کد خبر: 4351976
تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۹
یادداشت

نماز؛ خادم و محافظ ایمان

نماز؛ خادم و محافظ ایمان نماز نرم‌شدن و خم‌شدن است در برابر عظمتی سترگ و فلسفه ادای نماز، خادم و تقویت‌کننده ایمان و محافظت از آن، قوت معنوی و دریافت انرژی برای استمرار ارتباط با خالق هستی و مبارزه با نسیان و فراموشی را مهیا می‌سازد و برمدار قطب‌نما در طی طریق ما را نگه می‌دارد.

کامل گلباغی، رئیس گروه قرآن و عترت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کردستان

کامل گلباغی، دبیر شورای اقامه نماز فرهنگ و ارشاد اسلامی کردستان در یادداشتی تحت عنوان «نماز؛ نور چشم و محافظ ایمان» که در اختیار خبرگزاری ایکنا قرارر داده به اهمیت ادای نماز پرداخته است که در ادامه تقدیم مخاطبان ایکنا می‌شود؛

فقال رسول الله(ص): «حبب الی من دنیاکم ثلاث: النساء و الطیب و جعلت قره عینی  فی الصلاة؛ در دنیای شما محبت سه چیز را خداوند در سرشتم بنهاد زن و بوی خوش و نور چشمم را در نماز گذارد».

چگونه نماز باعث روشنی چشم می‌شود؟ چون نماز «دیدار» است. نماز گفت‌وگوی آدمی با خداست و نماز یاد خداست و هرکس خدا را یاد کند، همنشین خدا باشد و خدا نیز همنشین اوست، و همنشین خدا دارای دیده تیزبین است. نور دیده او دیدن معشوق است. این دیدار به او آرامش می‌دهد، از این‌رو هنگامی چشم عاشق به چهره معشوق می‌نگرد به چیز دیگری نظر نمی‌افکند و تنها معشوق را می‌بیند و بس برای همین است که در نماز از نگریستن به این سوی و آن سوی و اندیشیدن درباره چیزهای دیگر بازداشته شده‌ایم. آدمی در نماز باید به هوش باشد که مبادا اهریمن چیزی از نماز او برباید و نگذارد که انسان معشوق خویش را ببیند و ...

نماز یکی از پنج ستون دین است. چهار اصول دیگر(روزه، زکات، حج و جهاد) مهم‌اند اما نماز دیگر عبادات را استوار و پابرجا نگه می‌دارد. حج در طول عمر یک بار واجب است و روزه یک ماه فرض و زکات مخصوص افرادی خاص است اما نماز روزانه پنج بار و دائمی و هرگز نباید ترک شود.

نماز گرچه طهارت جسمی و روحی است اما فلسفه ادای آن برای پاکی نیست، زیرا خیلی‌ها اهل نمازند ولی پاک نیستند. نماز چه مشکلی را از مشکلات انسان حل می‌کند؟

نماز که به عربی صلاه گویند – صلو یعنی نرم‌شدن، انعطاف‌پذیرشدن. صل صاف کردن و از صافی گذراندن است. دانه و خاک باهم مخلوط می‌شوند، هسته و دانه پس از ممزوج شدن و صافی گشتن طی شرایطی رشد و نمو صورت می‌گیرد و ثمر می‌دهد.

در قرآن کریم دستور به اقامه نماز داده شد نه قرائت و خواندن. خواندن با درک و فهم باید صورت پذیرد اما اقامه، مناسکی غیر زبانی است، برای حیات بخشیدن به مفاهیم جاری بر زبان. 

نماز در زبان پهلوی قدیم با واژه نما – همان زبان اورامی فعلی - نماک یعنی نم و خم شدن. در شاهنامه فردوسی هم نماز به معنی خم‌شدن آمده است و می‌گوید نماینده خسروپرویز نزد رستم آمد(خسرو پرویز نماز کرد، یعنی خم شد.)

به رسم نماز آمدندیش پیش                و از او برگرفتند آیین خویش
نه آسیمه گشت و نه پرسید راز              نیایش کنان رفت وبردش نماز
بروکرد زال آفرین دراز                           ستودش فراوان وبردش نماز

فلسفه و کارکرد نماز چیست و چرا باید نماز خواند؟

نماز تشکر از صاحب نعمت است و نماز خادم ایمان است؟ نه اصل ایمان. ایمان چیست؟ رابطه صمیمی با خدا را ایمان گویند. اتصال به سرچشمه وجود. تصور کنیم که طفلی در گهواره دزدیده می‌شود، اما پس از بزرگ‌شدن به‌دنبال والدینش می‌گردد، این کودک پس از یافتن والدین حالت خاصی دارد. در دریای پرتلاطم‌، به پناهگاه رسیده و در فضای امنی است این حالت را ایمان گویند. یعنی آرام گرفتن. دریای گل آلود وقتی صاف شد چیزهای جدیدی دیده می‌شود، در حوزه ایمان هم چیزهایی مشاهده می‌گردد که بدان تجربت ایمانی گویند. کشفیات معنوی اولیای در نماز رخ می‌دهد. نمونه‌های فراوانی در تاریخ هست که یا ساریه الجبل الجبل حضرت عمر ابن الخطاب(رض) و درآوردن تیر از پای حضرت علی(ع) از این نمونه‌هاست.

تجربیات ایمانی، باعث ایجاد «خشیت» می‌شود نه خوف‌، خوف با خشیت تفاوت دارد. خوف در درون زاهد موج می‌زند. او از خود هراسناک است. خوف ترس نیست بلکه خوف، ناشی از وجود یک غم است. اما خشیت، مواجهه با یک امر عظیم است‌. اما وقتی آدمی تحت تأثیر مافوق قرار گرفت، هیبتی وی را فرا می‌گیرد و آن خشیت است. برای تبیین با مثالی موضوع را می‌شکافیم؛ شیری آهویی را دنبال می‌کند، آهو می‌گریزد، تا می‌گریخت دوتن بودند یکی آهو و دیگری شیر. اما وقتی به هم رسیدند آهو نماند موجودیت شیر موجودیت آهو را بر فنا کرد مواجهه ما با خداوند در نماز باید چنین حالتی باشد. انسان بیمناک از عاقبت خودش است. انسان از دو چیز خوفناک است زیرا هرچه باشی در دو دروازه باید سرخم کنی یکی در لقاء‌الله و دومی در مواجهه با مرگ. زیرا توانایی مقاومت را نداری، زورت نه به خدا و نه به مرگ نمی‌رسد. انسان وقتی ضعف و ناتوانی خویش را دید، متواضع و فروتن می‌گردد و خود پنداری را ویران می‌سازد.

آدمی در رویارویی با خدا خشیت پیدا می‌کند، مانند حضرت موسی(ع) در کوه طور.

حضرت موسی(ع) برایش خشیت حاصل شد. همان طور که انسان در برابر عظمت دیدن هستی و کهکشان به دلیل رسیدن به آگاهی بدان دست می‌یابد. تجربه خشیت همراه(اعتماد) و (توکل) است. چون مواجهه حضرت موسی(ع) و فرعون. او به کاخ فرعون برده می‌شود؟ رودخانه و دریای نیل به یاریش می‌آیند چراکه اعتماد و توکل را پیشه خود ساخته بود. آری ایمان گوهر است و نیاز به صدف دارد تا محافظت شود. ایمان چیست؟ ایمان از ریشه امن یعنی امنیت و آسایش. ایمان کم و زیاد می‌شود. ایمان به صاحبش انرژی می‌دهد تا راه را طی کند. ایمان مانند کوبیدن دری است که بلاخره سری بیرون می‌آید.

گفت پیامبر(ص) که چون کوبید دری           عاقبت ز آن در بیرون آرد سری

تا زمانی‌که در نماز هستی، درب خدا را می‌کوبی و سری برون خواهد آمد. ایمان حرارت می‌بخشد مانند آهن نسبت به آتش. نزدیکی این دو با هم چیز دیگری حاصل می‌گردد. حالت ما در ایمان مثل حالت مادر نسبت به بچه است. همواره دلهره دارد که آسیبی نبیند. مثل برگ درختان در پاییز که به بادی بسته است که گر بوزد بر زمین افتند. این است که نباید به سلامت ایمان خویش مغرور شد و باید همواره زمزمه کنیم ربنا افرغ علینا صبرا و... وثبت اقدامنا. 

مؤمن کیست؟ کسی که به روح فرد دیگری امنیت و آرامش می‌بخشد. خودش آرام و دیگران را هم از آن بهره‌مند می‌گرداند. نماز خادم ایمان می‌شود تا ضایع نگردد.

نماز چگونه خادم ایمان می شود؟

برای دست‌یابی به مقصود به تمثیل گردورا از زبان عارفی  تمسک می‌جوییم.

در خرید گردو هدفمان پوست آن نیست، بلکه به‌خاطر مغز گردو می‌خریم و در درخت گردو ما مغز را نمی‌بینیم، بلکه پوسته به مغز خدمت می‌کند تا آسیب نبیند. برخی پوسته گردو را می‌بینند اما مغز را نمی‌بینند. ایمان همان مغز است به ظاهر توجه نکنیم. یا برخی طالب مغز هستند نه پوسته. برای تولید گردو باید پوسته و سایر اجزای درخت گردو وجود داشته باشد، تا مغز گردو را نگه دارند مغز دین، ایمان است و بقیه خادم آن هستند. نماز انرژی معنوی برای زنده نگه داشتن ارتباط با خداست. هر رابطه‌ای نیاز به استمرار دارد، اگر این رابطه محافظت نشود، ایمان تضعیف می‌شود. بنابراین نماز غذای معنوی و تقویت‌کننده رابطه با خداست. برای زنده نگه داشتن این ارتباط پنج وعده باید در روز غذای معنوی تناول کرد. نمونه دیگر خادمی نماز به ایمان، مبارزه با نسیان و فراموشی است. نماز ذکر است (طه/ 14) مشغله‌های دنیایی ما را گرفتار کرده است و ما را از رسیدن به مراتب عالی باز می‌دارد. ما گاهی در این وادی پرهیاهو گم می‌شویم و نیاز به قطب نما داریم تا دوباره بر مسیر برگردیم و آن نماز است.

نماز نرم‌شدن و خم‌شدن است در برابر عظمتی سترگ و فلسفه ادای نماز، خادم و تقویت‌کننده ایمان و محافظت از آن، قوت معنوی و دریافت انرژی برای استمرار ارتباط با خالق هستی و مبارزه با نسیان و فراموشی را مهیا می‌سازد و برمدار قطب‌نما در طی طریق ما را نگه می‌دارد.

به امید ادای چنین نمازی.

انتهای پیام
captcha