
حجتالاسلام والمسلمین محمدمهدی الهوردیها، استادیار دانشگاه پیامنور در گفتوگو با ایکنا از قزوین، در تشریح نظریه خود با عنوان «الگوی معنوی دعا بهمثابه سازوکار رواندرمانی منطبق بر دعای بیستویکم صحیفه سجادیه» که 30 اردیبهشتماه در سیوپنجمین کرسی ترویجی دانشگاه پیام نور قزوین با عنوان «الگوی معنوی ـ درمانی، مبتنی بر پذیرش و تعهد و روانشناسی مثبت با الهام از مضامین دعای 21 صحیفه سجادیه» مطرح شد، گفت: این نظریه پیوند میان سه حوزه معرفتی الهیات اسلامی و بهصورت ویژه صحیفه سجادیه، روانشناسی بالینی معاصر تحت عنوان درمان پذیرش و تعهد (ACT) و جنبش روانشناسی مثبتنگر شکل گرفته است.
وی ادامه داد: دعاهای مختلف یک مکانیسم رواندرمانی دارند، متأسفانه در جامعه ما دعا عموماً برای رفع گرفتاری و حاجتخواهی خوانده میشود، در حالیکه خود دعا اصولاً پالایش روح و روان و هدیه الهی برای سلامت روان فرد و جامعه بوده و دارای فرآیند پیچیده روانشناختی شامل بازتنظیم شناختی، تخلیه هیجانی و مهمتر از همه بازآفرینی معنا است.
این استادیار دانشگاه بیان کرد: جامعه ما نیز مانند جامعه بینالملل مبتلا به انواع اضطرابها، استرسها و مشکلات روانی است، ابزارهای درمانی موجود علیرغم کارآمدی نسبی، فاقد پیوند ذاتی با مبانی جهانبینی توحیدی و نگرش و فرهنگ جامعه ما هستند، از اینرو نیازمند الگوهایی هستیم که هم از پشتیبانی علمی برخوردار باشند و هم با فرهنگ و سنتهای ما هماهنگ باشند.
وی اظهار کرد: غفلت و بیتوجهی به ظرفیت درمانی دعا در حالی است که دعا دارای فرآیند پیچیده روانشناختی است و میتواند بازتنظیم شناختی، تخلیه هیجانی و بازآفرینی معنا را به همراه داشته باشد. بازآفرینی معنا امروز رکن اصلی نظریههای روانشناسی است.
الهوردیها افزود: ایجاد شفافیت میان مرز دین و علم و ترسیم رابطه متکامل این دو بسیار مهم است، این ذهنیت که دین یک چیز میگوید و علم چیز دیگر، ناشی از عدم فهم متقابل است.
وی با بیان اینکه موضوع بحث نظریهپردازی در خصوص الگوی معنوی دعا بهمثابه سازوکار رواندرمانی با تمرکز بر دعای بیستویکم صحیفه سجادیه است، به سؤالات اصلی پژوهش اشاره کرد و گفت: نخست اینکه آیا دعای صحیفه سجادیه، بهویژه دعای بیستویکم آن، ساختاری روانشناختی قابل شناسایی دارد؟ دوم اینکه این ساختار تا چه حد با فرآیندهای درمانی ACT یا مدل PERMA همپوشانی دارد؟ سوم اینکه آیا میتوان یک مدل پنجمرحلهای برای مکانیسم رواندرمانی بر پایه دعا استخراج کرد؟ پاسخ به سؤال سوم مثبت است.
این پژوهشگر روش تحقیق خود را تحلیل مضمون با کدگذاری سهسطحی دانست و افزود: هدف نهایی ارائه یک مدل بومی برای رواندرمانی معنوی بر پایه منابع اسلامی خاصه صحیفه سجادیه است، محدوده پژوهش متن صحیفه سجادیه و بهویژه دعای بیستویکم و چارچوب نظری آن درمان ACT و مدل PERMA است.
الهوردیها در ادامه به معرفی دو رویکرد روانشناختی مبنا پرداخت و تأکید کرد: درمان پذیرش و تعهد (ACT) توسط استیون هیز و همکاران از دهه ۱۹۸۰ توسعه یافته و هدف آن نه حذف رنج از زندگی، بلکه افزایش انعطافپذیری روانی و توانایی حضور کامل در لحظه حال و تغییر یا تداوم رفتار در راستای ارزشهای فردی با وجود افکار و احساسات آزاردهنده است.
وی شش فرآیند اصلی ACT را شامل پذیرش، گسترش شناختی، خود بهعنوان زمینه، تماس با لحظه حال، ارزشها و عمل متعهدانه برشمرد و درباره مدل PERMA نیز بیان کرد: براساس این مدل، سلامت روان صرفاً نبود بیماری نیست، بلکه حضور فعالانه پنج مؤلفه هیجان مثبت، دلبستگی، روابط مثبت، معنا و احساس موفقیت در زندگی است.
این استادیار دانشگاه پیامنور تصریح کرد: صحیفه سجادیه یک سفر روانی ـ معنوی کامل است که از درد به شکر، از انزوا به ارتباط با خدا، از پوچی به معنا و از بیعملی به عمل صالح میانجامد، تلاقی این سه حوزه نشان میدهد در حالی که ACT ابزارهای شناختی و رفتاری برای عبور از موانع درونی فراهم میکند و PERMA مؤلفههای شکوفایی را ترسیم میکند، صحیفه سجادیه بهعنوان منبعی غنی و نظاممند، مفاهیم انتزاعی روانشناختی مدرن را در قالبی قدسی و مبتنی بر جهانبینی توحیدی بازتولید کرده و بعد معنوی را به کمال میرساند.
وی در تشریح همگرایی صحیفه با فرآیندهای ششگانه ACT تأکید کرد: در محور پذیرش، امام سجاد(ع) نه تنها از اعتراف به ضعف، ترس و اندوه اجتناب نمیکند، بلکه آنها را در محضر خدا صریحاً بیان میکند، مفهوم رضایت به قضای الهی و صبر در صحیفه، کارکرد پذیرش فعالانه را دارد، در محور گسترش شناختی و خودِ مشاهدهگر، وقتی امام از افکار منفی و ناامیدیها به خدا پناه میبرد، ناخواسته در حال تمرین گسترش شناختی و فاصله گرفتن از افکار زودگذر است.
الهوردیها گفت: در محور شفافسازی ارزشها و اقدام متعهدانه نیز اوج این تطبیق در دعای بیستم در مکارم اخلاق دیده میشود که امام والاترین ارزشها را بهعنوان قطبنمای زندگی ترسیم میکند.
وی در ادامه به تبلور مؤلفههای شکوفایی در صحیفه اشاره کرد و افزود: در محور هیجان مثبت، شکرگزاری یکی از قدرتمندترین ابزارهای تولید این هیجان و پادزهری در برابر افسردگی و درماندگی آموختهشده است، در محور معنا و غایتشناسی توحیدی، تمام زندگی، رنجها و دستاوردها در ذیل اراده الهی معنا پیدا میکنند، معنایی که هیچ بحران یا ترومایی نمیتواند آن را متلاشی کند، در محور روابط سازنده نیز رساله حقوق امام سجاد(ع) شبکه کاملی از روابط مثبت و حمایتگرانه مبتنی بر کرامت انسانی ترسیم میکند که تضمینکننده بهزیستی اجتماعی است.
الهوردیها به مدل پنجمرحلهای مستخرج از دعای بیستویکم صحیفه اشاره و اظهار کرد: مرحله نخست اعتراف و تخلیه هیجانی است. امام سجاد(ع) در مناجات ذاکرین خمس عشر آورده است: «أستَغفِرُكَ مِن كُلِّ لَذَّةٍ بِغَيرِ ذِكرِكَ، و مِن كُلِّ راحَةٍ بِغَيرِ اُنسِكَ، ومِن كُلِّ سُرورٍ بِغَيرِ قُربِكَ و مِن كُلِّ شُغلٍ بِغَيرِ طاعَتِكَ؛ از هر لذتى جز ياد تو، از هر آسايشى جز همدمى تو، از هر شادمانىاى جز نزديكى به تو، و از هر كارى جز فرمانبرىات، به درگاه تو آمرزش مىخواهم.» این اعتراف صریح سه کارکرد روانی دارد که شامل پذیرش واقعیت گناه بدون انکار، توجیه یا سرزنش دیگران، گسترش شناختی و فاصله میان خود گنهکار و خود حقیقی و همچنین تخلیه هیجانی از طریق گریه و زاری هستند.
وی بیان کرد: پژوهشگر هنری بیکر نشان داده که بیان نوشتاری یا کلامی هیجانات منفی، سیستم ایمنی را تقویت کرده و اضطراب را کاهش میدهد و اعتراف در دعا دقیقاً همین کارکرد را دارد.
این استادیار دانشگاه پیامنور تأکید کرد: مرحله دوم پذیرش و تسلیم فعال است، پس از اعتراف، دعا به پذیرش عمیق رسیده و میگوید خدایا من مستحق عقوبتم اما به رحمت تو باور دارم، این مرحله سه مؤلفه روانشناختی دارد که شامل پذیرش واقعیت، بدون آنکه به درماندگی آموختهشده بینجامد، تماس با لحظه حال و حضور آگاهانه در محضر خدا که مانع نشخوار گذشته و نگرانی از آینده میشود و همچنین تسلیم فعالانه و واگذاری نتیجه به قدرت برتر بهعنوان انتخابی آگاهانه هستند.
وی تصریح کرد: مرحله سوم بازآفرینی شناختی و بازسازی معناست، در این مرحله با یادآوری رحمت واسعه الهی، بازسازی شناختی رخ میدهد، یعنی فرد از فکر نابودی و یأس فاصله میگیرد، رنج گناه از نشانه لعنت ابدی به فرصتی برای توبه و بازگشت تبدیل میشود و خودانگاره از «من گنهکار» به «من امیدوار به رحمت» تغییر میکند، در ACT نیز به بیمار آموزش داده میشود افکار منفی را بهعنوان داستانهایی ببیند که ذهن میسازد.
الهوردیها ادامه داد: مرحله چهارم امید، انگیزش و هیجان مثبت است، عبارت «و لا تقطع رجائی» یعنی خدایا امیدم را قطع نکن. در این دعا، امید را جایگزین یأس میکند، شکرگزاری، امید به رحمت و محبت به خدا هیجانات مثبتی هستند که سیستم روانی را از حالت تهدید به ایمنی منتقل میکنند.
وی بیان کرد: نظریه گسترش و ساختن باربارا فردریکسون، هیجانات مثبت را گسترشدهنده منابع روانی فرد و افزایشدهنده توانایی مقابله با مشکلات میداند.
این پژوهشگر گفت: مرحله پنجم تعهد به تغییر رفتار و اقدام متعهدانه است، این دعا با درخواست یاری برای اطاعت و عمل صالح پایان مییابد، این یعنی دعا انگیزه عمل صالح را ایجاد میکند، در مکتب ACT حرکت در مسیر ارزشها حتی با وجود درد، هدف نهایی درمان است.
استادیار دانشگاه پیام نور در پایان ضمن اشاره به وجوه نوآوری پژوهش خود یادآور شد: این پژوهش از سطح مقایسه تطبیقی فراتر رفته و به سطح نظریهپردازی تلفیقی رسیده است، ما صرفاً نگفتیم دعا شبیه ACT است، بلکه یک مدل جدید از الگوی معنوی دعا ساختیم که هم ریشه در وحی دارد و هم با معیارهای علمی روز ارزیابی میشود.
انتهای پیام