هزاران سال است که «تمدن» و «فرهنگ»، همچون دو بال فرشتهگون، جوامع بشری را از ذهن غبار نشسته و شانه زده به نسیانِ روزمرگی به آسمان معنا و هویت پرواز میدهند. «فرهنگ» آن حقیقت نرم، وزین و نفوذناپذیر، نه تنها آینهای برای بازتاب «هویت جمعی»، بلکه نگارخانهای است که در آن، نقاشیهای هزارهای از باورها، آیینها، هنرها و دانشهای یک قوم، به تماشا گذاشته میشود.
«تمدن» نیز، زاییده و زاینده «فرهنگ»، چون رودی خروشان، با خود آوردگاههایی از شکوه و جلال را به ارمغان میآورد و در بستر زمان، نهالهای معرفت را به درختانی تنومند و سایهگستر بدل میسازد.
جوامع کهن، خاصه آنها که چون سرزمینِ جانمان، وطن، ایران، ریشه در اعماق تاریخ دارند، نه فقط روایتگر سرگذشت خویش، که نقشآفرین صحنه بزرگتر تمدن بشری بوده و هستند؛ گویی هر تمدن، صفحهای از کتاب بزرگ انسانیت را میگشاید و ایران، با قلمی زرین و خوشخط، پرخوانندهترین و ماندگارترین اوراق این کتاب را رقم زده است.
«تمدن ایرانی» با آن همه فراز و فرودهای تاریخی، همواره چون چراغی فراوان در شبستان تاریخ بشری درخشیده است؛ از روزگار باستان و تلألو نخستین شعاع نور «آین مهر» با آن شکوه بیهمتای کاخها و راهها و دیوانها؛ تا عصر «ساسانی» با آن تدبیر و دادگری، و از دوران زرین اسلامی با آن افروختگی علم، عرفان و هنر؛ تا روزگار معاصر که ایران، با قامتی استوار و اندیشهای بیدار، در زمره تمدنسازان جهان جای گرفته است. دستاوردهای این سرزمین کهن، نه در مرزهای جغرافیایی محصور ماند و نه در قفس زمان، اسیر گشت؛ بلکه از «رود سِند» تا «کرانههای نیل»، از آسمانخراشهای «سمرقند» تا گنبدهای لاجوردی اصفهان، ردپای فرهنگ و تمدن ایرانی، چون نگینی بر تارک جهان، میدرخشید.
«زبان فارسی» به عنوان بارزترین میراث این تمدن، روزگاری زبان علم و دانش بود و امروز نیز، چونان پلی زرین، دیروز، امروز و فردای این سرزمین را به هم پیوند میزند.
در میان رهبران جهان، شاید هیچکس به اندازه «امام شهید» ما؛ حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، «آقای شهید» انقلاب اسلامی، به مؤلفههای فرهنگی و نقش بنیادین آنها در «هویتسازی» و «تمدنآفرینی» توجه و اهتمام نورزیده باشد.
وجه تمایز ایشان با بسیاری از رهبران سیاسی جهان، نه در قدرت و سیاست، که در عمق نگاه فرهنگساز و دغدغههای معرفتشناختیشان بود. ایشان، خود شاعری خوشذوق و ادیبی زبردست بودند که با تخلص «امین» در وادی شعر گام نهادند و در جستجوی معنا، قلم بر دلها و جانها مینشاندند. «حضرت آقا» نه تنها یک رهبر سیاسی و فقیهی بصیر، بلکه عارفی دغدغهمند و حکیمی هنرآشنا بودند که در همه شئون حیات خویش، از دیدار با شاعران و نویسندگان تا تقریظ بر کتابهای ادبی، از سرودههای نغز خود تا توصیههای مکرر بر «پاسداشت زبان فارسی»، چنان از فرهنگ سخن میگفتند که گویی فرهنگ را نه یک مقوله فرعی، بلکه جانمایه و مغز اصلی «تمدن» و «هویت» یک ملت میدانستند. این نگاه بلند و جامع، ایشان را در قیاس با دیگر رهبران جهان که اغلب به سیاست و قدرت در معنای محدود آن میاندیشیدند، در مرتبهای رفیعتر و والاتر نشان میدهد؛ جایگاهی که در آن، رهبری سیاسی با صیانت از گوهرهای فرهنگی و «پاسداشت زبان و ادب»، در هم آمیخته و تعالی یافته است.
اینک در ایام سوگواری وداع و بدرقه «آقای شهید» ایران زمین، که تمام ایران، از کهنسالان تا کودکان، از کویر تا کوهستان، داغدار و ماتمزده؛ پیکر مطهر «رهبر و امام شهید» خود را با شوری بینظیر و عشقی وصفناپذیر بدرقه میکنند، فرصتی است مغتنم برای بازخوانی و تبیین منظومه فکری آن بزرگمرد تاریخ. از این رو، ایکنا در سلسله گفتوگوهایی که با کارشناسان و متخصصان امر ترتیب دادهایم، میکوشد تا گوشههایی از این منظومه فکری و فرهنگی را، به ویژه در عرصههای ادب، هنر، قرآن و تمدن، برای مخاطبانش به تماشا بگذارد تا راهی را که ایشان با قلم و قدم خویش برای آیندگان ترسیم کردند، بازشناسیم. باشد که این گفتوگوها، اندکی از دریای بیکران اندیشههای آن امینِ زبان و فرهنگ را به ما بنمایاند و در این روزگار سوگ، چون شمعی فرا راه، مسیر بازشناسی هویت خویش را روشن سازد.
اولین بخش این گفتوگوها بر بلندای تبیین منظومه فرهنگی و ادبی «آقای شهید» ایران به گفتوگو با مرتضی توکلی، قائممقام مرکز طبع و نشر قرآن کریم با محور ترسیم و تبیین منظومه فکری، تمدنی و فرهنگی «امام شهید» ما با اتکا بر اُنس و همنشینی با کلامالله مجید اختصاص دارد که در ادامه از خاطر شما میگذرد.
ایکنا - برای گفتوگو بر بلندای محور تأکید همیشگی «آقای شهید» امت ایران بر اصل همنشینی و اُنس با کلامالله مجید به بهانه این ایام که شاهد وداع و بدرقه ملت شریف و نجیب این سرزمین جان، وطن، ایران با ایشان هستیم؛ میخواهم آغاز این گفتوگو را به فرازی از فرمایشهای «امام شهید» امت درباره قرآن کریم مزین کنم. آیتالله خامنهای میفرمایند که «مؤثرترین روش احیا و حفظ قرآن، عمل به آن و قدم گذاشتن در راه آن است. اما قدم گذاشتن در راه قرآن، تنها به تلاوت و خواندن آن ختم نمیشود. بلکه باید سعی کنیم جامعه را براساس قرآن بنا کنیم؛ باید فکر و عملمان را قرآنی کنیم، باید قرآن را باور کنیم و وعدههای قرآن را وعدههایی صدق و حق بدانیم»؛ در همین سرچراغی آغاز این گفتوگو و پیش از آنکه به شکل جزئی درباره جایگاه همنشینی و انس امام شهیدمان با قرآن بگویید، از این بلندا، از این میراث و گنجینه در نگاه «آقای شهید» ایران اسلامی و انقلابی، از زبان شما بیشتر بشنویم. جایگاه قرآن در زیست امام شهیدمان چه بوده است؟
ابتدا و بیش از هر کلام و سخنی؛ عرض تسلیت دارم خدمت یکایک مخاطبان شما در ایکنا و تمامی هموطنان گرامیمان فقدانِ شهادتِ رهبرِ حکیم، فرزانه و بزرگ ما که به حق میشود گفت که تولد، تبلور و حضور چنین شخصیتی فرزانه و حکیم در این سرزمین و تمام جهان شاید سالیان سال تکرار نشدنی باشند.
برای جانِ کلام و در پاسخ به پرسش شما از منظر خود و به تناسب فعالیت و کاری که در «مرکز طبع و نشر قرآن کریم» داریم و منِ کمترین که بیش از دو دهه است که در این مجموعه قرآنی افتخار خدمت دارم با شما و مخاطبان ایکنا همراه خواهم بود.
تأسیس و افتتاح مجموعه «مرکز طبع و نشر قرآن کریم» از برکات ارشادات و راهنماییهای رهبر شهیدمان است. به استحضار شما و مخاطبان ایکنا میخواهم برسانم که امام شهید ما در حوزه قرآن، غیر از مباحث معارفی و مفاهیمی که با ارگانها و نهادهای دیگر داشتند، در خصوص بحث «خوانش قرآن»، «تلاوت قرآن»، و نیز بحث «کتابت و چاپ و نشر قرآن» اهتمام بسیار ویژهای داشتند. کما اینکه مستحضرید، این حوزهها، حوزههای کاملاً تخصصی و مجزایی از مباحث معارفی، مفاهیمی و تفسیر قرآن هستند.
امام شهید ما از همان دوران، شاید پیش از رهبریشان و در دوران ریاستجمهوریشان، بر این امر اصرار داشتند که جمهوری اسلامی ایران نیز باید مانند سایر کشورهای اسلامی، چه در حوزه تلاوت و قرائتهای قرآنی و چه در حوزه کتابت، چاپ و نشر قرآن سرآمد باشد. در سالهای ابتدای انقلاب، اغلب از کتابتهایی که از کشورهای دیگر وارد میشد، استفاده میکردیم. مرکز طبع و نشر قرآن کریم که ما در خدمت شما هستیم، با ارشاد و فرمان امام شهید تأسیس شد تا مصحف جمهوری اسلامی ایران تهیه شود.

اکنون بیش از سه دهه است که این مرکز، تا زمانی که ایشان را در قید حیات بودند و سایه ایشان را بر سر داشتیم، تلاشهای بسیار ستودنی انجام داده و اقدامات ارزشمندی در حوزه کتابت، چاپ و نشر قرآن به انجام رسانده است. این یکی از اقداماتی است که از ایشان به یادگار مانده و این مجموعه امروز وجود دارد. اینکه در حوزه کتابت قرآن در این سه دهه در چه جایگاهی بودیم و به کجا رسیدهایم، چه خدماتی انجام شده، چه تعداد کاتب تربیت شده و چه میزان قرآن در قالبهای مختلف، با خطوط مختلف و با ترجمههای گوناگون آمادهسازی، چاپ و نشر یافته است، خود بخش مجزایی میطلبد که در مورد آن به گفتوگو بنشینیم.
ایکنا - یکی از روایتهایی که در گفتوگوهای مختلف از امام شهیدمان شنیدهایم، چه به واسطه فرمایشات و سخنرانیهای ایشان به هنگام عید نوروز که بسیار پیش میآمد و سنتی دیرآشنا بود و چه حضور شریف ایشان در حرم علی بن موسی الرضا(ع) در نخستین روز عید و چه دیدارهای مردمی و نشستهایی که با اهل قرآن داشتند، همگی بر توصیههای ایشان بر همنشینی و اُنش با کلامالله مجید دلالت دارد. اگر به روایت معصومان(ع) بازگردیم، از بزرگان و ائمه اطهار بارها سفارش شده که پیش از آنکه بخواهید الگویی برای دیگران باشید، خود فاعل به آن امر یا فعل حسنه باشید تا بتوانید دیگران را در ساحت امر به معروف دعوت کنید. وقتی این روایتها را از زبان شما میشنویم، در ساحت جنس همنشینی، انس، ارتباط و روایت امام شهید بر بلندای کلامالله مجید، درمییابیم که نخست ایشان خود فاعل به این امر بودند؛ فارغ از لباس مقدس روحانیتی که بر تن داشتند. شاید بتوانم این واژه را با افتخار و قدرت به کار برم که ایشان به عنوان یک فرد معرفتجو، در ساحت جملات پایانیتان، کاوش بیشتری در ساحت جنس همنشینی و تأکید معظمله بر انس با قرآن، از زبان شما بشنویم؛ چه آنچه در طی حضور دو دهه شما، خود ناظر بودید و چه اطلاعاتی که پیش از آن دارید.
آنچنان که اشاره داشتم، یکی از حوزههای بسیار مورد تأکید امام شهیدمان، بحث «کتابت قرآن» بود. متأسفانه پیش از انقلاب، بحث «کتابت قرآن» به تقریب، روی سوی فراموشی رفته بود؛ به ویژه با پیدایش قلمهای رایانهای و خطوطی که بیشتر در قالب «فونت» ساخته میشوند، کتابت با دست به محاق میرفت و کمکم رو به فراموشی مینهاد. معظمله بر این امر بسیار تأکید داشتند که باید میراث ایرانی-اسلامی خود را احیا کنیم. کما اینکه در دورههای مختلف تاریخی، از صدر اسلام تا دوران قاجار، در هنر و به خصوص هنر «کتاب آرایی» و «کتابت قرآن» در اوج بودهایم و در برخی دورهها بینظیر بودهایم. این هنر همچنان باید ارتقا یابد و یکی از الگوهای قابل پیروی در جهان اسلام شویم تا دیگران از ما الگوبرداری کنند، نه اینکه ما از آنها الگو بگیریم. این خود به خطمشی بسیار مهمی برای ما در مرکز طبع و نشر قرآن کریم بدل شد تا این مسیر را با جدیت پی گیریم.
امروز پس از گذشت این دو دهه، توانستهایم تعداد بسیاری از کاتبان قرآن را تربیت کنیم. کتابتهایی که هماکنون در حال انجام است - این مهم چیزی است که سابق بر این شاهد آن نبودیم - امروز خطوط جدید، الگوهای جدید و کتابتهای جدیدی در حال رقم خوردن است که به اذعان کارشناسان، تحولی شگرف در خوشنویسی ایرانی و کتابت ایران رقم خواهد زد. ما حضور پررنگ بانوان را در این امر داریم؛ چیزی که در طول تاریخ شاید بسیار کمرنگ و به ندرت دیده میشد. پیشتر، تنها افرادی که با مکنت و تمکن مالی میتوانستند به این امر بپردازند، شاهزادگانی یا خطیشاهیانی بودند که به کتابت قرآن میپرداختند؛ عموم مردم ابزاری در اختیار نداشتند و استادی ندیده بودند و نمیتوانستند وارد این حوزه شوند. اما در این حوزه با یاری خداوند و نفسِ گرم امام شهیدمان پس از انقلاب، رشد چند صد درصدی داشتهایم و بانوان، مانند سایر حوزهها، گوی سبقت را از آقایان ربودهاند. این امر را در کتابت قرآن نیز شاهد هستیم.
چند سال پیش، نخستین کتابت جمعی قرآن کریم را توسط بانوان داشتیم؛ گروهی متشکل از 30 نفر از بانوان، هر کدام یک جزء از قرآن را کتابت کردند و مجموعهای نفیس گردآوری شد. این مصحف را به محضر امام شهیدمان اهدا کردیم و ایشان بسیار خرسند شدند و از این امر به نیکی تجلیل کردند و فرمودند که از دستاندرکاران این عمل صالح تشکر شود. خدا را شکر، کاتبان نیز بسیار مشتاق بودند که در دیداری شرف حضور پیدا کنند، ولی متأسفانه این توفیق نصیب ما و آن دوستان نشد. با این حال، همین بزرگوارانی که در آن کتابت جمعی حضور داشتند، تکتک مشغول کتابت شدند و اکنون برخی از آنها کتابت فردی خود را به پایان رساندهاند و در آینده نزدیک، این آثار تقدیم علاقهمندان خواهد شد. این فقط بخشی از برکات حمایتها و هدایتهای رهبر شهید ما در حوزهای بسیار تخصصی و نادر است.

نکته دیگری که باید اشاره کنم و شاید مخاطبان شما نشنیده باشند، این است که «آقای شهید» ما در حوزه پاسداری از میراث ایرانی-اسلامی بسیار اصرار و اهتمام جدی داشتند که آنچه به عنوان میراث ایرانی-اسلامی داریم، در داخل کشور بماند، محفوظ باشد، بر روی آن تحقیق و پژوهش صورت گیرد و به آیندگان معرفی شود. به همین خاطر، هر هدیهای که به ایشان داده میشد، چه قرآن خطی، چه نسخه خطی و چه آثار و ادعیههای مکتوب، بلافاصله به آستان قدس رضوی و به گنجینه اهدا میکردند.
امروزه، حاصل این بیش از سه دهه رهبری شکوهمند ایشان، این است که بیش از 13000 نسخه خطی در آستان قدس رضوی داریم. بخشی از این نسخهها به عنوان هدایای رهبری عظیمالشأن به آستان قدس رضوی ثبت شده است. دوستانی که با بحث اهدای نسخه خطی و وقف آن در میان مجموعهداران، کتابخانهها و نهادها آشنا هستند، میدانند که چنین رقمی به هیچوجه سابقه ندارد. اگر بگوییم رتبه اول در اختیار ایشان است، رتبههای بعدی با اختلاف بسیار بسیار زیاد، شاید به حداکثر 400 یا 500 نسخه برسد! ایشان در دوران حیات پُربرکت خود، در حوزه اهدای قرآنها و نسخههای خطی به آستان قدس، بینظیر عمل کردند.
اگر مخاطبان شما مشرف به مشهد شدند، لازم ست که به حتم به بخش گنجینه هدایای رهبری در آستان قدس رضوی مراجعه کنند و نسخههایی که ایشان اهدا کردهاند را از نزدیک ببینند. از جمله این نسخهها، قرآنهای بسیار زیادی است که در این گنجینه وجود دارد و برخی از آنها در حال معرفی است. همانگونه که شما در طلیعه این گفتوگو اشاره کردید، نسخهای بود که «آقای شهید» ما در سال 1398 به آستان قدس اهدا فرمودند و در ابتدای آن، مطلبی فرمودند که این نسخه از جهت زیبایی خط و وضوح کلمات، شایسته تکثیر و انتشار است. یعنی به نظر ایشان، این نسخه هم از جهت خوانش و هم از جهت زیبایی بصری، نسخهای زیبا بوده و توصیه به انتشار آن فرمودند. آستان قدس نیز اهتمام ویژهای به کار برد و در این چند سال، آن را برای در اختیار عموم قرار دادن آمادهسازی کرد؛ این مسیر با حدیت پیگیری شدو سرانجام در بهار امسال (1405)، کار آن به اتمام رسید، به زیور طبع آراسته شد، در اختیار علاقهمندان و قرآنپژوهان قرار گرفت.
ایکنا - در کنار تأکید شما بر جهد و کوشش برای تراوش مجدد آن میراث کهن ما ایرانیان در حوزه کتابت مصحف شریف؛ آنچه در دوران پهلوی اول و دوم به سمت نابودی و فراموشی میرفت، یا اگر بود، بیشتر حرکتهای خودجوش در ساحت زیست حکیمانه، عارفانه و آغشته به مضامین کلامالله مجید بود، با روایت و تأکیدات امام شهیدمان بار دیگر این مسئله احیا شد. خاصه با رویکرد نگرش هنر ایرانی که خود نماینده سدههای بسیاری در نضج آیات نور و بازتاب کلامالله مجید است. اما حال به بهانه این گفتوگو و طی این روزها که شاهد بدرقه و وداع با پیکر مطهر «آقای شهید» خود هستیم، کمی به بیان خاطرات بپردازیم. شما این افتخار را داشتید که در ساحت گفتوگو و همنشینی با امام شهید، شاگردان فراوانی را که ایشان در مکتب قرآن پروراندند، از نزدیک ببینید. اگر بخواهید میان سیل این خاطرات، یک خاطره برگزینید که در ساحت تأکید، اشاره، ارجاع و ارتباط مستقیم میان کلامالله و امام شهیدمان، برای مخاطبان ایکنا جذاب باشد، آن خاطره چه خواهد بود؟
در این مدتی که شما به طرح این پرسش میپرداختید؛ مرور میکردم این چند سالی را که افتخار شاگردی در محضر امام شهیدمان داشتم. جلسات متعددی پیش میآمد که ما برای گزارش فعالیت مرکز، یا در قالب نمایشگاه، یا جلسات کوچکتر، مشرف میشدیم خدمت ایشان. این نکته کلی را عرض کنم که دقت نظر ایشان برای همه ما به عنوان یک الگو و درس میتواند باشد.
به خاطر دارم در یکی از ادوار «نمایشگاه قرآن» که در ابتدای ماه مبارک رمضان برگزار میشد، وعدهگاه ما قرآنیان با آقای شهیدمان اغلب روز اول ماه مبارک رمضان بود. امسال نیز، یعنی سال 1404، آخرین دیداری که برگزار شد، روز اول ماه مبارک بود. در آن جلسه، قاریان در یک جلسه چهار تا پنج ساعته به تلاوت میپرداختند و ایشان سراپا گوش به قرآن بود و تمام وجود خود را به تلاوت میسپردند. جالب توجه این بود که بسیاری از جوانان و کسانی که در این جلسه بودند، شاید خستگی بر آنها عارض میشد یا میگفتند که کوتاهتر بودن جلسه بهتر است، ولی ایشان با اینکه هم از جهت سنی و هم از جهت کسوت و مشغله، از همه ما بیشتر و قابل قیاس نبودند، آنچنان مؤدبانه پای قرآن حاضر میشدند و بر رحل قرآن مینشستند که برای ما یک درس بزرگ بود. این نشان میداد که ایشان چقدر به قرآن اهتمام دارند.
در کنار این مسئله، هر چند سال یک بار، از همان بحثهایی که در بخش اول گفتوگو تقدیم شد، ما مکلف بودیم هم از جهت علمی و هم از جهت هنری، قرآن و مصحفی را تهیه کنیم که به نام جمهوری اسلامی معرفی شود و بعد منتشر شود. در این سیر گفتوگوها، رفت و برگشتهایی که داشتیم، گزارشهایی ارسال میکردیم و برخی از این گزارشها در جلسات حضوری ارائه میشد. وقتی من این گزارشها را در یک جلسه خدمت ایشان تقدیم کردم، ایشان در حوزه «کتابت قرآن»، آنچنان استحضار ذهنی و حضور ذهن داشتند که هر کلمهای که میگفتم، جستوجویی در ذهن مبارک خود میکردند و سؤالی میپرسیدند. به عنوان نمونه در مورد کلمه «ابراهیم» که در نزد ما، در سوره مبارکه «بقره»، این کلمه به حذف «یا»(ی) نوشته میشود و در باقی سورهها به شکل دیگری، وقتی من گزارش این کلمه را خدمت ایشان میدادم، ایشان میفرمودند که در فلان مصحف، این کلمه به این شکل آمده است. این یعنی اینکه ما که عمر خود را در این موضوع تخصصی سپری کرده بودیم، وقتی به آنجا میرفتیم، انگار ایشان پیش از ما این مطالب را طی کرده و به همه مسائل آشنا و آگاه بودند.
لذا همیشه وقتی میخواستیم حاضر شویم، سعی میکردیم با دست پر برویم؛ یعنی مطالعه کنیم و مطالبی که قرار بود عرض کنیم، از پشتوانه علمی آنها اطمینان داشته باشیم. چون به واقع هر بار حضور محضر امام شهید و صحبت بر بلندای کلامالله مجید نیز ایشان، مباحثهای تام و تمام علمی بود و اشراف و اطلاع ایشان از مسائل، ستودنی بود. در میان سران کشورهای اسلامی، به هیچوجه نمونهای سراغ ندارم که کسی در این حد جزئیات بحث کتابت و نشر قرآن، تا این میزان اشراف و حضور دقیق و جزئی داشته باشد.
حال که بحث به اینجا رسید اجازه میخواهم خاطره دیگری نیز عرض کنم. پس از آنکه کتابتها انجام شد و «دارالکتاب» ما در «مرکز طبع و شنر قرآن کریم» راه افتاد و خوشنویسان متعددی قرآن را کتابت کردند، در ابتدای سال 1404، قبل از «جنگ دوازدهروزه»، نسخهای از قران کریم را که سال گذشته (1403) تمام شده بود، چاپ کردیم. در یک نماز ظهر، خدمت آقا رسیدیم و نماز را پشت سر ایشان خواندیم. پس از نماز، مرسوم بود که ایشان به کسانی که در نماز حاضر بودند، تفقد میکردند. به اتفاق چند نفر از هنرمندان، خوشنویسان و کاتبان، آنجا بودیم. در آن جلسه، این کتابت مورد سؤال قرار گرفت و کاتبی که این قرآن را نوشته بود، توضیحاتی داد.
«حضرت آقا» با همان حضور ذهن دقیقی که عرض کردم، ابراز خوشحالی کردند و فرمودند که با دیدن این اتفاقات، بسیار خوشحال شدم و متوجه شدم که در این زمینه رشد خوبی در حال رخ دادن است. انشاءالله همین مسیر را با استحکام و قدرت بیشتری ادامه دهید و کارهای جدیدتر و بهتری را عرضه کنید.
انتهای پیام