به گزارش ایکنا به نقل از ستاد فرهنگی اربعین، در دیدار جمعی از علمای اهل تسنن ایران با آیتالله سید یاسین موسوی، استاد درس خارج نجف و امام جمعه بغداد، موضوعاتی مانند چگونگی نقشآفرینی و پویایی عالمان مذاهب مختلف در مقابل اختلاف انگیزیهای آمریکایی ـ صهیونیستی، ارتباط فعال مراجع و علمای دین در ایران و عراق، نظریه علامه طباطبایی درباره ساختارهای اجتماعی در شرایط جنگ ایران با آمریکا تبیین و تشریح شدند.
آیتالله سیدیاسین موسوی، امام جمعه شیعیان بغداد در دیدار جمعی از علمای اهل تسنن و تشیع ایران، ضمن تشریح وظائف علمای مذاهب مختلف در جهان کنونی، خطرات ناشی از سیطره سیاستهای آمریکایی و صهیونیستی در ارتباط با عالمان دینی را تشریح کرد.
آیتالله موسوی گفت: اکثریت یا اقلیت بودن یک مذهب، هرگز نباید بهانهای برای سلطه بر دیگران باشد. همانگونه که حتی در یک مذهب نیز اختلاف نظرهای فقهی وجود دارد. این اختلافها طبیعی و نشانه پویایی علم است و نباید به دشمنی سیاسی تبدیل شود.
امام جمعه بغداد به دو بعد ضروری در نقشآفرینی علما در هدایت امت اشاره کرد و گفت: نقش اول، هدایت جامعه و پذیرش مسئولیت رهبری مردم و نقش دوم مقابله علما با حکومتهای ستمگر جهانی است که برخی از این عالمان برای رسیدن به دنیا یا از روی ترس، در خدمت حکومتهای استعماری قرار میگیرند. اما همه ما میدانیم که امام ابوحنیفه که از بزرگان فقه اهل سنت است، به سبب فتوای خود مبنی بر حمایت از قیام محمد نفس زکیه، مورد خشم حکومت وقت قرار گرفت. او را به شدت مجازات کردند و در نهایت بر اثر همان شکنجهها جان باخت.
این استاد درس خارج نجف با ترسیم شرایط کنونی نظامهای سلطه جهانی، گفت: امروز نیز ما با جنگی فراگیر روبهرو هستیم. پس از بیداری اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) و تشکیل جمهوری اسلامی، حکومتهای استبدادی، قدرتهای استعمارگر و حامیان آمریکایی و انگلیسی آنان، این بیداری را خطری جدی برای منافع خود میدانند.
وی تأکید کرد: علمای بیدار در جهان اسلامی، بزرگترین خطر برای استعمار آمریکا و اسرائیل بوده و هستند و نخستین ابزار دشمنان برای مقابله با علما، ایجاد اختلافات قومی و مذهبی بوده است. برای مثال همواره تلاش کردهاند در مناطقی از ایران مانند کردستان، زاهدان و دیگر مناطق دارای تنوع قومی و مذهبی، فتنه ایجاد کنند لذا تنها راه رهایی از استعمار، وحدت شیعه و سنی است.
امام جمعه بغداد در ادامه سخنان خود گفت: امروز همه مسلمانان درگیر نبردی سخت با استعمار آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند. این جنگ از ستمی آغاز شد که بر مردم غزه و فلسطین رفت؛ مردمی که هر روز شهید میدهند. زنانشان مورد تعرض قرار میگیرند و خانههایشان ویران میشود. با این حال، بسیاری از دولتهایی که خود را مدافع اهل سنت میدانند، نهتنها به مردم فلسطین کمک نکردند، بلکه در کنار اسرائیل ایستادند.
وی ادامه داد: در مقابل، جمهوری اسلامی ایران، محور مقاومت و نیروهای مقاومت، بزرگترین فداکاریها را برای حمایت از فلسطین انجام دادند و عزیزترین فرماندهان خود، از جمله سیدحسن نصرالله، سید هاشم صفیالدین و دیگر فرماندهان مقاومت را در این راه تقدیم کردند. این امر نشان میدهد که حمایت از فلسطین، یک پروژه مذهبی یا فرقهای نیست، بلکه یک وظیفه اسلامی است.
این عالم پیشکسوت مبارزه در عراق تشریح کرد: در عراق نیز آمریکا تلاش کرد جنگی فرقهای میان شیعه و سنی راه بیندازد. شیعیان و اهل سنت بیگناه کشته شدند تا آتش اختلاف شعلهور شود.
وی به بیان نمونهای از نتایج این اختلافات در عراق پرداخت و گفت: به عنوان نمونه، ماجرای دردناک ربوده شدن کودکی حدود هفتساله را در دوران فتنههای عراق نقل میکنم؛ کودکی که تنها به دلیل شیعه بودن ربوده شد. خانوادهاش با فروش خانه، مبلغ 50 هزار دلار برای آزادی او فراهم کردند، اما هنگام افطار ماه رمضان، به جای بازگشت فرزندشان، پیکر سربریده او را بر روی سینی غذا پشت در خانه یافتند. این جنایت نمونهای از تلاش برای دامن زدن به نفرت مذهبی میان شیعه و سنی است.
آیتالله موسوی به نقش حضرت آیتالله سیستانی اشاره کرد: تدبیر آیتالله سیستانی بود که اینگونه توطئهها در عراق ناکام ماند. همانگونه که در ایران نیز نقش قائد شهید در وحدت شیعه و سنی، نقشههای دشمنان را خنثی کرد.
این عالم مطرح بغداد افزود: امروز بخش مهمی از درآمدهای نفتی عراق تحت نظارت آمریکا قرار دارد و خرید تسلیحات و استفاده از آنها با محدودیتهای آمریکا روبهروست و حتی تلاش برخی دولتهای عراق برای گسترش همکاری با روسیه یا چین نیز با مخالفت آمریکا مواجه شده است.
وی در پایان تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران به دلیل استقلال، اتحاد مردم و ایستادگی در برابر آمریکا و اسرائیل، به قدرتی اثرگذار تبدیل شده است و راه نجات مسلمانان در وحدت، استقلال و مقاومت در برابر سلطه خارجی میداند. اگر شیعه و سنی در کنار یکدیگر متحد باشند، میتوانند در برابر آمریکا و هر قدرت سلطهگری بایستند.
سپس آیتالله احمد مبلغی، عضو مجلس خبرگان رهبری در دیدار علمای اهل تسنن با آیتالله موسوی، به تبیین ساختار اجتماعی ایران پس از جنگ با آمریکا بر اساس نظریه ساختارهای اجتماعی علامه طباطبایی پرداخت.
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: پرسش از عامل تحول، همواره ذهن جامعهشناس را به خود مشغول داشته است: آیا تغییر را باید زاده ساختارهای کلی اجتماعی دانست یا برآمده از کنشها و ارادههای فردی و جمعی؟ این دوگانهای است که علامه طباطبایی با منظری حکیمانه از آن فراتر میرود نگاه سومی را ارائه میدهد: فرد از توانی برای دگرگونی برخوردار است و ساختار اجتماعی نیز نقشی سازنده و تعیینکننده در ایجاد تغییر ایفا میکند.
وی با اشاره به نمونه جنگ اخیر ایران و آمریکا، افزود: در جنگ سوم، این نظریه علامه به عینیت تجربی گرایید و در صحنه واقعیت ظهور یافت. حداقل با سه ساختار مشخص روبرو هستیم: ساختار امنیتی، ساختار اجتماعی و ساختار سیاسی.
آیتالله مبلغی ادامه داد: ساختار امنیتی حاکم بر منطقه را قدرتهای استکباری بنیان نهادهاند. بسیاری از دولتهای اسلامی در ظاهر صاحب سلاح هستند، اما مهار این سلاح در دست استکبار است، نه در دست آنان. این یعنی کل ساختار امنیتی بر محوریت منافع استعمار و استکبار طراحی و تثبیت شده بود. در این جنگ، این ساختار فرو ریخت و در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است. همه نشانهها حاکی از آن است که ادامه این ساختار ناممکن است؛ حتی خود آن دولها به تدریج درمییابند که نمیتوان برای تأمین امنیت به آمریکا تکیه کرد.
وی، با اشاره به نوعی از ساختار اجتماعی که موجب زایش وحدت در عین کثرت است، تشریح کرد: ساختار اجتماعی، عرصهای است که جمهوری اسلامی ایران همواره بر وحدت اسلامی در آن تأکید داشته است. این جنگ، بستری حاصلخیز برای تحقق این وحدت در میان امت اسلامی پدید آورد. ما به سخنان حکمرانان نمینگریم؛ به مسلمانان مینگریم، به مردمان نظر میدوزیم و به واقعیت زندهای که صدایش رسا و بلند شده است. مسئولیت ما در این مسیر، هدایت و آگاهیبخشی به تودهها و گروههای سنی و شیعه است تا این فرآیند آغازشده از دل شرایط حاضر، به تحقق وحدتی اسلامی در عین کثرت واقعی بینجامد. آن ساختار نادرست پیشین که در آن سنی از شیعه و شیعه از سنی میهراسید یا وحدت در حد شعار باقی میماند، در حال فروپاشی است. ما اینک توان ایجاد وحدتی اسلامی استوار و حقیقی را داریم. هسته اصلی این وحدت، درک یک حقیقت یعنی وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت است.
این استاد و پژوهشگر حوزه و دانشگاه افزود: وجود گروههای سنی، شیعی، کرد، عرب، ایرانی، با زبانها و فرهنگهای گوناگون، یک واقعیت است. قرآن کریم این واقعیت را به رسمیت شناخته است: شعوباً و قبائل. در حیطه ادیان و مذاهب نیز آیه لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا به این واقعیت تکثر در عین وحدت منشأ اشاره دارد. این تکثر، خود آیاتی از آیات الهی است.
عضو مجلس خبرگان رهبری، پذیرش وحدت در عین کثرت را متفاوت از اندیشه پلورالیسم دانست و افزود: پلورالیسم بر این باور است که حق در ذات خود متکثر است، اما در منظومه فکری قرآن، تکثر صفت واقعیت بیرونی است نه ساحت حق. چنین نیست که هر راه و رایی ناگزیر به خداوند ختم شود یا عین صواب باشد؛ بلکه این تنوع و تعدد در ساحت خارجی و گیتی شکل گرفته که یکی سنی شود و دیگری شیعی. بنابراین کثرت در عالم اجتماعی به عنوان واقعیت بیرونی وجود دارد و قرآن کریم نیز با این واقعیت چندگانه، از افق حکم اجتماعی وحدت رویاروی میشود و تعامل میکند.
وی ادامه داد: قانون اسلام، رأی اسلام و اراده خداوند برای این امت، وحدت است. امت واحد، نه مجموعهای صاحب رأی و مذهب واحد که امتی است با مذاهب و آرای متعدد که باید در عین این کثرت، واحد باشد. تحقق این اصل وحدت در عین کثرت، همان مقصود قرآن و راهی است که ناگزیر باید در پیش گیریم. این جنگ که آغازگران آن به اهداف خود نرسیدند، محملی برای تحقق همین امر مهم، در کنار فروپاشی آن ساختار امنیتی استکباری شد.
آیتالله مبلغی در بخش دیگری از سخنان خود در این دیدار، پیوندهای ساختار سیاسی وابسته به هر مذهب با واقعیت بیرون را مهم خواند و با اشاره به نظریه علامه طباطبایی، گفت: حساسیت و اهتمام ایران تنها معطوف به ساختار اجتماعی (تحقق وحدت امت) و مقابله با ساختار امنیتی دستساز استکبار است. اما در ساختار سیاسی، اهل سنت دارای نظام سیاسی و علوم خاص خویشند و شیعیان نیز دارای علوم و نهادهای خود. در این جنگ، نظریه علامه خود را نشان داد، از یک سو، تأثیر ژرف فرد متعالی را میبینیم؛ نمونهای همانند امام خامنهای شهید که با شهادت خود، موجی از تحول و آگاهی را در پهنه جامعه جاری ساخت. اینجاست که نقش عامل فرد در مقام الهامبخش و تغییردهندهای فراتر از محاسبات مادی آشکار میشود.
وی افزود: همچنین از سوی دیگر، سازوکار پویای ساختارهای اجتماعی را مشاهده میکنیم. خود پدیده جنگ، به مثابه کورهای است که ساختارهای پیشین را در هم مینوردد و اشکال تازهای از همبستگی، سازماندهی و مقاومت را پدید میآورد. امروز این ساختارها چه نهادهای مردمی، چه شبکههای خودجوش، راهی مستقل را پیش روی علمای مذاهب گشوده است.
همچنین در این دیدار، حجت الاسلام والمسلمین هادی اکبری، مدیر اهل سنت بعثه مقام معظم رهبری نیز بر اهمیت ارتباط علمای مذاهب تأکید کرد.
اکبری گفت: ارتباط علما و شخصیتهای علمی و فرهنگی در دنیای اسلام، یکی از ضرورتهایی است که باید به آن توجه شود تا این ارتباطها فراتر از یک دیدار به تبادل فکری و اندیشهای ما بیانجامد.
مدیر اهل سنت بعثه مقام معظم رهبری در بخش دیگری از سخنان خود به معرفی شخصیت آیتالله موسوی پرداخت و اشاره کرد: ایشان از شاگردان بارز شهید محمدباقر صدر و حضرت آیتالله خویی بودهاند و به عنوان امام جمعه بغداد از جایگاه برجسته علمی و سیاسی برخوردار هستند. همچنین در زمان صدام از مجاهدان و مبارزان مطرح بودند که در آن زمان به اعدام هم محکوم شدند.
همچنین در این دیدار چند تن از علمای اهل تسنن از ایران نیز به بیان دیدگاه های خود درباره ضرورتهای وحدت مذاهب مختلف در شرایط جنگ کنونی سخن گفتند.