کد خبر: 4363766
تاریخ انتشار : ۰۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۱
حجت‌الاسلام خادمیان مطرح کرد

بازتعریف کارکرد عزاداری به‌مثابه جهاد اکبر در اندیشه‌ شیعه

یک خطیب و کارشناس دینی با تبیین نسبت بین عزاداری حسینی و جهاد اکبر، بر لزوم بازتعریف کارکرد مجالس عزا از یک مناسک صرفاً احساسی به بستری برای معرفت‌افزایی و تزکیه نفس تأکید کرد و گفت: وقتی عزاداری را یکی از ابزارهای جهاد اکبر، یعنی ساختن نفس و مقابله با هوای نفس، تلقی کنیم، آنگاه به یک مناسک بصیرت‌آور تبدیل می‌شود.

حجت الاسلام سیدحسین خادمیانعزاداری برای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و دیگر اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) از برجسته‌ترین شعائر دینی و یکی از عمیق‌ترین جلوه‌های فرهنگ و هویت شیعی است؛ سنتی که طی قرن‌های متمادی، نه تنها یاد و پیام نهضت عاشورا را زنده نگه داشته، بلکه بستری برای ترویج معارف قرآن و اهل‌بیت(ع)، تقویت باورهای دینی، تربیت اخلاقی و اجتماعی و پیوند نسل‌های مختلف با مکتب حسینی فراهم کرده است. از همین رو، مجالس عزاداری همواره فراتر از یک آیین سوگواری صرف، مدرسه‌ای برای معرفت، بصیرت، خودسازی و حرکت در مسیر ارزش‌های الهی به شمار آمده‌اند. 

با این حال، هرچه بر اهمیت و گستره این شعائر افزوده شده، ضرورت صیانت از اصالت و کارکرد حقیقی آن‌ها نیز بیش از پیش احساس می‌شود. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که در کنار سنت‌های اصیل و ریشه‌دار عزاداری گاه برخی رفتارها، باورها و شیوه‌های نادرست نیز به تدریج وارد این مجالس شده و در مواردی به نام ابراز محبت و ارادت به اهل‌ بیت(ع) رواج یافته است. بدعت، تحریف، غلو، نقل روضه‌های غیرمستند، ترجیح هیجان بر معرفت، کمرنگ شدن جایگاه منابع معتبر تاریخی و روایی و غفلت از اهداف تربیتی و اصلاحی نهضت عاشورا، از جمله آسیب‌هایی است که سال‌هاست مورد توجه اندیشمندان و عالمان دینی قرار دارد. 

بر همین اساس، بازخوانی مهمترین آسیب‌های پیش‌روی عزاداری اهل‌ بیت(ع)، تبیین مرز میان سنت‌های اصیل و بدعت‌ها، بررسی جایگاه شور و شعور در مجالس سوگواری، واکاوی علل رواج برخی روایت‌های ضعیف یا غیرمستند و تبیین راهکارهای حفظ اصالت این آیین، ضرورتی است که بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود؛ ضرورتی که می‌تواند زمینه‌ساز تقویت مجالس عزاداری به‌عنوان مدرسه‌ای برای معرفت، بصیرت، خودسازی و عمل به آموزه‌های مکتب عاشورا باشد.

ایکنا در راستای بررسی ابعاد مختلف آسیب‌شناسی عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام سیدحسین خادمیان، خطیب و کارشناس دینی پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم.

ایکنا ـ مهمترین بدعت‌هایی که گاهی به نام عزاداری وارد مناسک دینی می‌شوند کدام هستند و چگونه می‌توان آن‌ها را از سنت‌های اصیل تشخیص داد؟

برای پاسخ به این سؤال بسیار مهم، ابتدا باید بدانیم ورود بدعت به شعائر مذهبی در همه اضلاع آن مانند ورود شرک است. همان‌گونه که درباره چگونگی ورود شرک در روایت آمده است که نامحسوس‌تر و پنهان‌تر از حرکت مورچه سیاه بر سنگ سیاه در دل شبی تاریک است؛ «إنَّ الشِّركَ أخفى مِن دَبِيبِ النَّملِ على صَفاةٍ سَوداءَ في لَيلَةٍ ظَلماءَ»، بدعت نیز به همین صورت نامحسوس وارد می‌شود. از این‌ رو، در تعریف آن گفته شده است که بدعت گفتار یا رفتاری است که به‌شدت به امور شرعی و دینی شباهت دارد و حتی مقصود مرتکب آن نیز در اغلب و اکثر موارد همان مقصود دین سلیم و صحیح است، اما ریشه آن گفتار یا رفتار و ... در دین نیست و باطن آن نیز سم مهلک دیانت دین‌دار است. 

بنابراین، بدعت نیز همانند شرک نامحسوس است و موریانه‌وار وارد شعائر مذهبی می‌شود؛ به‌گونه‌ای که اصل موضوع فراموش شده و بدعت که هیچ اثر و ثمری ندارد، جای آن را می‌گیرد و احدی نیز متوجه نمی‌شود؛ درست مانند سرطان پیشرفته‌ای که تمام بدن را فرا می‌گیرد تا آن را از بین ببرد، بدعت نیز همه دین‌داری فرد غافل را دربرمی‌گیرد تا او را بی‌دین سازد، اگرچه وی توهم تدین داشته باشد. با کمی تأمل معلوم می‌شود که سه گروه، یعنی بی‌تعهدها، بی‌تخصص‌ها و بی‌تعهدهای بی‌تخصص، بدعت‌سازی می‌کنند. این سه گروه با شعار عوام‌فریب جذب به دین، بدعت‌آفرینی می‌کنند. 

یکی از ظرف‌های مستعد بدعت‌پذیری، مسئله اقامه عزا برای اهل ‌بیت عصمت و طهارت(ع) است. در مسئله عزاداری نیز چنین است؛ یعنی برای مثال، در مورد حرکات، اشعار و رفتارها اموری را وارد عزاداری می‌کنند که به اصل عزاداری بسیار شباهت دارد، اما از درون منکر و پوچ است. ترازوی شناخت عزاداری اصیل از عزاداری بدعت‌محور این است که معیارسنجی کنیم که راز اقامه عزاداری چیست؛ معرفت‌افزایی یا سرگرم شدن؟ اگر دغدغه معرفت‌افزایی داشته باشیم، متوجه می‌شویم که همین داشته‌های اصیل عزاداری باید حفاظت و تقویت شود. مجلس عزاداری سالن سینما نیست که حتما باید پر شود و حاضران سرگرم شوند. مجلس عزاداری یعنی رساندن جاماندگان از تعالی و تکامل به شاهراه قرب الهی.  

واعظ و مداحی که در مجلس او فرد بی‌حجاب می‌آید، بی‌حجاب می‌ماند و بی‌حجاب می‌رود، در حقیقت سالن سرگرمی درست کرده است، نه مجلس عزا؛ وگرنه مجلس عزا باید شعوانه رقاصه را شعوانه توابه کند. اگر امام حسین(ع) ثارالله است، مجلس عزای ایشان نیز باید قرب‌الله باشد. بدعت‌ها در عزاداری یعنی مجلس عزا را به دکان کاسبی و سرگرمی تبدیل کردن. وقتی یک مداح خود به دنبال معرفت‌افزایی در وجود خویش نیست و پای منبر عالمی وارسته شرف حضور مستمر ندارد و مجلس او فقط سرگرمی است و به‌جای سوز، دنبال ساز است، در نتیجه نوع اشعار، سبک خواندن و حرکات را به مجالس رقص و سینما تبدیل می‌کند و معلوم است که در مرداب بدعت گرفتار شده است. 

بدترین بدعت‌های عزاداری آن است که به‌جای معرفت‌افزایی، معرفت‌سوزی و اباحه‌گری در ادب فردی و دینی عادی‌سازی شود.  واعظ و مداحی که روضه دروغ می‌خواند، کمر صاحب‌الزمان(عج) را می‌شکند. اینکه حضرت ابوالحجة امام حسن عسکری(ع) فرمودند که همه کثافات را در خانه‌ای جمع کرده‌اند و کلید آن خانه دروغ است، یعنی مداحی که روضه دروغ بخواند، هیئت را به کثافت‌خانه تبدیل کرده و این بدعت بزرگی است و هتک حرمت مجلس آل‌الله(ع) بوده و کمر شریعت و ولی‌الله الاعظم(عج) را می‌شکند. همچنین، مردمی که می‌دانند این شخص روضه دروغ می‌خواند و همچنان در مجلس او حاضر می‌شوند، قیامت دردناکی خواهند داشت.  

صاحب کتاب ثمرات‌الحیات می‌نویسد که یکی از علمای بزرگ شیعه به محضر حضرت امام زمان(عج) مشرف شد و از ایشان سؤال کرد که چرا رضا قلدر ملعون بر شیعیان مسلط شد؟ حضرت فرمودند: «چون روی منابر، روضه‌های دروغ زیاد شد، خدا این مرد ضد دین را بر شما مسلط کرد تا از تن عالمان شما لباس طلبگی و از سر زنان شما حجاب را بردارد.» چرا باید برخی مداحان جرئت و جسارت پیدا کنند که با صراحت، روضه دروغ بخوانند؟ باید مراجع تقلید چنان توی دهن این‌ها بزنند که دیگر کسی جرئت نکند حتی به فکر روضه دروغ باشد. اگر روزگاری کسی حدیث دروغ نقل می‌کرد، او را از قم تبعید می‌کردند و امروز نیز باید کسی که روضه دروغ می‌خواند، طرد و تبعید شود. 

متأسفانه برخی تصور می‌کنند چون به یک شهرت کاذب رسیده‌اند، دیگر آزاد هستند هر دروغی را بیان کنند تا جایی که سال‌ها پیش مداحی در کنار حرم مطهر رضوی با جسارت تمام، دروغ و هتک بزرگی را به ساحت مقدس حضرت فاطمه(س) و امام حسین(ع) نسبت داد و متأسفانه اعتراض درخور توجهی نیز صورت نگرفت. مع‌الأسف، آن‌قدر که امروز نسبت به اشخاص غیرت وجود دارد، نسبت به معالم و معارف مکتب، غیرت بایسته‌ای وجود ندارد.

ایکنا ـ غلو و اغراق در بیان فضائل و مصائب امام حسین(ع) چه آسیب‌هایی به اعتبار و اثرگذاری پیام عاشورا وارد می‌کند؟ 

در این زمینه ابتدا باید یک تذکر جدی بیان کنم. غلو مرز بسیار باریکی دارد و همین مسئله گاه سبب سوء استفاده جریان‌های انحرافی تاریخ اسلام شده است؛ جریان‌هایی که در برخی مراکز علمی نفوذ کرده‌اند و ظاهری شیعی دارند، اما در حقیقت، دست‌های وهابی‌نویس با دستکش‌های سکولارمحور هستند.  قرار نیست هر مطلبی که ما آن را درک نمی‌کنیم، غلو تلقی شود. غلو آن است که برای معصومان(ع) مرتبه خدایی قائل شویم. این معنا به لطف خدا در اکثریت مطلق جلسات عزاداری وجود ندارد، مگر در برخی محافل صوفی‌محور که امت شیعه همواره حساب خود را از این جماعت جدا کرده است.  جلساتی که غلو به معنایی که عرض شد در آن جریان داشته باشد، سالن رقص شیطان است، نه بارگاه قدسِ تقرب به معبود که فلسفه عملی عزاداری است. عزاداری می‌کنیم تا انسان‌هایی همچون طیب حاج‌رضایی، رسول ترک، مقبل، حاج مرزوق، محتشم کاشانی، آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، علامه حلی(ره) و دیگر بزرگان تربیت شوند. 

عزاداری وسیله‌ای است که معقول ثقیل را به محسوس دلنشین تبدیل می‌کند. غالی و قاصر هر دو ملعون هستند. کسی که اجازه ندهد معصوم(ع) معلم معرفت‌افزایی عزادار باشد، ابلیس مجسم و مسلم است. امام حسین(ع) و شهدای عظیم‌الشأن کربلا بی‌نیاز از غلو هستند. عظمت حضرت عباس(ع) در کشتار پشت کشتار نیست؛ عظمت ایشان در ربانی بودن، مسلط بر نفس بودن و تقرب الهی است؛ همان‌گونه که امام صادق(ع) فرمودند: «كانَ عَمُّنَا العَبّاسُ صُلْبَ الإيمانِ». آن حضرت از کوه استوار ایمان حضرت عباس(ع) سخن فرموده‌اند، نه از زور بازوی مبارک ایشان. بنابراین، اگر فضائل اهل‌ بیت(ع) بر پایه معارف اصیل و مستند بیان شود، نیازی به غلو و اغراق نخواهد بود و حقیقت شخصیت آنان خود گویاترین دلیل بر عظمت ایشان است.

ایکنا ـ چگونه می‌توان میان شور و احساس در عزاداری و پایبندی به حقیقت و مستندات تاریخی تعادل برقرار کرد؟ 

شور و شعور هر دو لازم و ملزوم یکدیگر هستند. انسان موفق با دو بال شور و شعور به مقصود می‌رسد.  پیامبر اکرم(ص) فرمودند که اگر شور و آرزو نبود، نه مادری فرزنددار می‌شد و نه کشاورزی کشت می‌کرد، اما شورِ باطل همانند شعور سقیم، سبب سقوط انسان می‌شود.  در جلسات عزاداری باید هم شور حسینی برپا شود و هم شعور حسینی تعلیم داده شود. در خود واقعه کربلا نیز هم شور وجود داشت و هم شعور.  

امروز باید در مجالس عزاداری تعلیم داده شود که هم شور و هم شعور باید تابع قرآن و عترت باشد. در روایت داریم که حتی هوای نفس سلمان فارسی(ع) نیز ولایت و محبت مولایش حضرت مرشد رشید امیرالمؤمنین(ع) شده بود، یعنی شور او، نیروی حرکت شعور او شده بود، نه اینکه شور وی شعورش را له کرده و بی‌اثر کند.

ایکنا ـ چرا گاهی عزاداری به ظواهر و نمادها محدود می‌شود و از اهداف اصلی قیام و واقعه عاشورا فاصله می‌گیرد؟ 

متأسفانه گاهی هدف، معرفت‌افزایی نیست، بلکه کاسبی، خودنمایی، سرگرمی و عادت کردن به یک مراسم موجود است. تفاوت است بین اینکه ما عزاداری را عادت بدانیم یا عبادت. عزاداری برای معصوم یعنی حمام روح و اندیشه. عزادار با عزاداری برای معصوم باید چرک و کثافت را از روح و عقل خود پاک کند و لباس معصومیت به تن کند.  گریه‌کن امام حسین(ع) با اشک بر امام(ع)، لباس اخلاق یزیدی، شمر، حرمله و خولی را از تن عقل، زبان، شغل، قلب و ... خود بیرون می‌آورد و لباس معصومیت به تن می‌کند. عزادار کسی است که ناقص بیاید، سوار بر کشتی نجات امام حسین(ع) شود و به قرب الهی برسد.  

اشک، ناله و سینه‌زنی بر شهدای کربلا(ع) یعنی همان چراغ هدایت را یافتن و از آن نور گرفتن. اگر کسی به عزاداری عادت کند، به ظاهر بسنده می‌کند و در نتیجه، هیچ اثر و ثمری از عزاداری نصیب او نمی‌شود؛ اما کسی که عزاداری را عبادت بداند، آن‌گاه عزاداری برای او همانند نماز، روزه، حج و جهاد، ادب، آداب و اثر تعلیم دارد.  فردی نزد امام صادق(ع) از نماز و روزه همسایه خود تعریف کرد. حضرت سخنان او را شنیدند، سپس فرمودند: «از عقلانیت او بگو؛ این‌ها اموری است که به آن عادت کرده است و اگر ترک کند، وحشت می‌کند». بعضی اگر در زمان‌های عزاداری در مجالس عزا شرکت نکنند یا ظاهر عزادار نداشته باشند، دچار وحشت می‌شوند. اینان ضریح امامان را می‌بوسند، اما حدیث امامان را زیر پا له می‌کنند.  ضریح حرم‌ها بسیار مقدس است، اما حدیث معصوم(ع) از ضریح معصوم مقدس‌تر است. حضرت فاطمه(س) به خادم خود فرمودند: «یک حدیث از پدرم، به اندازه حسن و حسین یعنی دو امام و دو سرور جوانان بهشت ارزش دارد».

ایکنا ـ چه عواملی باعث رواج روایت‌های ضعیف یا غیرمستند در برخی مجالس عزاداری می‌شود و راه مقابله با آن چیست؟ 

این سؤال بسیار ظریف است و بستر سوء استفاده جریان‌های انحرافی شده است. در کتاب «از طبری تا غروی» به‌صورت مفصل این موضوع را تبیین کرده‌ام. تفاوت است بین روایت ضعیف و روایت جعلی. روایت ضعیف به‌خودی‌خود مشکلی ندارد؛ آنچه اشکال دارد، جعل و دروغ است. هیچ‌ یک از علما نفرموده‌اند که روایت ضعیف، یعنی روایت جعلی و دروغ. نکته بعدی آن است که باید مراقب باشیم به اسم درست‌خوانی، ما را از داشته‌هایمان تهی نکنند. روزی روضه‌خوانی، روضه عروسی حضرت قاسم(ع) را می‌خواند؛ فردی که به‌تازگی مدرکی گرفته بود، در مجلس حضور داشت و فریاد زد که این روضه را نخوان؛ زیرا روایت آن ضعیف است. مجلس به هم ریخت. بنده به او گفتم خودت گفتی روایت ضعیف است؛ روایت ضعیف که به معنای جعل و دروغ نیست.  گفت منظور این است که سند ندارد. به وی گفتم ملا مهدی نراقی در کتاب محرق القلوب اعلام کرده است که اسناد آن را بررسی کرده و در کتب معتبر دیده است و علامه شعرانی نیز در دمع‌السجوم آن را رد نکرده است.  وی گفت که این‌ها متأخر هستند. گفتم چه تفاوتی می‌کند؟ چگونه اگر نجاشی در کتاب رجال خود کسی را توثیق کند، آن را می‌پذیریم، اما اگر فقیه و عارف بزرگی همچون ملا مهدی نراقی(ره) که علامه‌ای به عظمت بحرالعلوم(ره) در برابر عرفان، تقوا و علم او زانوی ادب می‌زند، خبری را توثیق کند، آن را نمی‌پذیریم؟ او متحیر شد؛ زیرا اگرچه مدرک داشت، محتوا نداشت. 

بنابراین، باید مراقب باشیم. خبر ضعیف به‌خودی‌ خود اشکالی ندارد؛ آنچه مطرود است، خبر مجعول و کذب است. برای پاکسازی اخبار و روضه‌های جعلی و کذب از جلسات عزاداری، اولا باید سازمان تبلیغات از این حالت خواب خارج شود و به‌صورت مؤثر عمل کند و با واعظان و مداحانی که روضه جعلی می‌خوانند، برخورد جدی داشته باشد، اسامی آنان را منتشر کند و حتی درباره آنان پیگیری قضایی به عمل آورد. همچنین، دادگاه ویژه روحانیت نیز باید به‌صورت جدی وارد عمل شود. از سوی دیگر، مردم نیز نباید پای منبر این افراد بنشینند و رسانه‌ها به‌جای پخش منبر عده‌ای خاص و تکراری، به سراغ شخصیت‌های متضلع بروند؛ شخصیت‌هایی که منبرهای پرمحتوا و روضه‌های صحیح و البته پر سوز دارند و شمار آنان نیز کم نیست.  

بنده نمی‌دانم چگونه رسانه ملی و برخی مدیران هنگام دعوت مکرر از برخی افراد از خود سؤال نمی‌کنند که این آقایان تکراری که مدام در این شبکه و آن شبکه، این شهر و آن شهر، این حرم و آن حرم منبر دارند، چه زمانی فرصت مطالعه و تعقل پیدا می‌کنند؟ اگر این افراد اثرگذاری لازم را داشتند، آیا امروز وضعیت حجاب و سایر مسائل فرهنگی جامعه به این شکل بود؟

ایکنا ـ چگونه می‌توان عزاداری را از یک رفتار صرفا احساسی و مناسکی به بستری برای شناخت، بصیرت و عمل به آموزه‌های امام حسین(ع) تبدیل کرد؟ 

وقتی عزاداری را یک مناسک عبادی بدانیم و آن را یکی از ابزارهای جهاد اکبر، یعنی ساختن نفس و مقابله با هوای نفس که مهمترین ثمره آن رشد آموزه‌های دینی است، تلقی کنیم، آن‌گاه عزاداری به یک مناسک بصیرت‌آور تبدیل می‌شود. البته باید مراقب باشیم که عدم بصیرت دلیل ترک این مناسک نشود. بله! بسیاری نماز می‌خوانند، اما بصیرت نماز را پیدا نمی‌کنند؛ آیا باید نماز را ترک کنند؟ هرگز. یا حج به‌جا می‌آورند، اما بصیرت حج را به دست نمی‌آورند؛ آیا باید حج را ترک کنند؟ هرگز.

انسان وقتی به این شعور برسد که به نماز نیاز دارد، نه فقط برای نرفتن به جهنم، بلکه برای درست شدن و برای حفظ خود از فحشا و منکر، آنگاه نماز را با بصیرت اقامه می‌کند. همچنین، انسان وقتی بفهمد که برای رشد و انسان شدن به مجلس عزاداری نیاز دارد، آن‌گاه به یک عزادار با بصیرت تبدیل می‌شود. هرگاه نگاه و معرفت نسبت به عزاداری اصلاح شود، تعریفی صحیح از عزاداری ارائه خواهد شد و در سایه آن تعریف درست، مجلس عزا برپا می‌شود، افراد در آن حضور پیدا می‌کنند و به تعالی و تکامل می‌رسند.

انتهای پیام
خبرنگار:
مجتبی افشار
captcha