کد خبر: 4351773
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۸
یادداشت

معماری مذاکره در عمق استراتژیک؛ تبلور دست برتر ایران و برادری میدان و دیپلماسی

معماری مذاکره در عمق استراتژیک؛ تبلور دست برتر ایران و برادری میدان و دیپلماسی

به قلم احمد زرنگار، فعال قرآنی و رسانه‌ای و عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما

وقتی میز مذاکره با قدرت‌های مداخله‌گر فرامنطقه‌ای در پایتخت کشور‌های پیرامونی چیده می‌شود و سخن از توقف تنش یا تنظیم مناسبات جدید به میان می‌آید، فهم این صحنه نیازمند نگاهی فراتر از ظواهر دیپلماتیک است. آنچه در پس این تصاویر جریان دارد، تبلور «اقتدار ملی» و بازتاب دست برتر کشوری است که طی سال‌های اخیر، با پیوند هوشمندانه قدرت سخت و نرم، معادلات غرب آسیا را دگرگون ساخته است.

جمهوری اسلامی ایران امروز نه صرفاً یک بازیگر منطقه‌ای، بلکه یکی از اضلاع مؤثر در معماری امنیتی و سیاسی منطقه است؛ جایگاهی که حاصل ایستادگی، خوداتکایی، سرمایه انسانی، عمق راهبردی و عقلانیت سیاسی است. چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ»؛ هر آنچه در توان دارید از قدرت فراهم سازید. این فرمان الهی، منطق بازدارندگی و آمادگی را در اندیشه اسلامی تبیین می‌کند.

نخستین مؤلفه این اقتدار، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران و اشراف راهبردی بر تنگه هرمز است. این گذرگاه حیاتی، صرفاً یک مسیر دریایی نیست، بلکه شریان انرژی جهان و یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئواکونومیک در نظام بین‌الملل به شمار می‌رود. هر قدرتی که بتواند بر چنین گلوگاهی اثرگذار باشد، در مناسبات جهانی صاحب وزن و قدرت چانه‌زنی خواهد بود. از این رو، دیپلماسی ایران بر بستری از واقعیت‌های میدانی و ظرفیت‌های راهبردی استوار است، نه بر تعارفات سیاسی.

دومین رکن قدرت ایران، عمق استراتژیک و شبکه هم‌پیمانان منطقه‌ای است؛ ظرفیتی که در ادبیات سیاسی از آن به عنوان جبهه مقاومت یاد می‌شود. این شبکه، هزینه هرگونه ماجراجویی و بی‌ثبات‌سازی را برای دشمنان افزایش داده و موازنه قدرت را به سود ملت‌های منطقه تغییر داده است. قرآن کریم درباره پیوند مؤمنان می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»؛ مؤمنان با یکدیگر برادرند. این برادری، هنگامی که در عرصه سیاسی و امنیتی معنا می‌یابد، به هم‌افزایی قدرت و شکل‌گیری بازدارندگی جمعی منجر می‌شود.

سومین نکته، نسبت «میدان» و «دیپلماسی» است. برخی می‌کوشند میان این دوگانگی مصنوعی ایجاد کنند، حال آنکه تجربه سال‌های اخیر نشان داده است میدان و دیپلماسی دو بازوی مکمل یک حقیقت‌اند. دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت ملی، به خواهش سیاسی فروکاسته می‌شود و میدان بدون ترجمان دیپلماتیک، از بهره‌برداری راهبردی بازمی‌ماند. هنر حکمرانی آن است که این دو ظرفیت در کنار یکدیگر قرار گیرند و منافع ملی را تأمین کنند. به تعبیر قرآن: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»؛ همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید.

در این چارچوب، مذاکره نه نشانه ضعف، بلکه جلوه‌ای از اعتماد به نفس ملی است. کشوری که از مؤلفه‌های قدرت برخوردار نباشد، پشت میز مذاکره نیز دستی خالی خواهد داشت؛ اما کشوری که ظرفیت بازدارندگی، انسجام داخلی، نفوذ منطقه‌ای و سرمایه مردمی دارد، مذاکره را به ابزاری برای تثبیت منافع خود تبدیل می‌کند. از همین منظر است که هر توقف تنش یا توافق مقطعی، زمانی ارزشمند است که در امتداد اقتدار ملی تعریف شود.

واقع‌گرایی سیاسی نشان می‌دهد زبان دیپلماسی، زمانی نافذ و مؤثر خواهد بود که بر شانه‌های قدرت بایستد. جمهوری اسلامی ایران هرجا مقتدر بوده، در گفت‌و‌گو نیز دست بالا را داشته است. آینده منطقه نیز نه با تحمیل بیگانگان، بلکه با نقش‌آفرینی قدرت‌های اصیل و مستقل رقم خواهد خورد. ایران، با اتکای به همین منطق، همچنان یکی از بازیگران تعیین‌کننده این آینده خواهد بود.

انتهای پیام
captcha