حجتالاسلام والمسلمین امین فاطمینیک گفت: آموزههای اماما معصوم در کنار مادرشان حضرت صدیقه طاهره(س) و زیر تربیت نبوی وجود حضرت پیغمبر خاتم(ص) همگی با رویکرد توحیدی همراه بوده. با این نگاه جریان زیارت هم به شکل گفتاری و هم در رفتار کاملاً با جریان توحید همراه است.

اربعین 1405 به دلیل شرایط خاص منطقه، بیش از پیش به عنوان یک ابزار دیپلماسی عمومی مطرح است و میتواند به عنوان ابزار قدرت و مقابله با جنگ نرم دشمنان اسلام از آن بهرههای زیادی برد.
خبرنگار ایکنا با این رویکرد گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین امین فاطمینیک، مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه پیامنور لرستان، انجام داده که در ادامه میخوانیم.
باید به این موضوع توجه داشت که اربعین یک حرکت زنده و در راستای زمینهسازی ظهور امام عصر(عج) است، زنده بودن این حرکت به امتداد شهادت و حرکت کاروانی امام حسین(ع) تعریف شده و به آن وابسته است. به همین دلیل پیش از آغاز حرکت جهانی اربعین، ورود پیکر مطهر امام شهید و دیگر شهدای بیت ایشان این پیام را داشت که قدر شهیدپروری، امتداد شهادت و در راه مسیر حضرت سیدالشهدا(ع) بودن، در مبارزه با استکبار و رویارویی با ستمگران و در ایستادگی و همراهی در صف جبهه حق در مقابل باطل است. بنابراین حضور یکپارچه همه زائران با هر گرایشی از سرتاسر جهان لبیک و همراهی با ندای امام شهید و همچنین در مسیر قرار گرفتن راهبرد سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران است.
به همین دلیل حضور یکپارچه زائران اربعینی در کربلای معلی و همچنین در راهپیماییها و گردهماییهای جهانی، کشوری و سرزمینی در واقع همان مبارزه با استکبار جهانی و ایستادگی در برابر باطل کنونی جهان و یزید زمان به حساب میآید.
در پاسخ به این پرسش باید به این نکته توجه کنیم که آموزههای ۱۱ امام شهید در کنار مادرشان حضرت صدیقه طاهره(س) و زیر تربیت نبوی حضرت پیغمبر خاتم(ص) همگی با رویکرد توحیدی همراه بوده و میتوان گفت، هیچ حرکت غیرتوحیدی در رفتارهای فردی و جمعی اهل بیت(ع) سراغ نداریم.
روح حاکم بر قرآن، سیره و سلوک تربیتی اهل بیت(ع) و همچنین دعاهای این انسانهای کامل همگی توحید است. با این نگاه جریان زیارت نیز هم به شکل گفتاری و هم در رفتار کاملاً با جریان توحید همراه است.
آغاز زیارت و تشرف به آستان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) با ذکر ۱۰۰ بار تکبیر همراه است که انسان از جلوه توحید وارد حریم ولایت شود نه برعکس، یعنی روح توحیدی حاکم بر سرزمین ولایت قرار دارد، به همین دلیل اربعین در حقیقت تمرین توحیدمحوری است، زیارت امامی که مسیر شهادتشان، کاروان اسیران خانواده ایشان و هزاران ستمی که هم در جایگاه فردی و هم در جایگاه اجتماعی بر ایشان وارد شد و بالاتر از همه ضایع کردن و مبارزه با امامت ایشان از سمت جبهه باطل، یادآور آن تمرین توحیدی است که باید در جبهه حق داشت.
همچنین نماز توحیدگونهای که در مبارزه با ظلم باشد را باید از سفر اربعین آموخت وگرنه داعشیان یا کشورهایی که حکومتهای دست نشانده آمریکای جنایتکار دارند، نیز نماز به جا میآوردند، اما بویی از توحید نبردند.
زائر باید با عزم فردی و سپس با عهد جمعی چند کار را پیش روی زندگی خودش قرار دهد، اول باور و پذیرش برای همراهی با امام در راستای فرمان پروردگار عالم؛ یعنی ولایت حقیقی که برای رسیدن به آن توحید است یعنی تعیین صف زندگی خود، قرار گرفتن در جبهه حق و مبارزه با جبهه باطل، این موضوع در آن نگرش و منش فردی و جمعی زائر باید پیاده شود، هر مؤمن و انسان باید این باور را در زندگی به عنوان یک اصل و در مبانی فکری اساسی خود قرار دهد.
دوم دقت کردن و تمرین عملی کارهای عبادی با گره زدن به جبهه توحیدی است. یعنی نماز را در سنگر توحیدی اقامه کند. به این عنوان که این نماز باید او را قوی کند و برای مبارزه با باطل نیرو ببخشد و او را در میدان توحید با تمرین بندگی و حرکت عملی زیر سایه پروردگار عالم، مطیع و بنده محض قرار دهد. به همین دلیل نمازهای زائر باید روحبخش توحیدی شود به این عنوان که از کنار آنها به عنوان عبادت تکراری و بدون اثر به سادگی عبور نکند و به دنبال نمازهای جریانساز و اثربخش باشد.
نکته سوم؛ چون حرکت اربعین حرکت جمعی است باید زیست مؤمنانه یا مواسات و همان حرکت همدلانه و برادری را در جامعه ایمانی تمرین کند. چون روح توحیدی بر چتر ولایت نازل میشود. چتر ولایت خودش بر سر مؤمنانی است که رابطه برادری دارند یعنی حقیقت «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»، به همین دلیل باید دست از اختلافها بردارد و پشت سر امام برای یکرنگی، یکدلی و همچنین وحدت مقدس، که یادگاری امام شهید بود حتماً تکاپو داشته و در این راه کوشا باشد، کوتاه نیاید و از دعواهای جناحی گروهی و نگاههای سلیقهای حتماً دوری کند.
این مثلث تعیین نگرش عزم فردی و عهد جمعی و تبدیل حرکتهای عبادی به میدان توحیدی و همچنین ضلع سوم یعنی حقیقت مواسات و پیاده کردن روند برادری در جامعه ایمانی میتواند مؤمنان و زائران رو از دل اربعین برای تربیت نیروی منتظر در راستای ظهور موفق کند.
موکبهای اربعینی با رفتاری که مردم عراق در برخورد با زائران دارند یک الگوی بسیار جذاب و موفق است که میتواند جامعه اسلامی را در رشد و تربیت انسانی موفق و زیر و رو کند اما الگو برداری از آن به این سادگی نیست.
گام اول ایثار، یعنی خود را خادم مردم دانستن و در کنار آن، ظرفیت و گنجایش و نگاه خدمتگزاری را به عنوان بندگی خدا دیدن، است. چرا که اهلبیت(ع) همانند امیرالمؤمنین(ع) فرمودند که «آلَةُ الرئاسةِ سَعَةُ الصَّدرِ» یعنی گنجایش میخواهد که کسی رئیس باشد و بتواند خدمت کند یا اینکه در آموزههای پیامبر اسلام(ص) نقل شده است که «سید القوم خادمهم»، یعنی کسانی که در رأس قرار میگیرند باید خدمتگزار باشند. امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران میفرمود به من خدمتگزار و یا خادم ملت بگویید بهتر است تا اینکه رهبر بگویید.
الگوبرداری از موکبهای اربعینی ابتدا باید در نگاه مسئولان، رئیسان و حاکمان اینگونه تعریف شود که خودشان را خادم ببینند، آنگاه میتوانند بهتر خدمتگزاری داشته باشند. خادم به دنبال خدمترسانی و برطرف کردن نیازهای مراجعه کننده خود در اربعین است. در موکبها همه به دنبال خوشحال کردن، سیراب کردن، غذا رساندن، فراهم کردن زمینههای رفاه و آسایش زائر هستند. آیا مسئولان، رئیسان و حاکمان جامعه به این نقطه نظر به یک فهم مشترک رسیدهاند که بایستی این نیازهای کف جامعه را برطرف کنند؟ آیا با دوری از اختلافهای جناهی و پرهیز از دعواهای صنفی و دیرینه خود به این وحدت نظر رسیدند که اولویت اول برطرف کردن تنگی معیشت است.
دغدغهای که امام شهید ما سالیان سال در نامگذاری شعار سال داشتند و چقدر تأکید بر اقتصاد اسلامی، اقتصاد مقاومتی، پشتیبانی از سرمایه و کالای ایرانی، کارآفرینی، حرمت بخشیدن به کارگر، پرهیز و مبارزه با حقوقهای نجومی، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض داشتند، همه این موارد در منظومه فکری و رفتاری امام شهید وجود داشتند؛ چقدر مسئولان در این زمینه موفق بودند.
الگوبرداری از موکبها زمانی میتواند اثربخش باشد که اول این اندیشه و این فکر در مجلس، قوه قضاییه و به ویژه در دولت، همهگیر شود. کافی است نیازهای کف جامعه به صورت اولویتبندی شده با تعیین قانونهای محکم، نظارتهای پیگیر، بازخوردگیریهای پیاپی، بهرهگیری از کارشناسهای دلسوز، کارآمد و آگاه و همچنین گزارشدهی به مردم و به میان مردم آمدن، ارائه شود. گذشته از آن بازخوردگیری میدانی با حضور خود مسئولان و از نزدیک دیدن مردم و بررسی حال و هوای مردم صورت بگیرد.
چگونه سومین امام کشور در سخنان آغازین خود فرمودند که بنده حتی در تاکسیها حضور داشتم، حرفها و سخنان مردم را از نزدیک شنیدم، اینگونه میشود امیدوار بود که انشاءالله با الگوبرداری از موکبهای اربعینی شاهد گرهگشایی از مشکلات مردم نیز باشیم.
در جامعه کنش و واکنشها در جلوی دیدگان مردم هم درسآموز است و هم تجربه آفرین. وظیفه زائران الگوگیری از این کنش خادمان است که واکنش این زائر نیز در میدان باید قدرشناسی از آن خادمان و هم الگوگیری، حتی اندک، در میدان زندگی فردی و جمعی خود باشد، یعنی من هم باید بخشنده باشم بخشنده در مال، جان، علم، وقت، گذشت در تقسیم اموال خود با دیگران به ویژه نیازمندان ویژهتر شیعیان و ویژهتر همه انسانهایی که به نوعی نیاز به کمک و خدمت رسانی دارند. در حقیقت سفر اربعین تمرینی برای همه است تمرین ظرفیت داشتن، تمرین فروتنی، تمرین قدرشناسی میدان خدمتگزاری برای خادمان و تمرین آمادگی برای خدمترسانی در جبران این دریافت برای زائر است، من ببینم که چگونه یک فرد خانه و محل سکونت خود، فرزندان و خانواده و همه ابزار زندگی خود را در اختیار زائرانی قرار میدهد که آنها رو نمیشناسد و حتی از سرزمینهای دیگر آمدهاند.
گاهی حتی بین خودش و آن زائر هم حتی تناسبی دیده نمیشود. اما به نیت یک نقطه توحیدی به نیت همراهی با امام شهیدی که سالیان و قرنها از شهادتشان گذشته برای یک هدف مقدس آمده و در حقیقت ایثار میکند و زندگی خود را در دسترس دیگران قرار میدهد. پس من باید بیاموزم که من هم میتوانم این کار را انجام بدهم و از داشتههای خود نیز انفاق کنم. انفاقهای هوشمندانه. یک دکتر در میدان پزشکی خودش در خدمت رسانی، یک کارمند در تحویل گرفتن مراجعان. یک معلم و استاد در تربیت و آموزش شاگردان، یک کاسب در میدان انصاف و رعایت حق و وزن کشیها، آن پدر و آن مادر در رسیدگی به فرزند، یک جوان در عفتورزی در تمرین غیرت در تمرین جهاد خدمتهای جهادی. پس میدان آموزش برای همه وجود دارد.
سبک زندگی اربعینی در حقیقت امتداد سبک زندگی کربلایی و اهل بیتی است. همان اسلام اهل بیتی که امام شهید به ما آموزش داد به ما یاد داد برای الگوگیری در همه میدانها برای همه افراد با همه سلیقهها که اینها خودشان اگر درست در محل خودش قرار داده شود به سمت همان تمدن نوین اسلامی خواهد رفت.
حرکت بزرگ و ارزشمند سفر اربعین کربلای معلی سالهاست که به یک گفتمان تبدیل شده و هر سال به لطف الهی این گفتمان گستردهتر، اثرگذارتر و جهانیتر میشود. در اربعین سال ۱۴۰۵ این حرکت یک ارزش افزوده ویژه پیدا کرد آن هم رنگ و بوی شهادت و همچنین حمله گسترده تروریسم جهانی به سرکردگی آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونی به ایران بود که آزادگان عالم آن را به خوبی دریافتند، حضور مردمی که با شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل در حرمهای اهلبیت عصمت و طهارت به صورت گسترده جلوهگری میکرد، یکی از این رفتارهایی بود که زائران از خودشان به نمایش گذاشتند که گفتمان اربعین یک گفتمان باطل ستیزانه است و همچنین و در حقیقت حقگرایانه و با صرف نظر از هر رویکردی، مردم عراق در کنار مردم ایران نیز شعار سر میدادند و عکسها و تصویرهایی که از امام شهید و از نوه خردسال ایشان در میان مردم بود از جلوهگریهای مقاومت ایران، قدرت موشکی و حتی نمادهایی که در مسیرها از آن قدرت سخت جمهوری اسلامی ایران بازسازی کرده بودند. همه اینها در اقتدار یک نظام اسلامی برای مبارزه با شیطان بزرگ، مبارزه با یزید زمان برای مردم جلوهگری میکرد.
زیارت امسال زیارت ظلمستیزانه بود. زیارت امسال زیارت حقگرایانه بود. مردم دریافتند که حرکت اربعین دیگر یک حرکت شور آفرین تنها نیست بلکه این شور زیارت با آن جلوههای برجسته و بزرگ خدمت و ایثار و آن زیباییهای مردم عراق و به ویژه موکبداران همه اینها باید برای مبارزه با استکبار و دشمنان حقیقی اسلام همراه شوند، به همین خاطر رویکرد اربعینی امسال یک پیروزی برای جبهه حق بود با جلوهگریهای فراوانی که داشت و دارد و در واقع بایستی دستگاههای فرهنگی این حرکت ناب امسال اربعین را با مستندسازیها، پایگاههای اینترنتی، برنامههای مختلف، مصاحبههایی که بتوانند این صحنهها را به نمایش بذارن، حضور افراد گونانی که میتوانند نقش آفرینی کنند، با گردهماییها، کرسیهای آزاد اندیشی در این راستا، امتداد ببخشند که انشاءالله این حرکت اربعینی بتواند برای حرکت اربعین سال بعد یک امتداد قویتر و ماندگارتر داشته باشد.
انتهای پیام