کد خبر: 4366291
تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۱
در آیین بزرگداشت شیخ صفی الدین اردبیلی مطرح شد

دفاع از تصوف راستین و نقد صوفیان دروغین در اندیشه شیخ صفی‌الدین

منوچهر صدوقی‌سها در آیین بزرگداشت شیخ صفی‌الدین اردبیلی که از سوی انجمن اثار و مفاخر فرهنگی، عصر امروز به صورت مجازی برگزار شد، با تأکید بر تمایز میان تصوف اصیل و تصوف ساختگی، گفت: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شیخ صفی‌الدین آن بود که هم‌زمان از تصوف راستین دفاع می‌کرد و با صوفیان دروغینی که از مفاهیم دینی و معنوی برای فریب مردم بهره می‌گرفتند، به‌روشنی مقابله داشت. وی با تأکید بر اینکه «تصوف» و «عرفان» دو مفهوم مترادف نیستند، گفت: وقتی از شیخ صفی‌الدین به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین صوفیان حقیقی ایران یاد می‌شود، این تعبیر با دقت علمی به کار می‌رود؛ زیرا او از یک‌سو مدافع تصوف راستین بود و از سوی دیگر، با مدعیان دروغین این ساحت مرزبندی آشکار داشت.

صفی الدین

به گزارش ایکنا، منوچهر صدوقی سها در سخنانی درباره جایگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی اظهار کرد: سخن گفتن از این شخصیت بزرگ در چند عبارت کوتاه نمی‌گنجد، زیرا او همچون دریایی با سواحل متعدد است و نمی‌توان همه ابعاد شخصیتش را در بیانی مختصر بیان کرد.

وی در آغاز سخنان خود با طرح مقدمه‌ای نظری، بر لزوم تفکیک میان دو عنوان «تصوف» و «عرفان» تأکید کرد و گفت: این دو مفهوم، با وجود تعامل‌ها و درهم‌تنیدگی‌های فراوان، مترادف نیستند و از حیث موضوع، مبادی و مسائل، دو مقوله جداگانه به شمار می‌آیند. از همین رو، وقتی از شیخ صفی‌الدین به عنوان یکی از بزرگ‌ترین صوفیان حقیقی ایران یاد می‌شود، این تعبیر با دقت علمی به کار می‌رود و ناظر به جایگاه ممتاز او در سنت تصوف است.

وی در ادامه با اشاره به جایگاه تصوف در تاریخ ادیان تصریح کرد: تصوف، صرف‌نظر از بحث درباره ماهیت آن، حقیقتی است که در همه ادیان، اعم از الهی و غیرالهی، حضور داشته است. در اسلام نیز تصوف از صدر نخست و از زمان پیامبر اکرم(ص) و نزول قرآن کریم وجود داشته و برخلاف نظر برخی مستشرقان، پدیده‌ای بیرون‌آمده از متن اسلام یا وارداتی نیست. این سنت از مؤلفه‌های درجه اول فرهنگ اسلامی است و نمی‌توان آن را از تاریخ اسلام جدا کرد.

صدوقی سها در بخش دیگری از سخنانش، مواجهه انسان‌ها با تصوف را در چهار گروه دسته‌بندی کرد: خود صوفیان، بی‌طرفان، مخالفان و موافقان تصوف. خود صوفیان نیز به دو دسته «صوفیان حقیقی» و «مدعیان دروغین» تقسیم می‌شوند. از همان آغاز، بزرگان ادب و عرفان اسلامی صوفیان دروغین را نکوهش کرده‌اند و در این میان، حافظ نیز با صراحت از مدعیان تصوف انتقاد کرده است. اما یکی از مهم‌ترین امتیازهای شیخ صفی‌الدین را توجه هم‌زمان به دفاع از تصوف حقیقی و نفی تصوف دروغین است. شیخ صفی‌الدین تنها به ترویج مکتب خود نمی‌پرداخت، بلکه با کسانی که عنوان تصوف را وسیله اغوا و فریب مردم قرار می‌دادند نیز به روشنی مقابله می‌کرد. از نگاه او کسانی که در ظاهر خود را اهل صلاح و تربیت نشان می‌دهند اما در باطن به اغوای خلق مشغول‌اند، همانند گرگی هستند که در لباس میش وارد گله می‌شود.

استاد حوزه فلسفه و عرفان همچنین با اشاره به نقد شیخ صفی‌الدین نسبت به استفاده ابزاری از مفاهیم دینی اظهار کرد: در نگاه او، کسانی که از حقایق دینی و معنوی برای ارتزاق و تأمین منافع دنیوی بهره می‌گیرند، نه‌تنها اهل حقیقت نیستند، بلکه به ساحت دین و قرآن نیز آسیب می‌زنند. شیخ در برابر کسانی که صوفیان را از ذکر و یاد خدا بازمی‌داشتند، موضعی روشن داشت و معتقد بود ذکر الهی نوری است که عیب‌ها و بیماری‌های درونی انسان را آشکار می‌کند.از این منظر، مخالفت با ذکر و باطن تصوف، در بسیاری از موارد ناشی از ترس انسان از آشکار شدن ضعف‌ها و بیماری‌های نفس خویش است؛ زیرا ذکر، نوری در جان می‌افکند و حقیقت درون را نمایان می‌کند.

صدوقی سها تأکید کرد: یکی از کمالات شیخ صفی‌الدین آن بود که با وجود قرار داشتن در شمار مشایخ بزرگ تصوف، نسبت به آفت‌ها و انحراف‌های این حوزه بی‌اعتنا نبود و میان تصوف اصیل و تصوف ساختگی تمایز قائل می‌شد. از همین رو، وقتی از شیخ صفی‌الدین به عنوان یکی از بزرگ‌ترین صوفیان حقیقی ایران یاد می‌شود، این تعبیر با دقت علمی به کار می‌رود و ناظر به جایگاه ممتاز او در سنت تصوف است.

وی افزود: شیخ صفی‌الدین با تمثیلی معنادار، مخالفت با ذاکران را تبیین می‌کند. او می‌پرسد اگر پادشاهی فرمان مجازات گناهکاری را بدهد و جلاد او را برای اجرای حکم به میدان آورد، آیا خویشان آن مجرم جلاد را دعا می‌کنند یا دشنام می‌دهند؟ پس از آنکه پاسخ داده می‌شود طبیعی است که خویشان مجرم به جلاد دشنام دهند، شیخ توضیح می‌دهد که ذکر نیز همچون شمشیری است که بر گردن نفس اماره فرود می‌آید. از این رو، کسانی که در بند اغراض نفسانی‌اند، به اهل ذکر و آموزگاران آن روی خوش نشان نمی‌دهند. در این روایت، شیخ صفی‌الدین تصریح می‌کند که ذاکران در حلقه ذکر، نفس اماره را می‌کوبند و همین امر برای وابستگان آن نفس، سنگین وناخوشایند است. 

صدوقی سها در بخش دیگری از سخنان خود به سنت انتقال شفاهی معارف در میان صوفیان قدیم اشاره کرد و گفت: بسیاری از صوفیان راستین، بیش از آنکه اهل نگارش باشند، اهل تعلیم حضوری، مجلس‌گویی و افاده شفاهی بودند؛ از همین رو از شماری از بزرگان تصوف آثار مکتوب گسترده‌ای برجای نمانده است. بخش مهمی از میراث فکری او در قالب مجالس، گفته‌ها و پاسخ‌های شفاهی منعکس شده است. یکی از افادات علمی شیخ صفی‌الدین آن است که درباره نسبت میان آیه‌ای از قرآن درباره محاسبه آنچه در نفس انسان می‌گذرد و حدیثی درباره گذشت الهی از وسوسه‌های درونی پرسش شده بود. ظاهر پرسش آن است که چگونه از یک‌سو گفته می‌شود آنچه در درون انسان است مورد محاسبه قرار می‌گیرد و از سوی دیگر در حدیث آمده است که خداوند از وسوسه‌های درونی امت، تا زمانی که به عمل یا گفتار تبدیل نشود، در می‌گذرد. شیخ صفی‌الدین در پاسخ، انسان‌ها را به دو گروه «ابرار» و «مقربان» تقسیم می‌کند و توضیح می‌دهد که اگر ابرار وسوسه‌های درونی را به قول و فعل نیاورند، مورد عفو قرار می‌گیرند؛ اما مقربان در مرتبه‌ای بالاتر قرار دارند و حتی خطورات درونی نیز برای آنان محل محاسبه و مراقبت است. این تحلیل ناظر به همان قاعده مشهور عرفانی است که می‌گوید: «حسنات الابرار سیئات المقربین»؛ یعنی آنچه برای نیکان حسنه است، برای مقربان ممکن است در مرتبه‌ای دیگر نقص به شمار آید.

صدوقی سها در پایان به یکی دیگر از بیانات شیخ صفی‌الدین اشاره کرد و افزود: از او پرسیده بودند اگر خداوند از انسان به او نزدیک‌تر است، پس سخن گفتن از «سیر الی‌الله» چه معنایی دارد؟ شیخ در پاسخ توضیح می‌دهد که قرب الهی حقیقتی ثابت است، اما این انسان است که از خدا دور می‌شود. به تعبیر دیگر، خداوند به انسان نزدیک است، اما انسان به سبب غفلت، تعلقات و نفسانیات از او فاصله می‌گیرد و سیر الی‌الله به معنای رفع همین دوری است. بنابراین، سلوک معنوی به معنای پیمودن فاصله‌ای مکانی نیست، بلکه حرکتی باطنی برای خروج از غفلت، عبور از نفس اماره و حرکت به سوی قرب آگاهانه الهی است. شیخ صفی‌الدین در عین تعلق به عالی‌ترین مراتب تصوف، نسبت به آسیب‌ها و انحراف‌های این حوزه نیز هشیار بود و با تمایز نهادن میان تصوف اصیل و تصوف ساختگی، از حقیقت این سنت دفاع می‌کرد.

صدوقی سها با تأکید بر اینکه سیر الی‌الله به هیچ‌وجه ناظر به حرکت در مکان نیست، گفت: مقصود از این تعبیر آن نیست که خداوند در نقطه‌ای مکانی قرار دارد و انسان بخواهد با پیمودن مسافتی به سوی او حرکت کند، بلکه این سیر، سلوکی معنوی و باطنی است. آنچه در این بخش اهمیت ویژه دارد، توجه به دقت علمی شیخ صفی‌الدین در تبیین مراتب سلوک عرفانی است.

صدوقی سها با اشاره به نظریه «اسفار اربعه» در سنت عرفانی و حکمی تصریح کرد: عرفا و پس از آنان صدرالمتألهین، برای رسیدن انسان به کمال، از چهار سفر معنوی سخن گفته‌اند. سفر نخست «من الخلق الی الحق» است؛ یعنی سالک از عالم کثر و اشتغالات آن عبور می‌کند و با سیر در آفاق و انفس، در پی شناخت حقیقت هستی و رسیدن به حق برمی‌آید. سفر دوم، «من الحق الی الحق» است که ناظر به سیر در اسماء و صفات الهی و تحقق یافتن به مراتب بالاتر معرفت است. نکته مهم آن است که شیخ، سفر سوم را «سیر مع‌الله» می‌داند و همین نکته، از نظر علمی بسیار معنادار و قابل توجه است.

صفی الدین

وی افزود: به اعتقاد شیخ صفی‌الدین، تا وقتی سالک به درک درست از حقیقت وجود و نسبت ممکنات با حق نرسیده باشد، نمی‌تواند به مرتبه «مع‌الله» راه یابد. در این تلقی، موجودات عالم، قائم به ذات خود نیستند، بلکه قائم به اظهار و افاضه الهی‌اند و فهم این حقیقت، شرط کمال سلوک است. از نظر او، ترتیب درست اسفار همان است که برخی شارحان و عارفان، از جمله عبدالرزاق کاشانی، بیان کرده‌اند؛ یعنی «سیر الی‌الله»، سپس «سیر فی‌الله» و پس از آن «سیر مع‌الله» و در نهایت، بازگشت از حق برای ارشاد و هدایت خلق. همین دقت در ترتیب مراتب سلوک، جایگاه شیخ صفی‌الدین را نه فقط از حیث معنوی، بلکه از نظر علمی و نظری نیز بسیار برجسته می‌سازد.

اولیای الهی به نورالله می‌نگرند 

محمود شالویی رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با بیان اینکه سخن گفتن درباره اولیای الهی کاری بس دشوار است؛ زیرا آن‌ها که به چنین مقامات معنوی راه یافته‌اند، از آن گردنه‌های دشوار عبور کرده‌اند، همه امیال نفسانی و هواهای حیوانی را پشت سر گذاشته‌اند تا توانسته‌اند چنان بر خویش و خویشتن تسلطی بیابند و در زمره اقارب الهی واقع شوند.آنان که می‌خواهند درباره این بزرگان سخنی بگویند، کاری بس صعب در پیش دارند؛ زیرا این اولیا به نوعی از قطبیت و محوریت در عالم هستی مبدل شده‌اند و همین تبدیل، کار را برای کسی که به آنان می‌نگرد و از بطن و درونشان اطلاعی و آگاهی ندارد، دشوار می‌سازد. آن‌ها در عالمی بالاتر و برتر از عالم ماده ما سیر و سیاحت یافته‌اند، جهان را از نظر و منظری دیگر می‌نگرند، به نورالله چشمشان روشن شده است و دلشان مأوا و معوایی برای ذکر و یاد حق شده است.

صفی الدین اردبیلی//

شالویی با بیان اینکه نکته مهم و اساسی در باب اولیای الهی آن است که خلوت‌خانه آنان، ساحت اندرونی و باطنی‌شان، محلی برای طلوع خورشید است، گفت: آن خورشید ربانی، نورانی و عرفانی، با آن خورشیدی که ما با چشم خویش در این عالم شاهد طلوع و غروب آن هستیم متفاوت است. این خورشید در این عالم نور می‌دهد، چشم ما را می‌گشاید و تاریکی‌ها را می‌زداید، اما به درون ما راهی ندارد. آنچه باید درون را در ورطه جولانگاه خویش درآورد، خورشیدی درونی است که از نور الهی حاصل می‌شود و ساطع می‌گردد.

وی تصریح کرد: این نور چنان نورانیتی در وجود پدید می‌آورد که با هیچ روشنایی و وضوح دیگری قابل مقایسه نیست. آنچه ما می‌بینیم، ظاهری از روشنایی‌هاست؛ شمعی برافروخته می‌شود، چراغی روشن می‌شود، عالمی به نور منور می‌گردد، اما از درون آن خبری به میان نمی‌آید. لیکن آنچه اولیای الهی را ولی می‌کند و این ولی از آن جهت که به دوستی حضرت حق برگزیده می‌شود و در مقام قرب او می‌نشیند، همان است که درونشان را این‌گونه نورانی می‌کند و قرص خورشید در خلوت‌خانه وجودشان تجلی می‌یابد.

وی افزود: بیایید به سمت و سوی کسانی برویم که به چنین قطبیتی راه یافته‌اند و این‌گونه محوریتی در عالم و حیات ما یافته‌اند؛ نه این‌که آن را به دست آورده باشند، بلکه بر آنان ارزانی شده است. این‌ها در چنین موقعیتی به لطف و عنایت الهی واقع شده‌اند و همین است که از بندگان خواسته می‌شود، یا به آنان فرمان داده می‌شود، که گرد اینان بچرخند، آنان را بیابند و این اولیا را دریابند. سایه الهی بر سر آنان است و باید در زیر چنین سایه‌ای آرام گرفت.

شالویی تصریح کرد: وقتی صحبت درباره پیران طریقت می‌شود، وقتی گفت‌وگویی در خصوص این عالمان عارف شکل می‌گیرد، آنچه خداوند در قرآن به آن اشاره می‌کند و بلکه تصریح می‌دارد، این است که بندگان خاص خدا، عالمان واقعی، همان کسانی هستند که نسبت به خدا تواضع، فروتنی و افتادگی بیشتری دارند؛ همانان که راسخان در علم‌اند. این‌ها کسانی نیستند که صرفاً به علوم ظاهری دل بسته و وابسته و آراسته باشند، بلکه به علوم باطنی راه یافته‌اند؛ خدا را در وجود خویش یافته‌اند و همانانی شده‌اند که امروز از آنان با عنوان پیران طریقت، هوشیاران عالم معرفت و کسانی که توانسته‌اند میان خلق و خالق وساطتی بنمایند یاد می‌کنیم؛ کسانی که از زمین به سوی آسمان به طیران درآمده‌اند و همچنان در این سیر و سیاحت و سلوک به سر می‌برند.

وی گفت: از میان این بزرگان، شیخ صفی‌الدین اردبیلی است. اردبیل، شهری است و دیاری است که بسی پرورشگاه و محل بالندگی اهل علم و معرفت بوده است؛ سرزمینی که صفی‌الدین اردبیلی‌ها، مقدس اردبیلی‌ها را در درون خویش جای داده است. حتی در روزگاران ما و در همین دوره زندگی ما نیز کسانی از همین سرزمین بوده‌اند که به چنین تقوا و فضیلتی آراسته شده‌اند.

وی اظهار کرد: او چون سخن می‌گفت، همواره در ابتدای کلام خویش این سخن را جاری می‌کرد که «مردم، از خدا بترسید؛ مردم، از خدا بترسید؛ غضب خدا سنگین است». چنان این سخن را آن مرد به زبان می‌آورد که موی بر بدن آدمی راست می‌شد. وقتی بر کرسی درس اخلاق می‌نشست و این‌گونه عبارات، آیات و احادیث را در این باره می‌گفت، دل را به چنان عالمی در عالم بالا رهنمون می‌کرد که گویی همچنان نیز این زبان وعظ و پند و نصیحت، ما را به وادی آن دل معرفت‌اندیش و معرفت‌جو راهنمایی می‌کند. خدایشان رحمت کند.

شالویی خاطرنشان کرد: حقیقت آن است که سرزمین اهورایی ایران عزیز ما، در هر خطه و نقطه‌ای، از شرق تا غرب، از جنوب تا شمال، از دشت‌های تفتیده‌اش تا آن کوه سپید و برفی و سرمادار سبلانش، تا آنجا که به اردبیل می‌رسد، سراسر محل ظهور و بروز بزرگانی است که هر یک نه‌تنها ایران، بلکه جهان را به تأثیر و تأثر خویش واداشته‌اند. تردیدی نیست که شیخ صفی‌الدین اردبیلی نیز از همین پیران طریقت و حقیقت‌جویان است که اگرچه صدها سال از دوره زندگی او می‌گذرد و قرن‌ها عبور کرده است، اما همچنان نام و یاد او و آن بقعه‌ای که بر مزار او ساخته شده، چه دل‌ها می‌رباید و چه ذهن‌ها را به سمت و سوی خویش معطوف می‌دارد.

شالویی تأکید کرد: مناسبت‌هایی که برای این بزرگان نام‌گذاری می‌شود، باید موقعیتی پدید آورد که نه‌تنها درباره آنان، بلکه درباره تأثیرشان در جامعه و نوری که به واسطه آنان روشن شده است سخن‌ها گفته شود و این زمینه برای آشنایی و آگاهی هرچه بیشتر طبقات امروزی، به‌خصوص جوانان ما، بیش از پیش فراهم شود. خداوند این موقعیت را برای معرفی این بزرگان همچنان استمرار ببخشد و این زمینه را نگاه دارد تا از وجود این بزرگان، در حقیقت، برای هدایت و راهنمایی خویشتن بهره بگیریم و از آن استفاده‌های بسیار بیابیم.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha