کد خبر: 4349680
تاریخ انتشار : ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۷
یادداشت

رمزگشایی از جدیدترین سناریوی ترامپ

ترامپ در سناریویی جدید بودجه عمومی ایران را هدف قرار داده است تا با اخلال در نظام اقتصادی کشور، احتمال جنگ را کاهش دهد و وارد جنگ دیگری نشود تا شاید هزینه‌هایش سرسام‌آور بالا نرود.

کمال جوانمرد مدرس دانشگاهبه گواه کارشناسان و صاحب‌نظران، عملیات خشم حماسی ترامپ نه تتها هیچ دستاوردی نداشت، بلکه او را وارد باتلاق و بحرانی غیرقابل پیش‌بینی کرده؛ به‌طوری که روزنامه فایننشال تایمز می نویسد: «عملیات خشم حماسی ترامپ به جست‌وجوی حماسی برای یافتن راه برون‌رفت از جنگ با ایران شده که هیچ راه خروج آشکاری برای واشنگتن در پایان دادن به این جنگ وجود ندارد.»

گویا سردار شهید حاج قاسم سلیمانی چنین روزگاری را به‌خوبی پیش‌بینی کرده بود که با قاطعیت اذعان کرد: «ای ترامپ قمارباز شاید تو آغازگر جنگ باشید، اما مطمئن باش تمام‌کننده این جنگ ما خواهیم بود.»

ترامپ در جنگ با ایران ریسک بزرگی کرد و دچار اشتباهات محاسباتی فاحشی شد و شاهد آن هم بی‌برنامگی و آشفتگی ذهنی همراه با مواضع متناقض وی در میدان جنگ است که گویی او الفبای جنگ را به‌درستی نمی‌داند و فهم درستی از گذشته و آینده ندارد و قاعده بازی از دستش خارج شده است. از سوی دیگر، شکست‌های راهبردی او در مقابله با ایران از جمله عدم تغییر رژیم، شکست طرح تجزیه ایران، شکست طرح نابودی توان هسته‌ای و موشکی و همچنین خروج ۴۴۰ کیلو اورانیوم غنی شده از کشور نه تنها محقق نشدند، بلکه اوضاع با بستن تنگه هرمز وخیم‌تر هم شد و بالتبع اوضاع اقتصاد و تجارت جهانی آشفته شد، تا آنجا که هر بشکه نفت در بالاترین قیمت قرار گرفت و ترامپ و تیم همراهش آماج انتقادات تند اروپا و جهان قرار گرفتند.

اما واقعیت میدان چیز دیگری بود. ترامپ سودای آن داشت تا با ترور رهبری و فرماندهان نظامی و تضعیف توان دفاعی، ساختار نظامی و تشکیلاتی کشور را فرو ریزد و ایران را مجبور به تسلیم کند، غافل از اینکه در قاموس فارسی واژه تسلیم بی‌معناست و ایرانی با مفهوم تسلیم بیگانه است، پس این سناریو هم برای دشمن چیزی به همراه نداشت، جز شکست و سرافکندگی. این سناریو به‌مثابه سایر طرح‌های راهبردی واشنگتن محکوم به شکست شد و نشان داد که ایران کارت‌های بازی متعددی دارد که هزینه‌های ترامپ را به‌صورت فزاینده‌ای افزایش می‌دهد.

در این رهگذر، بازگشت به جنگ و بمباران برای ترامپ درگیری گسترده‌تری به ارمغان خواهد آورد و ای بسا تنگه باب‌المندب هم بسته شود و او را بیشتر به پرتگاه سقوط و استیضاح نزدیک می‌کند. هر چند که عقب‌نشینی هم به معنای پذیرش شکست خواهد بود، بنابراین ترامپ در گوشه رینگ و در یک بن‌بست استراتژیک گرفتار شده و راهبردها و گزینه‌های واهی و بعضاً پرهزینه و فاقد هرگونه دستاوردی پیش روی دارد. به‌طوری که نه احتمال پیروزی برایش متصور است و نه خروج شرافت‌مندانه از این مهلکه میسر خواهد بود.

اما سناریوی جدید ترامپ و تیر آخر ترکش او تمرکز بر داخل ایران و فشارهای اقتصادی همراه با گرانی و تورم و بی‌ثبات‌سازی نظام اقتصادی کشور از طریق محاصره دریایی ایران است. ای بسا که او تصریح کرده که محاصره دریایی از جنگ و بمباران بهتر است، زیرا عواقب این محاصره دریایی موجب عدم فروش نفت ایران شده و غیرمستقیم بستر ایجاد شکاف و تفرقه در آحاد مردم و مسئولان را فراهم خواهد کرد و کشور دستخوش دوقطبی و چنددستگی شود، تا شاید ترامپ بتواند از این آب گل‌آلود برای خود ماهی بگیرد و راه برون‌رفت آبرومندانه‌ای از این مهلکه پیدا کند.

ترامپ در این طرح، نخست جنگ رسانه‌ای و روانی را آغاز کرده تا بلکه بتواند شکست میدان نظامی را در میدان رسانه جبران کند. او با شبهه‌پراکنی و نشر اخبار کذب در پی آن است تا اتحاد و انسجام مردم را تضعیف کرده و بین مسئولان تفرقه بیندازد تا کشور را دچار مشکل و تنش کند.

ترامپ در این سناریو بودجه عمومی ایران را هدف قرار داده، تا با اخلال در نظام اقتصادی کشور، احتمال جنگ را کاهش دهد و وارد جنگ دیگری نشود تا شاید هزینه‌هایش سرسام‌آور بالا نرود. او بودجه عمومی کشور را هدف قرار داده تا دولت بخش درآمدی خود را از دست داده و در پرداخت حقوق کارکنان و تأمین مایحتاج مردم و کالاهای اساسی به غیر از بنزین دچار چالش کند. ترامپ سوادی این را دارد که با فشارهای داخلی تیم مذاکره‌کنندگان ایرانی را در مذاکرات مجبور به پذیرش شروط حداکثری او کند و انعطاف بیشتری نشان دهند. اما غافل از اینکه مردم ایران آزمون خود را پس داده و به مصداق: « آزموده را آزمودن خطاست» مجددا نباید این خطای راهبردی را تکرار کند و مردم به فضل خداوند این پیچ تاریخی را هم با موفقیت پشت سر خواهند گذاشت.

اما آن چه مسلم است، تاکنون علت‌العلل شکست دشمن در این جنگ نامتقارن و ترکیبی را باید در حفظ انسجام اجتماعی و وحدت ملی دانست. کلیدواژه اصلی این پیروزی‌ها را باید در حضور شکوهمندانه مردم در خیابان‌ها و میادین جست‌وجو کرد؛ البته دشمن هم با آگاهی از این اسم رمز ایرانی‌ها، تلاش می‌کند تا وحدت و انسجام ملی و اعتماد عمومی را هدف قرار دهد.

پس در این بزنگاه تاریخی و جهت مقابله با سناریوی جدید تفرقه‌انداز ترامپ، حفظ انسجام اجتماعی و همبستگی ملی از اوجب واجبات به‌شمار می‌آید.

کمال جوانمرد، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی

انتهای پیام
captcha