۲۱ تیر، سالروز قیام مردم مؤمن مشهد در مسجد گوهرشاد در اعتراض به سیاستهای کشف حجاب، در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به عنوان «روز عفاف و حجاب» نامگذاری شده است؛ مناسبتی که فرصتی برای بازخوانی جایگاه عفاف و حجاب در فرهنگ اسلامی، نقش آن در تحکیم بنیان خانواده و بررسی راهکارهای ترویج این ارزش در جامعه، بهویژه میان نسل جوان، به شمار میرود.
در شرایطی که تحولات فرهنگی، گسترش فضای مجازی و تغییر الگوهای ارتباطی، پرسشها و چالشهای تازهای را در حوزه عفاف و حجاب پدید آورده، پرداختن به ابعاد دینی، اجتماعی و فرهنگی این موضوع بیش از گذشته اهمیت یافته است.
به همین مناسبت، خبرنگار ایکنا گفتوگویی با لیلا صالحی، معاون پژوهش مدرسه علمیه ثامنالحجج (ع) پارسآباد انجام داده است که مشروح آن را در ادامه میخوانید؛
فلسفه نامگذاری این روز، فراتر از یک دستورالعمل پوششی، بازگشت به «کرامت انسانی» و «صیانت از حریم خانواده» است. در جهان معاصر با پدیده «شیءوارگی» انسان بهویژه بانوان روبهرو هستیم؛ جایی که بدن زن به ابزاری برای تبلیغات و مصرف تبدیل شده است. عفاف و حجاب در واقع ابزاری برای حفظ انسانیت هستند تا انسان را از قالب یک کالا خارج کرده و بر شخصیت، اندیشه و روح او تأکید کنند.
در فرهنگ اسلامی، حجاب نه یک محدودیت، بلکه یک «حق» است؛ حق زن برای اینکه تعیین کند چه کسی و چگونه به او بنگرد. خانواده کوچکترین واحد جامعه است و عفاف و حجاب، لایه حفاظتی این واحد در برابر آسیبهای بیرونی به شمار میرود.
در آیه ۵۹ سوره احزاب آمده، هدف از پوشش آن است که زن بر پایه شخصیت و عفت شناخته شود، نه صرفاً بر اساس جذابیتهای ظاهری. از این منظر، این مناسبت جایگاه زن را از «موضوع توجه جسمی» به «شخصیت مورد احترام» ارتقا میدهد.
برای درک تفاوت این دو باید به رابطه باطن و ظاهر توجه کرد. عفاف، یک صفت اخلاقی و حالت درونی است؛ یعنی پرهیز از رفتارهای ناشایست و برخورداری از عزتنفسی که اجازه ندهد غرایز بر عقل و اراده انسان غلبه کند. عفاف تنها به زنان اختصاص ندارد و زنان و مردان را دربر میگیرد. قرآن کریم نیز در داستان حضرت یوسف (ع)، عفاف را بهعنوان سدی درونی در برابر وسوسهها معرفی میکند.
در مقابل، حجاب نمود بیرونی عفاف و پوششی است که این ارزش درونی را در محیط اجتماعی نمایان و محافظت میکند. حجاب در واقع زبان بصری عفاف است و این دو، مانند ریشه و میوه، به یکدیگر وابستهاند.
اگر حجاب بدون عفاف باشد، به یک عادت اجتماعی تبدیل میشود و اثرگذاری خود را از دست میدهد و اگر عفاف درونی بدون حجاب باشد، انسان در برابر هجمات فرهنگی و نگاههای نادرست جامعه آسیبپذیر خواهد بود.
حوزههای علمیه امروز در حال گذار از روشهای سنتی به سمت رویکردهای پویا و کاربردی هستند. پاسخگویی اقناعی به شبهات جوانان درباره نسبت حجاب با آزادی و پیشرفت، از مهمترین برنامههاست. باید با استدلال منطقی تبیین شود که چرا حجاب در دنیای امروز نیز یک ضرورت است و زبان دین با زبان نسل جدید هماهنگ شود تا دین از یک دستورالعمل به راهکار زندگی تبدیل شود.
حضور فعال در فضای مجازی نیز از اولویتهاست. تولید کلیپهای کوتاه، پادکستها و محتوای گرافیکی متناسب با زبان نسل امروز میتواند در تبیین فلسفه عفاف و حجاب مؤثر باشد. همچنین معرفی بانوان موفق و محجبه، این تصور نادرست را که حجاب مانع تخصص و موفقیت است، اصلاح میکند.
از سوی دیگر، رویکرد تربیت و همراهی به جای نظارت مورد توجه قرار گرفته است. برگزاری نشستهای گفتوگومحور و کارگاههای مهارتهای زندگی با محوریت خودشناسی، عزتنفس و مدیریت احساسات، زمینه پذیرش آگاهانه حجاب را فراهم میکند. هدف آن است که عفاف و حجاب از یک تکلیف شرعی، به یک سبک زندگی آگاهانه و جذاب تبدیل شود.
آزادی واقعی آن است که انسان خود تصمیم بگیرد چگونه دیده شود، نه اینکه هویتش را بر اساس الگوهای تحمیلی تغییر دهد. نسل جوان میتواند با تلفیق علم، تخصص و عفاف، الگوهای موفقی از زندگی متعادل و ارزشمدار ارائه کند.
آیات سورههای نور و احزاب، فلسفه حجاب را صیانت از کرامت انسانی، حفظ عفاف عمومی و تقویت نگاه انسانمحور در جامعه بیان میکنند. در این نگاه، معیار ارزشگذاری افراد، اخلاق، اندیشه و شایستگی است، نه ظواهر.
سیره پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نیز در ترویج عفاف و حجاب بر پایه رفق، گفتوگو، جذب و اقناع استوار بود. این سیره نشان میدهد که ترویج ارزشهای دینی باید با مهربانی و تبیین حکیمانه همراه باشد.
حیا، عفاف و حجاب سه حلقه یک منظومه ارزشی هستند. حیا ریشه درونی، عفاف تجلی رفتاری آن و حجاب جلوه بیرونی و محافظ این ارزشهاست. اگر حجاب از حیا و عفاف جدا شود، به یک رفتار صرفاً ظاهری تبدیل خواهد شد و اگر عفاف پشتوانه عملی نداشته باشد، در برابر آسیبهای فرهنگی و اجتماعی آسیبپذیر خواهد بود.
رویکرد اسلام بر سه اصل «تبیین»، «ترغیب» و «تربیت» استوار است؛ یعنی ابتدا فلسفه و حکمت حجاب تبیین شود، سپس با معرفی الگوهای موفق انگیزه ایجاد شود و در نهایت، با همراهی تربیتی زمینه پذیرش آگاهانه ارزشها فراهم شود.
در فضای مجازی، لایک کردن تنها یک واکنش ساده نیست، بلکه میتواند به افزایش دیده شدن و گسترش یک محتوا کمک کند. ازاینرو لازم است کاربران نسبت به آثار و پیامدهای رفتار خود آگاه باشند و بدانند که هرگونه تعامل با محتوا، در فضای الگوریتممحور شبکههای اجتماعی، میتواند در ترویج و گسترش آن نقش داشته باشد.
در واقع عفاف و حجاب بهعنوان منظومهای از ارزشهای اخلاقی، دینی و اجتماعی معرفی شده که هدف آن حفظ کرامت انسانی، تقویت بنیان خانواده و ارتقای سلامت فرهنگی جامعه است و ترویج این فرهنگ زمانی اثربخش خواهد بود که به جای رویکردهای صرفاً دستوری، بر گفتوگو، اقناع، پاسخگویی به شبهات، معرفی الگوهای موفق و بهرهگیری از ظرفیت رسانهها و فضای مجازی متناسب با زبان نسل جوان تکیه شود. همچنین خانواده، مدرسه، حوزههای علمیه و رسانهها با ایفای نقش مکمل و هماهنگ میتوانند زمینه تبدیل عفاف و حجاب از یک تکلیف صرف به یک انتخاب آگاهانه و مبتنی بر باور را فراهم کنند.
یکی از مهمترین چالشها، جنگ تصویرها در فضای مجازی است. امروز جوانان با حجم گستردهای از تصاویر و محتوا مواجهاند که در بسیاری از آنها، بیحجابی با مفاهیمی مانند آزادی، مدرن بودن و جذابیت پیوند خورده و در مقابل، حجاب گاه نماد اجبار یا عقبماندگی معرفی میشود. لازم است نشان داده شود که حجاب میتواند با شخصیت، فرهیختگی، موفقیت و سبک زندگی مدرن نیز همسو باشد.
چالش دیگر، نیاز جوانان به الگوهای واقعی است. نسل امروز بیش از توصیه و سخنرانی، به الگوهای موفق اعتماد میکند؛ بنابراین معرفی بانوان محجبه، موفق، خوشاخلاق و اثرگذار، نقش مهمی در گرایش جوانان به این فرهنگ دارد.
فشار همسالان نیز از دیگر چالشهاست. در بسیاری از محیطها، نوجوانان برای پذیرفته شدن در جمع، خود را با هنجارهای رایج تطبیق میدهند و اگر بیحجابی به هنجار تبدیل شود، دخترانی که به حفظ حجاب تمایل دارند، ممکن است احساس متفاوت بودن یا طردشدگی کنند.
همچنین سیاسی شدن موضوع حجاب، مانع دیگری است. هنگامی که حجاب صرفاً بهعنوان یک ابزار سیاسی مطرح شود، فرصت درک فلسفه و حکمت آن کاهش مییابد. باید حجاب از یک دستور خشک، به یک هویت جذاب و افتخارآمیز تبدیل شود.
نهادینه شدن فرهنگ عفاف و حجاب نیازمند همکاری خانواده، مدرسه و رسانه است. خانواده نخستین و مهمترین بستر شکلگیری این فرهنگ است. اگر حجاب در فضای خانواده با محبت، احترام و گفتوگو همراه باشد، به یک باور درونی تبدیل خواهد شد.
مدرسه نیز باید از رویکرد صرفاً دستوری فاصله گرفته و با تبیین منطقی، گفتوگو و ارائه الگوهای موفق، زمینه پذیرش آگاهانه این ارزش را فراهم کند.
رسانه نیز بهعنوان شکلدهنده هنجارهای اجتماعی، باید روایتهای جذاب و امیدبخش از بانوان محجبه، موفق و اثرگذار ارائه دهد تا حجاب بهعنوان یک هویت ارزشمند و جذاب در جامعه معرفی شود.
پیش از هر چیز باید از زبان دستور به زبان گفتوگو و همدلی تغییر مسیر داد. حجاب باید نه بهعنوان یک محدودیت، بلکه بهعنوان ابزاری برای حفظ حریم خصوصی، کرامت انسانی و عزتنفس معرفی شود.
ارائه الگوهای زنده و موفق که در کنار حفظ حجاب، در عرصههای علمی، فرهنگی و اجتماعی نیز موفق هستند، اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا نسل امروز بیش از هر چیز به الگوهای واقعی اعتماد میکند. اگر فضای حمایتی مناسبی ایجاد شود و جوانان ببینند که حجاب با مدرنیته و پیشرفت منافاتی ندارد، این ارزش از یک تکلیف به یک انتخاب آگاهانه تبدیل خواهد شد.
تلاش میشود بیحجابی با مفاهیمی مانند آزادی، مدرنیته و حقوق بشر پیوند زده و در مقابل، حجاب بهعنوان نماد محدودیت معرفی شود. همچنین از طریق شبکههای اجتماعی، استانداردهای زیبایی تغییر یافته و بیحجابی به یک هنجار اجتماعی تبدیل میشود.
راه مقابله با این جریان، تبیین هوشمندانه، گفتوگوی منطقی، بازتعریف صحیح مفهوم آزادی و معرفی الگوهای موفق و اثرگذار است تا حجاب بهعنوان انتخابی آگاهانه و عزتمندانه شناخته شود.
حجاب تنها یک پوشش ظاهری نیست، بلکه منظومهای از ارزشهاست که توجه را از ظواهر به شخصیت، اندیشه و کرامت انسانی معطوف میکند. این رویکرد، پیوندهای عاطفی خانواده را بر پایه محبت، اعتماد و احترام متقابل تقویت میکند.
حضور بانوان محجبه در عرصههای علمی، فرهنگی و اجتماعی نیز الگویی از جمع میان تخصص، موفقیت و عفاف ارائه میدهد و نشان میدهد که پیشرفت با حفظ ارزشهای دینی و کرامت انسانی منافاتی ندارد.
اثربخشی این برنامهها زمانی افزایش مییابد که به جای رویکردهای صرفاً دستوری، بر گفتوگو، اقناع و پاسخگویی به پرسشهای نسل جوان تمرکز شود. همچنین معرفی الگوهای موفق، بهرهگیری از ظرفیت فضای مجازی و تولید محتوای متناسب با زبان مخاطبان جوان از مهمترین راهکارهاست.
محور برنامهها نیز باید از نگاه ابزاری به نگاه انسانمحور تغییر یابد تا حجاب بهعنوان انتخابی آگاهانه برای حفظ کرامت انسانی معرفی شود.
عفاف و حجاب را باید فراتر از یک پوشش ظاهری و بهعنوان منظومهای از ارزشها برای صیانت از کرامت انسانی شناخت. در دنیایی که گاه انسان به یک کالا تبدیل میشود، انتخاب عفاف، انتخاب عزتنفس و حفظ هویت انسانی است.
انتهای پیام