
به گزارش خبرنگار ایکنا، نشست تخصصی «ابعاد و پیامدهای ژئوپلیتیک جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران» عصر روز گذشته با حضور جمعی از اساتید، تحلیلگران و پژوهشگران مسائل منطقه و به همت خانه اندیشمندان علوم انسانی، برگزار شد.
عبدالرضا فرجیراد، دیپلمات پیشین کشورمان و استاد ژئوپلیتیک دانشگاه آزاد اسلامی، با بیان اینکه هر جنگی در جهان با یک اشتباه آغاز میشود، به تحلیل اشتباه راهبردی ایران پس از ۷ اکتبر پرداخت و گفت: اشتباه ایران بعد از هفت اکتبر این بود که حزبالله را وارد جنگ کردیم. از هشتم اکتبر، حزبالله بهمنظور حمایت از حماس وارد میدان شد. در هفتم اکتبر، تمام کشورهای اروپایی پشت سر هم به تلآویو سفر میکردند تا به اسرائیل امید بدهند. حتی تا ۲۴ ساعت، دولت اسرائیل فلج شده بود و آمریکاییها از اَمان، پایتخت اردن، اسرائیل را مدیریت میکردند. اما از هشتم اکتبر، حزبالله را ــ خواه با تصمیم مشترک، خواه به ابتکار خودش ــ وارد این جریان شد.
این استاد ژئوپلیتیک دانشگاه در تشریح نتایج این تصمیم گفت: نتیجه این تصمیم، سرازیر شدن کمکهای گسترده از سوی غربیها ــ از آمریکا تا کشورهای عربی و اروپایی ــ به اسرائیل بود تا حزبالله را از میان بردارند و حاصل نهایی این روند، شهادت سید حسن نصرالله بود. ماجرای پیجرها باعث شد فرماندهان حزبالله یکی پس از دیگری از بین بروند و این گروه عملاً فلج شود. همچنین شماری از فرماندهان ایرانی و فلسطینی نیز در نقاط مختلف جان خود را از دست دادند.
فرجیراد با تشریح یک زنجیره علتومعلولی گفت: تضعیف حزبالله به سقوط اسد منجر شد. یعنی اگر حزبالله نیروهایش را برای مقابله با این جنگ از سوریه خارج نمیکرد، آن اتفاق رخ نمیداد. ایران یک سد دفاعی در شام ایجاد کرده بود. از نظر من، ما در ابتدا وارد سوریه شدیم تا حزبالله را حفظ کنیم و ارتباط خود را با بیروت نگه داریم، اما بعدها وارد جنگی گسترده از شمال تا جنوب سوریه شدیم.
فرجیراد در ادامه بیان کرد: سقوط سوریه، تضعیف حزبالله و از میان رفتن رهبران آن، سبب شد اسرائیل احساس کند باید قدرت و برتری ژئوپلیتیک خود را در کل منطقه تثبیت کند. یکی از راهکارهای اسرائیل برای این تثبیت، تضعیف ایران بود. همانطور که شاهد بودید، حملاتی آغاز شد و ایران پاسخ داد؛ اما ما هم سوریه را از دست داده بودیم و هم در لبنان بهشدت ضعیف شده بودیم. در نتیجه، راه برای اسرائیل جهت حمله به ایران باز شد و طبیعی است که در چنین وضعیتی، وزن ژئوپلیتیک ما بهشدت افت پیدا کرد.
وی تأکید کرد: اگر مطالب مرا در رسانهها دنبال کرده باشید، همیشه این بحث را مطرح میکردم که وزن ژئوپلیتیک ایران کاهش یافته است و باید راهکاری برای بازگرداندن آن به وضعیت پیشین پیدا کنیم.
این دیپلمات پیشین، راهکار خود را چنین تشریح کرد: گفتوگو با آمریکا، پیشبرد روابط و برداشتن تحریمها میتواند وزن ژئوپلیتیک ایران را بازگرداند. دلیل آن این است که گفتوگو و حل مسائل با آمریکا میتواند به تضعیف اسرائیل، عربستان و ترکیه – رقبای منطقهای ما – منجر شود و سایر کشورها را متوجه این نکته کند که ایران در حال حل مشکلات خود با آمریکاست اما این امر محقق نشد.
فرجیراد با اشاره به تجربه مذاکرات قبلی گفت: ما گامهایی برداشتیم. مذاکراتی که در رم و مسقط انجام شد، به جنگ دوازده روزه منجر شد. در آن مذاکرات، روانشناسی آقای ترامپ – همانند برخی کشورهای منطقه – را یا نپذیرفتیم یا درک نکردیم. آقای ترامپ کمحوصله است و خواهان نتیجهگیری سریع است. نیازی به مطالعه برجام صد و پنجاه صفحهای نبود؛ خودشان بارها اعلام کردند که دو سه صفحه کافی است و دو طرف آن را امضا کنند. این موضوع باعث تداوم جنگ شد و مذاکرات بینتیجه ماند. در نهایت، به جنگ چهل روزه رسیدیم که میتوانست وزن ما را بیش از این کاهش دهد.
فرجیراد در ادامه به تشریح این پارادوکس مهم که چه چیزی باعث افزایش ناگهانی وزن ژئوپلیتیک ایران در جنگ اخیر شد پرداخت و گفت: همگی بر این باورند که ما از موقعیت جغرافیایی بهرهمندیم. ایران دو هزار و پانصد کیلومتر مرز دارد؛ من نقش موقعیت جغرافیایی را نفی نمیکنم، اما آنچه باعث شد وزن ژئوپلیتیک ایران افزایش یابد، بازی کردن نقش مرد دیوانه بود. نه اسرائیلیها، نه آمریکاییها، نه اروپاییها و حتی قدرتهای شرقی، تصور نمیکردند که ایران بتواند به کشورهای عربی حمله کند — چراکه پایگاههای آمریکا در آنجا مستقر است — یا اقدام به بستن تنگه هرمز کند. این مسئله، موضوع بسیار حائز اهمیتی است.
فرجیراد در تحلیل وضعیت فعلی ترامپ گفت: آمریکاییها و اسرائیلیها اعلام کردند میخواستند طی سه تا چهار روز یک ضربه وارد کنند؛ تا آمریکا ایران را پای میز مذاکره بنشاند و خواستههایش را تحمیل کند اما ایفای نقش مرد دیوانه از سوی ایران، ریسمان را از دست آنها گرفت. اکنون — چهل روز از آغاز جنگ و دو هفته از آتشبس گذشته — با یک کلاف سردرگمی روبهرو هستیم: هم ایران، با توجه به شرایط داخلی، نمیداند چه تصمیم قاطعی بگیرد و هم آمریکاییها در مخمصه گرفتار شدهاند.
وی با اشاره به دغدغههای داخلی ترامپ افزود: آقای ترامپ نگران است که اگر با دستاوردی از این جنگ خارج نشود، طی چهار تا پنج ماه آینده، سنا را در انتخابات به دموکراتها واگذار خواهد کرد. با واگذاری سنا به دموکراتها، دو مسئله باعث استیضاح ترامپ خواهد شد. ترامپ نگران است که اصرار بر مذاکره با ایران و پذیرش آتشبس، در حالی صورت گرفته که زیرساختهای ایران — از جمله پلها — مورد هدف قرار گرفته بودند و امکان ضربه زدن به نیروگاهها نیز وجود داشت.
فرجیراد در تشریح وضعیت توزیع قدرت منطقهای گفت: تاکنون، ایران از منظر ژئوپلیتیک در وضعیت خوبی قرار دارد، اما از نظر اقتصادی ضربات سنگینی را متحمل شدهایم. چین و روسیه متوجه شدهاند که آمریکا از نظر استراتژیک ضربهپذیر است و از این فرصت استقبال میکنند. در این میان، ایران نیز در تنگه هرمز هوای چین و روسیه را داشت. روسیه برنده قطعی این وضعیت است و چین نیز از تضعیف اقتدار آمریکا استقبال میکند. در مقابل، اعراب به شدت آسیب دیدهاند؛ چرا که هم انتظار حمله ایران را نداشتند و هم اعتمادشان به چین، روسیه، آمریکا و اروپا از دست رفته است.
فرجیراد در تشریح تحول در سیاست خارجی چین اظهار کرد: اعراب پیش از این، اعتماد زیادی به چینیها داشتند و فضای گسترده اقتصادی را در اختیارشان قرار داده بودند. چینیها — که حتی به ما میگفتند از نظر اقتصادی، اعراب را بر شما ترجیح میدهیم — اما برای اولین بار، رویکردی استراتژیک اتخاذ کردند: ملاحظات مربوط به اعراب را کمتر در نظر گرفتند و به ایران کمک سیاسی کردند. روسها نیز با وجود داشتن روابط خوب با اعراب — که نیمی از تحریمهای روسیه از طریق دبی دور زده میشد — اما در این مقطع، از اعراب حمایت نکردند. اوپک در دهه اخیر تضعیف شده بود و عربستان و روسیه با تشکیل اوپکپلاس، اقدام به کنترل قیمت نفت میکردند. بنابراین، این مسئله ابعاد بسیار استراتژیکی دارد.
فرجیراد در ادامه این بحث با عبور از تحلیل به سمت توصیههای سیاستی، اظهار کرد: ایران در وضعیتی قرار گرفته که نباید اجازه دهد ادامه یابد؛ چرا که مشخص نیست در صورت تداوم جنگ، بتوانیم این وزن ژئوپلیتیک را حفظ کنیم و معلوم نیست که امکان تداوم بستن تنگه هرمز را داشته باشیم. اگرچه قایقهای توپدار سپاه بسیار فعال و شجاعانه عمل میکنند، اما آنها [طرف مقابل] با پهپادها و بالگردها قادر به هدف قرار دادن این قایقها هستند. بنابراین نباید اجازه دهیم این برتری ژئوپلیتیک در خلیج فارس، بهویژه در تنگه هرمز، از دست برود؛ چرا که آمریکاییها نشان دادهاند که خواهان تمرکز بر جنگ در خلیج فارس و تنگه هرمز هستند.
فرجیراد در تشریح تحرکات دیپلماتیک اخیر بیان کرد: ایران باید به سمت مذاکره گام بردارد. در این راستا آقای عراقچی به پاکستان سفر کرد، اگرچه برخی مسئولان اعلام کردند این سفر برای مذاکرات هستهای نبوده، مثلاً رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس قبل از این سفر اظهار کرد که وزیر امور خارجه به منظور رایزنی در خصوص روابط دوجانبه به این کشور رفته است اما مگر میشود در این شرایط وزیر خارجه فقط به خاطر روابط دوجانبه به اسلامآباد سفر کند؟ همزمان، آقای عراقچی به مسکو سفر میکند تا در صورت ناچاری به «بدهبستان» در مذاکرات – مبنی بر تحویل 400 کیلوگرم اورانیوم با غنای شصت درصد به عنوان خواسته آمریکاییها – راهکاری بیابد و به عنوان مثال، این اورانیوم به روسیه منتقل شود تا مسکو با رقیقسازی آن، بر اساس نیازهای علمی و پزشکی، به تدریج آن را در اختیار ایران قرار دهد.
وی تأکید کرد: برخی معتقدند که نباید با آمریکا مذاکره کرد و جنگ باید تداوم یابد تا انتقام گرفته شود؛ چرا که مسئله هستهای را خط قرمز میدانند. با این حال، تصور من این است که مجموعه نظام به این نتیجه رسیده که مسیر مذاکره را ادامه دهد و برای رسیدن به توافق، بدهبستان کند. در حال حاضر، احتمال دستیابی به توافق پنجاه-پنجاه است؛ چرا که هر دو طرف به آن نیاز مبرم دارند.
فرجیراد در تشریح ابعاد یک توافق مطلوب در این وضعیت، اظهار کرد: اگر بخواهیم تنها به تبادل امتیازات کوچک اکتفا کنیم — مثلاً کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه، باقی ماندن جنگ در وضعیت خاکستری و اندکی کاهش فشارها — چنین توافقی بیفایده خواهد بود. ما باید مسائل را بهصورت جامع حلوفصل کنیم و خواهان لغو همزمان تحریمهای اولیه و ثانویه باشیم؛ چرا که هیچ رئیسجمهوری — حتی رئیسجمهور آتی آمریکا هم به اندازه ترامپ — قدرت کافی برای متقاعد کردن کنگره جهت لغو تحریمهای اولیه را نخواهد داشت.
فرجیراد در ادامه افزود: با وجود آنکه ترامپ فردی غیرمتعارف و غیر عادی است و خسارات بسیاری به کشور ما وارد کرده است، یک جنبه مثبتِ احتمالیِ حضور او، گشودن مسیرِ برداشتنِ تمام تحریمها از طریق مذاکره با وی است. بنابراین، ضروری است که وارد فرآیند «بدهبستان» شویم و گفتوگوی مستقیم و محرمانه را آغاز کنیم. در این میان، فعالیت میانجیها بلامانع است، اما نباید اجازه دهیم در روند مذاکرات مستقیم ما دخالت کنند؛ زیرا این چهار یا پنج کشورِ میانجی گرچه خواهان پایان یافتن جنگ هستند، اما از صلح پایدارِ ما سودی نمیبرند و منافعشان در تداومِ وضعیت فعلی است.
فرجیراد در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به اظهارات و اقدامات برخی افراد و گروههای مخالف مذاکره در داخل کشور گفت: اینها عملاً نقش تخریبی را ایفا میکنند. تجربه نشان داده است که این تخریبها بسیار مؤثر بوده؛ آنها برجام را به شکست کشاندند. همچنین، مذاکراتی که آقای عراقچی تا ۹۹٪ پیش برده بود و پس از روی کار آمدن شهید رئیسی ناتمام ماند، و مذاکراتِ هشتاد و پنج درصدیِ آقای باقری که در آستانه حصول نتیجه بود، همگی توسط همین گروهها مختل شدند. بنابراین، ضروری است که گفتوگوی مستقیم با آمریکا صورت پذیرد تا بتوانیم به سمت توسعه حرکت کرده و تحریمها را بهطور کامل لغو کنیم.
وی در انتها اظهار کرد: موضوعِ «ترک مخاصمه» باید در این گفتوگوها به طور جدی مطرح شود. همچنین، مسائل منطقهای باید مورد بحث قرار گیرند؛ به این معنا که طرف مقابل نیز امتیازاتی دریافت کند و ما نیز امتیازاتی کسب کنیم. حفظ تنگه هرمز – که دستاورد بزرگی از این جنگ محسوب میشود – یکی از این امتیازات است. مسائل هستهای نیز قابل حل و فصل هستند؛ در برجام، ما پیش از این اورانیوم غنیشده را به روسیه منتقل کرده بودیم. نباید اجازه داد صرفِ مسئله اورانیوم، ما را دوباره به سوی جنگی سوق دهد که منجر به فروپاشیِ زیرساختهای کشور شود. جالب اینجاست که آمریکاییها پس از این جنگ، دیگر مسائل موشکی را مطرح نکردند. آنها متوجه شدهاند که اگر جنگی دوباره رخ دهد و ایرانیها آمادگی کامل داشته باشند، حاضر نخواهند بود از توانمندیِ موشکیِ خود چشمپوشی کنند. دلیل این امر آن است که همین توانمندیِ موشکی، برتریِ ژئوپلیتیکی و قدرتِ فزایندهای را برای ایران به ارمغان آورده است.
انتهای پیام