ابن سینا همواره فرزند زمان خویشتن باقی مانده است؛ این را میتوان از استمرار انتشار کتابهایی فهمید که پس از هزار سال، اهل خرد در جستوجوی کشف زوایای پیدا و پنهان آن هستند. سرویس اندیشه ایکنا به انگیره بزرگداشت این فیلسوف مروری داشته بر آثاری که پیشخوان کتابفروشیها را مزین کردهاند.
به گزارش ایکنا، ابن سینا حکیم، فیلسوف و پزشک نامدار جهان اسلام و ایران، یکی از نامداران علم و خرد است که با تلفیق و تکامل حکمت یونانی، میراث اسلامی و نوآوریهای شخصی خود، نظام فلسفی بدیعی را بنیان نهاد. آثار سترگ او نظیر الشفا، الاشارات والتنبیهات و القانون فی الطب، نهتنها جریان فلسفه و پزشکی را در جهان اسلام متحول ساخت، بلکه قرنها بهعنوان کتب مرجع بنیادین در معتبرترین دانشگاههای اروپا و شرق تدریس میشده و شالوده تفکر منطقی و استدلالی را در تمدن اسلامی مستحکم نمودهاند. امروزه، پس از گذشت حدود هزار سال از عصر طلایی حیات او، خردورزی نظاممند و اصالت تفکر ابن سینا همچنان زنده و الهامبخش است. به انگیزه ایامی که به اندیشه و حکمت او میپردازیم مروری بر مکتوبات این حوزه خواهیم داشت.

کتاب «ابن سینا و خرد ایرانی» نوشته قاسم پورحسن اثری است که از سوی انتشارات صراط منتشر شده است؛ اثری که در آن فلسفه ابن سینا نه ذیل سنت یونانی و ارسطویی، بلکه در افق حکمت مشرقی و خرد خسروانی بازخوانی میشود. در بخشی از کتاب به صراحت آمده است که ابن سینا از کاستیهای آشکار در فلسفه یونان سخن گفته و تأکید میکند تکیه و تقلید افراطی و بدون آگاهی از اندیشه یونانیان، جهالت است؛ به همین سبب معتقد است حقیقت حکمت را باید نزد مشرقیان و در فلسفه مشرقی جستوجو کرد.
نویسنده بر این باور است که بازخوانی دقیق و صحیحی از ابن سینا، همانند فارابی، تاکنون صورت نگرفته و کارآسانی نیست و ما در حقیقت گرفتار خوانش مستشرقان شدهایم و این در حالی است که فارابی و ابن سینا بنیانگذاران فلسفه اسلامیاند که آموزه اسلام، حکمت مشرقی، خرد ایرانی و خوانش مستقل یک فیلسوف در آثار آنان وجود دارد.
این اثر دارای سه بخش است؛ بخش نخست بنیانهای حکمت مشرقی است، بخش دوم بیان میکند که در فلسفه اسلامی فارابی و ابن سینا با نظام فلسفی مستقلی روبهرو هستیم، که خرد ایرانی و اسلامی جامعتر از آنچه است که در سنت یونانی ظهور کرده و بخش سوم مباحث هستیشناسی ابن سینا است.
در معرفی این اثر آمده است: تاکنون بسیاری از ابنسیناپژوهان و مستشرقان، فلسفه ابن سینا را ذیل فلسفه یونانی، ارسطویی و مشائی بررسی کردهاند و التفاتی بنیادین به جایگاه وی در سنت فکری مشرقی نداشتهاند. این در حالی است که خرد ایرانی، ریشه در حکمت و تفکر فرزانگان خسروانی دارد و سرچشمه فلسفه مشرقی شمرده میشود؛ سنخی از خرد که فارابی، ابن سینا و سهروردی در درون آن میاندیشیدند و به باور ابن سینا، در برابر سنت یونانی قرار دارد. براساس این کتاب، این تفکر شالوده حکمت مشرقی در فلسفه ابنسینا را فراهم ساخت، همانگونه که سرچشمه فلسفه اشراق نزد سهروردی گردید؛ و هر دو متفکر، این سنخ از حکمت را در مقابل سنت یونان قرار دادهاند.

انتشارات مولی کتاب «لذت و معنای زندگی: بررسی تطبیقی دیدگاه ارسطو، ابن سینا و بنتام» نوشته سیده نرجس عمرانیان را برای سومین بار تجدید چاپ کرد؛ اثری که به نسبت لذت و معناداری زندگی از منظر سه جریان بزرگ فلسفه غرب، جهان اسلام و اندیشه مدرن میپردازد. در این کتاب، از میان مؤلفههای متعددی که اندیشمندان در مبحث لذت و معنای زندگی بیان کردهاند، دیدگاه سه نفر از بزرگان فلسفه بررسی شده است: ارسطو بهعنوان نماینده فلسفه یونان، ابن سینا نماینده فلسفه اسلامی و جرمی بنتام نماینده فیلسوفان دوره جدید.
در معرفی این اثر آمده است: وقتی بحث لذت و شادی وارد فضای فلسفی میشود، پرسشهای مهمی را به دنبال میآورد که بیارتباط با مبحث معنای زندگی نیست؛ اینکه آیا معنای زندگی صرفاً پرداختن به احوال نفسانی و احساس لذت است؟ آیا خود فرآیند زندگی دارای ارزش ذاتی نبوده و تنها لذت دارای ارزش ذاتی است؟ پرسشها و ابهاماتی از این دست، پرداختن به مسئله لذت و معنای زندگی را اجتنابناپذیر میکند.

کتاب «تمهایی از فلسفه ابن سینا؛ شناخت، ذهن، زبان» نوشته نصیر موسویان با ترجمه یاسر پوراسماعیل از سوی نشر هرمس منتشر شده است؛ اثری که در آن آرای معرفتشناختی و فلسفه ذهن ابن سینا در گفتوگو با ادبیات معاصر انگلیسیزبان ابنسیناپژوهی بازخوانی شده است. کتاب حاضر دربردارنده ترجمه ۵ مقاله انگلیسی، ۲ پیوست فارسی و ۱ مقاله فارسی به قلم نصیر موسویان است. نویسنده در این مقالات، جز در موارد معدود، خود را به ادبیات ابنسیناپژوهی در زبان انگلیسی و دوره معاصر محدود کرده و بررسی تفاسیر فلسفه ابن سینا در فارسی، عربی، لاتین یا سایر زبانها را در نظر نگرفته است. این اثر ذیل سه بخش کلی سامان یافته است: بخش «شناخت» شامل دو مقاله با عنوان «ابن سینا، تجربهگرایی و عقلگرایی» و «قضایای اولیه: بخشی از بنیاد دانش»؛ بخش «ذهن» شامل دو مقاله با عنوان «پیدایش نفس و رابطه آن با بدن» و «خودآگاهی و انواع آن»؛ و بخش «زبان» شامل دو مقاله با عنوان «سمانتیک معنا» و «گفتار در باب بعضی از آنچه نیست».
در برشی از متن کتاب آمده است: «نتیجه پژوهش گوتاس مهم و جذاب است. با اینحال، فارغ از پاسخ گوتاس به پرسش «آیا ابنسینا تجربهگرا است؟»، ممکن است کسی بپرسد: آیا طرح این سؤال درباره ابن سینا خود نمونهای از زمانپریشی نیست؟ آیا مفاهیمی چون ایده، ذهن، علم، شناخت و تجربه در فلسفه ابنسینا یافت میشوند؟ منظور همان مفاهیمیاند که در پسزمینه فلسفه دکارت و لاک وجود دارند و چارچوبی را فراهم میآورند که در آن میتوان گفت دکارت عقلگرا است و لاک تجربهگرا.

انتشارات مولی «دانشنامه علائی» اثر شیخالرئیس ابوعلیسینا را منتشر کرده است، کتابی که با نام «الحکمة العلائیه» نیز شناخته میشود و پاسخی است به درخواست علاءالدوله کاکویه، حاکم اصفهان، که در ایام اقامت ابنسینا در آن خطه، خود را به واسطه عربی بودن کتب حکمت از فهم فلسفه عاجز میدانست.نکته قابل توجه در تاریخچه این اثر آن است که از بخشهای مختلف کتاب، سه بخش منطق، الهیات و طبیعیات از نوشتههای خود ابن سینا به جا مانده و بخشهای مربوط به ریاضیات شامل هندسه، هیئت و حساب که در همان زمان از بین رفته بود، بعدها به دست ابوعبید جوزجانی، شاگرد و همدم ابن سینا، از دیگر نوشتههای او تلخیص و تکمیل شده است.
در برشی از متن کتاب آمده است: براساس منابع تاریخی، کاکویه خطاب به بوعلی اظهار داشته بود: «اگر علوم اوایل به عبارات پارسی بودی، من توانستمی دانستن» و از او خواسته بود تا کتابی به پارسی بنگارد. این درخواست، اگرچه به تعبیر مطلعان برای خودِ کاکویه ثمرهای در پی نداشت و «از آن هیچ در نتوانست یافتن»، اما سرآغاز پدید آمدن یکی از مهمترین آثار فلسفی زبان فارسی شد.به گفته آگاهان، مهمترین بخش این دانشنامه، همان «الهیات» یا «علم برین» است که بنابر تعبیر مؤلف، «اصلهای همه علمها اندر این علم درست شود و این علم را به آخر آموزند هر چند به حقیقت اول است».

کتاب «اویسنا: مابعدالطبیعه ابنسینا در غرب قرون وسطا» یک نگاه جامع و عمیق به اندیشهها و تأثیرات فلسفی این دانشمند بزرگ ایرانی بر دنیای مدرن دارد. این کتاب به بررسی بخش مابعدالطبیعه از آثار ابن سینا میپردازد، اهمیت و جایگاه او را در تاریخ فلسفه مورد توجه قرار میدهد. ابنسینا، شهرت خود را نه تنها به خاطر دانش پزشکی بلکه به خاطر نقش بنیادینش در فلسفه مشاء به دست آورده است. مابعدالطبیعه، که یکی از دشوارترین شاخههای فلسفه به شمار میرود، در آثار ابنسینا به عنوان یکی از برجستهترین بخشها درخشش خاصی دارد.
نویسنده در این کتاب، با بررسی دقیق و منظم، چگونگی رویکرد ابنسینا به مقولات مابعدالطبیعه مانند وجود، ذات، جوهر، عرض، زمان، مکان و علیت را روشن میسازد. کتاب با مقدمهای درباره زندگی ابن سینا آغاز میشود و به سرعت وارد مباحث عمیق فلسفی میشود. نویسنده، از طریق تحلیل متون و منابع اصلی، خواننده را با مفاهیم پیچیدهای که ابن سینا با آنها کار میکرد، آشنا میکند. او تلاش میکند تا تفسیرهای مختلف و تأویلات گوناگون از آثار ابنسینا را بازگو کند تا درکی متوازن و دقیق از فلسفه این فیلسوف بزرگ ارائه دهد.
یکی از مهمترین بخشهای کتاب، تأثیر ابنسینا بر فلاسفه و دانشمندان بعدی، به ویژه در دوره غروب قرون وسطا است. نویسنده نشان میدهد که چگونه تفکر ابن سینا نه تنها در شرق اسلامی بلکه در فلسفه غربی نیز پیگیری شده است. او بر این نکته تأکید میکند که آثار ابنسینا تا قرون وسطی و حتی رنسانس در اروپا، به عنوان متون مهم و مرجع شناخته میشدند و بسیاری از فیلسوفان بزرگ غربی تحت تأثیر اندیشههای او قرار داشتند. در ادامه کتاب، به زبانی سلیس و روان، به تشریح برخی از مفاهیم کلیدی مانند «ضروری و ممکن الوجود» و «واحد و کثرت» پرداخته میشود. نویسنده با توجه به اهمیت این مفاهیم در فلسفه ابن سینا، موضوعاتی نظیر الهیات و مسائل مربوط به معرفتشناسی را کاوش میکند.
انتهای پیام