در میان درخشش ستارگان خاندان رسالت، هشتمین اختر تابناک امام علی بنموسیالرضا(ع) جلوهای ویژه از تلاقی عبادت و سیاست، دانش و اخلاق و دینداری و زیست اجتماعی هستند. میلاد مسعود ایشان در مدینه منوره نه فقط تولد یک امام بلکه طلوع نسلی از آموزههای ناب محمدی(ص) بود که میتوانست جامعه اسلامی را در تمام ابعاد فردی و اجتماعی سیراب کند.
آن حضرت که به تعبیر علما به دلیل جلب رضایت خدا و پیامبر(ص) ملقب به «رضا» شده بودند، الگویی تمامنما از پیوند ناگسستنی قرآن و زندگی اجتماعی را به نمایش گذاشتند. ویژگی منحصربهفرد ایشان در این است که برخلاف بسیاری از امامان همعصر با حکومتهای جائر، فرصت یافتند تا در اوج قدرت خلافت عباسی (دوران مأمون) وارد عرصه عمومی شوند، هرچند این حضور به ظاهر آزادانه با هدف نظارت و به حاشیه راندن ایشان طراحی شده بود.
بررسی سیره اجتماعی امام رضا(ع) ما را با شخصیتی روبهرو میکند که در عین سادهزیستی و پارسایی در متن جامعه حضور داشتند. اخلاق نیکوی ایشان، رفتار محترمانه با کارگران و حتی مخالفان، بخشش و فروتنی در برابر نیازمندان و ارزش قائل شدن برای کرامت انسانی همگی ترجمان عملی آیات قرآن کریم بود. ایشان نشان دادند که عزلتنشینی و دوری از مردم راهکار درست زیستن در زمانه غربت اهل بیت(ع) نیست، بلکه میتوان با زندگی اجتماعی فعال اما سیاستزده مسیر هدایت را ادامه داد. رفتار حکیمانه ایشان در مواجهه با سلطه عباسیان (پذیرش ولایتعهدی به شرط عدم دخالت در امور حکومت) نشاندهنده تلاش برای حفظ اصل اهداف امامت در عرصه عمومی و در عین حال حفظ استقلال از قدرت ظالمانه بود.
امام رضا(ع) با نفی خودبزرگنمایی، هم سُفره شدن با غلامان و عدالت برای زرتشتیان و ... الگویی از مشروعیت دسترسپذیر را در برابر اقتدارگرایی عباسی ترسیم کردند. فاصله قدرت یکی از شاخصهای کلیدی در انسانشناسی فرهنگی است که میزان پذیرش نابرابری در جامعه را میسنجد. سیره امام رضا(ع) نشان میدهد که آن حضرت در دوره ولایتعهدی به رغم جایگاه ممتاز سیاسی از هرگونه خودبزرگنمایی و فاصلهگذاری طبقاتی پرهیز میکردند.

ایکنا در آستانه میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت و در راستای بررسی زندگی اجتماعی و فرهنگی امام رضا(ع) به گفتوگو سیدروحالله طباطبائی ندوشن، دانش آموخته دکترای تخصصی علوم و معارف نهجالبلاغه و عضو انجمن علمی مطالعات نهجالبلاغه ایران پرداخته که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
سیره امام رضا(ع) در قبال افراد ضعیف، چه ضعیف از نظر مالی یعنی فقرا و چه مستضعفانی که تحت تأثیر سیاستهای تبعیض آلود سلاطین و خلیفگان در طبقات پایین اجتماعی قرار میگرفتند و یا دیگرانی که بنا به دلایلی مورد ظلم واقع میشدند، تجسم عینی نفی فاصله قدرت است. فاصله قدرت یعنی اینکه یک فرد به عنوان رهبر سیاسی یا رهبر دینی به واسطه منصبی که دارد به خود این اجازه را بدهد که از مواهبی برخوردار باشد که عموم مردم بهرهمند نیستند و یا اینکه مصونیتی داشته باشد که او را در برابر پرسش و بازخواست دیگران محذور بدارد.
براساس گزارشهای تاریخی امام رضا(ع) در کل دوران امامت خود و بالتبع در دوران ولایتعهدی نه تنها از مواهب مادی این جایگاه بهرهای نبردند و خود را از مردم دور نمیدانستند، بلکه با الهام از سیره نبوی و علوی با مردم هم آمیختگی اجتماعی داشتند و حمایت از نیازمندان را در پنهانترین شکل انجام میدادند تا کرامت افراد حفظ شود. برخی از گزارشهای تاریخی حاکی است که حضرت شبانه و ناشناس به محرومان صدقه میدادند. درباره سایر ائمه به ویژه حضرت امیرمؤمنان(ع) نیز چنین اخباری وارد شده است. جالب توجه اینکه خوان کرامت امام رضا(ع) به قدری گسترده بوده است که تفاوتی بین مسلمان و غیر مسلمان قائل نمیشدند و مراجعه کننده به حضرتش فارغ از دین و نژاد بهرهای از این سفره کرامت میبرد.
در احوال ایشان میخوانیم که یک قاضی مسلمان در اجرای وصیت یک زرتشتی نیشابوری مبنی بر کمک به نیازمندان دستور داد اموال او میان فقرای مسلمان تقسیم شود. امام رضا(ع) با اعلام بطلان این رأی از مأمون خواستند تا معادل آن مال را از صدقات مسلمین به فقرای زرتشتی بپردازد. این اقدام مدارای منفعلانه نیست، بلکه نشاندهنده حمایت از نیازمندان فارغ از باور دینی آنها و التزام ایشان به عدالت توزیعیِ فراگیر است.
ایشان در رفتار خود هرگونه تبعیض طبقاتی و نژادی را نفی میکردند. برابر اخبار روایت شده از زندگی آن حضرت، ایشان در سفر خراسان هنگامی که سفره غذا گسترده شد، اصرار داشتند تمام غلامان از جمله غلامان سیاهپوست بر همان سفره بنشینند. وقتی پیشنهاد شد سفره جداگانهای ترتیب داده شود، امام(ع) با استناد به وحدانیت خداوند و برابری همه انسانها در اصل خلقت، این پیشنهاد را رد کردند. همچنین، به غلامان خود سفارش کرده بودند که اگر هنگام غذا خوردن ایشان بر بالای سرشان ایستادند، هرگز از جای خود برنخیزند، زیرا چنین برخاستنی را نوعی تکریم اشرافیگرایانه میدانستند که با سیره نبوی و علوی در تضاد است.
این رویکرد برگرفته از آموزهای است که در سیره امام علی(ع) نیز به روشنی دیده میشود. ایشان فرمودند: «خداوند متعال بر امامان عادل واجب گردانیده که خود را با ضعیفان مردم بسنجند». امام رضا(ع) با این سیره عملاً نشان دادند که سیادت و کرامت انسانی نه به مقام و ثروت، بلکه به تقوا و کردار بستگی دارد.
امام رضا(ع) هرگز در برابر ظلم سکوت نکردند. در کتب روایی از جمله عیون اخبار الرضا(ع) گزارشهایی در این رابطه میبینیم. برای مثال امام(ع) در دوره ولایتعهدی با صراحت به مأمون عباسی درباره ظلمهای وارد بر مردم مدینه تذکر دادند و وظایف حاکمیت را یادآور شدند. همچنین، از اجرای حکم اعدام یک فرد به خاطر بدهی ناچیز جلوگیری کردند. در روایتی از ایشان آمده: «نخستین کسی که وارد آتش دوزخ میشود، پیشوای صاحبقدرتی است که عدالت نورزد». ایشان حتی برادر خود زید را که دست به اقدامات خشونتآمیز زده بود، توبیخ کرده و فرمودند: «کسی که از ما باشد و خدا را اطاعت نکند، از ما نیست». این سخن اتمام حجتی است با همه نزدیکان که خویشاوندی با خاندان رسالت را مجوزی برای عبور از حدود الهی میدانند.
موضع ظلمستیزی امام رضا(ع) بازتاب همان اصلی است که امیر مؤمنان(ع) در عهدنامه مالک اشتر بر آن تأکید و مرقوم کردند: «حاکم نباید درندهای خونخوار باشد و باید امانت مردم را پاس دارد». ایشان با این رفتارها عدالت رویهای را پیشه کردند و نشان دادند که قانون و هنجارها باید برای همه حتی نزدیکان قدرتمندان یکسان اجرا شود.

ارتباط امام رضا(ع) با پیروان دیگر ادیان بر پایه دو اصل اساسی استوار بود؛ ایجاد فضای امن روانی برای گفتوگو و عدالت مراودهای فارغ از مرزهای اعتقادی. در مناظرات علمی که مأمون ترتیب داده بود، امام رضا(ع) به شرکتکنندگان اطمینان دادند که بدون ترس از عواقب سیاسی یا تکفیر هر پرسشی را مطرح کنند. یکی از شرکتکنندگان به نام عمران صابی تصریح کرد که اگر تضمین عملی امام(ع) نبود، هرگز جرئت طرح پرسشهایش را نمییافت. این رویکرد تفتیش عقاید را نفی میکرد و الگویی از گفتوگوی تمدنی مبتنی بر احترام متقابل ارائه میداد.
فراتر از این، رفتار عملی امام(ع) با اقلیتهای دینی صرفاً به مدارا محدود نمیشد. قضیه مشهور وصیت آن زرتشتی نیشابوری که در پرسش نخست بدان اشاره کردم یعنی پرداخت معادل مال موصی (وصیت کننده) از صدقات مسلمانان به زرتشتیان نیازمند اوج تعهد به عدالت فرادینی است. این اقدام نشان میدهد که در اندیشه رضوی کرامت و حقوق اساسی انسانها محدود به دایره مسلمانی نیست و عدالت توزیعی باید همه اقشار جامعه را دربرگیرد. این نگاه در سیره امام علی(ع) نیز ریشه دارد که در نامه ای مرقوم داشتند: «مردم دو دستهاند؛ یا برادر دینی تو هستند یا همتای تو در آفرینش».
اگر از بنده بخواهند که امام رضا(ع) را در پنج کلمه کلیدی معرفی کنم، حتما و قطعاً «کرامت» اولین کلمهای است که بیان میکنم. درونمایه مشترک بیشتر اخبار و احادیث علی بنموسیالرضا(ع) کرامت است. بنابراین، کرامتمحوری در سیره امام رضا(ع) ابعاد گوناگونی دارد که همگی ریشه در نفی فاصله قدرت و برابری ذاتی انسانها دارند. سویه نخست، نفی هرگونه بزرگنمایی و فاصلهگذاری است. برخلاف خلفای عباسی که خود را «خلیفةالله» میخواندند و با حاجب و دربان از مردم فاصله میگرفتند، امام رضا(ع) با پای پیاده در میان مردم راه میرفتند، تشریفات را کنار میگذاشتند و هرگز خود را تافته جدابافته نمیدانستند.
سویه دوم پرهیز از تحقیر دیگران است. در احوالات ایشان وارد شده که آن حضرت هیچ وقت پای خود را در برابر کسی دراز نمیکردند و در مجالس به گونهای مینشستند که طرف مقابل احساس خواری نکند. این رفتارها برگرفته از سیره نبوی است که تکیه زدن هنگام غذا خوردن را ناپسند میشمردند آنجا که درباره حضرت رسولالله(ص) آمده است : «وَ كَانَ يَكْرَهُ أَنْ يَتَشَبَّهَ بِالْمُلُوكِ».
سویه سوم، نفی نژادپرستی و قومگرایی به ویژه درباره فرودستان است. میدانید که مادر ایشان کنیزی از اهالی نوبه(آفریقا) بود و این موضوع هرگز به عنوان کاستی مطرح نبود. ایشان در همسفره کردن غلامان سیاه و سفید تفاوتی قائل نمیشدند و به صراحت میفرمودند: «خدای همه یکی است، مادر همه یکی و پدر همه یکی». همچنین، ماجرای دلاکی امام رضا(ع) که در منابع تاریخی مانند مناقب ابنشهرآشوب نقل شده، از جمله ظریفترین و گویاترین نمونههای فروتنی در برابر فرودستان و حفظ کرامت انسانی در سیره رضوی است. ماجرا را شنیده اید که مردی برای انجام دلاکی خدمت حضرت میرسد، اما هنگامی که امام(ع) را میشناسد، با شرمساری و عذرخواهی به نشانه احترام قصد تعظیم و ترک کار را دارد. امام رضا(ع) نه تنها او را از این کار بازمیدارند، بلکه با آرامش میگویند به کار خود ادامه دهد و خود نیز با کمال تواضع آن خدمت را میپذیرد. در کدام نظام سیاسی و یا هندسه معرفتی مشابه این رفتار دیده میشود؟
سویه چهارم، فروتنی علمی و ایجاد فضای نقد است. در مناظرات به مخالفان اطمینان میدادند که بدون ترس سؤال کنند و هرگز از مقام ولایتعهدی برای تحمیل نظر خود سوءاستفاده نمیکردند. این رویکرد، حاشیه امنی برای طرح اندیشههای مخالف ایجاد میکرد که در دستگاه عباسی واقعا بیسابقه بود.
سویه پنجم، توصیه به نزدیکان برای پرهیز از خودبرتربینی است. امام(ع) به برادر خود و دیگر خویشان تذکر میدادند که صرف انتساب به اهل بیت(ع) مجوزی برای تخطی از حدود الهی و تحقیر دیگران نیست. این مجموعه رفتارها نشان میدهد که در اندیشه رضوی کرامت انسانی امری ذاتی و غیر قابل سلب است و هیچ مقام، ثروت یا نسبتی نمیتواند آن را افزایش یا کاهش دهد. این همان میراثی است که از امام علی(ع) با تعبیر «ای پسر آدم، آزاده به دنیا آمدهای، بنده دیگران مباش» به یادگار مانده و امام رضا(ع) آن را در دوران ولایتعهدی به زیباترین شکل به تصویر کشیدند.
آنچه سیره امام رضا(ع) را در تاریخ اندیشه سیاسی اسلام متمایز میسازد، نه صرفاً مجموعهای از رفتارهای اخلاقی نیکو، بلکه شکلدهی به «الگوی متقابل مشروعیت سیاسی» است. در گفتمان رایج عباسیان مشروعیت از طریق قدسینمایی مقام خلافت و فاصلهگذاری طبقاتی بازتولید میشد، اما امام(ع) با نفی نمادهای این فاصله در عمل نشان دادند که مشروعیت حقیقی در گرو «عدالت دسترسپذیر» است نه «قدرت دستنیافتنی». ایشان اثبات کردند که حاکم عادل نه با حاجب و دربان، بلکه با «ستون میانه خیمه بودن» خود را تعریف میکند، کسی که هر نیازمندی میتواند به او دست یابد. این الگو فراتر از یک موعظه اخلاقی، نظریه «حکمرانی کمفاصله» را به مثابه بنیاد عدالت اجتماعی به تصویر کشید. درس امروز جامعه اسلامی از امام رضا(ع) آن است که هر کوشش برای تحقق عدالت، ناگزیر از کاهش فاصله قدرت و نفی هرگونه خودبرتربینی نهادی آغاز میشود.
انتهای پیام