
یدالله موقن، مترجم و پژوهشگر حوزه فلسفه، دیروز چشم از جهان فروبست. در سالهای اسطورهزده دهه شصت، موقن پروژه فکری و ترجمهای خود را به نقد ذهنیت اسطورهای اختصاص داد و به ویژه ازطریق معرفی و ترجمه آثار ارنست کاسیرر و لوسین لویبرول برای چند دهه در این حوزه فعال بود. به رغم همه جفاها و بیمهریهایی که درحق او شد، در ایران و در شهر زادگاهش اصفهان ماند و عاقبت در همانجا بر اثر بیماری سرطان رخت از جهان بربست.
موقن در معرفی و دفاع از روشنگری و ترجمه متونی اساسی در حوزه نقد اسطورهاندیشی نقشی اساسی داشت و در این زمینه سخت پیگیر و نستوه بود. سالها پیش یادداشتی درباره ترجمه و فهم او از کتاب «اسطوره دولت» کاسیرر نوشتم و شیوه نگاه او به کاسیرر را مورد نقادی قرار دادم. متفکر مورد علاقه او لویبرول، اسطورهشناس فرانسوی، بود و کاسیرر را هم براساس لویبرول تفسیر میکرد. با اینکه رابطه شخصی ما محترمانه بود، چندان میانه فکری خوبی با هم نداشتیم.
او مرا به خاطر دنبال کردن مباحث الهیات سیاسی و هانری کربن (به تعبیر خودش عارف و تاریکاندیش فرانسوی) سرزنش میکرد چون عمیقا معتقد بود کار پژوهشی باید برخاسته از دغدغهها و علایق فکری قابل دفاع باشد و مثلا اگر کسی روی کارل اشمیت مطالعه کند بدین معناست که با او موافقت دارد یا دستکم درحال ترویج عقاید و اندیشههای اوست. طبیعتا من با او موافق نبودم.
موقن انسانی شریف و خادمی بزرگ برای عقلانیت انتقادی در دهههای اخیر بود.
روانش شاد و یادش گرامی باد!