ستاره غفاری بیجار پژوهشگر و مدرس تاریخ معاصر ایران در گفتوگو با ایکنا از خراسانجنوبی، بهمناسبت ۲۹ تیرماه، روز بزرگداشت آیتالله سیدابوالقاسم کاشانی، درباره شخصیت، جایگاه تاریخی و نقش این روحانی برجسته در تحولات سیاسی ایران معاصر اظهار کرد: آیتالله کاشانی از روحانیان مجتهد و چهرههای اثرگذار سیاسی و مذهبی ایران در دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ بود. او علاوه بر فعالیتهای دینی، حضوری فعال در عرصه سیاست داشت و پیش از فعالیت در ایران، در نهضت ضد استعمار عراق در سال ۱۹۲۰ علیه اشغال بریتانیا مشارکت کرده بود.
وی افزود: کاشانی بعدها به ریاست مجلس شورای ملی نیز رسید و بهدلیل نقش مؤثرش در تحولات سیاسی آن دوران، از شخصیتهای مهم تاریخ معاصر ایران بهشمار میآید؛ هرچند درباره برخی جنبههای عملکرد و میراث سیاسی او، میان مورخان دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.
غفاری بیجار درباره شرایط سیاسی و اجتماعی دوران فعالیت آیتالله کاشانی گفت: دوران فعالیت سیاسی کاشانی همزمان با سالهای پس از سقوط رضاشاه در سال ۱۳۲۰ و آغاز سلطنت محمدرضا شاه بود؛ دورهای که با ضعف حکومت مرکزی، گسترش فعالیت احزاب و مطبوعات، رقابت قدرتهای خارجی بهویژه بریتانیا و شوروی و سپس آمریکا، مشکلات اقتصادی و افزایش مطالبات عمومی برای استقلال سیاسی و اقتصادی همراه بود. فضای سیاسی کشور در آن مقطع، رقابتی، پرتنش و متکی بر نقش مجلس و نیروهای اجتماعی بود.
وی با اشاره به نقش آیتالله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت تصریح کرد: کاشانی از حامیان اصلی نهضت ملی شدن صنعت نفت بهشمار میرفت و با بهرهگیری از نفوذ خود در میان نیروهای مذهبی، بازار و اقشار سنتی، در بسیج افکار عمومی برای حمایت از این جنبش نقش مهمی ایفا کرد. حمایت او در کنار تلاشهای حقوقی و سیاسی دکتر محمد مصدق، زمینه تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در سال ۱۳۲۹ را فراهم کرد. بسیاری از پژوهشگران، نقش کاشانی را مکمل فعالیتهای جبهه ملی در جلب حمایت مردمی میدانند.
این پژوهشگر تاریخ درباره همکاری آیتالله کاشانی و دکتر محمد مصدق اظهار کرد: این همکاری بر پایه اهداف مشترکی همچون ملی شدن صنعت نفت، کاهش نفوذ قدرتهای خارجی و تقویت حاکمیت ملی شکل گرفت. در این همکاری، مصدق رهبری سیاسی و حقوقی نهضت را بر عهده داشت و کاشانی از جایگاه مذهبی و اجتماعی خود برای حمایت مردمی بهره میگرفت. این ائتلاف در جریان قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ به اوج رسید، اما بهتدریج بر سر مسائلی مانند شیوه اداره کشور، حدود اختیارات دولت، نقش مجلس، نحوه مدیریت بحرانهای سیاسی و اختلاف در روش مبارزه دچار شکاف شد و سرانجام به پایان رسید.
وی درباره عوامل موفقیت و اختلاف میان جریانهای سیاسی آن دوره نیز گفت: موفقیتهای نهضت ملی نفت تا حد زیادی حاصل همگرایی نیروهای ملی، مذهبی و بخشهایی از دیگر جریانهای سیاسی و نیز حمایت گسترده افکار عمومی بود. در مقابل، اختلاف در دیدگاهها، رقابتهای سیاسی، نگرانی برخی جریانها از تمرکز قدرت، اختلاف بر سر جایگاه مجلس و روحانیت، فشارهای خارجی و شرایط پیچیده داخلی، از عوامل مهم تضعیف این اتحاد و بروز اختلافات بهشمار میرفت.
غفاری بیجار با اشاره به نقش روحانیت در تحولات آن دوره افزود: روحانیت در این مقطع تاریخی یکی از بازیگران مهم عرصه سیاسی و اجتماعی ایران بود، اما دیدگاه یکسانی نداشت. برخی روحانیان، از جمله آیتالله کاشانی، با حضور فعال در عرصه سیاست، در بسیج مردمی، مشروعیتبخشی دینی به جنبشهای ضداستعماری و مشارکت در تحولات پارلمانی نقشآفرینی کردند، در حالیکه گروهی دیگر ترجیح میدادند از ورود مستقیم به سیاست پرهیز کنند.
وی درباره چرایی ماندگاری نام آیتالله کاشانی در تاریخ معاصر ایران اظهار کرد: اهمیت تاریخی آیتالله کاشانی تنها به نقش او در نهضت ملی شدن نفت محدود نمیشود، بلکه او از نخستین چهرههایی بود که پیوند میان دین و سیاست را در عرصه عمومی ایران معاصر بهصورت گسترده نمایندگی کرد. همکاری و سپس اختلاف او با دکتر محمد مصدق نیز از مهمترین موضوعات مورد مطالعه در تاریخ سیاسی ایران پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است.
این مدرس دانشگاه درباره ابعاد کمتر روایتشده زندگی آیتالله کاشانی گفت: از جمله ابعاد کمتر مورد توجه زندگی سیاسی کاشانی میتوان به سابقه مبارزات او در عراق، فعالیتهای پارلمانی، نقش او در سازماندهی نیروهای مذهبی و بازار و همچنین پیچیدگی روابطش با دیگر جریانهای سیاسی اشاره کرد. افزون بر این، مواضع او در ماههای منتهی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و میزان نقش یا تأثیرگذاریاش در آن رویداد، همچنان از موضوعات مورد اختلاف میان تاریخنگاران است و روایتهای متفاوتی درباره آن وجود دارد.
وی درباره نگاه آیتالله کاشانی به استقلال کشور نیز اظهار کرد: در اندیشه سیاسی کاشانی، استقلال سیاسی و اقتصادی کشور جایگاه ویژهای داشت. او از منتقدان جدی نفوذ قدرتهای خارجی، بهویژه بریتانیا، بود و ملی شدن صنعت نفت را گامی اساسی برای پایان دادن به سلطه اقتصادی خارجی میدانست. از نگاه او، حفظ منابع ملی، تقویت حاکمیت کشور و اتکا به ظرفیتهای داخلی، از ارکان استقلال ایران بهشمار میرفت.
غفاری بیجار در پایان با اشاره به درسهای این مقطع تاریخی برای امروز گفت: بررسی فعالیتهای سیاسی و اجتماعی آیتالله کاشانی نشان میدهد که اهمیت وحدت و همکاری میان نیروهای مختلف اجتماعی و سیاسی، نقش حمایت مردمی در موفقیت جنبشهای ملی، ضرورت حفظ انسجام در شرایط بحرانی و تأثیر اختلافات داخلی بر سرنوشت حرکتهای سیاسی، از مهمترین درسهای تاریخی آن دوره است. در عین حال، پژوهشهای تاریخی تأکید دارند که برای شناخت دقیق این مقطع، باید مجموعهای از اسناد، روایتها و دیدگاههای مختلف را بهصورت همزمان مورد توجه قرار داد.
انتهای پیام