در میان انبوه رویدادها و تحولات سیاسی و اجتماعی که هر کدام به سهم خود، لایههایی بر پیکره تاریخ معاصر ایران افزودهاند، شخصیتهایی هستند که به دلیل عمق تأثیرگذاری و پیچیدگیهای وجودیشان، از چارچوب تحلیلهای معمول و روزمره خارج میشوند و نیازمند نگاهی چندوجهی و فراتر از زمان خویش هستند. رهبر شهید، آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای بدون تردید یکی از همین شخصیتهای بینظیر است؛ انسانی که مسیری پرنشیب و فراز را از نقطه صفر تا اوج قدرت و مسئولیت پیمود و در این راه، تواناییهایی از خود به نمایش گذاشت که او را در زمره مدیران استثنایی تاریخ این سرزمین قرار میدهد. آنچه این شخصیت را از دیگران متمایز میکند، صرفاً جایگاه رسمی او نبود، بلکه ترکیبی از جوهره انسانی، درایت بینظیر در مدیریت تضادها و تعهدی عمیق به آرمانهایی بود که تا آخرین لحظات عمر، وفادارانه از آنها پاسداری کرد.
با این حال، بازنمایی چنین شخصیت بزرگی در قالب آثار هنری، نمایشی یا ادبی، کاری بس دشوار و حساس است که هر هنرمند یا پژوهشگری از عهده آن برنمیآید و نیازمند شناختی عمیق، مستندات معتبر و رویکردی منصفانه و دور از هیجانات زودگذر است.
هوشنگ توکلی، بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون طی چند دهه فعالیت هنری، در تولید آثار ماندگار و تربیت نسلهای مختلف هنرمندان نقش مؤثری داشته است. وی در مقام بازیگر در مجموعههای شاخصی چون «روزگار قریب»، «زیر تیغ»، «کوچک جنگلی» و «شکرانه» حضور داشته و در عرصه کارگردانی نیز آثاری همچون «مدرس»، «غزل غزلها»، «تهران ۵۳» و «راویان اخبار» را در کارنامه خود ثبت کرده است. توکلی علاوه بر فعالیتهای هنری، همواره از چهرههای دغدغهمند حوزه فرهنگ به شمار میرود. توکلی چالشها و افقهای پیشروی بازنمایی این شخصیت بینظیر تاریخی را مورد مداقه قرار داده است. با ما در این مصاحبه همراه باشید.
ایکنا - با توجه به ابعاد پیچیده و شخصیت استثنایی رهبر شهید به نظر شما اساساً زیرساختهای لازم برای پرداخت هنری و نمایشی به این شخصیت در شرایط کنونی فراهم است؟ آیا ابزارهای فنی و دانش روایی ما به اندازهای رشد کرده که بتواند ابعاد گوناگون این شخصیت را به تصویر بکشد یا اینکه زمان هنوز برای چنین اقدام عظیمی زود است؟
شخصیت رهبر شهید، گنجینهای تمامنشدنی برای تحلیل و بازنمایی است، اما درک این نکته ضروری است که رسیدن از نقطه صفر به نقطه صد، مسیری است که هر انسانی توان طی کردن آن را ندارد. این فرآیند، نیازمند استعداد ذاتی، تواناییهای مدیریتی بینظیر، انگیزههای عمیق انسانی و جوهرهای خاص است که بخش عمدهای از این ویژگیها در وجود ایشان به وضوح قابل مشاهده بود. یکی از بارزترین خصوصیات ایشان، قدرت شگفتانگیز در ایجاد هماهنگی میان مجموعهای از نیروهای متضاد و گاه متعارض در درون حاکمیت بود که خود، کاری بس دشوار و فراتر از توان یک مدیر عادی است و ریشه در درایت و صبر بینهایت ایشان داشت.
اما درباره امکان پرداخت هنری، باید اعتراف کنم که امروز، سخت و حتی عجولانه خواهد بود اگر بخواهیم اثری ماندگار درباره این شخصیت عظیم تولید کنیم، چون چنین کاری نیازمند مستندات کافی، شناخت دقیق از خواستهها، انگیزهها، و حتی حمایتهای پشت صحنهای است که در فضای آشفته و هرجومرج کنونی اطلاعاتی، به دست آوردن آنها دشوار است. فقدان دادههای عینی و مکتوب، همراه با هیجانات لحظهای، بزرگترین مانع در مسیر خلق یک اثر فاخر محسوب میشود و هرگونه اقدام عجولانه، به جای روشنگری، به تحریف واقعیت خواهد انجامید. تاریخ، قاضی نهایی این عرصه خواهد بود. همه و همه در طی زمان و با جمعآوری اسناد معتبر، بیرون خواهد آمد. بنابراین، تلاش برای تولید اثر در چنین بازه زمانی کوتاهی، نه تنها کمکی به ماندگاری این شخصیت نمیکند، بلکه به دلیل فقدان دادههای عینی، ممکن است به ساحت ارزشمند او آسیب بزند و تصویری غیرواقعی از ایشان ارائه دهد که به هیچ وجه در شأن ایشان نیست.
از اوایل دهه هفتاد به بعد، ایشان با گشادهدستی و شرح صدر، فضایی را برای جذب نیروهای وفادار و علاقهمند به نظام و انقلاب فراهم کردند، اما متاسفانه باید اذعان کرد که گروهی به این اعتماد پاسخ مناسبی ندادند. این افراد، بیش از آنکه به اهداف متعالی نظام و مسئولیتهای سنگین رهبری وفادار باشند، نگاههایی شخصی، یکطرفه و گاه فرصتطلبانه به قدرت داشتند. این پدیده مختص به ایران نیست.
زمان، پردهها را کنار خواهد زد و به روشنی مشخص خواهد کرد که چه کسانی براساس مسئولیتهایشان به عهد خود وفادار ماندند. بیشک، این افراد هستند که در ترازوی نقد تاریخی، محکوم به ناتوانی و خیانت در امانت خواهند شد، نه شخصیتی که با نهایت حسننیت، آنها را پرورش داد.
ایکنا - با توجه به اینکه ما شیعیان ساختار قدرتمندی در حوزه فرهنگسازی داریم، به نظر شما اولویت باید بر بازسازی و ترمیم فرهنگ معطوف شود یا میتوان همزمان با اصلاح بستر، به تولید آثار نمایشی و ادبی نیز پرداخت؟
مسئله فرهنگ، زیربنای تمام فعالیتهای اجتماعی و سیاسی است و ما ایرانیان به ویژه شیعیان، ساختار قدرتمندی در حوزه فرهنگسازی داریم که باید بتواند در برابر تهاجمات فرهنگی عرضاندام کند و حرفی برای گفتن داشته باشد. اما متاسفانه، فرهنگ سرزمین ما در یک بحران گرفتار است که ناشی از فقدان نگاه راهبردی و مداخلات سلیقهای در این حوزه حیاتی است. بدون ترمیم آن هرگونه تلاش برای خلق آثار ماندگار، مانند بنا کردن خانهای بر روی شنهای روان خواهد بود.
این اعتقاد راسخ من است که تا زمانی که این فرهنگ اصلاح نشود، انجام هرگونه اقدام عمیق و بنیادین در رابطه با این شخصیت بزرگ و دیگر شخصیتهای تاثیرگذار ممکن نیست. من به خوبی خاطرم هست که در همان هفته اول شهادت حاج قاسم سلیمانی، در مراسم تشییع پیکر حضور داشتم و به نزدیکان و فعالان حوزه فرهنگی ایشان گفتم که عجله نکنید تا شخصیت حاج قاسم درست معرفی شود؛ اینکه یک واحد تبلیغاتی صرفاً به تولید پوستر و پخش چند عکس اکتفا کند، تمام ارزشهای ساختهشده در طی تاریخ این شخصیت را در معرض خطر قرار میدهد. متاسفانه، به دلیل عدم شناخت کافی نتوانستند حق ایشان را ادا کنند. بنابراین، اولویت غیرقابل انکار، معطوف به بازسازی و اصلاح بنیادهای فرهنگی است؛ چرا که بدون داشتن یک بستر فرهنگی پویا و نیرومند، هر اقدامی در حوزه نمایش و ادبیات، محکوم به سطحیگرایی است. با این حال، این به معنای تعطیلی کامل فعالیتها نیست، بلکه میتوان به موازات ترمیم ساختارها، با رویکردی تحقیقاتی و مبتنی بر اسناد معتبر، گامهای مقدماتی و غیرشتابزده برای جمعآوری دادهها برداشت.
ایکنا - مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید در تهران، قم، عراق و مشهد، جلوهای کمنظیر از عشق و ارادت میلیونی مردم به ایشان بود که حماسهای تاریخی را رقم زد و همبستگی ملی و حتی فرامرزی را به بهترین شکل به نمایش گذاشت. این حضور پرشکوه که در نوع خود بینظیر بود، علاوه بر تکریم جایگاه والای ایشان، چه پیامهای مهمی برای آینده مدیریت فرهنگی و اجتماعی کشور دارد و چگونه میتوان از این ظرفیت عظیم مردمی برای تقویت انسجام ملی و ارتقای کیفیت برنامههای آینده بهره برد. در ضمن چه درسهای ارزشمندی از این رویداد برای برگزاری باشکوهتر مراسم ملی و مذهبی در آینده میتوان استخراج کرد؟
مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید در تهران، بدون تردید یکی از شکوهمندترین و بهیادماندنیترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران بود که ابعاد بینظیری از حضور آگاهانه و عاشقانه مردم را به تصویر کشید. آنچه در این روزهای سخت و حساس رخ داد، نشاندهنده عمق باور و ارادتی بود که سالها در دلهای مردم نسبت به این شخصیت بزرگ ریشه دوانده بود و هیچگاه تحت تاثیر تبلیغات منفی یا حواشی قرار نگرفت. این حضور حماسی، پیام روشنی برای همه دلسوزان نظام داشت مبنی بر اینکه سرمایه اجتماعی این کشور، همچنان پابرجا و مستحکم است و هرگونه تحلیل درباره فاصله مردم با نظام، در برابر این عظمت، بیاعتبار میشود. از سوی دیگر، این رویداد عظیم، نشاندهنده ظرفیت بالای مدیریتی و ستاد برگزاری مراسم بود که با وجود حجم انبوه جمعیت و پیچیدگیهای امنیتی و ترافیکی، توانست تا حد قابل قبولی، نظم و آرامش را برقرار کند و بستری امن برای عرض ارادت میلیونی مردم فراهم آورد. بیشک، هر رویداد عظیمی در بستر نخستین تجربههای خود، با چالشهایی همراه است و آنچه اهمیت دارد، توانایی درک این چالشها و تبدیل آنها به فرصتهایی برای ارتقای کیفیت برنامههای آینده است. تجربه ارزشمند تهران، همراه با فضای صمیمی و یکدست قم که هر دو جلوگاه عشق مردم بودند، میتواند به عنوان یک نقشه راه برای برگزاری باشکوهتر مراسمات آتی مورد استفاده قرار گیرد و نقاط قوت هر دو تجربه را با هم تلفیق کرد.
درس بزرگ این رویداد تاریخی، ضرورت بهرهگیری از همه ظرفیتهای ملی، از جمله حضور نخبگان، هنرمندان، و مدیران با تجربه در کنار نسل جوان و پرانرژی است تا بتوان برنامههایی خلق کرد که هم شأن والای شخصیتهای بزرگ را حفظ کند و هم پاسخگوی نیازهای معنوی و عاطفی جامعه باشد. همچنین، این تجربه به ما آموخت که برگزاری مراسم ملی، باید با نگاهی آیندهنگرانه و مبتنی بر مطالعات دقیق جمعیتی و زیرساختی همراه باشد تا ضمن بهرهمندی از حداکثر ظرفیتهای موجود، از هرگونه فشار و آسیب به جمعیت شرکتکننده جلوگیری شود و تجربهای ماندگار و شیرین برای همه شرکتکنندگان رقم بخورد. بیشک، عشق و ارادت مردم، بزرگترین سرمایه کشور است و مدیریت صحیح این سرمایه، وظیفهای خطیر بر عهده همه مسئولان و دستاندرکاران فرهنگی خواهد بود.
ایکنا - برای پرداخت جامع و منصفانه به زندگی و سیره رهبر شهید، محققان و هنرمندان باید بر چه محورهایی تمرکز کنند و آیا اولویت با بازنمایی جنبههای فردی و اخلاقی ایشان است، یا باید به تحلیل رویکردهای سیاسی و مدیریتی و تعامل ایشان با جریانهای مختلف پرداخت؟
پرداخت به شخصیتی در ابعاد رهبر شهید، نیازمند رویکردی چندلایه و همهجانبه است که از هرگونه یکسویهنگری پرهیز کند. از یک سو، جنبههای فردی و اخلاقی ایشان، از جمله صبر، دریادلی، گشادهدستی و منش انسانیای که در تعامل با نزدیکان و حتی مخالفان داشتند، گنجینهای است که میتواند الگویی برای رفتارهای فردی و اجتماعی ارائه دهد. این ابعاد که ریشه در جوهره وجودی ایشان دارد، برای جامعه امروز که تشنه الگوهای اخلاقی است، بسیار جذاب و راهگشا خواهد بود و میتواند از طریق آثار نمایشی و ادبی، به یک سرمایه اجتماعی تبدیل شود. از سوی دیگر، تحلیل رویکردهای سیاسی، مدیریتی و شیوه تعامل ایشان با جریانهای مختلف قدرت، مسئلهای بسیار حساس و تخصصی است که نیازمند دسترسی به اسناد، خاطرات و تحلیلهای بیطرفانه از سوی پژوهشگران خبره است. اینکه ایشان چگونه توانستند میان نیروهای متضاد هماهنگی ایجاد کنند، در بحرانها چه تصمیماتی گرفتند و چگونه با چالشهای داخلی و خارجی مواجه شدند، همه ابعادی است که ثبت و تحلیل آنها، به تاریخنگاری علمی و دقیق کمک میکند تا تصویر واقعیتری از دوران مدیریت ایشان ارائه شود.
اما در پاسخ به این سوال که آیا هنرمندان فعلی توانایی این کار را دارند، باید با صراحت گفت که به دلیل شرایط فرهنگی و آموزشی، هنرمندان امروزی به اندازه کافی از عمق تاریخی و شناخت دقیق این مفاهیم برخوردار نیستند و اقدامات عجولانه، بیشتر به تولید آثاری سطحی منجر خواهد شد. بنابراین، بهترین راه این است که ابتدا محققان و تاریخنگاران، با فاصلهای مناسب و دسترسی به مستندات، لایههای مختلف این شخصیت را واکاوی کنند و سپس هنرمندان با الهام از این پژوهشهای معتبر، به خلق آثار ماندگار بپردازند تا هم حق مطلب ادا شود و هم از آسیبهای ناشی از ناآگاهی جلوگیری گردد.
ایکنا - شما به آسیبهای ناشی از عجله در پرداخت فرهنگی به شخصیتهای بزرگ اشاره کردید. چه سازوکارها و تمهیداتی را برای جلوگیری از تکرار این اشتباهات در مورد رهبر شهید ضروری میدانید و چه نهادها یا گروههایی باید متولی این کار شوند تا از موازیکاری و اقدامات سلیقهای جلوگیری شود؟
فقدان یک متولی واحد و آگاه، همراه با ورود افراد غیرمتخصص و تصمیمگیریهای سلیقهای، میتواند یک شخصیت بزرگ ملی را به حاشیه ببرد و ارزشهای او را در هجمهای از کارهای تبلیغاتی کممایه، کمرنگ کند. اولین و مهمترین گام، تشکیل یک شورای علمی و پژوهشی متشکل از تاریخنگاران، جامعهشناسان، روانشناسان و کارشناسان علوم سیاسی است که بدون سوگیری و با رویکردی کاملاً علمی، به جمعآوری و مستندسازی تمامی ابعاد زندگی ایشان بپردازند.
این شورا باید مرجعیت داشته باشد و تمام نهادهای فرهنگی، صداوسیما، حوزه هنری و وزارت ارشاد، موظف باشند برنامهها و تولیدات خود را با تایید این شورا پیش ببرند تا از هرگونه موازیکاری و اقدامات شعاری و سطحی جلوگیری شود. همچنین، ضروری است که یک بازه زمانی مشخص، حداقل یک دهه، به عنوان دوران تحقیق و بررسی تعیین شود تا محققان با فاصله گرفتن از هیجانات روز، بتوانند تحلیلهای دقیقتری ارائه دهند و از تکرار اشتباهات گذشته که ناشی از شتابزدگی و کماطلاعی بود، جلوگیری به عمل آید. علاوه بر این، باید از ظرفیت دانشگاهیان و پژوهشگران مستقل که وابسته به جریانهای قدرت خاص نیستند، استفاده شود تا خروجی کار، از اعتبار علمی بالایی برخوردار باشد و به جای تبدیل شدن به یک اثر تبلیغاتی، به یک منبع معتبر تاریخی تبدیل شود. یک اثر ماندگار و منصفانه، اثری است که هم نقاط قوت و هم چالشها را بدون اغراق بازگو کند.
ایکنا - در بخشی از صحبتهای خود، به نگرانیهای مستمر خود درباره وضعیت فرهنگ در ملاقاتهایتان با رهبر شهید اشاره کردید و گفتید که ایشان همواره نگرانی شما را تایید میکردند. ریشهیابی شما از ناکارآمدیهای موجود در عرصه فرهنگ چیست؟
ریشه ناکارآمدیهای موجود در عرصه فرهنگ، به یک عامل واحد محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از مسائل ساختاری و رفتاری است که طی سالیان طولانی انباشته شده است. اولین و مهمترین عامل، نبود یک راهبرد واحد و مدون در سیاستگذاری فرهنگی است؛ به گونهای که هر نهاد و دستگاهی، براساس سلیقه و تفسیر شخصی خود از ارزشها، اقدام به اجرای برنامههایی میکند که نه تنها مکمل یکدیگر نیستند، بلکه در بسیاری از موارد، در تضاد با یکدیگر قرار میگیرند. این پراکندگی و چنددستگی، بزرگترین آفت فرهنگ ماست که باعث میشود منابع مالی و انسانی، به جای تمرکز بر اهداف مشخص، در پروژههای موازی و بینتیجه هدر رود.
عامل دوم، ورود افراد غیرمتخصص و بعضاً فرصتطلب به حوزه مدیریت فرهنگی است که به جای اتکا به دانش و تجربه، با اتکا به روابط، تصمیمگیری میکنند. این افراد، شناخت کافی از بافت فرهنگی جامعه و نیازهای واقعی آن ندارند و معمولاً با رویکردهای امنیتی و سلبی به مسئله فرهنگ نگاه میکنند که نتیجهای جز سرخوردگی هنرمندان و فاصله گرفتن مردم از فرهنگ اصیل ندارد. من در جلسات متعدد با ایشان، همواره بر این نکته تاکید میکردم که تا زمانی که مدیران فرهنگی از میان اهل فن و با تجربه انتخاب نشوند، هرگونه سرمایهگذاری در این حوزه، بینتیجه خواهد بود.
مسئله فرهنگ، زیربنای تمام فعالیتهای اجتماعی و سیاسی است و ما ایرانیان و به ویژه شیعیان، ساختار قدرتمندی در حوزه فرهنگسازی داریم که باید بتواند در برابر تهاجمات فرهنگی عرضاندام کند و حرفی برای گفتن داشته باشد
سومین عامل، فقدان نقدپذیری و فضای بسته برای تبادل نظر در حوزه فرهنگ است که باعث میشود خطاها و اشتباهات، اصلاح نشوند و تکرار گردند. در چنین فضایی، حتی اگر هشدارهای مکرر نیز داده شوند، به دلیل نبود سازوکارهای بازخورد و جبران، این هشدارها در انبوهی از سیاستهای موازی و بیاثر گم میشوند. نتیجه این میشود که فرهنگ، همواره در بلاتکلیفی باقی میماند و به جای حرکت به سوی تعالی، دچار سردرگمی و عقبماندگی میشود.
ایکنا - با توجه به تمامی نکات ظریف و آسیبشناسانهای که مطرح کردید، به عنوان یک شخصیت فرهنگی که سالها در این عرصه فعالیت کرده، چه توصیههای عملی و راهبردی برای نسل جوان هنرمند و پژوهشگری دارید که در آینده، قصد پرداختن به شخصیت رهبر شهید را دارند؟
توصیه اول و اساسی من به نسل جوان و هنرمندان آینده، این است که هرگز تحت تاثیر تبلیغات محیطی و هیجانات لحظهای قرار نگیرند و با صبوری و حوصله، به سراغ مطالعه و تحقیق عمیق و همهجانبه بروند. شخصیت رهبر شهید، آنقدر عمق و غنا دارد که نیازی به اغراق و بزرگنمایی ندارد و اگر هنرمندی با تکیه بر مستندات معتبر و خاطرات دست اول، به سراغ این شخصیت برود، خود به خود، ابعاد جذاب و آموزنده آن برای مخاطب آشکار خواهد شد. آنها باید به جای تکیه بر کلیشهها و قهرمانسازیهای مرسوم، به دنبال نمایش انسانیت، آسیبپذیریها، تلاشها و مجاهدتهای واقعی ایشان باشند تا تصویری باورپذیر و ملموس خلق کنند.
دومین توصیه، پرهیز از نگاه تکبعدی و سیاهوسفید است؛ یعنی نه به دام تقدسسازی بینقش و نگار بیفتند و نه تحت تاثیر جریانهای مخالف، قرار گیرند، بلکه به رویکردی نقادانه و منصفانه بپردازند، چون تنها در این صورت است که اثر آنها در تاریخ ماندگار خواهد شد و مخاطب هوشمند امروز، از دیدن یک اثر یکسویه و شعاری، گریزان نخواهد بود. تاریخ، مردان بزرگ را با نقد منصفانهشان دوست دارد و از آنها چهرههایی انسانی میسازد که برای نسلها الهامبخش باشند.
مهمترین توصیه من به آنها این است که پیش از هرگونه اقدامی، با طیفهای مختلفی از افراد که با رهبر شهید معاشرت داشتهاند، گفتوگو کنند و روایتهای مختلف را بشنوند تا به یک درک نسبی از پیچیدگیهای مدیریت ایشان دست یابند. همچنین، مطالعه عمیق بیانیهها، نامهها و سخنرانیهای ایشان، میتواند دریچهای به سوی جهانبینی و اهداف ایشان باز کند. پس بیصبری نکنند و اجازه دهند تا زمان و تحقیق، مسیر درست را به آنها نشان دهد.
انتهای پیام