کد خبر: 4349656
تاریخ انتشار : ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۹
یک کارشناس مسائل بین‌الملل مطرح کرد

خلیج فارس؛ قلب تپنده ژئوپلیتیک جهان در تقاطع انرژی، امنیت و رقابت قدرت‌ها

یک کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به جایگاه راهبردی خلیج فارس گفت: خلیج فارس امروز فراتر از یک پهنه آبی، به کانونی تعیین‌کننده در معادلات قدرت جهانی تبدیل شده است؛ جایی که منابع عظیم انرژی، موقعیت راهبردی و رقابت بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، آن را به یکی از حساس‌ترین نقاط جهان بدل کرده‌اند.

نوید کمالی

تحولات پرشتاب نظام بین‌الملل در دهه‌های اخیر، بیش از هر زمان دیگری اهمیت مناطق راهبردی را برجسته کرده است؛ در این میان، خلیج فارس به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی و تجارت جهانی، نقشی بی‌بدیل در شکل‌دهی به مناسبات سیاسی، اقتصادی و امنیتی ایفا می‌کند. تمرکز کم‌نظیر منابع نفت و گاز، هم‌جواری با کانون‌های بحران در غرب آسیا و حضور هم‌زمان قدرت‌های بزرگ، این منطقه را به صحنه‌ای پیچیده از تعامل، رقابت و موازنه تبدیل کرده است.

در چنین شرایطی، هرگونه تحول در خلیج فارس می‌تواند پیامد‌هایی فراتر از مرز‌های منطقه داشته و اقتصاد و امنیت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، بررسی ابعاد مختلف اهمیت ژئوپلیتیکی این منطقه از منظر کارشناسان، ضرورتی انکارناپذیر است.

خبرنگار ایکنا به همین منظور با نوید کمالی، پژوهشگر و تحلیل‌گر ارشد مسائل راهبردی، گفت‌وگویی انجام داده که در ادامه می‌خوانیم.

ایکنا - چه عواملی باعث شده خلیج فارس یکی از مهم‌ترین مناطق ژئوپولیتیکی جهان باشد؟

باید خلیج فارس را نه صرفاً به‌عنوان یک پهنه جغرافیایی، بلکه به‌مثابه یک سامانه راهبردی چندلایه در نظر گرفت که در آن، جغرافیا، انرژی، امنیت و رقابت قدرت‌ها به‌صورت درهم‌تنیده عمل می‌کنند. بر همین مبنا، تحلیل نقش و اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس، نیازمند توجه هم‌زمان به سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. در این راستا اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس را می‌توان محصول هم‌افزایی چند متغیر بنیادین دانست که این منطقه را به یک کانون راهبردی در نظام بین‌الملل تبدیل کرده است. نخست، موقعیت جغرافیایی خلیج فارس به‌عنوان حلقه اتصال شرق و غرب و گذرگاه میان اقیانوس هند و بازار‌های مصرفی اروپا و شرق آسیا است که به‌ویژه در عصر اقتصاد دریامحور اهمیت مضاعف یافته و می‌تواند اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار دهد. دوم، هم‌جواری با کانون‌های مزمن بحران و رقابت در غرب آسیا که هرگونه تحول در آن به‌سرعت اثرات سرایتی در مقیاس جهانی ایجاد می‌کند. سوم، تراکم بازیگران مهم منطقه‌ای با سطوح متفاوتی از قدرت و منافع متعارض، در کنار حضور بازیگران فرامنطقه‌ای که این منطقه را به صحنه‌ای برای موازنه‌سازی و رقابت ژئواستراتژیک تبدیل کرده‌اند. این مجموعه عوامل باعث شده خلیج فارس نه صرفاً یک منطقه جغرافیایی، بلکه یک میدان تعیین‌کننده در تنظیم معادلات قدرت جهانی باشد.

ایکنا - نقش منابع انرژی در افزایش اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس چیست؟

منابع انرژی در واقع ستون فقرات اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس را تشکیل می‌دهند. تمرکز کم‌نظیر ذخایر نفت و گاز در این منطقه، خلیج‌فارس و فضای پیرامونی آن را به یکی از اصلی‌ترین مراکز تأمین انرژی جهان بدل کرده است. حال در شرایطی که اقتصاد جهانی هنوز به‌طور ساختاری به سوخت‌های فسیلی وابسته است، امنیت عرضه انرژی از خلیج فارس به یک مؤلفه کلیدی در امنیت ملی بسیاری از کشور‌ها تبدیل شده است. این وابستگی به‌ویژه در اقتصاد‌های صنعتی و نوظهور شرق آسیا و خاصه چین برجسته‌تر است. از سوی دیگر، بازار جهانی انرژی به‌شدت نسبت به هرگونه نااطمینانی در این منطقه حساس است، به‌گونه‌ای که حتی تهدید‌های محدود و نه تنش‌هایی عمیق در سطح مسدود سازی تنگه هرمز نیز می‌تواند منجر به نوسانات شدید قیمتی شود. بنابراین، انرژی نه‌تنها عامل افزایش اهمیت خلیج فارس است، بلکه این منطقه را به یکی از نقاط کانونی در رقابت‌های ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک تبدیل کرده است.

ایکنا - اگر تنگه هرمز مسدود بماند، چه پیامد‌هایی برای اقتصاد جهانی و منطقه‌ای ایجاد خواهد شد؟

بدون شک تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین کریدور‌های نظام انرژی جهانی است و انسداد این گذرگاه، حتی در کوتاه‌مدت، شوک شدیدی به بازار‌های جهانی وارد می‌کند و موجب افزایش قابل‌توجه قیمت نفت و گاز می‌شود. در صورت تداوم این وضعیت، اقتصاد جهانی با پدیده رکود تورمی مواجه خواهد شد، زیرا افزایش هزینه انرژی، تولید و حمل‌ونقل را گران‌تر کرده و در عین حال رشد اقتصادی را محدود می‌سازد. در سطح منطقه‌ای، کشور‌های صادرکننده انرژی با کاهش دسترسی به بازار‌های جهانی و افت درآمد‌های ارزی روبه‌رو می‌شوند، در حالی که کشور‌های واردکننده با فشار مضاعف بر تراز پرداخت‌ها مواجه خواهند شد. همچنین، رقابت برای دسترسی به منابع جایگزین انرژی تشدید شده و مسیر‌های ترانزیتی جایگزین فعال‌تر می‌شوند، اما در کوتاه‌مدت هیچ‌یک قادر به جبران کامل ظرفیت این تنگه نخواهند بود. در نتیجه، بی‌ثباتی اقتصادی و حتی سیاسی در مقیاس گسترده محتمل خواهد بود. علاوه بر این بایستی به این نکته اشاره کرد که افزایش فشار‌های اقتصادی بر کشور‌های منطقه زمینه را برای تغییر دکترین‌های سیاسی و امنیتی آنها نیز فراهم خواهد کرد که نمود آن را می‌توان در اعلام تصمیم دولت امارات متحده عربی مبنی بر خروج از اوپک و اوپک پلاس مشاهده کرد.

ایکنا - اهداف اصلی آمریکا از حضور نظامی در خلیج فارس و اطراف تنگه هرمز چیست؟

حضور نظامی ایالات متحده در این منطقه را باید در چارچوب یک راهبرد چندلایه تحلیل کرد. هدف نخست، تضمین جریان آزاد انرژی به نفع بازار‌های جهانی وابسته به اقتصاد غربی است تا از این طریق منافع اقتصادی آمریکا و متحدانش حفظ و تامین شود. هدف دوم، مدیریت موازنه قدرت در منطقه و جلوگیری از شکل‌گیری ترتیبات امنیتی مستقل از نفوذ واشنگتن با محوریت قدرتی مانند چین است. هدف سوم، حفظ یک پایگاه ژئواستراتژیک برای اعمال فشار بر رقبا و مدیریت بحران‌ها در یکی از حساس‌ترین نقاط جهان است. در سال‌های اخیر، این حضور با رویکردی کم‌هزینه‌تر و مبتنی بر ائتلاف‌سازی و استفاده از ابزار‌های فناورانه و اطلاعاتی بازتنظیم شده، اما اصل راهبرد یعنی حفظ نفوذ در این گلوگاه حیاتی همچنان ثابت مانده است و حتی بعید است که در طی سال‌ها و دهه‌های آتی نیز شاهد کاهش این حضور در منطقه باشیم.

ایکنا - ایران چه نقشی در تأمین امنیت خلیج فارس دارد و این نقش چگونه در دکترین امنیتی کشور تعریف می‌شود؟

کشورمان به‌واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی، تسلط بر سواحل شمالی خلیج فارس و اشراف راهبردی بر تنگه هرمز، یکی از ارکان اصلی امنیت خلیج فارس محسوب می‌شود. در دکترین امنیتی جمهوری اسلامی ایران، اصل «امنیت درون‌زا و بومی» محور قرار دارد که به این معناست که امنیت پایدار باید توسط کشور‌های منطقه و بدون اتکا به نیرو‌های فرامنطقه‌ای تأمین شود. کشورمان در عمل نیز با اتکا به توان بازدارندگی، ظرفیت‌های اطلاعاتی و کنترلی، و حضور فعال در تأمین امنیت خطوط کشتیرانی، نقش مهمی در جلوگیری از بی‌ثباتی ایفا کرده و اکنون نیز صرفاً با تکیه بر همین ظرفیت‌های درون‌زا در حال مدیریت تنگه هرمز است. این نقش، علاوه بر بعد نظامی، دارای ابعاد سیاسی و راهبردی نیز هست و در قالب پیشنهادات برای ایجاد سازوکار‌های همکاری منطقه‌ای نیز بروز یافته است و هم اکنون دستگاه دیپلماسی در پی پیاده‌سازی آن از طریق همکاری مشترک با کشور عمان است.

ایکنا - چه چالش‌هایی بر سر شکل‌گیری نظام «امنیت جمعی منطقه‌ای» در خلیج فارس وجود دارد؟

مهم‌ترین مانع در مسیر تحقق امنیت جمعی، فقدان اعتماد متقابل میان برخی کشور‌های منطقه است که ریشه در رقابت‌های ژئوپلیتیکی، اختلافات تاریخی و شکاف‌های هویتی دارد. در کنار آن، وابستگی امنیتی برخی دولت‌ها به قدرت‌های فرامنطقه‌ای، انگیزه لازم برای حرکت به‌سوی ترتیبات بومی را کاهش داده است. حضور و مداخله بازیگران خارجی که منافع خود را در تداوم وضعیت رقابتی و بعضاً بی‌ثبات می‌بینند، نیز از دیگر موانع مهم به شمار می‌رود. علاوه بر این، نبود یک چارچوب نهادی جامع و مورد اجماع برای مدیریت بحران‌ها و اختلافات، فرآیند گذار به امنیت جمعی را پیچیده و زمان‌بر کرده است. علاوه بر این شکل گرفتن معمای امنیتی در منطقه نیز به تشدید واگرایی و شکاف در بین کشور‌های منطقه منجر شده و زمینه را برای افزایش نقش بازیگرانی مانند اسرائیل در کشور‌های حاشیه خلیج فارس با محوریت امارات متحده عربی، بحرین و عربستان سعودی فراهم کرده است که این مسئله به نوبه عوارض و پیامد‌های مختلفی برای کشورمان و منطقه به همراه دارد.

ایکنا - در صورت وقوع یک درگیری طولانی‌مدت منطقه‌ای فراتر از جنگ اخیر چه تغییراتی ممکن است در جایگاه ژئوپلیتیکی خلیج فارس رخ دهد؟

در چنین سناریویی، خلیج فارس با یک وضعیت دوگانه مواجه خواهد شد. از یک‌سو، اهمیت آن به‌عنوان کانون بحران و رقابت قدرت‌های بزرگ افزایش می‌یابد و سطح حضور نظامی و امنیتی بازیگران خارجی تشدید می‌شود. از سوی دیگر، تداوم بی‌ثباتی می‌تواند به تسریع روند‌های جایگزینی در نظام انرژی جهانی منجر شود، از جمله تنوع‌بخشی به منابع تأمین انرژی، توسعه کریدور‌های ترانزیتی جایگزین و افزایش سرمایه‌گذاری در انرژی‌های نو. این روند‌ها در بلندمدت ممکن است بخشی از مزیت ژئوپلیتیکی سنتی خلیج فارس را کاهش دهد، هرچند این تغییرات تدریجی خواهد بود، اما در مجموع در سایه تشدید تنش‌ها، منطقه وارد مرحله‌ای از بازتعریف ژئوپلیتیکی می‌شود که در آن، علاوه بر انرژی، مؤلفه‌های امنیتی، فناورانه و ژئواکونومیک نقش پررنگ‌تری در شکل‌دهی آینده منطقه و روابط حاکم بر آن ایفا خواهند کرد.

انتهای پیام
خبرنگار:
سعید امینی
دبیر:
مهدی مخبری
captcha