کد خبر: 4367151
تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۴
یادداشت

تأملی بر تعارض میان آداب سلوک زیارت و الزامات ارتباطی در اربعین

تأملی بر تعارض میان آداب سلوک زیارت و الزامات ارتباطی در اربعین

به قلم محمدمهدی رضایی‌؛ عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی

هر ساله، با نزدیک‌شدن به ایام پیاده‌روی اربعین، پدیده‌ای اجتماعی در ایران اوج می‌گیرد که می‌توان آن را «موج یادگیری لهجه عراقی» نامید. هر سال حدود دو ماه پیش از مراسم، بازار آموزشگاه‌ها و کانال‌های مجازی برای تبلیغ دوره‌های فشرده حضوری و غیرحضوری آموزش لهجه عامیانه عراقی رونق چشمگیری می‌یابد. فارغ از انگیزه‌های اقتصادی و رسانه‌ای این جریان، این پدیده از منظر اهداف معنوی و آداب زیارت، شایسته تأملی نقادانه است.

نخست باید به یک اصل آموزشی اشاره کرد که آغاز یادگیری یک زبان خارجی با تمرکز افراطی بر لهجه‌های عامیانه، پیش از تثبیت ساختارهای زبان معیار (فصیح)، می‌تواند فرایند یادگیری نظام‌مند را مختل سازد. با این حال، مسئله اصلی در زمینه زیارت اربعین، نه صرفاً این ملاحظه زبان‌شناختی، که تعارض این کنش با فلسفه وجودی این سفر معنوی است.

جوهره پیاده‌روی اربعین، چنان‌که از تأمل در اهداف آن برمی‌آید، گریز از ازدحام ارتباطات روزمره و پناه‌بردن به خلوت بیابان است. زائر آگاه، با این پیاده‌روی طولانی، در حقیقت از هیاهوی شهر و گفتگوهای متعارف فاصله می‌گیرد تا در خلوت خویش، دل را برای ضیافت دیدار امام شهیدان مهیا سازد. هدف، کاستن از تعلقات و مشغولیت‌های ذهنی، از جمله گفتار بیهوده، و آماده‌سازی قلب برای بیشترین حد توجه و حضور در لحظه زیارت است.

اما پرسش اینجاست که آیا ترویج فراگیری شتاب‌زده لهجه عراقی در دو ماه منتهی به اربعین، در تضاد با این هدف اصیل نیست؟ گویی بیم آن می‌رود که در غفلت از آن مقصد متعالی، بکوشیم تا همان فرصت اندک «سکوت اجباری» ناشی از ندانستن زبان را نیز از خود سلب کنیم و زبان را، خدای‌ناکرده، بیکار نگذاریم! حال آنکه می‌دانیم اساساً در این مراسم، نیازی حیاتی و ضروری به دانستن لهجه عراقی و حتی زبان عربی فصیح وجود ندارد. شواهد میدانی نشان می‌دهد که میزبانان عراقی اغلب با فارسی ساده و روان زائران ایرانی ارتباطی به مراتب راحت‌تر برقرار می‌کنند تا با تلاش برای رمزگشایی از زبانی دست‌ و پا شکسته که تنها دو ماه برای آموختن آن وقت صرف شده است.

برای درک بهتر روح حاکم بر زیارت، شایسته است به سیره علمای ربانی و عرفای شیعه در طول تاریخ بنگریم. تأمل در کیفیت زیارت رفتن آنان نشان می‌دهد که چگونه سلسله‌ای از آداب مشخص را برای آماده‌سازی نفس به کار می‌بستند. از غسل زیارت و خواندن اذن دخول گرفته تا اذکار و ادعیه خاص، همگی تأکیدی بر یک حقیقت واحد دارند: هدف از این آداب، جهت‌دهی به دل است؛ یادآوری و تفهیم این نکته اساسی به سالک که او به دیدار شخصیتی عادی نمی‌رود و باید ظرف وجودی خویش را برای چنین مواجهه‌ای تطهیر و تخلیه کند. در این چارچوب، هر کنشی که این خلوت دل را برهم زند و ذهن را به امور حاشیه‌ای مشغول دارد، شایسته نقد و بازنگری جدی است.

انتهای پیام
captcha