به قلم سیدحسام سیدین، مدیر گروه مدیریت بحران موسسه توانمندسازی مدیران نظام سلامت وزارت بهداشت
آیه ۴۶ سوره ابراهیم
وَقَدْ مَکَرُوا مَکْرَهُمْ وَعِنْدَ اللَّهِ مَکْرُهُمْ وَإِنْ کَانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ
آنها (کافران) مکر (و نقشههای) خود را (به کمال) افکندند، و (اگرچه) مکرشان کوهها را از جا برمیکند (بسیار شدید بود)، (اما بدان که) مکرشان نزد خدا (بیاثر و) حاضر است و هرگز گمان مبر که خدا با پیامبرانش خلف وعده کند؛ همانا خدا مقتدر و انتقام گیرنده است.
این آیه شریفه بر این حقیقت تأکید میکند که خداوند از تمام نقشهها و تدبیرهای مخالفان آگاه بوده و هیچ نقشهای، هرچند بزرگ و شدید باشد، در برابر اراده الهی مؤثر نخواهد بود. همچنین به مؤمنان اطمینان میدهد که خداوند به وعدههای خود به پیامبرانش عمل خواهد کرد. دشمن مطابق مفاد این آیه شریفه ممکن است مکری به کار بندد که کوهها را از جا برکند، مثل شهید کردن رهبر و قائد عزیزمان و از دست دادن عزیزان بسیار ارزشمند از هم وطنانمان و حوزه مقاومت. آنان تمامی این هجمهها را با حساب و کتاب فرود میآورند، ولی خدا در نهایت به وعده تخلفناپذیر خودش عمل میکند. این بدین معنی است که عبور از مسیر توسعه، پیشرفت و صعود به قله، همانگونه که رهبر عزیزمان فرمودند، همراه با سنگلاخ و دشواری است.
در جنگ اخیر، صف شیاطین انس و جن در مقابل ایران اسلامی به پا خواستند و به ایران عزیزحمله کردند، اما شروع جنگ نقطه آغازی شد بر بعثت دوباره مردم و به هم ریختن این صفوف ترسناک و رعبآور. حضور معجزهآسای مردم و اتخاذ رویکرد کنشگرانه و فعالانه به جای رفتار انفعالی، بسیار حیرتآور بود. در مدیریت بحران تاکید ما بر رفتار پیش دستانه در مقابل مخاطرات تهدید کننده است و نه صرفاً رفتارهای واکنشی. در سالهای پس از پیروزی انقلاب بعد از هر بحرانی ما شاهد حضور میلیونی مردم شریف بودیم ولی این حضور غالبا ماهیتی کاملا واکنشی داشت. با این حال در این جنگ رفتار پیش دستانه مردم جلوی بسیاری از خباثتها و مداخلات شیاطین انس و جن را گرفت و نقطه آغازی شد بر تحول جامعه ایرانی در تعامل با بحرانها. وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
اگرچه در آغازین روزهای بعثت مردم در خیابانها متاسفانه به دلیل بمبارانهای دشمن صهیونیستی-آمریکایی فضایی آمیخته با رعب و وحشت حاکم بود، اما به لطف پروردگار و عنایت حضرت بقیةالله(عج)، این هراس از دلهای مردم رخت بربست. این تحول شگرف، نهتنها باعث احساس امیدواری، خوشبینی، زدودن ترس عمومی، مشارکت همگانی در عرصه نبرد، تقویت حس تابآوری، ارتقای سرمایه اجتماعی و تعمیق حس وطندوستی شد، بلکه ایجاد رعب و ترس در دل دشمنان و بسیاری برکات دیگر را نیز به همراه داشت. همین حضور پرشور، استغاثههای خالصانه و طنین شعارهای الله اکبر باعث به هم ریختن صفوف شیاطین، القاگررعب فراوان در دل خبیثان، کیش و مات کردن آنها و ایجاد زمینه نصرت الهی بود. هر چنداین دستاوردها، لزوما به معنی پیروزی مطلق و حذف هزینههای سنگین در آینده نیست.
عمق جنگ را بایدبه درستی درک کرد. چرا که به اصطلاح، میدان بازی عمق پیدا کرده است. از این پس، ضرورت دارد تا با ظرافت و عقلانیت گام برداریم و در ابعاد مدیریت خیابان، تنظیمگری جامعه، مدیریت حکمرانی و راهبردی و اقتصاد، هوشمندانه حرکت کنیم. گذر از این مسیر پرپیچو خم و دشوار، فقط در سایه یک روحیه جمعی و اتحاد ملی میسر خواهد شد. از طرفی، لازمه هر گونه تحولی، جسارت است. حضور حماسهساز مردم در خیابانها و ثبت نام سی میلیون داوطلب جانفدا، علیرغم تداوم بمبارانها نشان دهنده این حقیقت هست که مردم جسارت پذیرش تغییرات را دارند و حاضرند هزینههای آن را بپردازند. براین اساس بعثت مردم در برهه کنونی از دو منظر قابل واکاوی و بررسی است: نخست مدیریت خیابان و دوم مدیریت بحران جامعهمحور.
حضور درخیابانها صرفاً با تمرکز بر تحلیلهای سیاسی و نظامی به مرحله اشباع نزدیک میشود و از این مرحله به بعد، ماهیت آن باید متفاوت شود. همچنین کنش رسانهای نیز نیازمند تغییر رویه است. علیرغم اینکه تداوم حضور در خیابان بسیار مهم و حیاتی است و دشمنان در حال سنجش میزان عزم و اراده ملی هستند، اما انسجام اجتماعی، حول محور دفاع از ایران و منافع ملی باید حفظ شده و از تنشهای بی مورد پرهیز گردد. ضمن حفظ این انسجام، نباید اجازه دهیم ارزشهای خلق شده در خیابان ضعیف شوند. در عین حال، باید تدابیری اندیشید که نه تنها جمعیت خسته نشود، بلکه جامعه نیز به سمت تحولآفرینی و ارتقای مدیریت کشور در بلند مدت هدایت شود.
درعرصه مدیریت خیابان مسایل دیگری هم باید ظهور یابند. از جمله اینکه فضای اخلاقی و ارزش های تبلور یافته در خیابان را به عرصه کسب و کارها تسری دهیم و مشارکت مردم را فعال کنیم. همچنین ضرورت دارد مسائلی مانند سلامت روحی و روانی، کاهش استرس و پیامدهای روانی جنگ، ابعاد اجتماعی، ابعاد اقتصادی، کسب و کار، جنگ نرم و فرهنگی، تکنولوژیکی، قانونی و محیطی در تجمعات مورد توجه ویژه و رشد قرار گیرند تا زمینه این تحول فراهم شود. موکبها و میدانداران خیابان باید به این سمت جهت داده شوند. هر چند هماکنون نیز به صورت جسته و گریخته اقداماتی صورت میپذیرد.
درخصوص بعد دوم یعنی مدیریت بحران جامعهمحور باید یادآور شد که درچرخه مدیریت بحران چهار فاز مطرح است. پیشگیری و کاهش آسیب، آمادگی، پاسخ و بازیابی. در دوران بازیابی پس از جنگ، صرفاً زیرساختها و خرابیهای فیزیکی ترمیم و بازسازی نمیشوند، بلکه فرصتی بینظیر برای بازیابی حکمرانی و شکلدهی به یک نظام کارآمدتر فراهم میشود؛ بنابراین بایستی از همین الان اولویتهای دولت برای بازآرایی مشخص شده و اصلاح فرآیندها و تحول بنیادین صورت پذیرد.
ایران امروز با ایران قبل از جنگ بسیار متفاوت شده است و تحت هیچ شرایطی نباید دولت به تنظیمات پیشین بازگردد. قطعاً با پایان جنگ و در دوران پساجنگ اگر مدیریت صحیحی صورت نگیرد احتمال وقوع تنشهای داخلی نیز شدت مییابد. اگر چه جنگ نوعی انسجام عاطفی و همبستگی ملی ایجاد کرده است، اما الان نوبت مسئولان و لزوم تحول در دولت است. دولت ضمن حفظ و تقویت عزم و اراده ملی، باید مقولاتی همچون افزایش بهرهوری، تمرکز بر تولیتگری، رعایت عدالت در توزیع فرصتها، افزایش شفافیت و پاسخگویی، اصلاح اقتصادی، کاهش احساس تبعیض، اصلاح ساختار اداری، چابکسازی، کاهش بوروکراسی و کاهش فساد را به عنوان عناصر اصلی بازسازی را در اولویت قرار دهد. بایستی بهرهوری نیروی انسانی در دولت، شایستهسالاری و بدنه کارشناسی و نخبگانی در ارتقای تصمیمات تغییر کند.
بایستی رویکرد نوین مدیریت مشارکتی و نه صرفاً جلسات بدون برنامه و پشتوانه اعمال شود. موانع سرمایهگذاری برداشته شود. قوانین دست و پاگیر و متعدد در یک کار جهادی و مشارکتی با مجلس و نهادهای نظارتی بازنگری یا حذف شوند. افزایش کارآمدی مدیران، خلاصی از موانع تصمیمگیری کارآمد و چابک و تفویض اختیار به مناطق محلی و مردم بایستی لحاظ شوند. همه این اصلاحات بایستی با مشارکت جدی مردم صورت پذیرد. اکنون زمان آن فرارسیده که تصمیمات مبتنی بر مدیریت بحران جامعهمحور توسط مسئولان اتخاذ شود. سرمایههای اصلی ما الان مردم جوشان هستند بعثت مردم و نیروی لایزال مردم راه و مسیر درست و افق روشن را نمایان میسازد. باید در همه ابعاد کار را به دست مردم بسپاریم تا آحاد جامعه، اعم از دانشگاهیان، نخبگان، جوانان، بازاریان، کسبه و... مسیر را مشخص کنند؛ و در پایان همانگونه که کلام وحی میفرماید:
وَ اَمّا بِنِعمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّث: نعمتها را آشکار کنید و آنها را شکر کنید، چرا که وعده الهی است: لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ
انتهای پیام