کد خبر: 4368028
تاریخ انتشار : ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۶
یادداشت

کربلا؛ روایت زنده یک عشق جهانی

کربلا روایتی زنده است که هر سال در چهلمین روز شهادت سیدالشهدا(ع) از دل تاریخ برمی‌خیزد و در حضور میلیون‌ها انسانی که از فرهنگ‌ها و سرزمین‌های مختلف آمده‌اند، دوباره معنا پیدا می‌کند. اربعین، تصویری از همدلی، خدمت و جست‌وجوی معنایی است که مرزهای جغرافیا را پشت سر گذاشته و به تجربه‌ای مشترک برای انسان‌های بسیاری در سراسر جهان تبدیل شده است.

کربلا؛ روایت زنده یک عشق جهانی

کربلا امروز یک روایت زنده است. روایتی که هر سال در چهلمین روز شهادت سیدالشهدا(ع) از دل تاریخ بیرون می‌آید و خود را در قامت میلیون‌ها انسان نشان می‌دهد؛ انسان‌هایی که از کیلومترها دورتر، از زبان‌ها و فرهنگ‌های متفاوت، یک مقصد مشترک دارند و یک نام را زیر لب زمزمه می‌کنند: حسین.

امروز در کربلا، بزرگ‌ترین اجتماع انسانی جهان شکل گرفته است؛ اما بزرگی اربعین نه در تعداد زائران و نه در گستردگی جغرافیایی آن خلاصه می‌شود. راز اربعین در چیزی است که با اعداد و ارقام اندازه‌گیری نمی‌شود؛ در لحظه‌ای که یک پیرمرد عراقی تمام دارایی‌اش را برای پذیرایی از زائری ناشناس می‌آورد، در دستی که لیوان آب تعارف می‌کند، در چشمی که با دیدن خستگی زائر خیس می‌شود و در قلبی که شادی خود را با دیگری قسمت می‌کند.

اربعین احتمالا تنها جایی در جهان باشد که انسان‌ها برای خدمت کردن، صف می‌کشند؛ جایی که خادم بودن افتخاری است که بسیاری برای رسیدن به آن سال‌ها انتظار می‌کشند.

کربلا از مسیر آغاز می‌شود

بعضی سفرها مقصد دارند، اما بعضی سفرها خودشان مقصدند. پیاده‌روی اربعین از همین جنس است. کسی که در مسیر نجف تا کربلا قدم می‌زند، در حال عبور از فاصله‌هایی است که سال‌ها میان انسان و حقیقت ایجاد شده است. در این مسیر، آدمی آرام‌آرام از بسیاری از تعلقات فاصله می‌گیرد. از سرعت زندگی روزمره، از رقابت‌های بی‌پایان، از خواستن‌های تمام‌نشدنی و از آن حجم سنگینی که گاهی دنیا بر شانه‌های انسان می‌گذارد.

شاید فلسفه اصلی این راه همین باشد؛ اینکه انسان برای چند روز هم که شده از خود معمولی‌اش فاصله بگیرد و به انسانی نزدیک شود که در وجودش جست‌وجوی حقیقت و خیر هنوز زنده است. زیارت سیدالشهدا(ع) رسیدن به یک معناست. معنایی که از عاشورا به یادگار مانده؛ اینکه انسان می‌تواند در سخت‌ترین شرایط، انتخابی بزرگ داشته باشد و در برابر ظلم و بی‌عدالتی تسلیم نشود.

اربعین، تمرین انسان شدن

اگر قرار باشد اربعین را فقط در قاب یک مناسک مذهبی ببینیم، بخش بزرگی از حقیقت آن را ندیده‌ایم. اربعین یک تجربه اجتماعی عظیم است؛ تجربه‌ای که در آن، مفاهیمی مانند بخشندگی، ایثار، مهمان‌نوازی و همدلی از کتاب‌ها بیرون می‌آیند و در رفتار انسان‌ها دیده می‌شوند.

در دنیایی که بسیاری از روابط انسانی تحت تأثیر منفعت‌طلبی قرار گرفته، اربعین تصویری متفاوت ارائه می‌دهد؛ تصویری از جامعه‌ای که در آن فرد، دیگری را بر خود مقدم می‌داند. موکب‌هایی که در مسیر برپا می‌شوند، کلاس‌های زنده اخلاق‌اند. ظرف غذایی که پخته می‌شود، فرشی که برای استراحت پهن می‌شود و هر قدمی که برای آسایش دیگری برداشته می‌شود، پیامی دارد: هنوز می‌توان برای دیگری زندگی کرد.

جاماندگان؛ غایبان حاضر

اما اربعین فقط روایت کسانی نیست که امروز در کربلا قدم می‌زنند. پشت این جمعیت میلیونی، آدم‌هایی ایستاده‌اند که دلشان را راهی کرده‌اند، اما شرایط زندگی اجازه نداده خودشان در این مسیر حضور داشته باشند. کسانی که فاصله‌شان با کربلا هزاران کیلومتر است اما در تمام این روزها با هر تصویر و هر روایت، بخشی از وجودشان در همان جاده نجف تا کربلا قدم زده است.

در گوشه‌ای از جهان، انسانی شاید با دیدن تصاویر کربلا آرزو کند روزی در این مسیر قدم بزند. بیماری، مشکلات اقتصادی، مسئولیت‌های زندگی یا محدودیت‌های دیگر، مانع سفر بسیاری از عاشقان شده است. اما در منطق محبت، فاصله همیشه به معنای دوری نیست. چه بسیار انسان‌هایی که در طول تاریخ، حسرت زیارت داشتند اما نامشان در شمار عاشقان اهل‌بیت(ع) ماندگار شد چون زیارت پیش از آنکه با پا آغاز شود، با دل آغاز می‌شود.

آن سوی مرزهای کربلا

یکی از زیباترین پیام‌های اربعین، شکستن انحصار زیارت است. اربعین به انسان یادآوری می‌کند که برای شریک شدن در یک حرکت بزرگ، همیشه لازم نیست در مرکز اتفاق ایستاده باشی. گاهی یک قدم، یک خدمت کوچک، یک دعا، یک نیت پاک یا حتی کمک به سفر دیگری زائر را به کربلا می‌رساند.

در سال‌های اخیر، حرکت‌هایی شکل گرفته که افراد توانمند، هزینه سفر کسانی را تأمین می‌کنند که امکان حضور ندارند. این اتفاق انتقال فرصت زیارت، شریک کردن دیگری در یک تجربه معنوی و ساختن حلقه‌ای از محبت میان انسان‌هاست. کسی که هزینه سفر یک زائر را فراهم می‌کند، شاید خودش در مسیر نجف تا کربلا قدم نزده باشد، اما بخشی از این مسیر را ساخته است و نشان می‌دهد زیارت گاهی راه باز کردن برای رفتن دیگری است.
اربعین؛ روایت بی‌پایان عشق

امروز که میلیون‌ها انسان در کربلا گرد آمده‌اند، شاید مهم‌ترین پرسش این نباشد که چه تعداد نفر به مقصد رسیده‌اند؛ بلکه این است که این سفر با انسان‌ها چه کرده است. آیا توانسته است دل‌ها را مهربان‌تر کند؟ آیا توانسته است انسان را از خودمحوری دور کند؟ آیا توانسته است یادآوری کند که هنوز می‌شود برای دیگری قدم برداشت؟

پاسخ این پرسش‌ها را باید در همان صحنه‌های ساده جست‌وجو کرد؛ در دستی که بلند می‌شود تا دیگری زمین نخورد، در خانه‌ای که درش به روی غریبه باز می‌شود، در موکبی که صاحبش خود را خادم می‌داند و در انسانی که اگرچه به کربلا نرسیده، اما دلش را روانه کرده است.

اربعین ماندگار شده است، چون یک معناست. معنای اینکه انسان می‌تواند از خودش عبور کند و به دیگری برسد. شاید راز کربلا همین باشد؛ بسیاری برای رسیدن به حرم حرکت می‌کنند، اما آنچه حقیقتا باید پیدا شود، انسانی است که در پایان این مسیر، دیگر همان آدم قبل از سفر نیست.

اربعین، جشن رسیدن نیست؛ جشن دگرگون شدن است.

انتهای پیام
دبیر:
الناز دادمهر
خبرنگار:
مریم اصغرپور
captcha