کد خبر: 4362520
تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۹

بازخوانی اعدام شیخ فضل‌الله نوری تا ترور آقای شهید ایران

مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری با تکیه بر زندگینامه شیخ فضل الله نوری و پیام‌های آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، به بررسی پیامد‌های ناگوار سکوت در برابر شهادت مرجعیت پرداخته و بر لزوم خونخواهی به هنگام به‌عنوان یک تکلیف شرعی، عقلایی و راهبردی تأکید می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین عباداله فضلیان‌کاری، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری حجت‌الاسلام والمسلمین عباداله فضلیان‌کاری، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، با ارسال مقاله‌ای به خبرگزاری ایکنا در مازندران با عنوان «بازخوانی اعدام شیخ فضل الله نوری تا ترور رهبر شهید ایران» به رمزگشایی «خون‌بهای مرجعیت در دو برهه تاریخی، با الگوگیری از نهضت عاشورای حسینی» پرداخت.
 
چکیده
 
تاریخ تشیع، همواره با خون علمای مبارز عجین بوده است، اما آنچه سرنوشت یک جامعه را پس از شهادت آنان رقم می‌زند، واکنش مردم و حاکمیت دینی در برابر این حرمت‌شکنی است. اعدام علنی شیخ فضل الله نوری در مشروطه، یکی از تلخترین نمونه‌های سکوت تاریخی است که به‌جای خونخواهی، با انفعال نخبگان همسو و جامعه مواجه شد و پیامد‌های سنگینی تا امروز بر جای گذاشت. در مقابل، واقعه عاشورا با خونخواهی قاطع توابین و مختار، یک مهار تاریخی ایجاد کرد که دشمنان را از تکرار شهادت علنی امامان بازداشت. امروز، با شهادت مظلومانه آیت‌الله خامنه‌ای(رهبر شهید انقلاب اسلامی)، بار دیگر تاریخ در برزخی میان سکوت مشروطه و خونخواهی حسینی ایستاده است. این مقاله با تکیه بر زندگینامه شیخ فضل الله نوری و پیام‌های رهبر معظم انقلاب(حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای)، به بررسی پیامد‌های ناگوار سکوت در برابر شهادت مرجعیت پرداخته و بر لزوم خونخواهی به هنگام به‌عنوان یک تکلیف شرعی، عقلایی و راهبردی تأکید می‌کند.
 
مقدمه
در تاریخ شیعه، دو واقعه عاشورای حسینی و اعدام علنی مجتهد زمان، شیخ فضل الله نوری، بازتاب خاصی دارد که با شهادت مجتهد و ولی فقیه زمان، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، توجهات را به سوی بازخوانی آن دو واقعه جلب کرده است. در هر سه مورد، دشمنان اسلام، یک چهره برجسته دینی را هدف گرفتند تا پیامی روشن بدهند: هر که در برابر سلطه ما بایستد، سرنوشتی چنین خواهد داشت. اما آنچه این سه واقعه را از هم متمایز می‌کند، واکنش جامعه و حاکمیت دینی در برابر این حرمت‌شکنی است.
 
در عاشورای حسینی، تبیین روشنگرانه امام سجاد(ع) و حضرت زینب کبری(س) در کنار خونخواهی قاطع توابین و مختار، یک مهار تاریخی ایجاد کرد که تا قرن‌ها، دشمنان را از شهادت علنی امامان بازداشت. در مشروطه، سکوت حوزه‌های علمیه و بسیاری از علما و جامعه در برابر اعدام شیخ فضل الله نوری، زمینه‌ساز جسارت بیشتر دولت‌های بعدی (رضاخان و پهلوی) به روحانیت شد و راه را برای حذف تدریجی دین از سیاست هموار کرد. امروز، پس از شهادت مظلومانه آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، این پرسش تاریخی دوباره مطرح می‌شود: آیا بار دیگر با سکوت، تاریخ را تکرار می‌کنیم، یا از عاشورا عبرت می‌گیریم و خونخواهی به هنگام را در دستور کار قرار می‌دهیم؟
 
حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در پیام‌های خود، به صراحت بر لزوم غرامت، خون‌بها و انتقام از قاتلان رهبر شهید تأکید کرده‌اند و فرموده‌اند: ما از انتقام خون شهدا صرف‌نظر نخواهیم کرد. این مقاله، با تکیه بر مستندات تاریخی و پیام‌های رهبری، به بررسی پیامد‌های ناگوار سکوت در برابر شهادت مرجعیت پرداخته و راهکار‌های عملی خون‌خواهی به هنگام را ارائه می‌دهد.
 

بخش اول: شیخ فضل الله نوری؛ نماد مرجعیت مبارز

۱. جایگاه علمی و معنوی و اجتماعی شیخ
 
شیخ فضل الله نوری، نه یک روحانی معمولی، که مظهر فقاهت، زهد و مبارزه با استعمار بود. شیخ در خانواد‌های اهل علم به دنیا آمد. پدرش ملا عباس نوری از بزرگان علمای مازندران و دارای اجازه اجتهاد از شیخ محمد کاشف الغطا بود. خود شیخ، پس از تحصیل در تهران و نجف، از شاگردان خاص میرزای شیرازی بزرگ شد. میرزا درباره او فرمود: «بین من و شیخ غیریتی نیست» و او را نفس خود دانست. همچنین میرزا حبیب الله رشتی در اجازه نامه اجتهاد شیخ نوشت: «هرکه شیخ فضل الله را رد کند، در حد شرک است.»
 
شیخ علاوه بر فقه و اصول، در فلسفه (با حاشیه بر شواهد الربوبیه ملاصدرا)، عرفان (با مصاحبت عارف بزرگی، چون ملا فتحعلی سلطان آبادی) و حتی علوم غریبه نیز صاحب نظر بود. او همچنین طبعی شعر داشت و ارادت خود را به اهل بیت(ع) در قالب اشعار نغز به تصویر کشیده بود.
 
شیخ در جریان تحریم تنباکو (۱۲۷۰ شمسی) در کنار میرزای آشتیانی، از ستون‌های اصلی ایستادگی در برابر قرارداد ننگین رویتر بود. او شصت مسئله اقتصادی از میرزای شیرازی پرسید و پاسخ‌های گرفت که بر وجوب حفظ استقلال اقتصادی و تحریم کالا‌های خارجی تأکید داشت. پس از صدور حکم تحریم تنباکو توسط میرزا، شیخ در تهران، استوار پای این حکم ایستاد تا قرارداد لغو شد. جالب است که در آن مقطع، طباطبایی و بهبهانی (دو روحانی مشروطه خواه بعدی) نقشی نداشتند و حتی بهبهانی با تحریم مخالفت کرد.
 
شیخ در کنار این جایگاه علمی و شخصیت کم نظیر سیاسی و اجتماعی، با تهمت‌های ناروایی نیز مواجه بود که مهمترین این تهمت، مخالفت ایشان با تأسیس مدارس جدید بود و این در حالی است که شیخ در آن زمان مبلغ قابل توجهی را برای تأسیس مدارس جدید اختصاص داده بود و بر آموزش علوم دینی در کنار علوم جدید تأکید داشتند و این نشان میدهد که شیخ فضل الله نوری شخصیتی روشنفکر دینی و نواندیش بودند که برای مقاصد سیاسی با ترور شخصیت توسط دشمنان مواجه شدند.
 
۲. مشروطه از نگاه شیخ فضل الله نوری
 
برای درک عمق فاجعه اعدام جناب شیخ، باید نقطه اختلاف ایشان با مشروطه خواهان را به درستی شناخت. شیخ با مشروطه غربی (که در آن قانون فرنگی بر شرع حاکم می‌شد) مخالف بود، اما با مشروطه مشروعه (قانونگذاری در چارچوب شرع) موافق. او معتقد بود که مشروطه رایج، ابزاری برای سلطه بیگانگان و تضعیف روحانیت است. در حالی‌که شیخ بر حاکمیت شرع و نظارت فقها بر قوانین تأکید داشت. این نزاع، صرفاً یک اختلاف فقهی نبود؛ بلکه برخورد دو تمدن و دو گفتمان سیاسی بود: اسلام سیاسی مستقل در برابر سکولاریسم وابسته به غرب.
 
هشدار شیخ کاملاً به‌جا بود؛ زیرا پس از پیروزی مشروطه، بسیاری از روشنفکران غربگرا به صدد کاهش نفوذ روحانیت برآمدند و در نهایت، رضاخان با پشتیبانی همین جریان، حکومت سکولار پهلوی را تأسیس کرد. شیخ، این مسیر را سال‌ها پیشبینی کرده بود و به همین دلیل، پای حرف خود ایستاد تا پای دار.
 
۳. عوامل جسارت (اعدام علنی) به یک مجتهد
 
سؤال اساسی اینجاست که چگونه یک مجتهد جامع الشرایط، در پایتخت یک کشور اسلامی، به‌صورت علنی به دار آویخته میشود و واکنش جامعه، به قدری سرد و انفعالی است؟
براساس قرائن تاریخی، عوامل زیر در جسارت به جناب شیخ نقش داشتند: 
 
الف. حمایت بیگانگان (به‌ویژه انگلیس) از مشروطه خواهان غربگرا: آنها می‌دانستند که شیخ، سدی محکم در برابر نفوذ آنهاست.
 
ب. ضعف حوزه علمیه نجف و تهران: اکثر مراجع و علمای وقت (به جز آخوند خراسانی که اعتراضی کرد، اگرچه دیر و ناچیز)، واکنش قاطعی نشان ندادند. این ضعف تاریخی، به مشروطه خواهان جسارت داد تا دست به کاری بزنند که تا پیش از آن، هیچ کس جرئت انجام آن را نداشت.
 
ج. جو روانی ضد روحانیت: روزنامه‌های آن دوران، شیخ را مرتجع، ضد ترقی و مخالف آزادی معرفی می‌کردند و افکار عمومی را علیه او تحریک می‌نمودند.
 
د. همراهی برخی روحانیون ساده اندیش یا وابسته: بعضی از علما (مانند طباطبایی و بهبهانی) یا ساکت بودند یا با مشروطه خواهان همراهی کردند و این، مشروعیت حذف شیخ را برای افکار عمومی آن روز آسانتر ساخت.
 
اگرچه برخی از این افراد بعد از شنیدن خبر اعدام جناب شیخ ابراز ناراحتی و حتی پشیمانی کردند، اما این همراهی آنان یک مشروعیت شرعی ظاهری به جنایتکاران بخشید.
 
۴. واکنش‌ها نسبت به اعدام شیخ
 
در ۱۳ رجب ۱۳۲۷ قمری، شیخ فضل الله نوری در میدان توپخانه تهران، در حضور جمعیت، به دار آویخته شد. این اولین‌بار در تاریخ معاصر ایران بود که یک مجتهد جامع الشرایط، به‌صورت علنی اعدام می‌شد. این اقدام، پیامی فراتر از حذف یک فرد داشت؛ حذف یک گفتمان دینی مستقل و اعلام برتری قانون غربی بر شرع.
 
در مقابل این جنایت، مردم در کنار علما و روحانیت و حوزه‌های علمیه واکنش قابل توجهی نداشتند:
 
· آخوند خراسانی در نجف، طی نامه‌ای به مشروطه خواهان، این جنایت را محکوم کرد، اما اقدامی عملی برای انتقام صورت نگرفت.
 
· میرزای نائینی و دیگر مراجع نجف، موضعی مبهم و سکوت آمیز داشتند.
 
· در تهران، برخی از شاگردان شیخ، مانند آیت الله سید حسن مدرس، بعد‌ها به مبارزه پرداختند، اما در آن مقطع، حرکتی مؤثر شکل نگرفت.
 
مردم کوچه و بازار نیز که تحت تأثیر تبلیغات ضد روحانیت قرار داشتند، نه تنها عکس العملی نشان ندادند، که برخی حتی این اعدام را حرکتی مترقیانه تلقی کردند و در مجموع علمایی مانند آیت‌الله شیخ عبدالله مازندرانی، شیخ مهدی مازندرانی، آقا نجفی اصفهانی، میرزا محمد حسین نائینی و دیگر علما به ابراز غم و اندوه و عرض تسلیت بسنده کردند و یا مثل نامه اعتراضی مرحوم آخوند خراسانی موقعی صادر شد که کار از کار گذشته بود. (مراجعه به کتاب «تنهای شکیبا» تألیف علی ابوالحسنی معروف به منذر)
 
۵. پیامد‌های ناگوار سکوت در برابر شهادت شیخ
 
سکوت پس از اعدام شیخ، نه یک بی‌تفاوتی زودگذر، که سرآغاز یک زنجیره تاریخی شوم بود:
 
الف. جسارت بیشتر دولت‌های بعدی به روحانیت
 
پس از اعدام شیخ، دیگر هیچ مانع جدی برای حذف فیزیکی علما وجود نداشت. رضاخان، با الهام از همین جسارت، توانست:
 
· کشف حجاب را به اجرا درآورد
 
· آیت‌الله مدرس را تبعید و سپس اعدام کند
 
· حوزه‌های علمیه را تضعیف و علما را به حاشیه براند
 
ب. نهادینه‌شدن جدایی دین از سیاست
 
مشروطه‌خواهان غربگرا، با حذف شیخ، راه را برای حاکمیت قانون فرنگی بر ایران هموار کردند. این روند، تا انقلاب اسلامی(۱۳۵۷) ادامه یافت و حتی پس از انقلاب نیز، جریان‌های غربگرا همواره سعی در تکرار همان الگو داشتند.
 
جالب است که نوه شیخ فضل الله (نورالدین کیانوری) دبیر حزب کمونیست توده شد و نوه دیگرش (سیدحسین نصر) از همکاران فرح پهلوی گردید. این نشان می‌دهد که سکوت تاریخی، نه تنها جبران نمیشود، بلکه نتایج سوء آن تا نسل‌ها باقی میماند.
 
ج. مهاجرت علما به قم و فاصله گرفتن از پایتخت
 
پس از این واقعه، بسیاری از علما، تهران را ترک کردند و به قم رفتند. این مهاجرت، هرچند به رونق حوزه قم انجامید، اما باعث فاصله روحانیت از مرکز تصمیم‌گیری سیاسی شد و تا امروز، این فاصله، یکی از چالش‌های اساسی نظام اسلامی باقی مانده است.
 

بخش دوم: عاشورا؛ الگوی کامل خونخواهی

 
پس از واقعه تلخ مشروطه، این پرسش در ذهن میرسد که: آیا در تاریخ اسلام، حرمت‌شکنی بزرگی رخ داده که تنها به یک جنایت تاریخی ختم نشده، بلکه به الگویی بازدارنده برای آینده تبدیل شده باشد؟
 
پاسخ را می‌توان در عاشورای سال ۶۱ هجری جست‌و‌جو کرد؛ روزی که دشمنان اسلام، نه یک عالم دینی، بلکه نوه پیامبر اکرم(ص) را در برابر دیدگان مردم به شهادت رساندند. آنچه عاشورا را به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل کرد، تنها عظمت مصیبت نبود؛ بلکه دو رخداد تعیین کننده پس از آن بود که اجازه نداد این جنایت در تاریخ به فراموشی سپرده شود و توانستند به یک الگوی بازدارنده و مهار تاریخی تبدیل شوند.
 
نخست؛ تبیین و روشنگری به هنگام
 
برخلاف بسیاری از حوادث تاریخی که حقیقت آنها سال‌ها بعد روشن شد، در ماجرای عاشورا، کاروان اسیران اهل بیت(ع) بلافاصله پس از شهادت امام حسین(ع)، رسالت تبیین را بر عهده گرفت. خطبه‌های آتشین حضرت زینب (س) در کوفه و مجلس یزید، و نیز خطبه‌های روشنگرانه امام سجاد(ع)، پرده از حقیقت برداشت و اجازه نداد حکومت اموی، این جنایت را در پوشش حفظ امنیت یا دفاع از حکومت توجیه کند. همین روشنگری به هنگام، افکار عمومی را بیدار ساخت و زمینه شکلگیری موج اعتراض و بیزاری از حکومت اموی را فراهم کرد.
 
دوم؛ خونخواهی و پیگیری عملی جنایت
 
پس از تبیین حقیقت، جریان خونخواهی امام حسین(ع) نیز آغاز شد. قیام توابین، هرچند از نظر نظامی به پیروزی نرسید، اما نشانه پشیمانی جامعه و آغاز مطالبه خونخواهی بود. پس از آن، نهضت مختار ثقفی توانست شمار قابل توجهی از عاملان و فرماندهان اصلی جنایت کربلا را شناسایی و مجازات کند و این پیام را به جامعه برساند که ریخته شدن خون پیشوای الهی، بی‌پاسخ نخواهد ماند.
 
به نظر می‌رسد مجموعه پیامد‌های عاشورا، از جمله روشنگری گسترده اهل بیت(ع) و قیام‌های خونخواهانه پس از آن، هزینه سیاسی و اجتماعی تعرض آشکار به امامان معصوم(ع) را برای حکومت‌های اموی و سپس عباسی به‌طور چشمگیری افزایش داد. از همین رو، در دوره‌های بعد، شیوه برخورد حکومت‌ها با امامان تغییر یافت و به‌جای تکرار صحنه‌ای مانند کربلا، غالباً از روش‌هایی همچون زندان، محدودیت شدید یا شهادت پنهانی با زهر استفاده کردند.
 
هرچند عوامل متعددی در این تغییر روش دخیل بود، اما بی‌تردید عاشورا و پیامد‌های اجتماعی و سیاسی آن، یکی از مهمترین عوامل بازدارنده در این تحول تاریخی به‌شمار می‌آید.
 
از این‌رو عبرت عاشورا برای امروز ما این است که صرف تبیین حقیقت، اگر با پیگیری مؤثر و متناسب همراه نباشد، ممکن است اثر بازدارندگی لازم را ایجاد نکند؛ همانگونه که اقدام بدون روشنگری نیز می‌تواند به سوء برداشت، افراط یا خشونت کور بینجامد. مکتب حسینی، با جمع میان روشنگری و اقدام مسئولانه، الگویی ماندگار برای صیانت از حق، مقابله با تحریف و جلوگیری از تکرار ظلم در تاریخ ارائه کرده است.
 

بخش سوم: امروز؛ شهادت آیت‌الله خامنه‌ای و خطر تکرار انفعال

 
۱. رهبر شهید در نظام اسلامی
 
آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، نه فقط یک مرجع تقلید، که ولی فقیه جامع‌الشرایط بود. ایشان با بیش از شصت سال مجاهدت، شخصیتی بی‌نظیر در تاریخ ایران معاصر ساخت. به گفته رهبر جدید انقلاب: حیات و نوع مرگ او عجین با شکوه و عزت ناشی از تکیه بر حق بود.
 
در روز دهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷ (برابر با نهم اسفند ۱۴۰۴)، رهبر شهید، در محل کار خود توسط عوامل رژیم صهیونیستی (با پشتیبانی آمریکا) به شهادت رسیدند. این ترور، در اوج مذاکرات ایران و آمریکا صورت گرفت تا پیامی روشن بدهد: ما حتی در حین مذاکره، دست از دشمنی برنمیداریم.
 
۲. واکنش به هنگام؛ بعثت ملت و موضع قاطع رهبری
 
برخلاف ماجرای شیخ فضل‌الله که کنشگران در سکوت و ابهام قرار داشتند، در اینجا مردم در ساعت اولیه شهادت، به خیابان‌ها آمدند و حماسه‌ای کم نظیر آفریدند، حوزه‌های علمیه و مراجع عظام، با صدور بیانیه‌هایی نسبت به این جسارت دشمن واکنش نشان دادند، رهبر جدید انقلاب (حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای) در اولین پیام خود، صریحاً اعلام کرد که پرونده انتقام خون رهبر شهید، هرگز بسته نخواهد شد:
 
ما از انتقام خون شهدای شما صرف نظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم، فقط مربوط به شهادت رهبر نیست؛ بلکه هر عضوی از ملت که به دست دشمن شهید می‌شود، خود موضوع مستقلی برای پرونده انتقام است.
 
یکی از نکات کلیدی، غفلت احتمالی تفاهم نامه از حق مغفول مانده خونبها، انتقام و غرامت است. رهبر معظم انقلاب در پیام چهلمین روز شهادت رهبری شهید انقلاب، بر سه مطالبه اساسی تأکید کردند:
 
۱. غرامت کامل خسارت‌های مالی و جانی.
 
۲. خونب‌های شهدا و دیه جانبازان.
 
۳. مدیریت جدید بر تنگه هرمز به‌عنوان اهرم راهبردی؛ و فرمودند: ما طالب جنگ نبوده و نیستیم، ولی به هیچ وجه از حقوق حقه خود دست نمی‌کشیم.
 

بخش چهارم: پیامد‌های ناگوار سکوت و انفعال امروز (در صورت عدم خون‌خواهی)

 
براساس عبرت‌های تاریخی (مشروطه و عاشورا)، اگر امروز نیز در برابر شهادت آیت‌الله خامنه‌ای سکوت کنیم، شاهد پیامد‌های ناگواری خواهیم بود:
 
۱. جسارت بیشتر دشمن به حذف فیزیکی شخصیت‌های انقلاب
 
همانگونه که پس از اعدام شیخ فضل الله، رضاخان جرئت حذف مدرس و تبعید علما را پیدا کرد، امروز نیز اگر خون رهبر شهید بی پاسخ بماند، دشمن به تکرار ترور‌های سطح بالا جسارت خواهد یافت.
 
۲. تضعیف گفتمان مقاومت در منطقه
 
رهبر شهید، نماد مقاومت در برابر آمریکا و صهیونیسم بود. اگر خون او استیفا نشود، جبهه مقاومت در لبنان، فلسطین، یمن و عراق، روحیه خود را از دست خواهد داد و دشمن، با قدرت بیشتری به تجزیه منطقه خواهد پرداخت.
 
۳. مشروعیت زدایی از اصل ولایت فقیه
 
سکوت در برابر شهادت ولی فقیه، به معنای پذیرش مرگ طبیعی رهبری در نظام اسلامی است. این پیام، به نفع جریان‌های غربگرا و ضد انقلاب خواهد بود و مشروعیت نظام اسلامی را در افکار عمومی داخلی و خارجی خدشه دار می‌کند.
 
۴. تضعیف اعتماد مردم به نظام
 
مردم، خون خود را برای نظام اسلامی نثار کردهاند. اگر نظام، خون رهبر خود را نیز نتواند استیفا کند، اعتماد مردم به آینده نظام خدشه دار خواهد شد و مشارکت سیاسی و اجتماعی کاهش می‌یابد.
 
بخش پنجم: راهکار‌های عملی خونخواهی به هنگام (براساس پیام‌های رهبری)
 
۱. خونخواهی نظامی و راهبردی
 
· ادامه ضربات موشکی و پهپادی به پایگاه‌های دشمن (همانگونه که در پیام چهلمین روز تأکید شد)
 
· مدیریت جدید بر تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار
 
۲. خونخواهی حقوقی داخلی و بین‌المللی. تشکیل دادگاه ویژه جنایات جنگی در ایران، با حضور قضات مجرب و کارشناسان بین‌المللی با استناد به اعترافات علنی دشمنان (مانند افتخار وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به ترور رهبر شهید)
 
· پیگیری غرامت و خونب‌ها از طریق دادگاه‌های بین‌المللی.
 
· تشکیل پرونده جنایت آمریکا و صهیونیست‌ها در سازمان ملل.
 
۳. خونخواهی رسانه‌ای و فرهنگی
 
· افشای ابعاد جنایت برای افکار عمومی جهان
 
· تولید آثار هنری و رسانه‌ای برای ماندگاری خون شهید
 
۴. خونخواهی مردمی و اجتماعی
 
· استمرار حضور در میادین و محافل عمومی
 
· پویش‌های مردمی برای پیگیری خونب‌ها و غرامت
 
انتقام؛ تکلیفی فراتر از دادخواهی، احیای «غیرت دینی» و بازگرداندن «عزت نظام جمهوری اسلامی» است. انتقام او، نه یک خواست شخصی، بلکه یک «تکلیفِ الهی» است که در دلِ هر مؤمنی وجود دارد و باید به‌ثمر برسد؛ لذا خون‌خواهی امام شهیدمان نه فقط صرف مجازات قاتلان، بلکه احیای گفتمان «عزت حسینی» در جامعه است.
 
و در پایان:
 
اعدام شیخ فضل الله نوری، نه یک قتل ساده، که نماد برخورد دو تمدن شرق و غرب در ایران معاصر بود. سکوت حوزه‌ها و جامعه در برابر این جنایت، زمینه ساز سلطه تدریجی غربزدگی بر ایران شد و تا انقلاب اسلامی، این روند ادامه یافت. امروز، با شهادت آیت‌الله خامنه‌ای (رهبر شهید انقلاب)، بار دیگر تاریخ در برزخی میان سکوت مشروطه و خونخواهی حسینی ایستاده است.
 
عبرت بزرگ تاریخ آن است که اگر خون مرجعیت، خونبها نداشته باشد، تاریخ تکرار خواهد شد.
 
رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، با مواضع قاطع خود، نشان داده‌اند که نه تنها سکوت دوران مشروطه را تکرار نخواهند کرد، بلکه با پیگیری حقوق تضییع شده و خون‌خواهی شهدا، در صدد ایجاد یک مهار تاریخی جدید برای دشمنان اسلام هستند و امروز، وظیفه ما، از حوزه علمیه تا دانشگاه، از بازار تا خیابان، این است که با حضور آگاهانه و پیگیری و مطالبه جدی خون‌بهای امام شهیدمان از مسئولان امر، اجازه ندهیم تاریخ تلخ شهادت شیخ فضل الله نوری و پیامد‌های ناگوار پس از آن، دوباره تکرار شود.
 
انتهای پیام
خبرنگار:
علی پاداشی
captcha