چهارم مردادماه مصادف با روز اردبیل، فرصتی برای بازخوانی نقش این دیار در تاریخ ایران است؛ سرزمینی که با ظهور شیخ صفیالدین اردبیلی و شکلگیری مکتب صفویه، زمینههای وحدت فرهنگی، انسجام ملی و اقتدار ایران را فراهم کرد و نام خود را بهعنوان خاستگاه یکی از مهمترین تحولات هویتی کشور در تاریخ ثبت کرد.
وقتی از انسجام ملی در تاریخ ایران سخن گفته میشود، معمولاً نگاهها به دوران شکلگیری دولت صفوی معطوف است؛ اما ریشههای این وحدت، دههها پیش از تأسیس حکومت صفوی و در مکتب فکری و تربیتی شیخ صفیالدین اردبیلی شکل گرفت. شیخ صفی تنها یک عارف یا صاحب خانقاه نبود؛ او با ایجاد شبکهای گسترده از مریدان، تربیت نیروهای دینی و ترویج اخلاق، اعتماد اجتماعی و همبستگی فرهنگی را در بخشهای مختلف ایران و قفقاز تقویت کرد؛ سرمایهای که بعدها زمینه تشکیل یکی از مقتدرترین دولتهای ایران را فراهم کرد.
روز اردبیل، تنها یادآور پیشینه تاریخی یک شهر نیست، بلکه یادآور سهم این سرزمین در شکلگیری هویت ملی ایران است. اردبیل با پرورش شخصیتهایی چون شیخ صفیالدین، محقق اردبیلی و دیگر عالمان و اندیشمندان، همواره یکی از کانونهای اثرگذار در عرصه دین، فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی بوده است. از همینرو، رهبر شهید انقلاب نیز اردبیل را خاستگاه صفویانی میدانند که توانستند ایران پراکنده را به کشوری «متحد، مقتدر، عزیز و سربلند» تبدیل کنند.
شیخ صفیالدین، محور یک جریان معنوی بود که مرزهای قومی و قبیلهای را درمینوردید. خانقاه اردبیل به مرکزی برای گردهم آمدن اقوام، طبقات اجتماعی و پیروان مناطق مختلف تبدیل شد و با تکیه بر آموزههای دینی، اخوت، خدمت و عدالت، هویتی مشترک را میان آنان پدید آورد. این هویت مشترک، بعدها در نسلهای بعدی خاندان صفوی به یک قدرت اجتماعی و سیاسی تبدیل شد.
رهبر شهید انقلاب نیز با تبیین این جایگاه تاریخی، تأکید میکنند که اقتدار ایران در عصر صفوی، تنها محصول قدرت سیاسی نبود، بلکه بر پایه احیای مذهب تشیع، فرهنگ اهل بیت(ع) و معنویت استوار شد؛ پشتوانهای که ریشه آن را باید در مکتب شیخ صفیالدین اردبیلی جستوجو کرد.
نکته مهم آن است که شیخ صفیالدین را نباید صرفاً در چارچوب یک شخصیت عرفانی تحلیل کرد. همانگونه که رهبر معظم انقلاب تصریح کردهاند که او یک عالم، یک عارف، یک مفسر و یک محدث بود و برخلاف برخی برداشتهای نادرست، تنها یک صوفیمسلک محسوب نمیشد. جایگاه علمی و دینی او سبب شد اردبیل به «دارالارشاد» شهرت یابد؛ شهری که نقش آن، هدایت فکری و دینی جامعه و تربیت نسلهایی اثرگذار در تاریخ ایران بود.
افزون بر این، خاندان صفوی در آغاز یک حکومت سیاسی نبود، بلکه از دل طریقت «صفویه» برخاست؛ طریقتی که شیخ صفیالدین اردبیلی پس از جانشینی شیخ زاهد گیلانی در اردبیل بنیان نهاد و بهتدریج آن را از یک حلقه محدود عرفانی به جریانی فراگیر با پیروانی در آذربایجان، گیلان، قفقاز، آناتولی و دیگر مناطق ایران تبدیل کرد. این گستره نفوذ، پیش از آنکه ماهیتی سیاسی داشته باشد، بر پایه اعتماد عمومی، پیوندهای معنوی و ارتباط میان اقوام مختلف شکل گرفته بود و نوعی سرمایه اجتماعی کمنظیر را برای ایران آن روزگار فراهم آورد.
پس از رحلت شیخ صفیالدین، فرزندان و جانشینان او، از جمله صدرالدین موسی، خواجه علی، شیخ جنید و شیخ حیدر، این میراث معنوی و اجتماعی را حفظ و گسترش دادند تا سرانجام با ظهور شاه اسماعیل صفوی، این پشتوانه فرهنگی و مردمی به تشکیل دولت صفوی انجامید. بسیاری از پژوهشگران تاریخ ایران بر این باورند که موفقیت صفویان تنها حاصل قدرت نظامی نبود، بلکه نتیجه شبکه گستردهای از پیوندهای دینی، اجتماعی و فرهنگی بود که طی نزدیک به دو قرن در مکتب شیخ صفیالدین شکل گرفته و به انسجام سرزمینی و هویتی ایران یاری رسانده بود.
امروز، گرامیداشت روز اردبیل، صرفاً پاسداشت یک مناسبت محلی نیست؛ بلکه یادآوری نقش تاریخی این دیار در ساختن ایران واحد و هویت مشترک ایرانیان است. بازخوانی میراث شیخ صفیالدین و خاندان صفوی نشان میدهد که انسجام ملی، زمانی پایدار خواهد بود که بر پایه معنویت، فرهنگ، عدالت، اعتماد عمومی و هویت مشترک استوار باشد؛ همان میراثی که از اردبیل برخاست و در تاریخ ایران ماندگار شد.
انتهای پیام