
به قلم سیدجاسم موسوی، قاری بینالمللی قرآن
در جهان امروز، چهرههای مذهبی نه تنها نقش معنوی دارند، بلکه به دلیل گستردگی رسانهها به یکی از ستونهای شکلدهنده به افکار عمومی تبدیل شدهاند.
صدای آنان بهویژه وقتی با قدرت رسانههای اجتماعی همراه میشود، میتواند احساسات جمعی را آرام کند یا ملتهب سازد. این جایگاه بیبدیل، بیش از هر زمان دیگری ضرورت تعهد اخلاقیِ صاحبان تریبون دینی را یادآور میشود.
اما واقعیت این است که گاهی این تریبونها، بهجای ایفای نقش آرامساز، به سمت قطبیسازی، تشدید خشونت و حتی مشروعیتبخشی به جنگ میروند. این وضعیت فقط یک لغزش زبانی نیست؛ بلکه انحراف از مسئولیت الهی و اخلاقی است که از نقش دینی انتظار میرود.
وقتی یک فرد مذهبی سخنی میگوید، سخن او فقط یک «نظر» نیست. مخاطبان، آن را امتدادِ دین، اخلاق و حقیقت میدانند، همانند توئیت اخیر مشاری العفاسی، قاری معروف در بحبوحه جنگ رمضان.
بیشتر بخوانید؛
راهاندازی پویش حذف تلاوتهای «العفاسی» از رسانهها، سکوها و نرمافزارها
این ویژگی باعث میشود یک جمله احساسی، تبدیل به نشانه مشروعیت الهیِ خشونت تلقی شود. یک نظر شخصی، به اسم خدا و دین فهم شود و یک واکنش هیجانی، بهعنوان «فرمان اخلاقی» در ذهن برخی شکل گیرد.
بنابراین، حتی یک کلمه نادرست میتواند زمینه افراطیسازی، تحریک گروهی و تفسیر غلط از دین را فراهم کند. از این منظر، مسئولیت چهرههای مذهبی چند برابر است؛ زیرا اشتباه آنان، اشتباه یک فرد نیست، اشتباه یک منبع معنوی تلقی میشود.
یکی از چالشهای مهم عصر ما، دوگانهٔ تلاوت زیبا و فهم نادرست است. صدای خوش، تلاوت زیبا، یا شهرت مذهبی میتواند هیبت معنوی ایجاد کند، اما این ظاهر اگر از محتوا جدا شود، مخاطبان را با سه آسیب مواجه میکند:
۱. بازتولید دینِ صوتی به جای دینِ اخلاقی
۲. تقدسبخشی به سخنان خطا یا خشونتآفرین
۳. جداسازی ظاهر دین از روح و جوهرهٔ آن
روایات اسلامی بارها هشدار دادهاند که تلاوت قرآن بدون درک معنا و التزام عملی، میتواند موجب گمراهی شود و این هشدار، بهویژه زمانی جدیتر است که سخن از زبان چهرهای دینی که اتفاقاً خود یکی از قاریان معروف قرآن است به گوش مخاطبان برسد.
در فضای بحران، هر سخن بارِ هیجانی بیشتری دارد. حال اگر این سخن از تریبون دینی صادر شود، پیامد آن چند برابر میشود. قطبیسازی شتابزده میان ملتها، تحریک احساسات مذهبی و هویتی، ایجاد موجهای رسانهای مبتنی بر خشم، افزایش قداستبخشی به روایتهای خشونتآمیز، ایجاد توجیه اخلاقی برای رفتارهای غیرانسانی تنها بخشی از این پیامدهای منفی است.
در حقیقت، سخن خشونتآمیز از زبان یک فرد دینی، میتواند بهصورت ناخواسته به «قداستبخشی به خشونت» تبدیل شود؛ پدیدهای که یکی از خطرناکترین اشکال تحریف دین است.
پیامدهای سخنان تند از تریبون دینی تنها سیاسی نیست؛ پیامدهای اجتماعی، روانی و ارزشی بسیار عمیقتری دارد؛ نفرتزایی میان اقوام و ملتها، تحریک احساس انتقام و انتقامجویی، بالا رفتن سطح اضطراب عمومی در جوامع مذهبی، ایجاد احساس تضاد میان هویت دینی و ارزشهای انسانی، دو پاره شدن جامعه بین «ما» و «آنها» بر اساس دین و ... این پیامدها سالها باقی میمانند و حتی پس از پایان درگیریها هم ذهن مردم را رها نمیکنند.
از آنجا که قرآن کتاب هدایت، اصلاح، عدالت و کرامت انسان است، وقتی سخنی از زبان یک شخصیت دینی که اتفاقاً قاری قرآن مشهوری هم هست، به نام دین بیان میشود، تماماً اصول انسانی که قرآن برای تربیت و رشد آنها در انسان نازل شده است زیر سوال میبرد.
در حقیقت باید گفت صدای زیبا، دلیل بر درستی موضع نیست. شهرت دینی نیز، مجوز تفسیر خشونتآمیز از اخلاق نیست. تلاوت، جایگزین تعهد اخلاقی نمیشود.
از این منظر، معیار سنجش سخن دینی نه نام گوینده است و نه ظاهر او؛ بلکه میزان انطباق سخن با عدالت، رحمت، اخلاق و کرامت انسانی است.
در شرایطی که تنشهای سیاسی و نظامی حتی یک جرقه رسانهای میتواند بحرانها را شعلهور کند، جامعه جهانی از چهرههای مذهبی و خاصه قرآنى انتظار دارد که سخنانشان آرامشآفرین باشد، نه تنشزا و جهتدهی اخلاقی ارائه دهند، نه جهتدهی هیجانی. رهبران معنوی باشند، نه بازتولیدکنندگان خشم. انسانمحوری را جایگزین قوممحوری کنند و دین را از هویتگرایی خشونتآمیز جدا نگه دارند. این نقش، تنها مسئولیت دینی نیست؛ بلکه مسئولیت اجتماعی، انسانی و تاریخی است.
در عصر بحران، هر کلمه میتواند توازنها را تغییر دهد. وقتی سخن از زبان چهرهای مذهبی بیان میشود، وزن آن چند برابر میشود و میتواند یا اخلاق را گسترش دهد یا خشونت را مشروعیت ببخشد.
تلاوت، صوت خوش و ظاهر مذهبی، جایگزین تعهد اخلاقی نیست. چهرهٔ دینی اگر در زمان بحران، بهجای مرهم گذاشتن بر زخمها، آتش احساسات را شعلهور کند، از روح دین فاصله گرفته است؛ حتی اگر در ظاهر نماینده آن باشد.
انتهای پیام