کد خبر: 4367286
تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۹
درنگی بر ادبیات پژوهشی عاشورا/ 2

پاسخ «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» به خلأ «مناسک‌ پژوهی»

خبرگزاری ایکنا در آستانه اربعین حسینی در دومین گزارش از سلسله گزارش‌های پژوهشی در قالب نقد، تحلیل و بررسی آثار ماندگار «ادبیات عاشورایی» به سراغ کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» به اهتمام مسعود معینی‌پور رفته است؛ اثری که از نخستین تلاش‌های علمی برای تبیین راهپیمایی اربعین در چارچوب مطالعات تمدنی و علوم اجتماعی است و با نگاهی میان‌رشته‌ای، افق تازه‌ای در ادبیات اربعین‌پژوهی گشوده است.

آماده انتشار برای یکشنبه 11 مرداد///// «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»؛ زبان تمدنی آیینتمدن‌ها تنها در کاخ‌های باشکوه، شهرهای بزرگ یا مرزهای جغرافیایی متولد نمی‌شوند؛ آنچه به یک تمدن حیات می‌بخشد و استمرار آن را تضمین می‌کند، شبکه‌ای از باورها، ارزش‌ها، آیین‌ها و کنش‌های جمعی است که نسل‌های پی‌درپی آن را بازتولید می‌کنند. در این میان، کمتر رخدادی را در تاریخ اسلام می‌توان یافت که همچون «عاشورا»، همزمان در سه ساحت «حافظه تاریخی»، «هویت فرهنگی» و «زندگی اجتماعی» حضوری ماندگار داشته باشد.

اگر «عاشورا» نقطه اوج یک نهضت الهی است، «اربعین» را باید استمرار اجتماعی همان حقیقت دانست؛ رویدادی که هر سال، میلیون‌ها انسان را از ملیت‌ها، زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون، حول محور یک آرمان مشترک گرد هم می‌آورد و بزرگترین اجتماع آیینی جهان را رقم می‌زند.

طی دو دهه گذشته، «راهپیمایی اربعین حسینی» از یک سنت دیرینه شیعی به پدیده‌ای جهانی تبدیل شده است؛ پدیده‌ای که دیگر تنها در قاب گزارش‌های خبری یا روایت‌های عاطفی نمی‌گنجد. این اجتماع عظیم، امروز موضوع مطالعه جامعه‌شناسان، پژوهشگران ارتباطات، اندیشمندان علوم سیاسی، مردم‌شناسان، متخصصان مطالعات فرهنگی و نظریه‌پردازان تمدنی نیز هست.

پرسش اصلی این است که چگونه میلیون‌ها انسان، بدون سازمان‌دهی متمرکز، بدون انگیزه‌های اقتصادی و تنها بر پایه ایمان و سرمایه اجتماعی، شبکه‌ای کم‌نظیر از همکاری، خدمت‌رسانی و همبستگی را شکل می‌دهند؟ پاسخ به این پرسش، «اربعین» را از یک مناسک مذهبی صرف، به مسئله‌ای برای علوم انسانی تبدیل کرده است.

در این میان، «ادبیات مکتوب اربعین» نیز طی سال‌های اخیر رشدی چشمگیر داشته است. از آثار تاریخی و حدیثی گرفته تا سفرنامه‌ها، پژوهش‌های دانشگاهی، کتاب‌های معرفتی، تحلیل‌های جامعه‌شناختی و روایت‌های مستند، همگی می‌کوشند ابعاد مختلف این پدیده را روشن کنند. با وجود این، هنوز بخشی از آثار منتشرشده بیشتر بر توصیف مناسک و فضائل زیارت اربعین متمرکزند و کمتر به تبیین ریشه‌های تاریخی، مبانی معرفتی و نسبت این سنت با هویت شیعی پرداخته‌اند. از همین منظر، آثاری که تلاش می‌کنند «اربعین» را در بستر تاریخ اندیشه شیعه، تحولات اجتماعی و استمرار «پیام عاشورا» بررسی کنند، اهمیت مضاعفی پیدا می‌کنند.


بیشتر بخوانید:

«اربعین؛ قبله‌گاه اهل یقین»؛ رمزگشایی از ماندگاری قیام اباعبدالله(ع)


گزارش پیش رو در آستانه روزهایی که آرام‌آرام به «اربعین حسینی» نزدیک می‌شویم، به عنوان دومین گزارش ایکنا در حوزه تحلیل، نقد و بررسی آثار ادبی عاشورایی و مرتبط با اربعین سید و سالار شهدا، حضرت اباعبدالله، امام حسین(ع) در شاخه «ادبیات پژوهشی اربعین» به معرفی، نقد و تحلیل جامع کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» به اهتمام مسعود معینی‌پور با رویکرد معرفی مستند کتاب، شناخت نویسنده، واکاوی ساختار و محتوای اثر، بررسی منابع و شیوه پژوهش، تحلیل مهم‌ترین ایده‌های مطرح‌شده، ارزیابی نقاط قوت، کاستی‌ها و در نهایت، تبیین جایگاه این کتاب در میان آثار مرتبط با عاشورا و اربعین قلمی شده است.

خبرگزاری ایکنا در این گزارش و گزارش‌های پیشِ رو تلاش می‌کند به واسطه انتخاب مهمترین آثار مکتوب حوزه «ادبیات عاشورایی و اربعین» با تلاش بر دایره معرفی، پژوهش و نقد آثار منتخب؛ تا حد وسع و توان رسانه‌ای و قلم نویسنده راقم این سطور برای مخاطبان ایکنا روشن کند آثار ادبی حوزه «ادبیات حسینی» که میان مخاطبان و منتقدان به توفیق‌های متعددی رسیده‌اند بر چه بنیان‌های علمی و پژوهشی استوار شده و چه سهمی در گسترش «ادبیات معاصر اربعین» دارد.

آماده انتشار برای یکشنبه 11 مرداد///// «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»؛ زبان تمدنی آیین

 

در سال‌هایی که هنوز ادبیات علمی درباره «اربعین» در آغاز راه بود و اغلب آثار منتشرشده، به تاریخ، فضائل زیارت یا گزارش‌های میدانی محدود می‌شد، انتشار کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» نقطه عطفی در مطالعات این حوزه به شمار آمد. این اثر که به کوشش، پژوهش و کاوش مسعود معینی‌پور و با مشارکت جمعی از استادان دانشگاه و پژوهشگران علوم انسانی تدوین شده، از نخستین تلاش‌های منسجم برای تحلیل اربعین با رویکرد تمدنی، جامعه‌شناختی و میان‌رشته‌ای است.

کتاب با حمایت «پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری» و توسط انتشارات «سوره مهر» منتشر شد و خیلی زود مورد توجه محافل علمی قرار گرفت؛ تا آنجا که در سی‌وپنجمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در گروه دین و شاخه «کلیات اسلام» در میان نامزدهای نهایی قرار گرفت. همچنین این اثر در نخستین همایش ملی اربعین رونمایی شد؛ رویدادی که خود نشانه‌ای از آغاز شکل‌گیری جریان علمی «اربعین‌پژوهی» در کشور بود.

مسعود معینی‌پور، پژوهشگر حوزه علوم سیاسی، مطالعات تمدنی و عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در سال‌های گذشته کوشیده است نسبت میان دین، جامعه و تمدن را از منظر علوم انسانی واکاوی کند. تجربه‌های دانشگاهی، پژوهشی و مدیریتی او، به‌ویژه در عرصه رسانه، سبب شده است تا نگاهش به «فرهنگ تمدنی اربعین» تنها محدود به برپایی آیینی مذهبی نباشد، بلکه آن را به منزله «پدیده اجتماعی زنده» تحلیل کند؛ پدیده‌ای که در آن، مفاهیمی همچون «سرمایه اجتماعی»، «عقلانیت جمعی»، «هویت امت اسلامی»، «ارتباطات میان‌فرهنگی» و «الگوهای مشارکت مردمی»، در مقیاسی کم‌نظیر قابل مشاهده است.

معینی‌پور، مهم‌ترین انگیزه تألیف این اثر را خلأ «مناسک‌پژوهی» در فضای علمی ایران می‌داند. او در گفت‌وگوهای خود تصریح کرده است که نظام مطالعاتی کشور، بیش از آنکه به مسائل بومی بپردازد، به بازخوانی نظریه‌ها و تجربه‌های وارداتی گرایش دارد؛ در حالی که آیین‌هایی مانند «اربعین»، ظرفیت آن را دارند که خود به منشأ تولید نظریه در علوم انسانی تبدیل شوند.

از نگاه معینی‌پور، مناسک دینی تنها موضوعی برای توصیف یا ستایش نیستند، بلکه می‌توانند آزمایشگاهی برای مطالعه رفتارهای جمعی، شکل‌گیری اعتماد اجتماعی، نظم داوطلبانه، فرهنگ خدمت، ارتباطات فراملی و حتی الگوهای نوین مدیریت اجتماعی باشند.

همین رویکرد، کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» را از بسیاری آثار مشابه متمایز می‌کند. نویسندگان کتاب، به جای آنکه تنها به توصیف شکوه «راهپیمایی اربعین» بپردازند، می‌کوشند این رخداد را به زبان علوم انسانی ترجمه کنند؛ زبانی که در آن، «اربعین» نه فقط یک مراسم دینی، بلکه متنی زنده برای مطالعه تمدن، جامعه و فرهنگ است.

در حقیقت، کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» بیش از آنکه بخواهد پاسخ نهایی درباره «اربعین» ارائه دهد، در پی طرح پرسش‌های تازه است؛ پرسش‌هایی درباره نسبت میان «ایمان و مدنیت»، «معنویت و عقلانیت»، «آیین‌های دینی و سرمایه اجتماعی» و «ظرفیت‌های تمدنی تشیع در جهان معاصر». همین ویژگی‌ها سبب شده است که کتاب، نه‌تنها برای پژوهشگران مطالعات دینی، بلکه برای جامعه‌شناسان، پژوهشگران ارتباطات، مطالعات فرهنگی، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل نیز اثری قابل اعتنا باشد.

در روزگاری که علوم انسانی بیش از هر زمان دیگری نیازمند تکیه بر تجربه‌های زیسته جوامع مختلف است، کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» می‌کوشد نشان دهد که «اربعین» می‌تواند فراتر از مناسکی مذهبی، به منبعی برای تولید دانش و نظریه تبدیل شود؛ رویکردی که ارزش واقعی اثر را نه در توصیف یک رویداد، بلکه در گشودن افقی تازه برای فهم یکی از مهم‌ترین پدیده‌های فرهنگی و اجتماعی جهان اسلام آشکار می‌کند.

آماده انتشار برای یکشنبه 11 مرداد///// «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»؛ زبان تمدنی آیین

از مدنیت تا آینده‌پژوهی؛ کالبدشکافی ساختار کتاب

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» آن است که از همان ابتدا، خود را در چارچوب یک کتاب توصیفی یا مجموعه‌ای از مقالات پراکنده تعریف نمی‌کند. گردآورندگان اثر کوشیده‌اند با چینشی هدفمند، میان مقالات مختلف، پیوندی مفهومی برقرار کنند تا خواننده در پایان مطالعه، با تصویری به نسبت منسجم از «اربعین» به مثابه یک «پدیده تمدنی» روبه‌رو شود. همین انسجام ساختاری، کتاب را از بسیاری آثار مشابه که تنها و تنها مجموعه‌ای از یادداشت‌ها یا مقالات مستقل هستند، متمایز می‌کند.

اثر در چهار بخش اصلی تنظیم شده است؛ چهار بخشی که اگرچه هر یک از زاویه‌ای متفاوت به «اربعین» می‌نگرند، اما در نهایت به یک پرسش مشترک پاسخ می‌دهند: آیا «اربعین» می‌تواند فراتر از یک آیین مذهبی، در فرآیند تمدن‌سازی جهان اسلام نقشی مؤثر ایفا کند؟

«اربعین»؛ بستری برای بازخوانی مفهوم مدنیت

نخستین بخش کتاب با عنوان «مدنیت و امت در بستر اربعین» شاید مهم‌ترین و نظری‌ترین فصل اثر باشد. نویسندگان در این بخش، از چارچوب‌های رایج تحلیل مناسک عبور می‌کنند و اربعین را در نسبت با مفاهیمی همچون «امت»، «تمدن» و «حیات اجتماعی» بررسی می‌کنند.

در این نگاه، «راهپیمایی اربعین تنها به مثابه گردهمایی میلیون‌ها زائر رُخ‌نما نیست؛ بلکه نمونه‌ای عینی از شکل‌گیری جامعه‌ای است که پیوندهای آن نه بر پایه منافع اقتصادی یا مناسبات قدرت، بلکه بر محور ایمان، اعتماد و مسئولیت اجتماعی استوار شده است.» («مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» ص17)

به تعبیر نویسندگان کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»، «اگر تمدن را مجموعه‌ای از روابط پایدار انسانی، نظام ارزش‌ها و الگوهای مشترک زندگی بدانیم، اربعین می‌تواند یکی از آشکارترین جلوه‌های تمدن‌سازی در جهان معاصر باشد.» («مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» ص18)

کتاب در این بخش، به «ظرفیت‌های تمدنی اربعین»، نسبت میان مدنیت و معنویت، مفهوم امت در اندیشه اسلامی و نقش آیین‌های دینی در بازتولید هویت جمعی می‌پردازد. این تحلیل، نقطه تمایز اثر با بسیاری از نوشته‌هایی است که «اربعین» را تنها از منظر مناسکی دینی یا تاریخ تشیع مطالعه کرده‌اند.

آماده انتشار برای یکشنبه 11 مرداد///// «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»؛ زبان تمدنی آیین

ظرفیت‌های اجتماعی آیینی که خود را مدیریت می‌کند

بخش دوم کتاب با عنوان «ظرفیت‌های کلان اجتماعی یک آیین دینی»، نگاه خود را از سطح نظری به عرصه واقعیت‌های اجتماعی معطوف می‌کند. در این فصل، «اربعین» به منزله یک نظام اجتماعی پیچیده مورد مطالعه قرار می‌گیرد؛ نظامی که با وجود حضور میلیون‌ها انسان، بخش عمده‌ای از سازوکارهای آن بر پایه مشارکت داوطلبانه و مدیریت مردمی شکل گرفته است.

نویسندگان این بخش، با بهره‌گیری از مفاهیم جامعه‌شناسی و مطالعات ارتباطات، نشان می‌دهند که «چگونه فرهنگ خدمت، مهمان‌نوازی، اعتماد متقابل و مسئولیت‌پذیری اجتماعی، امکان اداره یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات انسانی جهان را فراهم می‌آورد؛ آن هم بدون آنکه ساختارهای رسمی و متمرکز، نقش اصلی را بر عهده داشته باشند.» («مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» ص56)

از دیگر مباحث مهم این فصل، توجه به مدیریت رسانه‌ای اربعین است. نویسندگان معتقدند «با وجود گستردگی این رویداد، هنوز تصویر واقعی آن در بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی بازنمایی نشده است. از این رو، رسانه نه فقط ابزار اطلاع‌رسانی، بلکه یکی از عوامل مؤثر در شکل‌دهی به ادراک جهانی از اربعین به شمار می‌رود.» («مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» ص61)

همچنین کتاب، موضوع «زیارت گردشگرانه» را نیز مورد نقد قرار می‌دهد. نویسندگان هشدار می‌دهند که «اگر «اربعین» تنها به یک تجربه گردشگری مذهبی تقلیل یابد، بسیاری از ظرفیت‌های تربیتی، معرفتی و تمدنی آن کمرنگ خواهد شد.» («مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» ص70) از نگاه آنها، «حفظ هویت مردمی، داوطلبانه و معنوی این آیین، شرط اساسی برای استمرار کارکردهای اجتماعی آن است.» (همان ص71)

اربعین؛ زبانی مشترک برای گفت‌وگوی جهان

یکی از بدیع‌ترین بخش‌های کتاب، فصل سوم با عنوان «آیین حسینی؛ ظرفیت‌های فرادینی» است. این فصل، «اربعین» را نه تنها در نسبت با جهان تشیع، بلکه در افق گسترده‌تری از ارتباطات بین‌المللی و گفت‌وگوی فرهنگی بررسی می‌کند.

نویسندگان بر این باورند که «پیام «عاشورا»، به دلیل تکیه بر ارزش‌های جهان‌شمولی همچون عدالت، کرامت انسانی، آزادی و مبارزه با ظلم، محدود به یک جغرافیا یا مذهب خاص نیست. از همین رو، آیین «اربعین» نیز ظرفیت آن را دارد که به بستری برای تعامل میان فرهنگ‌ها، ادیان و حتی آزادگان غیرمسلمان تبدیل شود.» («مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» ص114)

در این بخش، مباحثی همچون «جهانی‌شدن اربعین»، «دیپلماسی فرهنگی»، «ارتباطات میان‌فرهنگی» و نقش این اجتماع در «تقویت همگرایی میان ملت‌های مسلمان» بررسی می‌شود. نویسندگان تلاش می‌کنند نشان دهند که «اربعین، برخلاف بسیاری از تجمع‌های مذهبی که در چارچوب‌های محدود هویتی باقی می‌مانند، قابلیت آن را دارد که به یک زبان مشترک برای گفت‌وگو درباره ارزش‌های انسانی تبدیل شود.» («مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» ص129)

البته کتاب در این زمینه، بیش از آنکه مدعی ارائه نتایج قطعی باشد، می‌کوشد مسیر تازه‌ای برای پژوهش‌های آینده بگشاید؛ مسیری که امروز با گسترش مطالعات مربوط به دیپلماسی عمومی و ارتباطات فرهنگی، بیش از گذشته اهمیت یافته است.

آماده انتشار برای یکشنبه 11 مرداد///// «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»؛ زبان تمدنی آیین

از توصیف تا نظریه‌پردازی؛ آینده اربعین‌پژوهی

بخش پایانی کتاب، با عنوان «الگویی برای مطالعات آینده اربعین‌پژوهی»، مهم‌ترین وجه تمایز این اثر با بسیاری از آثار مشابه را آشکار می‌کند. نویسندگان در این فصل، به جای تمرکز بر خود پدیده «اربعین»، به سراغ روش مطالعه آن می‌روند و این پرسش را مطرح می‌کنند که پژوهش درباره چنین رخداد عظیمی، به چه چارچوب نظری و روش‌شناختی نیاز دارد؟

از نگاه آنها «یکی از کاستی‌های مطالعات پیشین، اتکای بیش از اندازه به الگوهای وارداتی علوم اجتماعی بوده است؛ الگوهایی که به شکلی قطعی با ویژگی‌های فرهنگی و دینی جوامع اسلامی همخوانی ندارند. به همین دلیل، کتاب بر ضرورت تولید چارچوب‌های بومی برای مطالعه مناسک دینی تأکید می‌کند؛ چارچوب‌هایی که بتوانند از دل تجربه‌های واقعی جامعه اسلامی، به تولید نظریه بینجامند.

این نگاه، شاید مهم‌ترین پیام کتاب باشد. نویسندگان معتقدند «اربعین، تنها موضوعی برای تحقیق نیست؛ بلکه می‌تواند خود به یکی از منابع تولید دانش در علوم انسانی تبدیل شود.» («مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» ص173) به بیان دیگر، «به جای آنکه همواره نظریه‌های موجود را بر اربعین تطبیق دهیم، باید بکوشیم از دل تجربه اربعین، مفاهیم و نظریه‌های تازه استخراج کنیم.» (همان ص174)

همین رویکرد است که کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» را به اثری فراتر از یک مجموعه مقاله تبدیل می‌کند. این کتاب، بیش از آنکه بخواهد تمامی ابعاد «اربعین» را توضیح دهد، می‌کوشد افق تازه‌ای برای اندیشیدن درباره آن بگشاید؛ افقی که در آن، بزرگترین اجتماع آیینی جهان، نه فقط یک رخداد مذهبی، بلکه موضوعی برای نظریه‌پردازی در علوم انسانی، مطالعات تمدنی و آینده‌پژوهی تلقی می‌شود.

آماده انتشار برای یکشنبه 11 مرداد///// «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»؛ زبان تمدنی آیین

نقد محتوایی و جایگاه کتاب در ادبیات اربعین‌پژوهی

ارزش یک اثر پژوهشی را تنها با شمار صفحات، تنوع منابع یا اعتبار نویسندگان آن نمی‌توان سنجید؛ آنچه یک کتاب را به اثری ماندگار تبدیل می‌کند، توانایی آن در گشودن افق‌های تازه برای اندیشیدن است. از این منظر، «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» به کوشش و کاوِش مسعود معینی‌پور را باید از جمله آثاری دانست که سهم آن، بیش از ارائه پاسخ‌های قطعی، در طرح پرسش‌های جدید و تغییر زاویه نگاه به پدیده اربعین است.

آنچنانکه در مقدمه این گزارش پژوهشی و نقادانه ذکرش رفت، در زمان انتشار کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»، عمده آثار موجود درباره «اربعین» یا بر جنبه‌های تاریخی و روایی این آیین تمرکز داشتند یا به گزارش‌های توصیفی از راهپیمایی میلیونی زائران محدود می‌شدند. حتی پژوهش‌های دانشگاهی نیز اغلب به ابعاد فقهی، تاریخی یا فرهنگی اربعین می‌پرداختند و کمتر تلاشی برای تحلیل این رویداد در چارچوب علوم اجتماعی و مطالعات تمدنی صورت گرفته بود. همه اینها در شرایطی است که کتاب معینی‌پور، این خلأ را به‌درستی تشخیص داد و کوشید «اربعین» را نه فقط به عنوان یک «مناسبت مذهبی»، بلکه به مثابه یک «پدیده اجتماعی و تمدنی» صورت‌بندی کند.

الف) نقطه قوت اول؛ استخراج مفاهیم علوم انسانی در بطن اربعین

همین تغییر رویکرد، مهم‌ترین نوآوری کتاب به شمار می‌رود. نویسندگان اثر، به جای آنکه از بیرون به «اربعین» بنگرند، تلاش می‌کنند مفاهیم علوم انسانی را از دل خود این تجربه استخراج کنند. به تعبیر دیگر، «این کتاب در پی آن نیست که تنها نظریه‌های جامعه‌شناسی یا مطالعات فرهنگی را بر اربعین تطبیق دهد؛ بلکه می‌خواهد نشان دهد که اربعین نیز می‌تواند به تولید نظریه در علوم انسانی یاری رساند.» (بخشی از مقدمه کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین») این نگاه، به‌ویژه در فضای مطالعات بومی ایران، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا یکی از چالش‌های دیرینه علوم انسانی در کشور، وابستگی به چارچوب‌های نظری برآمده از تجربه‌های تاریخی و اجتماعی غرب بوده است.

ب) نقطه قوت دوم؛ تفکر انتقادی و میان‌رشته‌ای

یکی دیگر از امتیازهای کتاب، میان‌رشته‌ای بودن آن است. «اربعین» در این اثر، از دریچه یک رشته خاص دیده نمی‌شود؛ بلکه جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، مطالعات فرهنگی، ارتباطات، رسانه، اقتصاد، مردم‌نگاری و اندیشه تمدنی، همگی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا تصویری چندوجهی از این رویداد ترسیم شود. همین ویژگی سبب شده است که کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»، مخاطبان خود را تنها در میان پژوهشگران مطالعات دینی نیابد، بلکه برای استادان و دانشجویان علوم اجتماعی، ارتباطات، روابط بین‌الملل و مطالعات فرهنگی نیز قابل استفاده باشد.

ج) نقطه قوت سوم، اهمیت مناسک‌پژوهی

از دیگر نقاط قوت اثر، تأکید بر «مناسک‌پژوهی» به عنوان حوزه‌ای مغفول در مطالعات بومی است. معینی‌پور در گفت‌وگوهای خود بارها تصریح کرده است که پژوهشگران ایرانی، کمتر به ظرفیت‌های علمی آیین‌ها و مناسک دینی توجه کرده‌اند؛ در حالی که این مناسک، به دلیل ریشه داشتن در متن زندگی جامعه، می‌توانند یکی از غنی‌ترین منابع برای فهم رفتارهای جمعی، سرمایه اجتماعی و الگوهای مشارکت مردمی باشند. از همین روی می‌توان مدعی بود که کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»، در عمل، نخستین گام جدی برای طرح این ایده به شمار می‌رود و از همین جهت، ارزش آن فراتر از موضوع اربعین است.

با این حال، نگاه منصفانه به اثر، مستلزم اشاره به برخی محدودیت‌ها نیز هست.

د) نقطه کاستی نخست، سهم کمتر پژوهش‌های میدانی و داده‌های آماری

نخست آنکه بخش قابل توجهی از کتاب، بر مبانی نظری و تحلیل‌های مفهومی استوار است و سهم پژوهش‌های میدانی، داده‌های آماری و مطالعات تجربی در آن چندان پررنگ نیست. البته باید توجه داشت که این کتاب در سال‌هایی تدوین شد که «ادبیات علمی اربعین» هنوز در مراحل اولیه شکل‌گیری قرار داشت و دسترسی به داده‌های گسترده، مانند امروز، امکان‌پذیر نبود. با این وجود، اگر این اثر در قالب ویرایشی تازه منتشر شود، بهره‌گیری از مطالعات میدانی، تحلیل داده‌های جمعیتی، پژوهش‌های مردم‌نگارانه و یافته‌های جدید می‌تواند بر غنای علمی آن بیفزاید.

ه) نقطه کاستی دوم، عدم سطح روایی و زبانی مقاله‌ها

نکته دوم آن است که برخی مقالات کتاب، به دلیل تنوع نویسندگان، از نظر شیوه نگارش و عمق تحلیل، هم‌سطح نیستند. این مسئله، ویژگی بسیاری از مجموعه‌مقالات علمی است و در این کتاب نیز گاه باعث می‌شود انسجام تحلیلی میان برخی فصل‌ها کاهش یابد. با این همه، مدیریت علمی اثر و چینش منطقی مقالات، تا حد زیادی این ناهمگونی را جبران کرده است.

آماده انتشار برای یکشنبه 11 مرداد///// «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»؛ زبان تمدنی آیین

بنیان‌گذاری گفتمان پژوهشی یا همان خوش‌تر بودن سخن دوست

اما با وجود این نقاط قوت ممتاز و چند کاستی قابل رفع باید اذعان داشت، گذشت زمان، ارزش تاریخی و علمی کتاب را بیش از پیش آشکار کرده است. امروز که «اربعین» به یکی از مهم‌ترین موضوعات پژوهشی در دانشگاه‌ها و مراکز علمی ایران و عراق تبدیل شده و ده‌ها پایان‌نامه، مقاله و طرح پژوهشی درباره ابعاد اجتماعی، فرهنگی، رسانه‌ای و اقتصادی آن منتشر شده است، می‌توان دریافت که کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»، در زمره نخستین آثاری بود که ضرورت چنین مسیری را یادآور شد. بسیاری از محورهایی که نویسندگان کتاب از آنها به عنوان افق‌های آینده پژوهش نام برده بودند، اکنون به حوزه‌های فعال تحقیقاتی تبدیل شده‌اند؛ از دیپلماسی فرهنگی و ارتباطات میان‌فرهنگی گرفته تا مردم‌نگاری، سرمایه اجتماعی، مدیریت داوطلبانه و اقتصاد فرهنگ.

در واقع، اهمیت کتاب بیش از آنکه در ارائه یک نظریه نهایی باشد، در بنیان‌گذاری یک «گفتمان پژوهشی» است. این اثر، پژوهشگران را متوجه این واقعیت کرد که «اربعین»، تنها و فقط موضوعی برای گزارش‌های رسانه‌ای یا توصیف‌های آیینی نیست، بلکه می‌تواند به یکی از مهم‌ترین میدان‌های مطالعات علوم انسانی در جهان اسلام تبدیل شود.

از همین منظر، قرار گرفتن کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» در میان نامزدهای نهایی جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران را نیز باید فراتر از یک موفقیت فردی ارزیابی کرد. این انتخاب، نشانه‌ای از توجه جامعه علمی کشور به ضرورت ورود مطالعات تمدنی و میان‌رشته‌ای به حوزه اربعین بود؛ حوزه‌ای که امروز، بیش از هر زمان دیگری، به تولید نظریه، مطالعات تطبیقی و پژوهش‌های تجربی نیاز دارد.

در پایان این کاوش و پژوهش نقادانه بر مدار نقاط قوت و کاستی‌های کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»، می‌توان گفت این کتاب را نباید تنها براساس آنچه در صفحاتش نوشته شده، داوری کرد؛ بلکه باید آن را در نسبت با تأثیری که بر شکل‌گیری ادبیات «اربعین‌پژوهی» گذاشته است، سنجید. ارزش اصلی اثر در این است که راه را برای طرح پرسش‌های تازه گشود و به پژوهشگران نشان داد که بزرگترین اجتماع آیینی جهان، تنها رویدادی برای حضور و روایت نیست، بلکه متنی زنده برای اندیشیدن، تحلیل کردن و نظریه‌پردازی درباره جامعه، فرهنگ و تمدن اسلامی است.

آماده انتشار برای یکشنبه 11 مرداد///// «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»؛ زبان تمدنی آیین

بدل ساختن «اربعین» از «روایت» به «مسئله پژوهش»

ساده اما جامع و کامل باید گفت که کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» را باید در شمار آثار پیشگام حوزه «پژوهش فرهنگ تمدنی اربعین» قرار داد. اهمیت این کتاب، بیش از آنکه در ارائه پاسخی نهایی به همه پرسش‌های مرتبط با «اربعین» باشد، در آن است که افق تازه‌ای برای مطالعه این پدیده گشود. نویسندگان اثر نشان دادند که «اربعین» تنها موضوعی برای روایت‌های تاریخی، گزارش‌های رسانه‌ای یا توصیف‌های عاطفی نیست، بلکه می‌تواند از منظر مدنیت، عقلانیت، سرمایه اجتماعی، ارتباطات میان‌فرهنگی، هویت جمعی و حتی نظریه‌های تمدنی مورد مطالعه قرار گیرد.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین»، تأکید بر ضرورت تولید دانش بومی در حوزه مناسک دینی است. مسعود معینی‌پور بارها بر این نکته تأکید کرده است که نظام مطالعاتی ایران، بیش از اندازه به الگوهای نظری وارداتی تکیه دارد و کمتر از ظرفیت‌های تجربه‌های زیسته جامعه اسلامی برای نظریه‌پردازی بهره می‌گیرد. «اربعین»، در نگاه او، نمونه‌ای کم‌نظیر از یک تجربه اجتماعی بومی است که می‌تواند خود، منشأ تولید مفاهیم و چارچوب‌های نظری تازه باشد. این نگاه، شاید مهم‌ترین پیام کتاب برای پژوهشگران علوم انسانی باشد؛ پیامی که همچنان نیز تازگی خود را حفظ کرده است.

در میان آثار منتشر شده درباره «اربعین»، بسیاری به توصیف شور و شکوه این آیین پرداخته‌اند و برخی نیز ابعاد تاریخی و روایی آن را بررسی کرده‌اند؛ اما امتیاز «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» در آن است که می‌کوشد از سطح توصیف عبور کند و به تبیین برسد. این کتاب، اربعین را نه اجتماعی میلیونی، بلکه به مثابه عرصه‌ای برای بازاندیشی درباره نسبت دین و جامعه، معنویت و عقلانیت، آیین و تمدن و نیز ظرفیت‌های فرهنگی جهان تشیع معرفی می‌کند.

امروز، با توسعه مطالعات میان‌رشته‌ای و افزایش توجه دانشگاه‌ها و مراکز علمی به موضوع اربعین، بسیاری از پرسش‌هایی که کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» مطرح کرده، همچنان زنده و محل بحث است؛ از امکان نظریه‌پردازی بومی گرفته تا نقش «اربعین» در شکل‌دهی سرمایه اجتماعی، دیپلماسی فرهنگی و الگوهای نوین مشارکت مردمی.

در نهایت، «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» را باید اثری دانست که ارزش آن، تنها در محتوای علمی‌اش خلاصه نمی‌شود، بلکه در تغییری است که در شیوه نگاه به «اربعین» ایجاد کرده است. این کتاب به خواننده یادآوری می‌کند که بزرگ‌ترین اجتماع آیینی جهان، تنها رویدادی برای حضور و مشاهده نیست؛ بلکه متنی زنده برای خواندن، فهمیدن و اندیشیدن است.

اگر «اربعین»، میراث زنده «فرهنگ عاشورایی» در جهان معاصر باشد، کتاب «مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین» نیز تلاشی است برای ترجمه آن میراث به زبان پژوهش، علوم انسانی و اندیشه تمدنی؛ تلاشی که همچنان می‌تواند الهام‌بخش پژوهشگران، دانشگاهیان و همه علاقه‌مندان به فهم عمیق‌تر یکی از مهم‌ترین پدیده‌های فرهنگی و اجتماعی جهان اسلام باشد.

انتهای پیام
خبرنگار:
امین خرمی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha