
حیدر کسمایی، پیشکسوت قرآنی کشور در واکنش به مواضع اخیر مشاری العفاسی قاری کویتی علیه ایران در جریان جنگ رمضان با استناد به آیات و روایات به تبیین جایگاه حقیقی قاری و نسبت میان تلاوت، تدبر و عمل پرداخت و گفت: صرف خواندن قرآن، انسان را قرآنی نمیکند؛ بلکه آنچه معیار خواهد بود، نفوذ حقیقت قرآن در جان و رفتار انسان است.
وی با اشاره به تقسیمبندی قاریان قرآن در روایات اسلامی اظهار کرد: در احادیث، قاریان به گروههای مختلفی تقسیم شدهاند. در یکی از این روایات که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده، آمده است: «مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ وَلَم یَعمَل بِهِ وَآثَرَ عَلَیهِ حُبَّ الدُّنیا وَزِینَتَها استَوجَبَ سَخطَ الله»؛ یعنی کسی که قرآن را بیاموزد، اما به آن عمل نکند و محبت دنیا و زینتهای آن را بر قرآن مقدم بدارد، خشم الهی را برای خود واجب کرده است. در ادامه روایت نیز آمده است که چنین فردی در مرتبه کسانی قرار میگیرد که کتاب خدا را پشت سر انداختند.
کسمایی افزود: در روایت دیگری، امام محمدباقر(ع) قاریان را به سه دسته تقسیم میکنند؛ گروهی که قرآن را وسیله کسب دنیا و تقرب به حاکمان قرار میدهند و با آن بر مردم فخر میفروشند؛ گروهی که الفاظ و حروف آن را حفظ میکنند، اما حدود و احکام آن را تباه میسازند و گروه سوم کسانی هستند که قرآن را مرهم دل خویش میکنند، شبهایشان را با آن زنده نگه میدارند، تشنگی روز را برای آن تحمل میکنند و در محراب عبادت با آن قیام دارند. به تعبیر امام، این گروه سوم برترین قاریاناند.
وی ادامه داد: امام صادق (ع) نیز در روایتی میفرمایند: «مَن دَخَلَ عَلَى إِمامٍ جائِرٍ فَقَرَأَ عَلَیهِ القُرآنَ یُریدُ بِذلِکَ عَرَضاً مِنَ الدُّنیا لَعَنَهُ اللهُ بِکُلِّ حَرفٍ عَشرَ لَعنات»؛ یعنی قاریای که نزد حاکم ظالم برود و قرآن بخواند تا به متاع دنیا برسد، برای هر حرفی که تلاوت میکند ۱۰ لعنت بر او فرستاده میشود.
این پیشکسوت قرآنی با استناد به آیه «وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ» از سوره مبارکه هود تصریح کرد: قرآن صراحتاً نهی میکند از اینکه انسان به ظالمان تکیه یا حتی تمایل پیدا کند. وقتی کسی به ظلم و ظالم رضایت دهد، خود را در معرض آتش الهی قرار داده است. سؤال اینجاست که آیا این قاری کویتی ظلمهای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه مردم بیدفاع غزه و فلسطین را ندیده است؟ اگر دیده، چرا بهجای محکوم کردن ظلم، در موضع حمایت از ظالمان قرار گرفته است؟
وی افزود: در ماجرای نخست، زمانی که درباره یمن موضعگیری کرد، شاید برخی آن را چندان جدی نگرفتند، اما امروز دیگر مسئله روشنتر شده است. این فرد به جای اینکه ظلم را نکوهش کند، درست در نقطه مقابل ایستاده است. این افراد هیچ نسبتی با قرآن ندارند، متأسفانه، بیش از آنکه دغدغه فهم و عمل به قرآن را داشته باشند، در پی دنیا، شهرت و جایگاه هستند. حقیقت قرآن در وجودشان نفوذ نکرده و صرفاً ظاهر و زبانشان رنگ قرآن گرفته است.
کسمایی در پاسخ به این پرسش که آیا چنین رفتارهایی را میتوان نشانهای از مهجوریت قرآن دانست، گفت: در روایات، برای مهجوریت قرآن مصادیق متعددی بیان شده است. یکی از آنها ترک تلاوت و فاصله گرفتن از خواندن قرآن است، اما شاید عمیقترین و خطرناکترین نوع مهجوریت، دوری از فهم، تدبر و عمل به قرآن باشد.
وی ادامه داد: خداوند در سوره مبارکه محمد(ص) میفرماید: «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا»؛ آیا در قرآن تدبر نمیکنند یا بر دلهایشان قفل زده شده است؟ این دقیقاً معنای مهجوریت قرآن است. در طول تاریخ افراد بسیاری بودهاند که قرآن میخواندند، اما حقیقت قرآن در زندگیشان مهجور بود. نمونه روشن آن خوارج هستند؛ کسانی که شب و روز قرآن تلاوت میکردند، اما بهسبب فقدان تدبر و فهم، در برابر حقیقت ایستادند.
وی افزود: در آن دوران، کوفه یکی از مهمترین مراکز قرآنی جهان اسلام بود؛ تا آنجا که سه نفر از قراء سبعه از کوفه برخاستند، اما همین جامعه قرآنی، بهدلیل فاصله گرفتن از فهم حقیقی قرآن، شاهد فاجعهای، چون کربلا شد. اگر تدبر در قرآن وجود داشت، هرگز آن حادثه عظیم رخ نمیداد.
کسمایی با اشاره به جریان خوارج در زمان امیرالمؤمنین(ع) تصریح کرد: نقل شده که آنان شبانهروز قرآن میخواندند و از شدت سجده، پیشانیهایشان پینه بسته بود، اما در عمل، از قرآن فاصله داشتند. ما قرآن صامت و قرآن ناطق داریم. قرآن ناطق، یعنی اهلبیت(ع)، به همان اندازه اهمیت دارند که قرآن مکتوب اهمیت دارد، چراکه آنان مفسران حقیقی قرآناند.
وی با اشاره به سرنوشت تاریخی ابوموسی اشعری گفت: او از قاریان بزرگ صدر اسلام بود و صدایی بسیار زیبا داشت. در روایات آمده که پیامبر اکرم(ص) از زیبایی تلاوت او تمجید کردند، اما همه میدانیم عاقبتش چه شد. اینها نمونه افرادی هستند که ظاهرشان قرآنی بود، اما در باطن، مسیر دیگری را پیمودند.
این داور بینالمللی درباره نحوه مواجهه با این قبیل افراد گفت: باید در گذشته هوشیارتر عمل میکردیم. زمانی که افرادی مانند سُدیس در خطبههای خود علیه اهلبیت(ع) و تشیع موضع میگرفتند، باید واکنش جدیتری نشان داده میشد.
وی افزود: من شخصاً در سفرهای مختلف با سُدیس و برخی دیگر از این افراد دیدار داشتهام. جریانهای وهابی اساساً برخی مباحث تخصصی مانند تجوید را بدعت میدانند، از همین رو در حوزههای فنی چندان عمیق نیستند.
این داور مسابقات بینالمللی قرآن با اشاره به اینکه العفاسی در شیوه ارائه تلاوتهای خود، هوشمندانه عمل کرده و بسیاری را که گرایش به مکتب مصری داشتند، به سمت سبک خلیجی کشاند، گفت: برخی چهرهها مانند محمد ایوب دارای اصالت هستند، اما بسیاری دیگر همچون این قاری کویتی چنین پشتوانهای ندارند. مشاری العفاسی البته فعالیت گستردهتری انجام داد؛ آثارش را در استودیوهای حرفهای تولید کرد و با انتخاب شیوهای جذاب، مخاطبان فراوانی جذب کرد، هر چند از نظر فنی و تخصصی، در برخی شاخصها نهتنها قوی نیست، بلکه ضعفهایی نیز دارد.
کسمایی تأکید کرد: امروز باید بهجای صرف گلایه، دست به تولید بزنیم. مهمترین راه مقابله، تقویت و ساماندهی ترتیلخوانی در کشور است. شورای عالی قرآن سالهاست در اینباره نشستهای تخصصی برگزار میکند، اما باید میدان بیشتری به چهرههای تازه داده شود. نهادهایی، چون سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان اوقاف و امور خیریه و شورای عالی قرآن باید برای تولید آثار فاخر قرآنی سرمایهگذاری جدیتری داشته باشند.
وی ادامه داد: امروز ما نیازمند ترتیلهای تازه با رویکردهای نو هستیم؛ آثاری که بر زیبایی، نَبر، تنغیم و استانداردهای فنی روز تمرکز داشته باشد و مخاطب بینالمللی را نیز در نظر بگیرد. قاریان بزرگی، چون عباس امامجمعه، محمدرضا سعیدیان و محمدرضا پورزرگری سالها پیش ترتیلهای ماندگار و زیبایی ارائه کردند، اما اکنون باید نسل تازهای از آثار نیز تولید شود.
این پیشکسوت قرآنی تصریح کرد: کشورهای خلیج فارس اساساً در تلاوت تحقیق جایگاه ویژهای ندارند و بیشتر به ترتیلهای نماز تراویح شناخته میشوند؛ با این تفاوت که العفاسی همین تلاوت را در استودیو ضبط و حرفهایسازی کرد. در مقابل این ترتیل، ترتیل محفلی که امروز در جمهوری اسلامی ایران رواج دارد، ابتکاری ایرانی است و در سالهای اخیر پیشرفت قابلتوجهی در حوزه نَبر، تنغیم و الحان داشته است.
وی افزود: از اساتید و قاریان توانمند دعوت میکنم بار دیگر با نگاه عمیقتر و رویکردهای نو وارد میدان شوند و ترتیلهایی متناسب با ذائقههای مختلف تولید کنند. مخاطبان بینالمللی قرآن کم نیستند. از اواخر دهه شصت تا دهه نود، ایران یکی از مهمترین مراکز آموزش قرآن برای قرآنآموزان خارجی بود و هزاران نفر از کشورهای مختلف برای فراگیری به ایران میآمدند. هنوز هم بسیاری ترجیح میدهند نزد اساتید ایرانی آموزش ببینند، نه مصریها و نه قاریان خلیجی.
کسمایی گفت: در کشورهای خلیج فارس صدها ترتیل منتشر شده است؛ قوی و ضعیف، اما تنوع بالایی دارند. در حالی که ما در کشور، بهویژه در میان نسل جوان، ظرفیتهای فراوانی داریم که کمتر به آنها میدان دادهایم. اکنون بهترین فرصت است که مسئولان فرهنگی و قرآنی کشور با عزمی جدیتر به سمت تولید گسترده آثار فاخر بروند.
وی با اشاره به برخی نمونههای موفق داخلی اظهار کرد: آثاری مانند ترتیل محسن یاراحمدی با بهرهگیری از آواز ایرانی و توجه به نَبر و تنغیم، نشان داد که میتوان رویکردهای تازه و اثرگذار ارائه کرد. همچنین ترتیل مسعود عنایتیمقدم از نمونههای ارزشمند و در عینحال مغفولمانده است. این آثار باید حمایت و معرفی شوند، زیرا بهترین پاسخ به کسانی است که قرآن را ابزار شهرت و همسویی با ظالمان کردهاند.
کسمایی تصریح کرد: امروز کاملاً روشن است که مشاری العفاسی به ظالمان تمایل پیدا کرده است. کشورهایشان به پایگاه قدرتهای ظالم تبدیل شدهاند؛ همان کشورهایی که از خاک آنها علیه مردم ما اقدام شده و کودکان و فرماندهان ما به شهادت رسیدهاند. چگونه ممکن است یک قاری قرآن در برابر ظلم علیه همدینان خود سکوت کند و حتی در موضع حمایت از ستمگران قرار گیرد؟
وی بار دیگر تأکید کرد: بهترین و مؤثرترین راه مقابله با چنین جریانهایی، تولید آثار فاخر، عمیق و جذاب قرآنی است؛ آثاری که هم از نظر فنی در سطح بالا باشند و هم روح قرآن در آنها جاری باشد.
این داور مسابقات بینالمللی قرآن به دغدغههای قرآنی رهبر معظم انقلاب اشاره کرد و گفت: هرچه درباره نگاه قرآنی رهبر انقلاب گفته شود، باز هم کم است. حمایتهای ایشان موجب شد جمهوری اسلامی ایران در عرصه قرائت و علوم قرآنی به جایگاهی برسد که امروز میتوان با اطمینان گفت بسیاری از قاریان ایرانی، چه از نظر علمی و چه از نظر صوت و لحن، در سطحی بالاتر از بسیاری از قاریان کشورهای دیگر، حتی مصر، قرار دارند.
وی افزود: رهبر معظم انقلاب همواره بر سه محور اساسی تأکید داشتهاند؛ نخست، عمومیسازی تلاوت قرآن و انس مردم با قرائت روزانه، حتی در حد یک صفحه و در سطح صحیح و قابل قبول. دوم، توجه جدی به حوزه تخصصی قرآن و حمایت از نخبگان و قهرمانان قرآنی. ایشان حتی در مباحث فنی نیز ایدهپردازی میکردند که یکی از نمونههای آن «مهندسی تلاوت» است؛ و سوم، تأکید بر فهم، تدبر و مأنوس شدن حقیقی با قرآن.
کسمایی در پایان خاطرنشان کرد: اگر این سه محور بهدرستی مورد توجه قرار گیرد، میتوان بنیان و شاکلهای مستحکم و عمیق برای فرهنگ قرآنی کشور ترسیم کرد؛ فرهنگی که در آن، قرآن نهفقط بر زبان، بلکه در جان و رفتار انسانها جاری باشد.
انتهای پیام