماموریت بزرگ و مسئولیتی مؤثر بر دوش هنرمندان است که به زوایای نگاه هنری ایشان بپردازند. ایشان به دلیل تسلط شگفتانگیزی که به بسیاری از حوزههای هنر داشتند، اظهار نظرهایشان گاهی واقعاً نظریه بود، یعنی خودشان صاحب نظریه در مسائل هنری بودند. وقتی متخصصان یک فن به خدمت ایشان میرسیدند، گاهی نظراتی میدادند که فوق تخصصی بود و آن متخصصان که پنجاه سال عمرشان را صرف آن کار یا هنر کرده بودند، مبهوت میشدند. در زمینه رسمالخط قرآن، یکی از اساتید میگفت که ایشان در مورد خط قرآن نظرات دقیقی داشتند که ما را شگفتزده کرد. در شعر که ایشان صاحب سبک بودند و حتی در نقاشی و بسیاری از هنرهای دیگر، ایشان نظاراتی دقیق ارائه میدادند.
هنرمند باید در درجه اول بر سوژه و تمام ابعاد آن مسلط شود، چون هنر یک ابزار بیان و ابراز وجود است. اگر هنرمند به لحاظ ابژه و عینیت، درک روشنی از پدیدهای که در حال شکل گرفتن است نداشته باشد، کارش به ورطه شعارزدگی یا حتی ناخواسته به ورطه دروغگویی کشیده میشود
این نشاندهنده حافظه قوی و نگاه تخصصی رهبر شهید است. حتی به آقای جعفر دهقان، بازیگر سینما، گفته بودند که بعد از فلان بازی شما، خیلی کم کار شدید. این را حتی اهالی سینما هم توجه نکرده بودند. حقیقتاً آن ذهن باز و نگاه هنری ایشان به آدمها، ژانرها و گونههای هنری، انصافاً بینظیر بود. ما چنین شخصیت جامعالاطرافی که هم در شعر صاحب سبک باشد، هم بر سینما تسلط داشته باشد، هم در معماری و خط و موسیقی نظر بدهد، نداریم. خودم در جلسهای که به واسطه جشنواره «روحانی در قاب سینما» خدمت ایشان رسیدیم، تسلط ایشان را بر مسائل سینما از نزدیک دیدم.
ایکنا - به عنوان سوال پایانی، با توجه به تمام ظرفیتهایی که در این ۵۰ شب حماسه و شهادت ایجاد شده و با در نظر گرفتن خطر شعارزدگی و روایتهای ناقص، یک نقشه راه عملی و چند گام اساسی برای هنرمندان انقلابی تعیین کنید تا بتوانند از این اقیانوس بیکران حقیقت، آثاری خلق کنند که هم در تاریخ ماندگار شود و هم مردم عادی را در داخل و خارج از کشور تحت تأثیر عمیق خود قرار دهد؟
گام اول و اساسی این است که هنرمند باید خود را وقف حقیقت کند و با تواضع و فروتنی، به جای نگاه از بالا، دوشادوش مردم حرکت کند. هنرمند باید به صحنههای واقعی زندگی برود، با خانواده شهدا همنشین شود، در کوچه و خیابان حضور یابد و اجازه دهد حقیقت بر او تابیده و او را شکل دهد. این کار، برخلاف تصور برخی که فکر میکنند نشستن در اتاق و تخیل کردن کافی است، سختترین بخش کار هنری است. هنرمند باید با ابزار خود یکی شود، همانطور که آوینی میگفت دوربین باید در بدن هنرمند هضم شود، تا ابزار ناپدید شود و فقط حقیقت باقی بماند. هنرمند باید از هرگونه خودشیفتگی هنری و تحمیل سلیقه شخصی بر واقعیت پرهیز کند و بگذارد سوژه، خود را از طریق او بیان کند.
گام دوم، تسلط کامل بر ابعاد مختلف این حماسه است. هنرمند نباید فقط به یک بُعد سطحی اکتفا کند، بلکه باید ابعاد حماسه، عرفان، مظلومیت، ایثار، خلاقیت و هوشمندی مردم را با هم ببیند و در اثر خود تلفیق کند. این آلیاژ، همان چیزی است که آثار ماندگار دفاع مقدس را ساخته است. همچنین هنرمند باید زبان هنر را به روز بشناسد و از قالبهای کلیشهای و شعارزده پرهیز کند. هنرمند باید مقتضیات زمانی و مکانی مخاطب را بشناسد و بداند برای یک نوجوان امروزی با چه زبانی باید سخن گفت، و برای یک مخاطب جهانی با چه ساختاری باید ارتباط برقرار کرد. توجه به فرم و محتوا در کنار هم، شرط لازم برای تأثیرگذاری است.
گام سوم، توجه به مخاطب جهانی در کنار مخاطب داخلی است. باید در سرزمین افکار عمومی که مورد هجوم سنگین رسانهای دشمن است، با تولید آثار حرفهای و ترجمهپذیر، روایت درست را به جهان ارائه دهیم. یک انیمیشن کوتاه، یک مستند فاخر، یک کاریکاتور هوشمندانه یا یک قطعه موسیقی تأثیرگذار میتواند کار چندین موشک را انجام دهد.
در نهایت، هنرمندان باید به وجوه هنری و نظریهپردازیهای رهبر شهید ما نیز بپردازند و این گنجینه عظیم را استخراج و برای جامعه تبیین کنند. باید به این مردم بزرگ که تاریخ را ساختند، آثار ماندگاری تقدیم کنیم که شایسته آنها باشد.
انتهای پیام