مجتبی گراوند، دانشیار تاریخ اسلام دانشگاه لرستان، در گفتوگو با خبرنگار ایکنا از لرستان، با بیان اینکه مفهوم رهبری در اندیشه اسلامی از بنیادیترین مفاهیم علوم سیاسی اسلام و تاریخ تمدن اسلامی است، اظهار کرد: رهبری در منظومه معرفتی اسلام، صرفاً به معنای اداره یک ساختار سیاسی یا اعمال قدرت نیست، بلکه مسئولیتی الهی و اجتماعی برای هدایت انسان، سامانبخشی به جامعه و تحقق ارزشهای الهی در عرصه زندگی فردی و اجتماعی است. از این منظر، رهبر در اندیشه اسلامی پیش از آنکه مدیر یک نظام سیاسی باشد، هدایتگر جامعه، پاسدار عدالت، حافظ کرامت انسانی و مسئول ایجاد بستر رشد و تعالی مادی و معنوی مردم است. به همین دلیل، مطالعه سیره رهبران دینی باید در چارچوب مبانی قرآن کریم، سیره پیامبر اعظم(ص)، سیره علوی(ع) و تجربه تاریخی تمدن اسلامی انجام شود.
وی افزود: بررسی سیره و اندیشه آیتالله سیدعلی خامنهای از منظر مطالعات تاریخ اسلام نشان میدهد که الگوی رهبری ایشان را نمیتوان صرفاً در قالب نظریههای متعارف مدیریت سیاسی تحلیل کرد، بلکه این الگو تلفیقی از مؤلفههای اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی و مدیریتی است که در امتداد سنت حکمرانی اسلامی قرار میگیرد. در واقع، آنچه در این الگو بیش از هر چیز جلب توجه میکند، تلاش برای ایجاد توازن میان آرمانگرایی دینی و واقعبینی سیاسی است؛ بدین معنا که اصول و ارزشهای اسلامی بهعنوان مبانی ثابت حفظ میشوند، اما شیوه تحقق این ارزشها براساس شناخت دقیق شرایط زمان، نیازهای جامعه و تحولات داخلی و بینالمللی تنظیم میشود. این ویژگی، یکی از مهمترین شاخصهای رهبری در تاریخ اسلام بهشمار میرود.
گراوند تصریح کرد: نخستین مؤلفه این الگوی رهبری، خدامحوری در تصمیمگیری و سیاستگذاری است. در اندیشه سیاسی اسلام، مشروعیت قدرت از پایبندی به عدالت، تقوا و انجام تکلیف الهی سرچشمه میگیرد. به همین دلیل، قدرت در نگاه اسلامی هیچگاه هدف نیست، بلکه وسیلهای برای تحقق عدالت، دفاع از حقوق مردم، حفظ استقلال جامعه و گسترش ارزشهای الهی است. اگر سیره پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین امام علی(ع) را مطالعه کنیم، بهروشنی درمییابیم که آنان حکومت را امانتی الهی میدانستند و هرگز آن را ابزار تأمین منافع شخصی یا گروهی قرار ندادند. در سیره رهبر شهید نیز میتوان همین رویکرد را مشاهده کرد؛ بهگونهای که در منظومه فکری ایشان، انجام وظیفه، حفظ منافع ملی، صیانت از استقلال کشور و دفاع از عزت امت اسلامی همواره بر مصلحتاندیشیهای زودگذر سیاسی ترجیح یافته است.
وی ادامه داد: دومین ویژگی، پیوند میان عقلانیت و معنویت است. یکی از مهمترین آسیبهایی که در تحلیل اندیشه سیاسی اسلام مشاهده میشود، ایجاد دوگانگی میان عقل و دین است، در حالیکه در منابع اصیل اسلامی، عقل یکی از مهمترین ابزارهای فهم دین و اداره جامعه محسوب میشود. پیامبر اکرم(ص) در مهمترین مسائل اجتماعی و سیاسی با اصحاب خود مشورت میکردند و امیرالمؤمنین(ع) نیز در عهدنامه مالک اشتر، مدیران را به دوراندیشی، بهرهگیری از تجربه، شناخت جامعه و پرهیز از تصمیمهای هیجانی توصیه میکنند. در سیره آیتالله سیدعلی خامنهای نیز این پیوند میان عقلانیت و معنویت بهخوبی مشاهده میشود؛ به این معنا که حفظ اصول اعتقادی و ارزشی همواره با تحلیل دقیق شرایط، بهرهگیری از دیدگاه نخبگان، توجه به دانش تخصصی و ارزیابی واقعبینانه تحولات همراه بوده است.
این استاد دانشگاه لرستان با اشاره به جایگاه مردم در اندیشه سیاسی اسلام گفت: یکی دیگر از ویژگیهای برجسته این الگو، مردممحوری و توجه به سرمایه اجتماعی است. در قرآن کریم، کرامت انسان یکی از اساسیترین مبانی حکمرانی است و هیچ نظام سیاسی بدون پشتوانه مردمی از استحکام و پایداری برخوردار نخواهد بود. از منظر جامعهشناسی سیاسی نیز اعتماد عمومی، مشارکت اجتماعی و انسجام ملی، مهمترین سرمایه هر نظام سیاسی محسوب میشود. در سیره آیتالله سیدعلی خامنهای، تأکید مستمر بر نقش مردم، مشارکت عمومی، اعتماد به ظرفیتهای داخلی، تقویت وحدت ملی و حفظ انسجام اجتماعی، نشاندهنده جایگاه محوری مردم در فرآیند حکمرانی است. این نگاه، امتداد همان سیره نبوی(ص) و سیره علوی(ع) است که مردم را نه ابزار قدرت، بلکه صاحبان اصلی جامعه اسلامی میداند.
وی افزود: از منظر تاریخ اسلام، آیندهنگری یکی از شاخصهای رهبران تمدنساز است. رهبران بزرگ تاریخ اسلام همواره علاوه بر حل مسائل روز، افقهای بلندمدت جامعه اسلامی را نیز مدنظر قرار دادهاند. در سیره رهبر شهید نیز این نگاه آیندهنگرانه بهوضوح قابل مشاهده است. تأکید بر توسعه علمی، تقویت فناوریهای راهبردی، حمایت از پژوهش، گسترش اقتصاد دانشبنیان، تربیت نسل جوان، توجه به اقتدار فرهنگی و حفظ استقلال کشور، همگی نشان میدهد که مدیریت جامعه صرفاً محدود به حل مسائل جاری نیست، بلکه باید زمینهساز پیشرفت نسلهای آینده نیز باشد. این رویکرد، یکی از مهمترین مؤلفههای حکمرانی تمدنی در اندیشه اسلامی است.
گراوند ادامه داد: عدالتمحوری، ستون اصلی این الگوی رهبری است. در اندیشه سیاسی اسلام، عدالت نه یک سیاست اجرایی، بلکه روح حاکم بر همه تصمیمها و برنامههای حکومت است. امام علی(ع) عدالت را عامل قوام حکومت و ضامن اعتماد عمومی معرفی میکنند. در تحلیل سیره آیتالله سیدعلی خامنهای نیز عدالت بهعنوان محور سیاستگذاری در عرصههای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و قضایی قابل مشاهده است. تأکید بر مبارزه با فساد، حمایت از محرومان، کاهش فاصلههای طبقاتی، توزیع متوازن فرصتها و مقابله با تبعیض را باید در همین چارچوب نظری تحلیل کرد.
وی با اشاره به نقش اخلاق در حکمرانی اظهار کرد: در مطالعات جدید مدیریت نیز اخلاق یکی از ارکان حکمرانی مطلوب شناخته میشود، اما در اندیشه اسلامی، اخلاق جایگاهی فراتر دارد و اساس مشروعیت رفتار سیاسی را تشکیل میدهد. سادهزیستی، امانتداری، مسئولیتپذیری، تواضع، پاسخگویی، رعایت حقوق مردم و پرهیز از اشرافیگری، صرفاً فضایل فردی نیستند، بلکه سرمایههای راهبردی هر نظام سیاسی به شمار میروند. در سیره رهبر شهید نیز این ویژگیها بهعنوان بخشی از فرهنگ مدیریتی و اخلاق حکمرانی قابل مطالعه است و نقش مهمی در افزایش اعتماد عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی ایفا میکند.
این پژوهشگر تاریخ اسلام افزود: یکی دیگر از ابعاد مهم سیره آیتالله سیدعلی خامنهای، نگاه تمدنی به علم و دانش است. اگر تاریخ تمدن اسلامی را مطالعه کنیم، خواهیم دید که شکوفایی مسلمانان در سدههای نخستین، بیش از هر چیز مرهون توجه به علم، پژوهش، نوآوری و تربیت نخبگان بوده است. از همین منظر، تأکید ایشان بر نهضت تولید علم، مرجعیت علمی، حمایت از دانشگاهها، توسعه پژوهشهای راهبردی و تقویت ارتباط میان علم و نیازهای جامعه، صرفاً یک سیاست آموزشی نیست، بلکه بخشی از پروژه احیای تمدن نوین اسلامی به شمار میرود. در این نگاه، علم نهتنها ابزار توسعه اقتصادی، بلکه یکی از ارکان اقتدار فرهنگی، سیاسی و تمدنی جامعه اسلامی است.
گراوند در پایان اظهار کرد: از منظر مطالعات تاریخ اسلام، سیره و اندیشه رهبر شهید را میتوان نمونهای از بازتولید الگوی رهبری اسلامی در عصر معاصر دانست؛ الگویی که در آن خدامحوری، عدالت، عقلانیت، مردمداری، اخلاق، علمگرایی، آیندهنگری، استقلالخواهی و مسئولیتپذیری در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. این الگو صرفاً به توصیف ویژگیهای یک شخصیت محدود نمیشود، بلکه برای پژوهشگران حوزه تاریخ اسلام، اندیشه سیاسی و حکمرانی اسلامی، یک نمونه قابل مطالعه برای تحلیل چگونگی انطباق اصول ثابت اسلام با نیازها و تحولات جوامع معاصر است. بر همین اساس، بررسی سیره آیتالله سیدعلی خامنهای میتواند به غنای مباحث نظری در حوزه رهبری اسلامی کمک کرده و زمینهای برای فهم عمیقتر نسبت میان دین، سیاست، مدیریت و تمدنسازی در جهان اسلام فراهم آورد.
انتهای پیام