کد خبر: 4368513
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۰
سیداکبر میرجعفری:

شعر عاشورایی باید از منابع معتبر تاریخی تغذیه کند

یک پژوهشگر ادبیات عاشورایی، شاعران عاشورایی را به مطالعه مقاتل و منابع دست‌اول تاریخی فراخواند و گفت: آنچه می‌تواند مایه اصلی و تحریف‌نشده شعر عاشورایی باشد، باید از منابع موثق به دست آید، نه صرفاً از شنیده‌های مجالس.

شاعر

واقعه عاشورا و قیام حضرت سیدالشهدا(ع)، نه تنها یک رویداد عظیم تاریخی و مذهبی است، بلکه در تار و پود فرهنگ، هنر و ادبیات ایران‌زمین ریشه دوانده است. ادبیات عاشورایی، به ویژه شعر، در طول قرون متمادی همواره بستری برای تجلی ارادت شاعران به آستان اهل بیت(ع) و بازتاب‌دهنده حماسه‌ها و سوگ‌های دشت کربلا بوده است. از ترکیب‌بند جاودانه محتشم کاشانی تا سروده‌های پرشور شاعران دوره بازگشت ادبی و پس از آن، شکوفایی این عرصه در دوران پس از انقلاب اسلامی، همگی نشان از پویایی این جریان ادبی دارد.

با این حال، در روزگار معاصر، چالش‌ها و پرسش‌های متعددی پیرامون ماهیت شعر عاشورایی، مرز میان تخیل شاعرانه و وفاداری به تاریخ و همچنین تأثیر مداحان بر سلیقه ادبی جامعه مطرح است. به منظور بررسی این مباحث و بررسی عمیق‌تر جریان شعر آیینی، ایکنا گفت‌وگویی با سید اکبر میرجعفری، شاعر و پژوهشگر ادبیات عاشورایی ترتیب داده است که مشروح‌ آن را در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا - به عنوان نخستین پرسش، می‌خواهیم به ماهیت و دسته‌بندی این نوع از ادبیات بپردازیم. آیا اساساً از منظر نقد ادبی، ما می‌توانیم «شعر عاشورایی» را به عنوان یک «ژانر» مستقل و قائم‌به‌ذات در نظر بگیریم، یا اینکه باید آن را صرفاً زیرمجموعه‌ای در حیطه گسترده‌تر شعرهای مذهبی به حساب آورد؟

شعر عاشورایی یا به طور کلی شعر مذهبی، در وهله نخست یک «شعر موضوع‌محور» است. اگر در تعاریف ادبی به این نتیجه برسیم که داشتن یک موضوع واحد و فراگیر می‌تواند یک شعر را به یک «ژانر» تبدیل کند، آنگاه می‌توانیم نام ژانر را بر آن بگذاریم. اما شخصاً با این نوع نام‌گذاری‌ها و درگیر شدن با اصطلاحات چندان موافق نیستم؛ زیرا بحث بر سر اینکه این حوزه ژانر است یا خیر، کمکی به اصل ماجرا و پیشبرد بحث ما نمی‌کند.

شعر عاشورایی، یک جریان شعری موضوع‌محور و زیرمجموعه‌ای بسیار مهم از شعر مذهبی و آیینی است. اگر بخواهیم به مهم‌ترین ویژگی آن اشاره کنیم، باید گفت که نقطه ثقل و هسته مرکزی آن «مرثیه‌سرایی» و پرداختن به ابعاد حماسی و سوگوارانه این واقعه است. نکته حائز اهمیت این است که عاشورا دیگر یک واقعه تاریخی نیست و تبدیل به جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی، زیست بوم و فرهنگ ما شده است. شاید به جرئت بتوان گفت که هیچ موضوعی به اندازه عاشورا در تار و پود زندگی روزمره و باورهای مردم ما حضور نداشته است. به همین دلیل، اگر پژوهشگری بخواهد درباره فرهنگ، زندگی و باورهای مردم ایران بنویسد، ناگزیر است به این پدیده توجه کند. این اتفاق به صورت طبیعی برای یک شاعر نیز رخ می‌دهد؛ شاعری که در این فضا و اتمسفر فرهنگی نفس می‌کشد و زندگی می‌کند، با موضوع عاشورا و شخصیت والای امام حسین (ع) روبه‌رو می‌شود و ذاتاً و فطرتاً به این موضوع واکنش نشان داده و این واکنش در قالب شعر متجلی می‌شود.

ایکنا - در سال‌های اخیر، به ویژه در روزگار معاصر، شاهد پدیده‌ای هستیم که در آن برخی از مداحان اهل بیت(ع) خودشان دست به قلم شده و برای اجراهایشان در رابطه با امام حسین(ع) و عاشورا شعر می‌سرایند. آیا ورود مداحان به عرصه سرایش شعر، به رشد و ارتقای شعر عاشورایی کمک کرده است و الزاماً اتفاق مثبتی ارزیابی می‌شود یا خیر؟

مسئله بسیار مهمی که در اینجا باید به آن دقت کنیم این است که جایگاه، کارکرد و ماهیت هر یک از این دو عرصه را با هم خلط نکنیم و اجازه دهیم هر چیزی در جایگاه اصولی خودش بررسی شود.

شعری که به عنوان یک اثر ادبی مستقل و «متن‌محور» می‌شناسیم، اثری است که روی کاغذ یا در قالب یک کتاب برایش ارزش ادبی قائل می‌شوند. این شعر، متکی به ذات کلمات، آرایه‌های ادبی و ساختار زبانی خود است و ارزش آن هیچ ربطی به نحوه اجرای آن ندارد. اگر با شعری مواجه باشیم که از نظر ادبی و متنی، قوی و ارزشمند باشد، اینکه چه کسی آن را سروده است، مشکلی ایجاد نمی‌کند؛ اما مسئله اساسی این است که ما نمی‌توانیم این دو مقوله را یکسان بپنداریم.

شعری که مداحان می‌سرایند و می‌خوانند، با «اجرا» گره خورده است و در واقع با تلفیق شعر، صدا، لحن و ریتم به یک اثر شنیداری تبدیل می‌شود. یعنی آن کلام از اساس برای اجرا و خوانش در یک مجلس خاص سروده شده است. در حالی که شعر اصیل ادبی، استقلال دارد و به اجرا وابسته نیست. اگر این مرزبندی را رعایت کنیم، دچار سوءتفاهم در ارزیابی این آثار نخواهیم شد.

ایکنا - با توجه به گستردگی مخاطبان هیئت‌ها، به نظر می‌رسد مداحان تأثیر بسزایی در انتخاب شعر و در نتیجه، شکل‌دهی به سلیقه ادبی و زیبایی‌شناختی جامعه دارند. نگاه شما به این میزان از تأثیرگذاری چیست؟

حقیقت امر این است که جامعه همواره تأثیرپذیر است. همان‌گونه که جامعه از برنامه‌های صدا و سیما، رسانه‌های جمعی، مطبوعات و به ویژه در دوران کنونی از فضای مجازی تأثیر می‌پذیرد، از تریبون مداحی نیز الگو می‌گیرد. در روزگار ما، شعری که توسط مداحان خوانده می‌شود، به دلیل برخورداری از مخاطب بسیار انبوه و فراگیری رسانه‌ای بی‌نظیر، برد بالایی دارد. طبیعتاً وقتی یک متن به طور مداوم و با احساسات برای طیف وسیعی از مردم خوانده می‌شود، بر دایره واژگانی، سلیقه ادبی و نگاه آن‌ها تأثیر می‌گذارد. این یک امر کاملا طبیعی و غیرقابل‌انکار در حوزه جامعه‌شناسی هنر و رسانه است.

ایکنا - یکی از عناصر بنیادین هر شعری، «تخیل» است. در سرودن اشعار عاشورایی که ریشه در یک واقعه قطعی تاریخی دارد، شاعر تا چه میزان مجاز است از عنصر تخیل استفاده کند بدون آنکه به حقیقت تاریخ لطمه‌ای وارد شود؟

اساساً شعر بدون تخیل اتفاق نمی‌افتد و شکل نمی‌گیرد. اگر شما تخیل، تصویرسازی و عاطفه را از کلام حذف کنید، دیگر با پدیده‌ای به نام «شعر» مواجه نخواهید بود، بلکه صرفاً یک گزارش منظوم تاریخی خواهید داشت. تخیل باید در شعر عاشورایی حضور داشته باشد؛ منتها نکته خطیر و ظریفی که شاعر باید به شدت متوجه آن باشد، این است که او به هیچ وجه مجاز نیست «تاریخ» را تغییر دهد.

آن بخش از موضوع که مستقیماً به وقایع قطعی تاریخی، اشخاص، زمان‌ها و مکان‌ها مربوط می‌شود، توسط تخیل قابل دخل و تصرف نیست. برای مثال، شما به عنوان شاعر نمی‌توانید با اتکا به تخیل خود بگویید که امام حسین(ع) در روز عاشورا چندین علمدار داشته است! این حرف از سوی مخاطب آگاه و تاریخ‌دان مقبول نمی‌افتد و تحریف محسوب می‌شود. در اینجا تخیل کاری از پیش نمی‌برد و نباید وارد شود. تخیلِ شاعرانه باید در بخش‌های دیگر، مانند فضاسازی‌ها، توصیف حالات درونی افراد، تصویرسازی از طبیعت عاشورا، بیان عواطف و خلق استعاره‌ها و تشبیه‌های بدیع به کار گرفته شود، نه در تغییر شاکله تاریخی قضیه.

ایکنا - اگر موافق باشید، نگاهی گذرا به سیر تطور تاریخی این گونه ادبی بیندازیم. شاعران بزرگی همچون محتشم کاشانی را داشته‌ایم که شاهکارهای بی‌بدیلی در رثای امام حسین(ع) سروده‌اند. روند شکل‌گیری این جریان از آن دوران و به ویژه تأثیر دوره «بازگشت ادبی» بر شعر عاشورایی چگونه بوده است؟

برای بررسی این سیر، باید به کمی قبل‌تر بازگردیم. واقعیت این است که از یک دوره تاریخی به بعد، توجه به معارف شیعه و اهل بیت(ع) در جامعه ایران به طرز چشمگیری بیشتر می‌شود. شروع اوج‌گیری این توجه به دوران استقرار سلسله صفویه بازمی‌گردد؛ البته در دوره‌های قبل‌تر نیز ارادت به فرهنگ شیعه وجود داشت، اما در دوره صفوی این امر به صورت یک جریان رسمی و فراگیر درآمد. برای مثال، کتاب تأثیرگذار «روضة الشهدا» که نگارش آن در اواخر سال‌هایی است که منتهی به شکل‌گیری سلسله صفویه می‌شود، نقش مهمی در این زمینه داشت.

این توجه روزافزون به معارف و فرهنگ شیعه، طبیعتاً در حوزه ادبیات و شعر نیز خود را نشان داد و ما به نقطه‌ای رسیدیم که شاعران نامداری برای فرهنگ عاشورا، حضرت سیدالشهدا(ع) و یاران باوفای ایشان، اشعاری فاخر سرودند. در این میان، محتشم کاشانی با سرودن ترکیب‌بند مشهور خود، قله‌ای در مرثیه‌سرایی بنا نهاد.

پس از محتشم، با یک بخش بسیار قابل‌توجه و شگفت‌انگیز در تاریخ ادبیات روبه‌رو هستیم که مربوط به شعر دوره «بازگشت ادبی» است. اگر نهضت بازگشت ادبی در تاریخ ادبیات ما هیچ دستاورد دیگری نداشته باشد، مهم‌ترین و بزرگترین دستاوردش همین احیا و اعتلای «شعر عاشورایی» است. شما در این دوره، با تعداد بسیار زیادی از شاعران برجسته مواجه می‌شوید که حتی به قصد تقلید و استقبال از ترکیب‌بند محتشم، دست به سرایش زده‌اند و انصافاً شعرهای بسیار درخشان و استواری خلق کرده‌اند که از نظر ادبی ارزش فوق‌العاده‌ای دارند. خود این موضوع بسیار قابل‌ توجه و نیازمند پژوهش‌های آکادمیک است که بخش عظیمی از غنای شعر عاشورایی و شیعی ما، وام‌دار شاعران دوره بازگشت است.

ایکنا - با این اوصاف، آیا می‌توانیم بگوییم که پس از دوره بازگشت تا عصر حاضر، همواره در مسیر شکوفایی شعر عاشورایی بوده‌ایم؟

بله، پس از درخشش دوره بازگشت، این مسیر به صورت یک جریان مستمر اما با فراز و نشیب‌هایی اداره می‌شود و ادامه می‌یابد. در دوره‌های بعد نیز همواره شاعران مذهبی توانمندی حضور داشته‌اند که آثار ارزشمندی سروده‌اند. اما نقطه عطف بعدی، پیروزی انقلاب اسلامی است. در دوره پس از انقلاب، ما مجدداً شاهد یک دوره شکوفایی بی‌نظیر، جهش، و بالا رفتن بسامد شعر عاشورایی و مذهبی هستیم. در این دوران، هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی و تنوع قالب‌ها، اتفاقات مبارکی در شعر آیینی رخ داد.

ایکنا - اگر بخواهیم به دوران معاصر و پس از انقلاب بپردازیم، چهره‌های شاخص و تأثیرگذار در این نوع از شعر آیینی و مذهبی چه کسانی هستند؟

 ما در دوران معاصر چهره‌های بسیار درخشان و نام‌آوری در این حوزه داریم. اکنون اگر بخواهم صرفا با اتکا به حافظه نام ببرم، قطعا نام بسیاری از بزرگان از قلم خواهد افتاد. اما واقعیت این است که اگر شما به فهرست ترکیب‌بندهای عاشورایی و اشعار آیینی معاصر مراجعه کنید، با تعداد قابل‌توجهی از شاعران طراز اول روبه‌رو می‌شوید. در کنار شاعران مذهبی‌سرای کلاسیک، ما شاعرانی داریم که در قالب‌های نو و نیمایی نیز اشعار عاشورایی بی‌بدیلی خلق کرده‌اند. به عنوان مثال، زنده‌یاد سید حسن حسینی یکی از استوانه‌ها و چهره‌های کاملا شاخص در این عرصه پس از انقلاب است که نگاهی نو و حماسی به عاشورا داشت.

ایکنا - شعر عاشورایی را از جنبه فرمی، موسیقی و ریتم شعر عاشورایی چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا موسیقی خاصی برای این نوع شعر متصور هستید؟

موسیقی یکی از لوازم و عناصر جدانشدنی هر شعری است، به ویژه در شعر کلاسیک فارسی که بر پایه عروض و قافیه استوار است. فکر نمی‌کنم که بتوانیم تفکیک و مرزبندی خاصی برای «ریتم و موسیقی شعر عاشورایی» در مقایسه با سایر اشعار قائل بشویم. موسیقی شعر عاشورایی همان موسیقی اصیل شعر فارسی است که بسته به محتوای حماسی یا سوگوارانه، در بحرهای عروضیِ متناسب سروده می‌شود.

ایکنا - به عنوان پرسش پایانی، که شاید شنیدن آن برای مخاطبان ما بسیار جذاب باشد؛ چه شد که شخصِ سید اکبر میرجعفری به سمت سرودن شعر عاشورایی سوق پیدا کرد؟ آیا این صرفاً برخاسته از تمایلات مذهبی شما بود یا دلیل خاص دیگری داشت؟ و در پایان، اگر نکته و توصیه‌ای برای شاعران جوانی که می‌خواهند در این عرصه قلم بزنند دارید، بفرمایید.

در خصوص بخش اول سوال شما، فکر می‌کنم در ابتدای صحبت‌هایم تا حدودی به آن اشاره کردم. حقیقت امر این است که عاشورا جزئی از فرهنگ کلان، زیست‌بوم و هویت ما شده است. ورود به این عرصه، شاید خیلی هم به این موضوع که یک نفر به معنای مصطلح کلمه مذهبی سنتی باشد یا نباشد، ارتباط مستقیمی نداشته باشد؛ چرا که بخش عظیمی از فرهنگ حماسی و عاطفی عاشورا با فرهنگ و روح و روان مردم ما یکی شده است.

همان‌طور که حتما شنیده‌اید، هر هنرمندی که در این اتمسفر تنفس کند، خواه‌ناخواه به سمت مفاهیم عاشورایی گرایش پیدا می‌کند؛ حال یکی به دلایل شخصی و اعتقادی عمیق‌تر، بیشتر به این سمت می‌رود و دیگری کمتر. اما برای درک بهتر، فرض کنید یک مستندساز می‌خواهد از زندگی، آداب و رسوم مردم ایران یک فیلم مستند جامع بسازد؛ او قطعا در جاهایی از کار خود باید به سراغ آیین‌های سوگواری و عزاداری‌های آن‌ها برود که مستقیما به فرهنگ عاشورا گره خورده است. یک شاعر نیز اگر بخواهد شعری بگوید که آینه‌ای از زندگی، دردها و آرمان‌های مردمش باشد، قطعاً در مسیر ادبی خود به عاشورا خواهد پرداخت.

اما به عنوان نکته پایانی و مهم‌ترین توصیه‌ای که می‌توانم داشته باشم؛ شما پیش‌تر راجع به نسبت ما با تاریخ و آنچه مایه و پایه شعر عاشورایی می‌شود، سوال کردید. به عنوان یک شاعرِ متعهد، سوای آن روضه‌ها و مطالبی که به صورت شفاهی در مجالس درباره عاشورا می‌شنویم، رسالتی سنگین بر دوش داریم. موظفیم برای خلق اثر، به سراغ منابع و مقاتل مستند برویم. شاعر عاشورایی باید کتاب‌های تاریخی موثق را مطالعه کند و تاریخ تحلیلی عاشورا را بشناسد. آن چیزی که می‌تواند مایه اصلی، ناب و تحریف‌نشده‌ شعر ما قرار بگیرد، باید از «منابع دست‌اول» و معتبر کسب شود، نه صرفا از شنیده‌های غیرمستند. این آگاهی تاریخی، به شعر عمق و اصالت می‌بخشد.

انتهای پیام
خبرنگار:
فاطمه برزویی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha