
به گزارش خبرنگار ایکنا، نشست تخصصی «ابعاد و پیامدهای ژئوپلیتیک جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران» عصر روز گذشته با حضور جمعی از اساتید، تحلیلگران و پژوهشگران مسائل منطقه و به همت خانه اندیشمندان علوم انسانی، برگزار شد.
در این نشست، محمد ایرانی، سفیر پیشین کشورمان در اردن، کویت و لبنان کارنامه دارد، با اشاره به پیچیدگیهای شرایط موجود به ویژه پس از آغاز آتشبس موقت، اظهار کرد: این موضوع بسیار مهم و حساس است. اینکه آیا این آتشبس موقت به یک آتشبس پایدار و یک صلح دائمی منتهی خواهد شد، یا اینکه مجدداً مسائل به سمت درگیری و جنگ خواهد رفت، و یا حالت سومی که شرایط به همین صورت ادامه پیدا کند و یک وضعیت «نه جنگ و نه صلح» پیش بیاید، همگی بر اهمیت و حساسیت موضوع میافزایند.
وی در ادامه به تعریف خلاصهای از منافع ژئوپلیتیک ایران در منطقه پرداخت و گفت: تعریف خلاصه از منافع ژئوپلیتیک ایران در منطقه به معنای به کارگیری درست سیاست در یک محیط جغرافیایی مهم مثل خلیج فارس و تنگه هرمز است. این مسئله اگر درست به کار گرفته شود، ما ظرفیتهای بسیار مهمی را میتوانیم به دست بیاوریم و در غیر این صورت، اگر نتوانیم آن را درست بفهمیم و درست به کار بگیریم، بیشتر ضرر خواهیم کرد.
سفیر پیشین ایران در اردن، کویت و لبنان گفت: سؤال مهم این است که آیا همان ترتیبات گذشته و نظم سابق در این منطقه، مجدداً احیا خواهد شد یا اینکه شاهد تولد یک نظم جدید در منطقه خواهیم بود. کشورهای عربی جنوب خلیج فارس از سالهای گذشته متکی به حمایت امنیتی و نظامی ایالات متحده بودهاند. هر کدام از این کشورها قراردادهای بسیار مفصلی با آمریکاییها داشتند و بر اساس آن، پایگاههای متعددی را هم در اختیار آمریکاییها قرار داده بودند و به هر صورت از چتر امنیتی و نظامی ایالات متحده برخوردار بودند، البته آن هم با صرف هزینههای بسیار هنگفتی که آمارهایش وجود دارد.
ایرانی اظهار کرد: آنچه در طول این جنگ تا الان اتفاق افتاده، ناتوانی ایالات متحده آمریکا در دفاع از این کشورها را برای خود همین کشورها هم کاملاً روشن کرده است. بنابراین یک بیاعتمادی جدی نسبت به بیفایده بودن آن چتر امنیتی که آمریکاییها مدعی بودند برای این کشورها ایجاد کردهاند، شکل گرفته است.
این تحلیلگر مسائل منطقه با اشاره به اینکه این بیاعتمادی به معنای تقویت بنیه امنیتی بومی این کشورها نیست، تصریح کرد: اساساً زیرساختهای این کشورها به لحاظ نظامی و امنیتی به گونهای نیست که خودشان بتوانند مسائل مهم امنیتی و نظامی را عهدهدار بشوند و عموماً این کشورها وابسته بودند. ابتدای شکلگیریشان به قدرت بیگانه مانند انگلیس وابسته بود و بعد هم به آمریکا وابستگی پیدا کردند.
سفیر پیشین ایران در کویت با اشاره به جنگ تحمیلی سوم گفت: احتمالاً ما باید شاهد طرح تشکیل ائتلافهای جدید نظامی بین کشورهای حوزه خلیج فارس با قدرتهای نظامی عمدتاً شرقی باشیم؛ این بار از جمله با چین و پاکستان. من بعید میدانم که وضعیت به صورت گذشته مجدداً احیا بشود.
وی در ادامه به بررسی گزینههای پیش رو در منطقه پرداخت و افزود: ترتیبات جدید منطقهای یا امنیتی در منطقه به احتمال بسیار زیاد به نتایج پایانی این جنگ بستگی دارد. یک گزینه مطرح این است که نیروهای نظامی پاکستانی در منطقه حضور پیدا بکنند و طی یک سری قراردادهای نظامی و امنیتی با کشورهای حاشیه خلیج فارس، حضور خودشان را در این منطقه تثبیت بکنند و در مقابل هم البته کمکهای زیادی دریافت بکنند.
ایرانی برای اثبات این ادعا به شواهد عینی اشاره کرد و گفت: این مسئله در حال حاضر با عربستان سعودی و هم با امارات دنبال شده و پاکستانیها توانستهاند با این کشورها قرارداد امضا بکنند و تا سه میلیارد دلار هم از عربستان سعودی در خلال هفته گذشته دریافت کردهاند. لذان این یک احتمال جدی است.
این دیپلمات پیشین در مورد حضور چین در منطقه نیز اظهار کرد: حضور نظامی چینیها هم البته میتواند مطرح باشد، اما ملاحظهای که وجود دارد این است که چینیها همیشه یک احتیاط راهبردی را دنبال کردهاند. به هر حال به عنوان یک گزینه مطرح است، اما شاید احتمال آن ضعیفتر باشد.
وی در مورد ترکیه نیز گفت: ترکها هم در این منطقه رفت و آمد و با قطریها روابط نزدیکی دارند. بالاخره آنها هم تلاشهایی را در این رابطه خواهند داشت. همه این ترتیبات عموماً به این خاطر است که آن توازن منطقهای که قبلاً وجود داشت، همچنان حفظ بشود.
سفیر پیشین ایران در پاسخ به این سؤال که ایران باید در چنین شرایطی چه کند، گفت: هر اتفاقی که بیفتد، ترتیبات جدید – حالا با حضور هر کدام از این کشورهای شرقی باشد – از گذشته که با حضور آمریکا در منطقه بود، برای ما بهتر خواهد بود. ما حوزه تهدیدهای مستقیم و ترددهای هوایی و کنترل ایالات متحده را روی کشور خودمان قطعاً نخواهیم داشت و این تهدیدات به اشکال مختلف کاهش پیدا خواهد کرد.
ایرانی با تأکید بر ضرورت همکاری با پاکستان افزود: ایران میتواند یک همکاری دقیقی را با اسلامآباد داشته باشد. پاکستان کشور همسایه و مسلمان ماست و روابط حسنهای با این کشور داریم. برای اعمال ترتیبات و نظم جدید منطقهای باید در نظر بگیریم که هر کشوری بخواهد در منطقه حوزه خلیج فارس حضور پیدا کند، برای ترتیبات جدید حتماً نیاز به همکاری با ایران دارد، به خاطر اینکه ایران بخش شمالی خلیج فارس را کامل در اختیار دارد، به اضافه وضعیت جدیدی که در تنگه هرمز پیش آمده است.
وی افزود: ما راههای همکاری را از الان باید دنبال کنیم، مخصوصاً با چینیها که از قبل در قالب توافقنامه تعریف شده است، ولی با اسلامآباد باید حتماً راهکارهای مهم را مدنظر داشته باشیم. حتی در اوضاع اقتصادی و بنادر، به طور مثال ما میتوانیم انتقال لولههای گاز را به سمت شرق از طریق پاکستان داشته باشیم. به هر حال این همکاری گسترده باید حتماً در دستور کار ما در حوزه خلیج فارس باشد.
محمد ایرانی با اشاره به حساسیت و اهمیت تنگه هرمز، به تفصیل درباره وضعیت این آبراه استراتژیک سخن گفت و اظهار کرد: واقعیت این است که تنگه هرمز در خلال جنگ و تا امروز که آتشبس موقت برقرار شده، نشان داده که یک ابزار مهم استراتژیک برای جمهوری اسلامی است و چیزی شبیه یک سلاح ژئوپلیتیک است که فعلاً جمهوری اسلامی از آن استفاده میکند.
سفیر پیشین ایران با اشاره به اینکه بسیاری تصور نمیکردند تنگه هرمز از این اهمیت برخوردار باشد، گفت: آنچه ما الان شاهد آن بودیم این است که آمریکاییها مایل نیستند برای تردد شناورها یا کشتیهای کشورهای دیگر در تنگه هرمز هزینه زیادی بکنند و این را نشان دادند و اعلام کردند و این مسئولیت را به کسانی واگذار کردند که منافع بیشتری را از این تنگه میبرند.
وی در مورد وضعیت فعلی تنگه هرمز توضیح داد: در حال حاضر از نظر بینالمللی یک قاعدهای وجود دارد تحت عنوان حقوق منازعات مسلحانه که الان حاکم بر این وضعیت است و جمهوری اسلامی در حال استفاده از آن است.
ایرانی در ادامه با لحنی هشدارآمیز تصریح کرد: بعد از پایان درگیریها، مسئله مهم این است که اعمال حاکمیت یکطرفه از طرف ایران بر این تنگه حتماً ما را دچار مشکل میکند، به خاطر اینکه این مغایر قانون مربوط به حقوق دریاهاست. لذا به نظر میرسد هیچ راهی جز توافق و مذاکره و تنظیم یک رژیم جدید برای تنگه هرمز برای تردد شناورها وجود ندارد.
وی افزود: این میتواند به صورت یک ترتیبات نوینی به صورت مشترک با حضور اعضای حوزه خلیج فارس – حتی با عراق – و با همه کشورها باشد. برای کنترل تردد در تنگه هرمز حتماً باید مذاکره داشته باشیم و بتوانیم این مشکل را به صورت جمعی حل بکنیم.
سفیر پیشین ایران با اشاره به وضعیت فعلی جنگ، مینگذاری و محاصره در تنگه هرمز، اظهار کرد: با توجه به حساسیت و اهمیت این تنگه، این وضعیت زیاد دوام نخواهد آورد. آنچه میتواند دوام بیاورد این است که یک توافق شکل بگیرد و در واقع همه کشورهای این حوزه در مسئله تنگه هرمز سهیم باشند و بتوانند کار را پیش ببرند.
محمد ایرانی در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات اجتماعی و اقتصادی در کشورهای عربی جنوب خلیج فارس اشاره کرد و گفت: علاوه بر مسائل امنیتی و نظامی که در این حوزهها دستخوش تغییر واقع خواهد شد، ما احتمالاً در حوزه اجتماعی و اقتصادی هم در این کشورها شاهد یک سری تغییر وضعیت در داخل این کشورها نسبت به گذشته خواهیم بود.
وی توضیح داد: شرایط جنگی به سمتی رفته که آن دوران و عصر مصرفگرایی در این کشورها، رفاه و تعلق یارانههای کلان به مردم این کشور از طرف دولتهایشان در آینده دستخوش تغییر قرار میشود. این دولتها مجبورند در داخل کشور یک مقدار نظارتها و سختگیریهایی اعمال کنند و دیگر وضعیت مثل گذشته نخواهد بود.
ایرانی در ادامه به پروژههای عظیم این کشورها اشاره کرد و گفت: ما پروژههایی را در این کشورها برای جذب توریست شاهد بودیم؛ هم سعودیها در عربستان دنبال میکردند و هم اماراتیها در قالب شهرکها و شهرهای جدید و مدرن ولی شرایط تفاوت کرده و مثل گذشته نمیتوانند وضعیت خودشان را به این شکل ادامه دهند.
سفیر پیشین ایران در پایان سخنان خود مجدداً به این نکته اشاره کرد که هر نظم جدیدی در منطقه برای ایران بهتر از وضعیت گذشته تحت سلطه آمریکا خواهد بود و ایران باید از فرصت پیش آمده برای همکاری با کشورهای شرقی به ویژه پاکستان استفاده کند.
انتهای پیام