سیره امام هادی(ع) نشان میدهد که مبارزه با ظلم تنها در قیام مسلحانه خلاصه نمیشود، بلکه گاه در حفظ عزت، روشنگری و ایستادگی در برابر مشروعیتبخشی به حاکمان ستمگر معنا مییابد. آن حضرت در سامرا تحت نظارت مستقیم دستگاه خلافت بود، اما همین شرایط را به فرصتی برای تعمیق بصیرت دینی تبدیل کرد(1). یکی از جلوههای مهم این مبارزه، نفی مشروعیت حاکمان جائر بود؛ امام هادی(ع) با موضعگیریهای خود نشان داد که حکومت عباسی از حقانیت و عدالت بیبهره است (2).
ایشان با بهرهگیری از شبکه وکالت، ارتباطی منسجم میان شیعیان و مرکز هدایت دینی برقرار کرد. این شبکه تنها برای پاسخگویی فقهی نبود، بلکه ابزاری برای حفظ انسجام اجتماعی شیعه و مقابله با سیاستهای سرکوبگرانه عباسیان بود(3). در واقع، امام هادی(ع) نشان داد که در میدان ظلم، مهمترین سلاح، سازماندهی آگاهانه و حفظ پیوندهای مؤمنانه است(4).
از دیگر جلوههای مبارزاتی امام هادی(ع)، مقابله با تحریف فکری بود. حکومتهای مستبد برای تثبیت قدرت، به تضعیف اعتماد مردم به مرجعیت دینی روی میآورند. امام(ع) با تربیت شاگردان و تبیین معارف ناب، در برابر این روند ایستاد(5). «زیارت جامعه کبیره» که از آن حضرت نقل شده، تنها یک متن زیارتی نیست، بلکه بیانیهای معرفتی درباره حقانیت ولایت و مرزبندی با قدرتهای غاصب است که در آن شکوه امامت بهگونهای ترسیم شده که خود نوعی مبارزه با استکبار فکری است(6).
امام هادی(ع) به شیعیان میآموخت که در برابر فشار، هویت دینی خود را حفظ کنند. این نوع مبارزه از درون انسان آغاز میشود؛ یعنی نخست باید روحیه تسلیمناپذیری در برابر ظلم در جانها شکل بگیرد تا جامعه در سطح بیرونی نیز مقاوم بماند(3). آن حضرت نه فقط با ظلم سیاسی، بلکه با هر نوع تحقیر انسان مخالف بود و رفتار ایشان نشان میداد که مؤمن حقیقی نباید در برابر زور، ذلت بپذیرد(1). این ترکیب «ایستادگی و اخلاق»، از ویژگیهای برجسته مبارزه در مکتب اهلبیت(ع) است(5). سیره آن حضرت، در حقیقت، مدرسهای برای «مقاومتِ حکیمانه» است؛ مقاومتی که هم اخلاقی است و هم اثرگذار.
فهرست منابع:
1. مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ترجمه رسولی محلاتی، تهران: اسلامیه، 1388، ص 650-655.
2. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب، ج 4، قم: علامه، 1379، ص 401-405.
3. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 1، تهران: دارالکتب الاسلامیة، 1407 ق، ص 497 (باب الاشارة و النص علی ابیالحسن الثالث).
4. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج 2، قم: مؤسسه آلالبیت(ع)، 1417 ق، ص 310-315.
5. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 50، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، 1403 ق، ص 125-130.
6. صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج 2، قم: جامعه مدرسین، 1413 ق، ص 609-615 (متن و سند زیارت جامعه کبیره).
انتهای پیام