
به گزارش ایکنا از آذربایجانشرقی، علامه شيخ محمدتقی شوشتری، فرزند شيخ محمدكاظم، فرزند شيخ محمدعلی، فرزند آيتالله شيخ جعفر شوشتری، در سال ۱۳۲۰ه.ق (۱۲۸۱ خورشيدی) در نجف اشرف متولد شد و در ۷ سالگی خانواده ايشان به شوشتر بازگشت. در سال ۱۳۱۴ شمسی، به علت مخالفت با كشف حجاب، جلای وطن كرده به عتبات مهاجرت کرد و در حوزههای علميه نجف و كربلا به كسب علوم و معارف اسلامی پرداخت. در عتبات با مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی انس و همکاری علمی داشت و در سال ۱۳۲۱ هجری شمسی پس از سقوط رضاشاه به ایران بازگشت و در شوشتر ساکن شد و به انجام وظایف روحانی خود پرداخت و علاوه بر تدریس علوم اسلامی و ارشاد مردم، به تحقیقات و تتبعات خود ادامه داد و آنچه را بر اثر کوششهای شبانهروزی و مجاهدتهای فوقالعاده و مراجعه به کتابخانههای بزرگ و بهرهگیری از محضر اساتید عالیقدر بهدست آورده بود، در صورت آثاری گرانمایه به جهان علم و ادب و عالم اسلام عرضه داشت که در نوع خود کمنظیر بلکه بینظیر و بسیار پر اهمیتاند.
پس از آنکه، رضاشاه از سریر قدرت به زیر کشیده شد، به شهرش شوشتر مراجعت کرد و تا واپسین روزهای عمرش در آن دیار ماند. قاموسالرجال، النجعه (حاشیه شرح لمعه)، بهجالصباغه (شرح نهجالبلاغه)، الأخبار الدخیله، حاشیه مصحف، البدایع، الاوائل، اربعین حدیث، آیات بیّنات، قضاء امیرالمؤمنین، تحقیق پیرامون ابوبصیر، تحقیقی پیرامون دعای ندبه، مقدمه بر توحید مفضّل، تواریخ النبی(ص) و الآل و حاشیه بر توضیحالمسائل از جمله تألیفات علامه شیخ شوشتری هستند.
در طول تاریخ شرحهای مختلفی بر کتاب «نهجالبلاغه» نوشته شده که هر کدام طبیعتاً نقاط قوت و ویژگیهایی دارند؛ از جمله شرحی که علامه محمدتقی شوشتری معروف به شیخ شوشتری با عنوان «بهجالصباغه» نوشته است؛ ایشان در مقدمه کتاب دلیل و انگیزه خود را در شرح نهجالبلاغه چنین بیان میکند که شرحهایی بر نهجالبلاغه امیرالمؤمنین(ع) نوشته شده ولی هر کدام نقاط ضعف و کاستیهایی دارند؛ از جمله به شرح ابن ابیالحدید اشاره میکند که از علمای معتزلی اهل سنت بود و در سده هفتم این شرح را نوشت. همچنین به شرح ابنمیثم بحرانی میپردازد که از علمای شیعه در سده هفتم بود. در مورد آثار دیگر هم میگوید که اینها جامعیت ندارند هر کدام مبتلا به اشکالاتی هستند؛ از اینرو تصمیم گرفتم شرح جامعی بنویسم که این اشکالات در آن نباشد.
همچنین كتاب قضاء اميرالمؤمنين(ع) اولين اثر علامه شيخ شوشتری است که درباره آن گفته است: آن را در ۲۷ سالگی نوشتم و برای چاپ آن ناشر از من طلب هفت فلس نمود كه از عهده مبلغ بر نمیآمدم. سپس آن را نزد ناشر ديگری بردم. به مدت دو روز كتاب را از من گرفت تا آن را بررسی كند. بعد از مدت مقرر كه برای نتيجه نزد او رفتم آن چنان جذب مطالعه شده بود، كه بدون هيچگونه هزينهای چاپ آن را برعهده گرفت. يک نسخه از كتاب قضاء اميرالمؤمنين(ع) را بهعنوان هديه برای پدرم به شوشتر فرستادم. بعدها كه ايشان را در شوشتر ملاقات كردم، به من فرمودند: «مطالبی را در اين كتاب نوشتهای كه برای من تازگی دارد.» این کتاب دارای ۵۵ فصل و در فاصله سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۰ قمری بیش از چهارده بار در نجف و بيروت تجديد چاپ شده است. همچنین كتاب قاموسالرجال در ۱۴ جلد از سوی علامه شیخ شوشتری در زمينه رجالشناسی تألیف شده است.
نکته قابل توجه دیگر، آنکه تا آنجا که برای او امکان داشت، هر سه نوبت نماز را در مسجد و بهصورت جماعت اقامه میکرد. نماز صبح، مغرب و عشاء را در مسجد سیدناصرالدین و نماز ظهر و عصر را در مسجد شاه زید اقامه میکرد. اواخر عمر ايشان به جهت کهولت سن، اقامه نماز برای او در مسجد مقدور نبود، از طرف بعضی از مؤمنین از او تقاضا میشد که برای نماز به مسجد تشریف نیاورند. مرحوم علامه(ره) پاسخ دادند: «من تا آنجا که امکان داشته است، سعی کردهام که حتی یک رکعت نماز را در غیرمسجد بهجا نیاورم و مثال زدند که گاهی از سفری که به شوشتر برمیگشتم، اگر نزدیکیهای اذان بوده است، اول به مسجد رفته نماز خواندهام و بعد از اقامه نماز در مسجد به منزل رفتهام.»
مرحوم علامه شیخ(ره) در کنار تألیف آثار علمی ارزشمند و ماندگار، عارفی به تمام معنا و در عین حال شخصیتی مردمی و اجتماعی بود. این ترکیب کمنظیر از علم، عرفان و مردمداری، علامه را به چهرهای محبوب و ماندگار در تاریخ منطقه تبدیل کرده است. او نهتنها به لحاظ علمی کوهی از حکمت بود بلکه پیر عارف دنیای اسلام بود. آن مرحوم آنچنان به عبادت و خلوت با معبود خود عشق میورزید که وقتی مشغول عبادت میشد گویی در عالم هیچکسی را غیر از خدای متعال نمیشناسد. آن عالم ربانی در رستگاری و عبادتهای خود گوی سبقت را از دیگران ربوده بود. نمازهای یومیه را به جماعت اقامه میکرد و در ایامی که روزگار نقاهت و کهولت را سپری میکرد و نمیتوانست به مسجد برود بیشتر وقت خود را صرف تلاوت قرآن میکرد. این عالم محقق سرانجام در ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۷۴ مصادف با ۱۹ ذیحجه دعوت حق را لبیک گفت و در کنار بقعه سید محمد گلابی به خاک سپرده شد.