برخی به شعائر دینی اهمیت میدهند، برخی به اخلاق، برخی به زهد، برخی به احکام و ...؛ اما با جامعنگری در دین میتوان مؤمنی متعادل بود؛ همانطور که اسلام میخواهد.
اسلام دین اعتدال است و پیامبر اسلام(ص) برای احیای مکارم اخلاقی مبعوث شدهاند؛ پس چرا شاهد تندرویها، کندرویها و رفتارهای ضد اخلاقی و حتی ضد انسانی به نام دین اسلام در جامعه هستیم و هر کس با برداشتی از دین، دیگران را متهم به بیدینی میکند؟ چگونه میتوان به اصل اسلام و دستورات اسلامی دست یافت و مسلمانی مؤمن و متعادل شد؟
برای دست یافتن به پاسخ این سؤالها، مسعود اسماعیلی، پژوهشگر حوزه تربیتی، کتابی با عنوان «مؤمن متعادل و تربیت متعادل» را به رشته تحریر درآورده است و طی درسگفتارهایی، با محور قرار دادن مطالب این کتاب، تشریح میکند که چگونه میتوان مؤمنی متعادل، همانطور که اسلام ناب محمدی مدنظر دارد، بود.
در قسمت اول این مجموعه تربیتی، موضوع «جامعنگری در دین» مطرح شده است که در ادامه با هم میبینیم و میخوانیم.
با درسگفتارهایی در مورد کتاب «مؤمن متعادل و تربیت متعادل» در خدمت شما هستیم و امیدواریم بتوانیم طی این مباحث، چهره زیباتر و متعادلتری از دین و تربیت دینی خدمت شما ارائه کنیم.
در سالهایی که معلمی را آغاز کردم، بیشتر معلم قرآن و درس دینی بوده و علاقهمند بودم با کودکان، بیشتر درخصوص مباحث دینی صحبت کنم؛ اما مباحث دینی گسترهای دارند و این سؤال برای من مطرح بود که ارائه مباحث دینی را از کجا آغاز کنم و به کجا ختم کنم؟ در پاسخ به این پرسش من، هر فردی پاسخ متفاوتی ارائه میکرد.
عدهای در پاسخ به سؤال من بر تعقل تأکید داشتند و عدهای صرفاً بر تعبد؛ اما آیا تعبد و تعقل در مقابل هم قرار دارند؟ بسیاری بر صداقت تأکید داشتند، اما برخی میگفتند که باید بیشتر بر روی مباحث اعتقادی تمرکز کرد و مباحث اخلاقی به اندازه مباحث اعتقادی اهمیت ندارند.
آیا شنیدهاید که گفته شده «تمام خباثتها و بدیها در خانهای است و کلید آن دروغ است»؟ روایت دیگری نیز براساس حدیث معتبری در کتاب شریف کافی مطرح شده است که میگوید: «تمام خوبیها در داخل خانهای است و کلید آن زهد است».
بسیاری از ما جمله اول را شنیدهایم، اما جمله دوم را خیر؛ خود این موضوع جای سؤال دارد که چرا بسیاری از ما جمله «تمام خوبیها در داخل خانهای است و کلید آن زهد است» را نشنیدهایم.
اما آیا داشتن زهد مربوط به انسانهای خاص، درجات بالای معرفت و مؤمنان سطح بالاست؟ یا اینکه همه ما باید از اول، خودمان و فرزندانمان را با مؤلفه کلیدی زهد آشنا کنیم؟ برخی دین را به اعتقادات، اخلاق و احکام تقسیم کردهاند. اما آیا این تقسیمبندی درست است؟ منبع این تقسیمبندی کجاست و آیا «اعتقادات» مهمتر است یا «اخلاق» و یا «احکام»؟
آنچه ما در این مباحث دنبال میکنیم، بیشتر از آنکه اختراعی باشد، کشفی است؛ یعنی در تلاش هستیم کشف کنیم که اگر میخواهیم در خودمان و فرزندانمان رشد ایجاد کنیم، آیا باید نظرات شخصیمان را به میان بیاوریم یا بدون پیشداوری به نظر خدا، اهلبیت(ع) و شارع رجوع کرده و آنها را مطالعه کنیم؟
اجازه دهید مثال دیگری بزنم؛ بارها شنیدهاید که مؤمن باید عزت نفس و یا به تعبیر دیگر کرامت نفس داشته باشد؛ اما ذلت نفس چطور؟ آیا مؤمن باید ذلت نفس هم داشته باشد؟ در برخی از روایات آمده است که ذلت نفس نیز برای مؤمن لازم و واجب است.
امام حسین(ع) در دعای عرفه میفرمایند: «اللّهمّ ذلّل نفسی فی نفسی؛ خدایا من را نزد خودم ذلیل کن». چگونه است که ما بر داشتن «عزت نفس» تأکید کرده و برای داشتن عزت نفس تلاش میکنیم، اما به دنبال ذلت نفس نیستیم؟
در این گفتارها به دنبال این هستیم که چهره جامعی از دین، بدون اعمال سلیقه و با اتکا به عقل، ارائه کنیم.
اجازه دهید مثال دیگری مطرح کنم؛ حضرت سلمان نزد پیامبر خدا(ص) میرود و مطرح میکند که: «یا رسول خدا، خواب دیدم که از آسمان پارچه سفیدی آویزان است و هر کسی یک تکه از آن را برمیدارد؛ برخی یک ذرع (۶۰ تا ۷۰ سانتیمتر)، برخی دو ذرع و برخی بیشتر را جدا کرده و با خود میبرند. این خواب چه معنایی دارد؟»
حضرت رسول(ص) فرمودند: این حال مردم آخرالزمان است. برخی از دین گوشهای را میگیرند و با بقیه دین کاری ندارند، برخی نیز بخش بیشتری از دین را دریافت میکنند.
در جامعه ما نیز اینگونه است؛ برخی حساسیت فوقالعادهای نسبت به شعائر دینی، زیارت، عزاداری امام حسین(ع) و... دارند، اما برخی به اخلاق، انسانیت و رسیدگی به مردم اهمیت میدهند. برخی به حجاب حساس هستند، ولی برخی به حجاب نگاه سطحی دارند.
سؤال اصلی در بحثی که در این سلسله گفتارها ارائه میکنم این است که آیا میشود خودمان، فرزندانمان و مبلغان دینی، به صورتی متعادل و جامعنگرانه، دین را اول بفهمند و بعد عرضه کنند؟
در بحث «مؤمن متعادل و تربیت متعادل» معتقدیم این مسئله امکانپذیر است و اساساً اگر جامعنگری در دین نباشد، حتماً دچار یک تربیت کاریکاتوری خواهیم شد؛ در درسگفتار بعد بیشتر در این خصوص صحبت میکنیم.